The first 200 lines.
*** قسمت هشتم ***
وقت ...زیادی
نمونده
راحیل من کجاست ؟
صبر کن
بچه داره میمیره
لطفاً
به ما کمک کن
خواهش می کنم
تکونش بده
** اين زيرنويس ، رايگان است و متعلق به هيچ انجمن يا فروشگاهي نمي باشد **
راحیل...راحیل
فوراً حرکت کنید
اسمش راحیل لوییسه...شش سال سن داره و دختر سفیر آمریکاست
آخرین بار کی اون را دیده ؟
طبق حرف های پرستار کره ای اون بچه
اون داشته با بقیه ی بچه های آمریکایی بازی می کرده
هنوز کسی اونو ندیده
وقتی سفیر فهمید که اون گم شده
اونها همراه با مستخدمینشون همه جای سفارتخونه را گشتند
ولی نتونستند اون را پیدا کنند...به خاطر همین همه شون از ما کمک خواستند
یک ساعت پیش, این اتفاق افتاد
جست و جو کردن در اطراف سفارتخانه را شروع کردید ؟
ما افراد را گسترش دادیم تا اونها تا 4 کیلومتری اطراف سفارتخانه را جست و جو کنند
ما جست و جو کردن در اطراف سفارتخانه را شروع کردیم
بیشتر از 3 دسته دارند به ما کمک می کنند
همچنین افراد خارجی هم دارند به ما کمک می کنند
تو رهبری این 3 دسته را به عهده بگیر تا بین اونها بی نظمی به وجود نیاد
اطاعت
ما چندتا رد و نشون پیدا کردیم
**** پلیس چوسان 3 ****
ما داشتیم بازی می کردیم
راحیل خیلی خوب بازی می کنه
اون همیشه برنده میشه
ممنونم
بله
این لباس راحیله
چیز غیر طبیعی در رفتارش نبود ؟
چون راحیل, بچه های سفیران دیگه را ملاقات کرده بود
خیلی بیش از حد هیجان زده شده بود.
به خاطر اینکه داشتم به بقیه کمک می کردم
اونو ندیدم...فقط برای یه لحظه
تقصیر منه
اون بدون این عروسک مخملی خوابش نمیبره
من یوناتان لوییس, سفیر آمریکا هستم
من شین جونگ وو هستم
به نظر میرسه که ما حتی با کمک پلیس های کره ای هم نمی تونیم راحیل را پیدا کنیم
منظورتون چیه ؟
میخوام از تمامی مراکز نیروی دریایی و تفنگدار در جمولپو استفاده کنم
اگر سربازان آمریکایی از شهروندان ما بازجویی کنند
اونوقت مردم, آشفته و ناراحت خواهند شد
هر اتفاقی که میفته, فقط مهم ترین چیز اینه که دخترم راحیل, صحیح و سالم برگرده
میفهمید که من چی میگم ؟
اونچه که برای من مهم, به وحشت انداختن آدم ربای خودمون هستم
در چنین موقعیتی, حتی برای دخترتون هم خطرناک تر خواهد بود
بسیار خب
ما فقط کمی وقت داریم...درسته ؟
هرچه که بیشتر فکر می کنم, هِی عجیب و غریب تر میشه
به نظر میرسه که اخیراً آمریکایی ها خیلی مطبوعانه مردم ما را بپذیرند
من نیو های پلیس را در همه جای سفارتخانه مستقر کردیم
نه تنها محل ورود به سفارتخانه بلکه
همه ی اطراف سفارتخانه
نگهبان ها و پلیس ها مستقر هستند
خب این همونیه که من گفتم
حالا بدون در نظر گرفتن آدم ربایی, اون بچه نمی تونسته از سفارتخانه خارج بشه
این خانه به مین جیسانگ, یکی از اعضای خاندان سلطنتی تعلق داره
حتی با محاصره شدن توسط سربازان
اون زنده مونده
از اونجایی که زمان های مختلفی گذشته
اون باید چیز هایی را در اولیت سازماندهی کرده باشه
منظورتون اینه که ممکنه یک گذرگاه مخفی وجود داشته باشه
گذرگاه مخفی ؟
منظورت اینه که یک تونل مخفی مثل تونل سفارتخانه ی روسیه به قصر گیونگ وون, وجود داره ؟
اینجا مکانیه که حتی کسانی هم که مدت زیادیه در اینجا زندگی می کنند, چیزی نمی دونند
معنیش اینه که به راحتی نمیشه اونو پیدا کرد
اول, دیوار ها ومحاصره کنید و به دقت همه جا را بگردید
من نتونستم گودال ها و سوراخ ها را ببینم
بیا اینجا
چی ؟
گفتم بیا اینجا
تو تب شدیدی داری...از کِی تا حالا تب داری ؟
از دیشب
مهم نیست...می تونم تحمل کنم
به نظر نمیرسه بتونی از خودت مراقبت کنی
و میخوای درمورد بچه ای که توی خطر افتاده, تحقیق کنی ؟
من خیلی خوب می تونم از خودم مراقبت کنم
اگر فکر می کنی که من میخوام این تحقیقات و بازجویی را به خطر بندازم
لطفاً همین حالا بگو
تو باید دکتر میشدی
من که اصلاً نه چیزی دیدم و نه چیزی شنیدم
راحیل...به خاطر همینه که هر دفعه توی بازی برنده میشدی
واقعاً سو یوندو با کمک دفتر خاطرات اون دختر, این تونل را پیدا کرده ؟
توی تمومی نقاشی های اون دختر, این تونل و راه هم بوده
اوه...واقعاً
پس به نظر میرسه که یوندو کارش را به خوبی به انجام رسونده
اون یوندو ئه
چیزی پیدا کردی ؟
اینو پیدا کردم
فکر کنم که این
کونک جانگ کو باشه
کونگ جانگ گو ؟
اگر یه مقدار از چایی را با الکل قاطی کنی, اونوقت می تونی مثل یه فیل بخوابی
اون آدم ربا از این روش استفاده کرده
ولی
همه ش همین بود ؟
این هم بود
یک مقدار داروئه
سخته که باور کنیم یه بچه از تونلی باخبر بوده که حتی یک آدم بالغ هم ازش خبر نداشته
همچنین آدم ربا میدونسته که اون دختربچه میخواد قایم موشک بازی کنه
پس
پس یه شریک جرم هم توی سفارتخانه هست ؟
افسر چویی
برو ببین کسی از اعضای سفارتخانه از این تونل باخبر بوده یا نه
مراقب باش
نذار کسی بفهمه که تو دنبال چی هستی
اطاعت قربان
افسر چویی و افسر سو
فهرست ها و مطالبی که مربوط به آدم ربایی ست را مطالعه کنید
برای اینکه زمینه های بازجویی و نحقیقاتی را رو براه کنید
باید خیلی سریع کارتون را انجام بدید
اگر اثرات خاک اره روی لباس هست
به احتمال خیلی زیاد, مجرم, نجاره
ولی با اثرات متوسطش
این خیلی
مبهمه
ما باید بیشتر سعی کنیم
به بخش چین دار نگاه کن
اینجا...این بخش
از اینجا
بریده شده و به طور شیب دار پایین اومده
ولی
اگر به انتهای برش نگاه کنی
مثل این می مونه که با چیزی خراشیده شده باشه
نخ ها با دقت, بیرون کشیده شدند
معنیش اینه که این یک چاقوی ناچیز و بی اهمیت نبوده
در بین وسایل نجار
اینها بودند
این چاقو شبیه اره ساخته شده که یا زنگ زده یا شکسته
زیر این چاقو خیلی تیزه
** اين زيرنويس ، رايگان است و متعلق به هيچ انجمن يا فروشگاهي نمي باشد **
** ترجمه و تنظيم: مرتـضي عـرب زاده **
ولی در نوک چاقو
دندانه هست
در مقایسه با بقیه ی نجار های معمولی, اون نجار با دقت بیشتری
از این چاقو در هنگام کار کردن استفاده می کنه
یک نجار که اشیای کوچک میسازه
از این حرفها گذشته, تجزیه و تحلیل دارو چی شد ؟
دارم سعی می کنم که انجامش بدم
پس
چی داری میخوری؟...دارو؟
! تو حتی نمیدونی این چیه نباید که همه چیزو بخوری
دفعه ی قبل هم اون مدرک رو خوردی و رنج کشیدی
من چاره ای ندارم این سریع ترین تکنیکه
روی هم رفته
طعم و مزه ی سیر, قویه
جیل هیون بان, با بزاق دهان, تغییر رنگ میده
اون شخص
سرطان ریه داره
اینها چکیده ای اونچه که شما خواستید, هستند
چرا به اونها نیاز دارید ؟
ایشون دارند ازتون می پرسند که چرا بهشون نیاز دارید
آه...من فقط یه سری اطلاعات میخوام
اون پرستار چی مینسانگ بوده ( صاحب قبلی خانه ) ؟
اون واقعاً یه زن مرموزیه
از اونجایی که اون یه مادر واقعی بوده
!!!اون خیلی هق هق کرده... تئاتر من باید از این موضوع سر دربیارم
چویی دوگون
تو باید خیلی پیر شده باشی
امروزه نجارهای خیلی بزرگ و عالی هست که خانه می سازند
ولی نجار های خرده و آبکی
خیلی زیاد نیستند
بذار ببینم
کیونگ ایک روستای چوسونگ
هاک سونگ موهاک...همه ش همینه
ولی
اون از این نوع چاقو استفاده میکنه آه...در واقع...ما هاک سونگ را یه لحظه هم نمی بینیم
به نظر میرسه که اون بیماری مزمنی داشته و در حال مردن باشه
کسی هست که علیه شما لجاجت کنه و از شما بیزار باشه ؟
چه نوع بیزاری ای ؟
متهم, توسط یک نفر در اینجا با تمامی جزئیات و اطلاعات, آماده بوده
اگر این یک موضوع پیش پا افتاده ای مثل پول بود
اون نمیخواسته از روشی استفاده کنه که بسیار سخت و دشوار هستند
این وظیفه ی منه
که بین آمریکا و کره, یک ارتباط خوب
ایجاد کنم
کی خیال کرده که می تونه علیه من لجاجت کنه و بیزار باشه ؟
زودتر از اون چیزی که فکر می کردم
به اینجا رسیدید
اگر به اینجا نمی اومدید هم
خودم برای دیدنتون میومدم
شما باعثش شدید
** شش ساعت از مفقود شدن دختر گذشته ***
اون بچه کجاست ؟
من بهتون میگم که اون کجاست
ولی همونطوری که میگم
شماها باید اول, سه کار را انجام بدید
تو داری ما را تهدید می کنی ؟
این تهدید نیست
بلکه یک درخواسته
تو کار بسیار خطرناکی انجام دادی که حتی نمی تونی جبرانش کنی
No comments yet. Be the first to leave one.