Release info

The Legend of the Black Scorpion 2006 720 BRRip H264 AAC-TiLTSWiTCH
The Banquet 2006 DVDRip XviD AC3 6ch-[gx]
A Commentary by m@hsa
m@hsa-ترجمه و زیرنویس:مهســا

Tags

brrip
720
TS
Published on: 2015-01-28
Downloads: 40
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"سال 907 ميلادي،چين"

"زماني که قدرتمندترين امپراطور سلسله ي "تانگ"

"درحال ِفروپاشي بود"

شورش در سرتاسر ِکشور پراکنده شده بود " "و در چندين منطقه حکومت هاي کوچک تشکيل شده

"و ادعاي تاج و تخت داشتند"

"...اين دوره اي از تاريخ را به نام"

"پنج سلسله و ده امپراطور" مي نامند"

"...در آن دوران بود که"

"آشفتگي هاي گسترده؛باعث بروز درگيري هاي فراوان شد"

"خيانت در ميان مقامات دولتي و در نهايت "

"نزاعي تلخ بر سر قدرت به راه افتاد"

"در درون خانواده ي سلطنتي"

"در پس زمينه ي صحنه ي اين تئاتر"

"داستان ما آغاز ميشود"

"چه شب ِفرخنده ايست امشب"

"بر امتداد رودخانه ي "چانگ" شناور است"

" چه روز خجسته ايست امروز"

"که در رويا،همراه ِشاهزاده ام هستم"

بين ِ"وان" و وليعهد "وو لوان" عشقي

شکوفا شده بود

ولي پدرش؛امپراطور خودش با "وان" ازدواج کرد

و شاهزاده"وو لوان"به ناچار به سرزمين هاي جنوبي رفته

و از انظار ناپديد شد

و تسکين خود را در هنر و رقص يافت

سه سال بعد

عمو ي شاهزاده"وو لوان" برادرش امپراطور را به قتل رساند

و تاج و تخت و ملکه"وان" را به تصرف خود درآورد

ملکه "وان" مخفيانه قاصدان خود را

براي هشدار به وليعهد "وو لوان"فرستاد و خواستار ِبازگشت ِوي شد

ولي خبر نداشت که

امپراطور جديد از قبل گماشته هاي خود را براي

جلوگيري از بازگشت ِوليعهد "وو لوان"فرستاده

"درختان بر کوهسار زنده اند و شاخه ها بر درخت"

"و قلب ِمن در قلب تو ميتپد"

"...ولي تو حتي من رو نمي بيني"

از طرف ِاعليحضرت امپراطور

"به وليعهد "وو لوان

کشور دچار فقدان بزرگي شده است

پدرت ؛امپراطور؛ از دنيا رفته اند

عمويت ادعاي تاج و تخت کرده است

زودتر بازگرد و تاج و تخت را از وي بگير

....پدر

"ضـــيافت" "افسانه ي عقرب ِسياه"

::.... m@hsa -ترجمه و زيرنويس: مهســــــا ::....

اين کلاه خود مناسب ِتو نيست

اين که امپراطور رو "تو" خطاب کني؛ جايز نيست

"درستش اينه که بگي" اعليحضرت

تغيير دادن عادات قديمي آسون نيست

برادر شوهر

درحقيقت اندازه اش مناسب نيست

بايد بگم يکي جديد درست کنن

قلمرو پادشاهي رو نبايد منتظر گذاشت

درها رو ببنديد

زن برادر

بهتره از اين به بعد"ملکه"خطابم کني

برادرت نبايد هيچ وقت بهت اعتماد ميکرد

درگذشت ِامپراطور ِفقيد

هيچ ارتباطي با من نداره

وليعهد هنوز زنده است؟

زن برادر به نظر خيلي نگران مي آييد

به هر حال من نامادريش محسوب ميشم

اون چهار سال از تو بزرگتره

برادرشوهر شما خوب ميدونين من چطوري آرايشم رو پاک ميکنم

نه فقط درمورد ِآرايشت

بلکه حتي نحوه ي حموم رفتنت رو هم ميدونم

ممکنه برادر شوهر از جون ِوليعهد بگذره؟

ممکنه دستم رو ول کني؟

اين تئاتر تحت ِحمايت ِجناب ِوليعهد ـه

همين الان شمشيراتون رو کنار بگذاريد

خدمتگزارتون "چينگ باو"به خدمت رسيدند؛اعليحضرت

اعليحضرت ملکه

اين رنگ ِقرمز رو انتخاب کردين؟

بياويزش

اين پارچه

در اصل براي ازدواج تو

با وليعهد در نظر گرفته شده بود

گرچه

الان براي تاج گذاري من استفاده ميشه

واسه چي با سرعت اومدي اينجا؟

وقتي به دربار احضار شدم

فکر کردم شايد وليعهد بازگشته باشد

ميخواستم ازتون بپرسم

خبري از وليعهد نداريد؟

اون هيچ وقت براي من نامه نمي نويسد

پس چطور درارتباط ييد؟

از طريق رويا

من هرشب خوابش رو مي‌بينم

و باهم صحبت مي‌کنيم

ديشب هم خوابش را ديدي؟

بله

چي بهت گفت؟

بهم گفت زياد شيريني نخورم

ولي بعدش گفت

دختران ِجوان به شيريني تمايل دارند

و خيلي هم عادت ِبدي نيست

منم شيريني دوست دارم

برادرشوهر شما خوب ميدونيد چطور يه زن رو راضي کنيد

چطور ميتونم با برادرم قياس بشم؟

امپراطور ِفقيد مرد ِخردمند و شجاعي بود

ميخواي بگي

در راضي کردن ِتو مهارت نداشت

نه

هرموقع که مي‌خواست

مي‌تونست خيلي مردانه باشد

ولي خيلي از مواقع نمي‌خواست

درست نميگم؟

تقلا ي بين ِعشق و قدرت

قرن ها باعث ِعذاب ِامپراطوران ِگذشته شده

شما به نظر نمي‌رسد در عذاب باشيد

قبل از امشب همه چيز ساده بود

من فقط به امپراطوريم اهميت ميدادم

ولي بعد از امشب

وقتي که تو هستي؛ زن برادر

چه نيازي به امپراطوري دارم؟

شما خوب بلدين يه زن رو با زبونتون نرم کنيد

حرفي بود که از ته قلبم گفتم

چرا از تاج و تخت دست نمي کشي تا

با هم بريم تو جنگل و مثل ِزاهد ها زندگي کنيم؟

نظرت چيه؟

زن برادر

مي خواي کشُته بشم؟

فقط مي خواستم اذيتت کنم

اگه چيزي که مي خواي جون ِمنه

مي توني ازم بگيري

مي توني همه چيزم ُازم بگيري

اعليحضرت

....پدرم

چطوري مرُد؟

....ميگن که

وقتي در خواب بودند

يه عقرب ايشون رو نيش زده

تو قصر عقرب هست؟

ميگن تو قصر همه چي پيدا ميشه

کيا ميگن؟

آدم هايي که اونجا زندگي مي کنند

شامل ِاون هم ميشه؟

ايشون دوباره دارند ملکه مي شوند

ملکه ي کي؟

عمو ي شما

امپراطور ِجديد

"وو لوان"

بله

به حد ِمرگ ترسونديم

ملکه ي مادر

به نظر گرفته مياي

براي چي همچين ماسک ِعجيبي زدي

و اون قلاف ِشمشير قديمي رو همراهت داري؟

چه بلايي سرت اومده؟

اين سواليه که

من بايد بپرسم

چي شنيدي؟

برگشتم که

براي پدرم سوگواري کنم

يا به مادر خوانده ام تبريک بگم؟

با همچين لحن ِظالمانه اي

با يه زن ِدرمانده صحبت نکن

براي تو و پدرت

هرچي که داشتم رو فدا کردم

ولي

روح ِپدرم

هنوز هم خارج از دروازه هاي قصر سرگردانه

ملکه ي مادر

تو چشم هام نگاه کن و بهم بگو

پدرم واقعا

در اثر ِنيش ِعقرب

کشُته شد؟

"وو لوان"

دردي که تو چشم هاته

دلم رو مي شکنه

هيچ سوالي نپرس

به هيچي فکر نکن

قول ميدي؟

بهترين کار براي آرامش ِروح ِپدرت

اينه که هر دوي ما در امنيت باشم

مخصوصا تو

اعليحضرت

لطفا من ُببخشيد

لباس هاي کهنه ي من

لباس ِملکه رو کثيف کردند

بهم نشون بده تو اون قلاف ِشمشير چي داري؟

"شمشير ِساخت ِ"يويي

بهترين شمشير براي نبرد ِنزديک

الان فقط براي برش ِکاغذ ازش استفاده مي‌کنم

اون اوايل که پدرت بهمون شمشيربازي ياد ميداد

هميشه شاگرد ِبهتري بودي

الان کارت اينه؟

اين اشعاري از "يويي" ئه

برام مي‌خونيش؟

درمورد ِشاهزاده ي سوار بر موجي است که

يه دختر ِجون عاشقش مي‌شه

و اين آهنگ رو براش مي‌خونه

پس يه آهنگ ِعاشقانه است

نه

اين آهنگ درمورد ِتنهاييه

مي‌توني اين آهنگ رو براي بانو"چينگ" بخوني

اون درک نمي‌کنه

در واقع هيچکسي نمي‌تونه به طور کامل آدم ديگه اي رو درک کنه

اگه مي‌تونستيم

اينقدر احساس ِتنهايي نمي‌کرديم

وقتي که پدرت بهت اجازه داد دنبال ِهنر بري؛

More Farsi Persian subtitles for The Banquet AKA Legend of the Black Scorpion (夜宴 / Ye yan)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left