The first 200 lines.
تا سال 1876 بیشتر سرخپوستان آمریکا به زور در سرزمینهای حفاظت شده اسکان داده شدند
در سرزمین داکوتا ابر قرمز با مردمش درباره سرزمین حفاظت شده ی بزرگ "سو" به توافق رسید و تحت حمایت دولت قرار گرفت
اما دیگر رهبران سو، گاو نر نشسته و اسب دیوانه این را یک شکست دانستند و به زندگی خود به شکل سنتی ادامه دادند
مقاومت آنها یک افسانه بود
سپس رکود اقتصادی پیش آمد و ...در تپه های سیاه طلا کشف شد .در سرزمینهای سو
قلبم را در وطنم دفن کن
...یه ضرب المثل سرخپوستی میگه
...شجاعت از دور
خیلی آسونه
...آسون و اغلب خیلی امن
...زمانی کشتن نه مایه افتخار
بلکه آخرین راه حل بود
افتخار در شهامت واقعی بود
...اما از اون دوران
خیلی گذشته
برو. گفتم برو
اون مرد یه احمق بود
نیروهاشو قسمت کرد. اونم تو روز روشن، وسط ظهر
اون شاید احمق بود
اما طبق دستور عمل کرد آقای رئیس جمهور
سوها رو از تپه های سیاه بیرون کنید
...و به محلهای جیره بندی غذا بفرستید
تا ما بتونیم به اون طلاهای لعنتی برسیم
سوها مقاومت میکنن
! مقاومت ؟ چرنده
اونا مقاومت کردن ژنرال شرمن
محاصره کردن افراد مقاومته، ولی
کشتن نظامیهای ارتش ما وحشی گری
اونا رو مجبور به این کار کردن آقای رئیس جمهور
سوها مقاومت کردن چون بر اساس عهدنامه 68
این سرزمین متعلق به اوناست
و ما قانونا حق نداشتیم
اون قانون فقط برای
تامین غذای اونا برای چهار سال بود
و در عین حال ما بهشون 8 سال وقت دادیم
و شما نماینده ها بالغ بر یک میلیون در سال اختصاص دادین
.برای پر کردن شکم اونها چرا ؟
برای حفظ اونا از گرسنگی ژنرال
اونها تماما انجام شده
گرسنه نگه داشتن اونا از یکپارچگی اونا کم میکنه
و اونا به اندازه کافی باهوش هستن که امضا نکنن - امضاش کن -
ولی ما نباید اول جنگ رو شروع میکردیم
تو انتظار داری ما چیکار کنیم داوز ؟ دست رو دست بذاریم ؟
آقای رئیس جمهور این یه بحث کاملا بی فایدست
یه بحث بی فایده ؟
تو میدونی که اون مردها اونجا چیکار کردن ؟
اونا چیزایی نشونم دادن که من تا حالا ندیده بودم
هنری
بقای سرخپوستها نگرانی اصلی توئه. اینطور نیست ؟
شما میدونید چیه
فکر میکردم نگرانی شما هم هست
.هنوزم هست
فراموش نکن من بودم که مشکل سرخپوستها رو به رابط سرانشون تذکر دادم
من به شما یادآوری میکنم
تصمیمی که همکارهای تو خیلی بهش افتخار میکنن
و یه تصمیم لعنتی دیگه که اصلا به درد دولت ما نمیخوره
همراه با رکود سه ساله و خزانه ورشکسته
آقایون، این در مورد پول نیست بلکه در مورد انسانهاست
وقتی به یه توافق میرسید، مجبورید از صمیم قلب به وعده خودتون عمل کنید
...علیرغم این دشمنی
من هنوز بر این اعتقادم که متمدن کردن سرخ پوستها
.بهترین راه حفظ بقای اوناست قبول داری یا نه ؟
بله قربان. قبول دارم
پس نمیتونی انکار کنی که راهی برای نجات سو نیست
مگر اینکه وادارشون کنیم روش زندگیشون رو رها کنن
و برن تو سرزمینهای حفاظت شده
حرفمو تکرار میکنم
اگه قراره ما زمینهایی رو که از فرانسوی ها خریدیم
و به خاطرش مکزیکی ها رو کتک زدیم بگیریم
باید سرخپوستها رو بکشیم
پدرت
تو این پر رو بردی ؟
بله
در جنگ دره شاخ کوچک
سیصد نفر از ما رو به دار آویختن
من دو تا سفیدپوست کشتم، ولی پدر لینکولن از من محافظت کرد
اون منو به حبس فرستاد جایی که قلب من آزاد و رها بود
آزاد ؟ - بله -
چون که من یاد گرفتم راه دیگه ای هست
در کنار مسیر جنگ
...یک راه اسرارآمیز
تنها به نام عابدان مسیح شناخته میشن
و شما برگشتید تا از ما عابدان مسیح بسازید ؟
نه. من برای پسرم اومدم
خدای بزرگ، به ما خرد و قدرت ببخش
برای یک پیمان مسالمت آمیز
با برادران سرخپوستمان که امروز همراه ما هستند به توافق نامه صلح برسیم
رئیس بزرگ اوکلاما سو، ابر قرمز
رئیس قبیله
مرد جوانی که رام کننده اسبها هست
و دیگرانی که در اینجا حاضرند
ما از تو می خواهیم خدای بزرگ
به نام پسر تو و ناجی ما عیسی مسیح
آمین
میخوام بدونم شما کدوم خدا رو عبادت میکنین ؟
همون خدایی که با ما معاهده بستین
و اونو شکستین و فریبش دادین ؟
ما یک بار دیگه اومدیم تا در مورد
حقوق شما در تپه های سیاه و محل قدیمی شکارگاه مذاکره کنیم
دارم صحبت میکنم، یا اینکه داروی چشمم منو برای شما غیر قابل دیدن کرده ؟
...اگر اینطوره، وقتی با مردمم به سرزمینمون برگردیم
شما متوجه نخواهید شد
میخوام بدونم چند نفر از جوونای ابر قرمز
.در دره شاخ کوچک و گاو نشسته و اسب دیوانه بودن
اونا داشتن شکار میکردن طبق اجازه ای که داشتن
بله شکار میکردن
البته سفید پوستها
من دوست رئیس جمهور، گرند هستم
و میخوام بهتون بگم اون اصلا مایل نیست
دوباره بین ما جنگی در بگیره
گرند رئیس همه شماست که
توسط شما انتخاب شده
آیا اون دستور حمله سربازها رو صادر نکرده ؟
بله این دستور رئیس جمهور بوده
اما بر خلاف میلش بوده
من نمی فهمم. شما سفیدها چطور رفتار میکنید
یه کاغذ میذارین جلوی ما که میگه
تپه های سیاه و سرزمینهای شکارتون رو به ما بدید
وگرنه دیگه غذا بهتون نمیدیم
و گاو نر نشسته و همه کسایی که به جنگ ادامه میدن رو میکشیم
اینطور نیست ؟ - خیلی خوب -
ابر قرمز حرفشو زد
...این توافق نامه جدید
حمایت مستمر شما رو در بر داره
خانه جدید شما و موسسه دولتی که
نامش کوه کاج هست
ما دیگه نیازی به حمایت شما نداریم
ما میخوایم در سرزمینهایی شکار کنیم
که در معاهده گفته شده مال ماست
.فقط تا زمانی که حیوانات وحشی زیاد باشن .الان خیلی کم هستن
چون شما به خاطر سرگرمی شکار میکنین
کاغذی که شما امضا کردین به ما اجازه احداث خط آهن رو میده
شما وقتی قلم رو لمس کردین یعنی موافقت کردین
من قلم رو لمس کردم چون صلح میخواستم
...ظرف هشت زمستان گذشته
مردم من مثل فقیرها زندگی کردن
اون چیزهایی که وعده داده بودین کجان ؟
چیزهای خوبی که وقتی امضای ما رو میخواین بهمون وعده میدین ؟
رئیس ابر قرمز آیا شما
کاغذ رو امضا کردین یا نه ؟ آیا به مردمتون توصیه کردین
همین کار رو بکنن ؟
حالا من غیر قابل دیدن شدم ؟ .دارم با شما حرف میزنم
سرهنگ مایلز. کافیه
من صحبت میکنم چون اینها
حرف رئیس جمهور و همینطور حرف مردمه
شما باید این کاغذ رو امضا کنین
وگرنه شما و مردم خواهید مرد
! سربازها
برهنه کت
میگن اون در جنگ بزرگ سفیدها
علیه خودشون خیلی آدم کشته
برهنه کت دوست کاستر مو بلند بود
اون برای انتقام اومده
گاو نشسته درخواست این شورا رو کرده
ما منتظر حکمش هستیم
سربازهاتو از اینجا ببر
اونا حیوانات رو میترسونن - حتما قربان -
بهم بگین چقدر باید سربازام رو از اینجا دور کنم ؟
از سرزمینهای ما ببرشون
منظورتون از سرزمینهای ما چیه ؟
...قبل از اومدن شما
مردم ما در اینجا زندگی میکردن
نمیفهمم. ما سفیدا اولین دشمنای شما نیستیم
چرا سرزمینهای مینسوتا رو که چیپوا سالها پیش
شما رو از اونجا بیرون کردن ادعا نمیکنین ؟
تپه های سیاه سرزمینهای مقدسی اند که
که از طرف واخان تاکا به مردمم رسیده
چقدر متقاعد کنم
بس که ادعاتون رو پشت ارواح مخفی کنین
پس به مورمون ها چی میگین که
اعتقاد دارن سرزمینهای سرخپوستان از گذشتگانشون بهشون رسیده ؟
میگم که گوش بدن به واخان تاکا
مهم نیست افسانه شما چی میگه
شما مثل علفهای بهاری از زمین جوانه نزدید
و ناگهانی هم پیداتون نشده
شما از جنگلهای مینسوتا سر تا پا مسلح اومدین
و به مردمتون چیره شدین
شما با کائووا، اوماها و
پوکا، اوتو و پائونی به سختی جنگیدین و اون ها رو شکست دادین
و هنوز هم ادعا میکنین که تپه های سیاه
منطقه اختصاصیه که از طرف ارواح بزرگ به شما رسیده
کی به ما تفنگ داد تا دشمنامون رو بکشیم ؟
و کی به چیپوا اسلحه داد تا ما رو از خونه هامون درست کنن ؟
رئیس گاو نر نشسته این فرضیه که شما قبل از
اینکه مردان سفید پوست پیداشون بشه
.افراد صلح طلبی بودین خیالی ترین افسانه ست
شما مدتها همدیگرو میکشتین قبل از اینکه
.حتی پای سفید پوستی به این قاره برسه
شما اون قبایل رو فتح کردین به خاطر زمینها و حیواناتشون
درست مثل ما که شما رو به خاطر دلایل نه چندان شریفانه تر شکست میدیم
این حرفای شما یک مشت داستانه
این حقیقته نه داستان و افسانه
...اسب دیوانه تسلیم شده
با تمام افرادش
و با تسلیم شدنش به شما و مردمش میگه
شما شکست خوردین
و با دادن تپه های سیاه به ما
بهتره اینطوری بگم که ابر قرمز و دیگر سران قبایل
میخوان که تو به این جنگ پایان بدی
و به مناطق حفاظت شده بری
No comments yet. Be the first to leave one.