The first 200 lines.
ماجرای عاشقانه
مترجم mahsa
قسمت 12 نجات
هی
لی شان شان
به کمکت احتیاج دارم
باشه
بهت قول میدم تو برنامت اجرا کنم
اما
باید باهام قرار بذاری
من نمیخوام که خبرنگارا
شی یان رو اذیت کنن
آره
از کسی که
لیاقت محافظت داره باید محافظت کنم
!چDرت نگو
این برای
کارت خوبه که با من قرار بذاری
یه همکاریه دو طرف بSرده
باور میکنی که
ژین یو دوباره برگشته باشه پیش شان شان!؟
آره
اونا قبلا هم با هم بودن
شان شان دوستمونه
اون زن
به بدی معروفه
شان شان دختر بدی نیست
بعد هم
من به ژین یو اعتماد دارم
به مردا نمیشه اعتماد کرد
...ژین یو
ژین یو که مرد نیست
هی، شوخی بسه
به هر حال، من بهش اعتماد دارم
و
اون قول داده که باهام مهربون باشه
الان دیگه هیچ سوءتفاهمی بینمون نیست
تا وقتی که من بهش اعتماد داشته باشم
رابطمون خوب میمونه
ژین یو
توی مرگ مدیر
یه چیزی مشکوکه
من همه دوربین های امنیتی رو چک کردم
من فکر میکنم این موضوع
به چن هاو و پروفسور لین
مربوط میشه
درسته
چن هاو میتونه با تواناییه کنترل مغز
ضربان قلب پدر بزرگ منو کنترل کنه
مدرکی هم داریم!؟
مدرک
همون چیپ سیماسیه که تو بدنشه
اگه اون ضربان قلب پدر بزرگ منو
بیش از حد بالا برده باشه
قطعا پدر بزرگ منو میکشه
فکر نمیکردم
یکی از نزدیکام بخواد
به خاطر مشهور شدن یکی رو بکشه
واقعا نمیشه آدما رو از روی ظاهر قضاوت کرد
اون
هیچی به جز یه هیولا نیست
ما باید به پلیس اطلاع بدیم
چی شده!؟
نگران به نظر میاید
یه اتفاق بد افتاده
شی یان
رو دزدیدن
چی!؟
چی شده!؟
شی یان رو با یه وَن سفید
بُردن و تا الان بر نگشته
مبایلش هم خاموشه
خاموشه
!چه دیوونگیی
کی میتونه دزدیده باشتِش!؟
شی یان
که پولدار نیست
به خاطر پول نبردنش
تقصیر منه
...چه طور
!تقصیر تو نیست
تقصیر منه
من حواسم خوب جمع نبود
من نتونستم خوب ازش محافظت کنم
منظورت چیه!؟
داری میگی
چن هاو، شی یان رو دزدیدیه!؟
احتمالا
بهترِ به پلیس اطلاع بدیم
صبر کن
چن هاو و پروفسور لین
دیوونه تکنولوژی شدن
دخالت پلیس تو این ماجرا
ممکنه عصبانیشون کنه
حالا باید چیکار کنیم!؟
...تو
تو داری راجب چن هاو اینو میگی!؟
همون آیدول من؟ چن هاو!؟
آیدولت، چن هاو
الان توانایی های زیادی داره
وَن سفید!؟
الو
یینگ نا
لطفا، یه کاری برام انجام بده
فکر نمیکردم چن هاو
همچین آدمی باشه
اونا الان
بَرده تکنولوژی شدن
با این حال نباید شی یان رو میدزدید
اونا دیگه اخلاق حالیشون نیستو
توانایی های تکنولوژی رو ستایش میکنن
رسیدیم
همینجاست
وَن چن هاو
همینِ که کنار صدا و سیماست
توی پارکینگ مدیر برنامهاش پارک شده
پس، شی یانم همونجاست
ژیاو ژی، یو یان
شماها اینجا بمونید
چرا!؟
ما هم میخوایم شی یانو نجات بدیم
!شما ها باید به پلیس زنگ بزنید
اگه تا نیم ساعت دیگه برنگشتیم
به 110 زنگ بزنید
باشه
من تا حالا به 110 زنگ نزدم
بچه بازی در
نیارید
حواستون به ساعت باشه
فهمیدید!؟
اگه اینجا اتفاقی افتاد بهمون
زنگ بزنید
باشه
به ما بسپاریدش
بذار من برم
کیه!؟
آقا
پیتزاتون رو آوردم
من پیتزا سفارش نداده بودم
!اینم پیتزات
شی یان
شی یان
برو
بشین اونجا
!دستاتو بیار بالا
اذیت شدی!؟
دلم برات تنگ شده بود
منم
چن هاو گفت حواسم بهش باشه
میدونستم نباید این کارو کنم
...اما توی ذهنم
...اما
...اما من
...من
اون خودشم نمیتونه کنترل کنه
انگار داره با چیپ سیماس کنترل میشه
هی
چیکار میکنید!؟
گوش کن
وقتی چن هاو رو میبینی
قلبت تند میزنه!؟
غیر ممکنه که قلبم تند بزنه
من مَردم
باشه خوب
آره، قلبم تند میزنه
هر کاری که بهت میگه رو انجام میدی!؟
!افتضاحه
حتی اینم با چیپ سیماس کنترل شده
چی میگی!؟
...چیپ سیماس
...تکنولوژی
...کنترل
تو نمیخواد راجب این چیزا بدونی
بیاید بریم
باید به پلیس اطلاع بدیم
چی!؟
به پلیس اطلاع بدید!؟
واجِبه!؟
چیزی که گفتید حقیقت داره!؟
بله
اینا مدارکیه که میتونیم باهاشون
بهتون ثابت کنیم
این موضوع مهمیه
ما حتما برسیش میکنیم
ممنون
در بد ترین حالت
ممکنه شهر یا حتی کشور رو به
هرج ومرج بکشونه
این وظیفه منه که بهش رسیدگی کنم
چن هاو باید همین حالا دستگیر بشه
ما الان هیچ حُکم دستگیری نداریم
نمیتونیم همین حالا دستگیرش کنیم
اما نگران نباشید
ما نمیذاریم هیچ مجرمی آزاد برای خودش بگرده
ممنون
خواهش میکنم
بیاین بریم
باشه
میبینمت
دیگه داره صبح میشه
No comments yet. Be the first to leave one.