The first 168 lines.
Uninstall.
kinshin :کاری از forums.animworld
ano toki saikou no REAL ga mukou kara ai ni kita nowa
بعد از اون شک بزرگ درباره حقایقی که میدونستیم
bokura no sonzai wa konna ni tanjun dato warai ni kitanda
به صوراتامون داشت پوزخند ميزد که چه زندگي ساده اي داريد
mimi wo fusaidemo ryoute wo surinukeru shinjitsu ni madou yo
حتي با گرفتن گوشام, حقيقت از بين انگشتام رد شدو منو گيج کرد
hosoi karada no doko ni chikara wo irete tateba ii?
تو بدن ضعيفم جايي هست که بتونم به قدرت استقامتش تکيه کنم؟
Uninstall. Uninstall.
Uninstall. Uninstall.
kono hoshi no musuu no chiri no hitotsu dato
...حتي همين الانم نميتونم درک کنم
ima no boku niwa rikai dekinai
که چطور روي اين سياره ميتونه اين همه زندگي باشه
Uninstall. Uninstall.
Uninstall. Uninstall.
osore wo shiranai senshi no youni
بنظر مياد چاره ديگه اي نداشته باشم ولي به عنوان يه سرباز بايد کسي باشم که ترسو نمیشناسه
Uninstall.
Uninstall.
Uninstall.
Uninstall.
وقتي وارد مدرسه راهنمايي شديم, فکر ميکرديم ديگه عضوي از جامعه هستيم و ميتونيم هرکاري بکنيم
...ما گريه کرديم, خنديديم, عصباني شديم
قبلاً فکر ميکرديم هر چي تو دنيامون هستو بايد بدونيم
ولي واقعيتش, ما همگي فقط بچه بوديم, کسايي که زير سايه خانواده و جامعه بايد زندگي ميکرديم
افسردگي و خشم واقعاً چيزاي بدي تو زندگي روزمرمون نبودن
...اين چيزي بود که وقتي 15 نفر از ما دور هم جمع شديم ياد گرفتيم, و بعدش
بازي
!اهو, يه خرجنگ
بنظر مياد زندگي تو جزيره ميتومو بيشتر از اون چيزيه که فکر ميکرديم
تو اردو آموزشي طبيعت بايد مراقب ساحل باشيم با اينکه بچه راهنمايي هستيم
از خودمون بايد شروع کنيم
من ميگم خودت بهترين انتخابي
بنظرت کانا-چان بهتر نيست؟
چي؟
چیزو! فکر نمیکنی اونجاها شنا کنی خطرناک باشه؟
نه اونقدرا که فکر کنی, کاکو-کون
...اره خوب, ولی
!کانا-چان خیلی ناز شدی
خوب, اون هنوز یه کلاس چهارمیه
...میگم...هوم
ای کاش منم یه ابجی مثل تو داشتم
!سرخ شده
!راس میگیا
!کانا-چان, وقتی بغلت میکنن سرخ میشی
اذیتش نکنید, دلم واسش میسوزه
اگه ميخواي اينطوري رو هوا بموني, بايد بپري تو موجا تا بفهمي
ولش کنید
منظورت چیه
چرا همچین چیزی میگی؟
!اون خواهرته! همون خونی که تو داری اونم داره
کجاش خنده دار بود؟
الو؟ موجی هستم
بله خوبه, راستش تصمیم گرفتیم خودمون یه دوری اطراف بزنیم
میخوام اونارو جمع کنم بیارم اینجا
اونا کی باشن؟
خانوادت؟
اره
...بیخیال, آروم باش
همیشه واسه کانا-چان داری قلدر بازی درمیاری, میدونستی؟
خودم یبار دیدم نزدیک بود اشکاش دربیاد
یوشیرو بازم داره بازی درمیاره؟
کاره همیشگیشه
چه خبر شده؟
اونام هم گروهمونن که باید باهاشون دوست باشیم
پس این اصطلاح "تجربه یادگیری" چه معنی میده؟
خوب فکر کنم نسبت به اولین برخوردمون خیلی بشتر باهم اوخت شدیم
باشه فهمیدم, وقتی برگشتیم خودمو نشون میدم, خدافظ
داری شروع میکنی؟
چرا منتظر نمیشی بچه ها هم بیان؟ تازه هنوز هوا روشنه
به من چه, تازه حوصلمم سر رفته
بعد به مردم میگن بیاید به هم محبت کنید
که وظیفشون مثل وظیفه اعضاء جامعه ست
این چی بود؟
همون نظریه یکی برای همه و همه برای یکیه
اه, منطورت همون همکاری دسته جمعیه نه؟
فوتبال بازی کردم, واسه همین میدونم چی میگی
معنی دیگه ای نمیده؟
همه برای یکی و یکی برای همه, درسته؟
همونطور که ازت انتظار داشتم کومو, نا سلامتی یه خانم مأمور دولتی
کلی تو این اصطلاحات ماهری
واقعاً شبیه اونجور دخترایی هستم؟
خودتم بگو آنکو, پدرت مگه گوینده خبر نیست؟
برو بابا! منظورت توکوسامی آکیراست؟
وقتی اسمامونو میگی, دقت کردی چقدر شبیه همدیگن؟
...بابا کلی دختر آدمای معروف اینجانا
به چی زُل زدین؟
ه-هیچی
پس طوری نیست
به چی زُل زدی؟
...شرمنده
داری چیکار میکنی؟
هیچی بابا
چیه, چیه؟
بهتره نگاه نکنید
چیه؟
مریضی! داری چیکار میکنی؟ خیلی وحشیی
بهرحال کچل بود, پس مهم نیست
...حتی هنوزم
چرا داری همچین کاری میکنی؟
شاید داره تفریح میکنه
میشه دهنتو ببندی؟
...ترسیدم
نهایتش, اینام شکار یه سری شکارچی طبیعی دیگه میشن
خورده میشه یا میمیره یا میشه اسباب بازیه من
فرقش فقط تو همینه, مگه نه؟
ما خوکا و گاوارو میکشیم که بخوریمشون, چطور اون فرق داره؟
یه خورده زیادی به موخت فشار نیاوردی؟
همینو بگو, اصلاً فکر میکنی چیکار داری میکنی؟
چی شده؟
کی وسایل آتیش بازیو اینجا گذاشته؟
چه گندی؟ دلمون خوش بود که بعداً کلی حال میکنیما
اون ترقه های ماریمم خیس شدن؟
فکر نمیکنید دیگه وقتشه برگردیم خونه هامون؟
...ولی با اینحال وقتم نشد باهم بازی کنیم
اره, منم الان نمیخوام برگردم
اره
...پس
اصلاً میدونستید اون طرف یه غاره؟
یه غار؟
...حالا که گفتی, قبلنم دربارش شنیده بود
میخواید بریم داخلشو ببینیم؟
با اینحال بنظر میاد آخرش بن بسته
نه, از اونی که فکر کنی عمیقتره
!برو بابا
مجبور نیستین همتون بیاد داخل
!بنظر خیلی باحال میاد
و تعطیلات تابستونی همش به اکتشاف گذشت, درسته؟
اینجا داره باریکتر میشه
!آخ
...خیلی تاریکه, نمیتونم جلومو ببینم
!لباسمو نکش
...هی
اره...فکر نمیکنید دیگه باید برگردیم؟
...درسته
...اه, یه نور
اینجا دیگه کجاست؟
کسی اینجا زندگی میکنه؟
چنتا بیخانمان؟
...یکم مور مورم میشه
اه...یعنی جام لو رفت؟
...بنظر میاد
...چطوری؟ قبلش دیده بودین از غار بیام بیرون؟ یا
خوب, تمام آدمای محلی این غارو میشناسن
با اینحال فکر نمیکردم اینقدر عمیق باشه
اه که اینطور, اینطوریاست پس؟
این پایین دارید چیکار میکنید؟
خوب...میخوام بدونم الان وقتشه؟ حدس میزنم اشکالی نداشته باشه
شما بچه ها میخواید یه بازی بکنید؟
یه بازی؟
من یه بازیسازم, اره خودتون می بینید, بازی خوبی شده
اینجا اومدم که واسه ساخت بازیم بتونیم یکم شبیه سازی کنم
یکم احمقانه بنظر نمیاد؟
چه بی تربیت
چه جور بازیی هست حالا؟
پانزده موجود بیگانه به زمین حمله میکنن و یه ربات بزرگ باهاشون میجنگه
ملبس به یه زره سیاه خیلی بزرگ که هیچ قدرتی نمیتونه بهش نفوذ کنه
و...شما اولین کسایی هستین که می بینینش
خیلی باحال بنظر میاد
راستشو بخواید, خودمم دنبال چنتا داوطلب بودم که بازی تکمیل شده رو امتحان کنم
شما بچه ها خیلی مناسبید
دقیقاً همچین چیزی میخوام
هرکسی دوست داره, لطفاً دستشو بذاره روی این
مثل قراردادی که با قهرمانان میبندن
اه نخندین, خجالت آوره
No comments yet. Be the first to leave one.