The first 162 lines.
!پَم
چاق تر شدي
چرا فقط درو تو صورتم نمي کوبي؟
چرا اينقد زود اينجايي؟
زود؟ آفتاب داره غروب ميکنه
فکر مي کني انگلستاني؟ آهنگو کم کن
همسايه ها ت کلي برات يادداشت گذاشتن
برات مهم نيست؟
براي چي بايد بري سنگاپور ؟
شوخيت گرفته؟ کار جديدمه
ميخواي بچه مو با خودم ببَرم سر جلسه؟
رئيسم مطمئنا ديوونه ميشه
پس مامان چي؟
حالا ديگه مامان داري؟
واقعا نمي خوام اذيتت کنم
ميدونم ناراحت ميشي
مثل من
...فقط همين يه بار
وقتي رسيدم اونجا، ميتونم بهت زنگ بزنم؟
بگير. از اين استفاده کن
نمي خوام، خودم از پسش بر ميام
بيا بغلم
باي، باي
زمان حال کامل
حال کامل
روز اول
....تو چته
.امروز کتابخونه بسته ست
حالا چي؟ ميخواي چيکار کني؟
نمي دونم، تا الان يه بچه بزرگ نکردم
ميخواد همينجور مثل يه تيکه سنگ بشينه؟
ميتوني به جاي من مراقبش باشي؟
اوه- برام سخته-
نمي تونم، من گي هستم و گي ها هم از بچه ها ميترسن
دختر
مال خودته- چي کار ميکني؟-
ميرم بخوابم
من کل روز و وقت ندارم
مامانت کجاست؟ کي بر ميگرده؟
چيکارست؟ چند سالته؟
ديگه با کي زندگي ميکني؟ اگه مامانت بر نگرده، چي ميشه؟
ميخواي با من بموني؟
چي براش گذاشتي؟
نتيجه ميده؟
براي من که خوب بود
امشب ميخواي چي کار کني؟
پارتي حيوانات
يه پارتي دارم
!خاله پم
خاله پم، من تشنمه
! خاله پم
مامان دلم برات تنگ شده، يو کِي دوسِت داره
سلام تيد
يه کم ديرتر سر کار ميام
باشه، خوبه
مرسي
روز دوم
زيادي محوش شده
احتمالا داره با خودش ميگه، وقتي بزرگ شم، يه پا ونگوگ مي شم
شما دو تا اوضاعتون خوبه؟
پس من برم سرکارم
و لطفا همين جور بذار آروم بمونه
يو کِي
سرو صدا نکن
گفتم سرو صدا نکن
يو کِي
! ندو، ندو
سلام، دلم برات تنگ شده بود
زن سخت کوش- بگيرش-
مرسي- اون کيه؟-
خواهرزادم- ميتوني اونو اينجور جاها بياري؟-
البته که ميتونم، فعلا برو بشين منم الان ميام
سلام دُخمل- اونجايي-
ميدوني من عاشق بچه هام؟
اسمت چيه؟
يوکِي- يوکِي-
يوکِي به چه معنيه؟- انگستان؟-
واي... چه دختر باهوشي-
من اونو شش سالگيم ياد گرفتم- دختر باهوشي هستي-
چون تو خنگي
بخاطر اون فيلم يه کم رشته بگير
چي شده؟ به منم بگيد
... کدوم آدم روي زمين اين حرف و ميزنه
من اين حرفو زدم، ميدوني من گفتم
چي گفتي؟
من خيلي با نمکم
من عاشق زندگي مجرديمم
کدوم يکي از ايناست؟
کجاست پس؟
لعنتي
تو اينو بهش گفتي؟
پَم، من برات يه بليط انگلستان خريدم
روز سوم
!يوکِي-
!يوکِي-
هي! خواهرزاده ي منو ديدي، يه دختر کوچوئه- نه نديدم-
يوکِِي-
!يوکِي-
!يوکِي-
!يوکِي-
!يوکِي- ميشه کفشمو بهم بدي، خاله پَم؟-
مگه مرض داريد؟
در مورد اين حرف ميزني يا من؟
جفتتون
چند وقته اينجا زندگي ميکني؟
تقريبا دو سه ساله
من قبلا انگلستان بودم
بعد برگشتم
با کي زندگي ميکردي؟
با خواهرم
و خواهرت، مادر يوکِِي هستش؟
اوهوم
اما قبلا شما دوتا رو نديده بودم
خب که چي؟- تو يه روحي؟-
ميتونم بهت دست بزنم؟-
آره، تو واقعي هستي
خُلي تو؟
خب، من با اين که اينجا باشي مشکلي ندارم، هر روز صبح ميتونم به آهنگاي عجيب غريب گوش کنم
اين که شکايت نيست، هست؟
...به هر حال
بازم ممنونم
اگه کاري از دستم بر مياد، بهم بگو-
خوشحال ميشم کمک کنم
اوه، من ديگه حسابي سير شدم، بسه-
پس ظرفارو بشور
يوکِِي من ميرم، باي باي-
بزن قَدِش
يوکِي
ميخواي با يه عروسک بزرگ بازي کني؟
... اين يکي
اوني که بزرگتر رو بيار- آي-
اينو اينجا نگه دار-
صورتتو ببين
کي ميخواد از پيچ گوشتي استفاده کنه؟
پيچ گوشتي چيه؟
اين تخت کيه؟
تو
مخصوص توست
دوستش داري؟
خيلي خيلي دوسش دارم
روز چهارم
سلام
سلام پَم، ميتونم با يوکِي حرف بزنم؟
يوکِي
چي شده؟
تولد يوکِي هفته ي ديگه ست، يادت که نرفته؟
ميدونم
فکر نميکنم تا اون موقع بتونم برگردم، از کارت اعتباريم براش کادوتو بخر
حواسم هست- مرسي
...يوکِي
مامان دلم برات تنگ شده، يوکِي دوسِت داره
تاييدش کنيد
فشارش بده
نفس عميق بکش
کي گوزيدش؟
روز پنجم
من بهت آب ميدم، تا زودتر رشد کني
روز ششم
!آتشفشان
ميدونم تو کي رو دوست داري؟- کي رو؟-
روز هفتم
روز هشتم
No comments yet. Be the first to leave one.