The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
مشتری مخفی ما یه بازیگر محلی به اسم هالیه
فرستادیمش به چهار شعبهای که بدترین عملکرد رو دارن
هر بار هم یه میکروفن مخفی همراهش بوده
تا همهچی رو بشنویم، فیل
-وای -سلام
سلام، خوبی؟
وای. تو، اِ... خوبی
حالا ماشینی که باهاش میره یه عالمه ایراد داره
یعنی لاستیکها، کالیپرها فیلترها، همهچی
حتی فروش اضافه هم پیشنهاد نمیدن؟
نهتنها فروش اضافه پیشنهاد نمیدن
تکتک مدیرها باهاش لاس زدن و یه تخفیف گنده هم بهش دادن
اینم جو از شعبه فینیکسویل
«باید بگم، واقعاً خیلی خوشگلی»
«یعنی واقعاً، واقعاً سکسیای»
«میتونم ببرمت بیرون؟ میشه اینو بپرسم؟ میپرسم. بذار ببرمت بیرون»
کوچ از پائولی
«چشمهات چه رنگیه؟»
«تا حالا همچین چشمهایی ندیدم ماشینت هم حسابی داغونه
ولی میتونیم فقط روغن رو عوض کنیم یه کم پول برات بمونه»
فردی از بلمونت
«نمیدونم با صندوقی به این پُری معاینه فنی رو رد میکنی یا نه»
«لعنت، عزیزم»
بعد دارنل میپره وسط: «چه مرگته لعنتی؟»
«برگرد توی تعمیرگاه»
«بابت اون ببخش، عزیزم»
«منحرفه»
- «مرد داری؟» -یا عیسی مسیح
بعد از اینکه اون سه نفر اول اینقدر خراب کردن
تصمیم گرفتیم بفرستیمش موناکو با یه بازیگر که نقش دوستپسرش رو بازی کنه
فقط میتونم رؤیاپردازی کنم که چاک چیکار کرده
بذار متن پیادهشده خودش حرف بزنه
«خیلی سکسیای»
«تا حالا کسی بهت گفته؟ این داداشته؟»
بعد بازیگره میگه
«نه، من دوستپسرشم»
چاک ادامه میده
«اوه، ببخشید من معمولاً زبان بدن رو خوب میخونم
و فکر کردم شاید برادرشی که معلولی»
یا خدا
میدونم
این آدما رقتانگیزن. خوشبختانه من دیگه اون سبک زندگی رو ندارم
فعالانه دارم اعتیاد جنسیم رو درمان میکنم و، اِ... خیلی هم خوب پیش میره
باشه
آره، یعنی بعد از اون خیانت
باید به بارب نشون میدادم مرد جدی و تکهمسریام که دیگه قرار نیست
اسیر لذتهای جسمانی باشه
و باید بگم، روی همه جنبههای دیگه زندگیم هم اثر خوب گذاشته. یعنی--
باشه دیو، کافیه. ممنون
اِم...
باشه، فقط خیلی سریع
باید یه کم درباره فرستادنش به شعبه ویل و شین حرف بزنیم
نه. ویل خیلی چیزها هست ولی منحرف نیست
تازه خودش و شین حسابی قاطی میکنن
اگه بفهمن داشتیم جاسوسیشون میکردیم
اِ...
آره، تصمیم با خودته، صددرصد
من میتونم جمعش کنم. فقط...
اگه نفرستیمش شعبه اونا
بقیه شاید متهمت کنن که پارتیبازی میکنی، ولی...
تو رئیسی
حرفت منطقیه، دیو
باشه، مأمور مکباستی رو فعال کن
عالیه
-از دفترم گمشو بیرون، دیو -چشم رئیس
خوشگله. باهاش بودی؟
- آره. دبیرستان، آره - کاش دبیرستان فوتبال بازی کرده بودم
اگه فوتبال بازی میکردی لهت میکردم
بعدش هم دوستدخترت رو انگشت میکردم
ممنون. میخوای بهش پیام بدی؟
اوه آره. فکر خوبیه، داداش
آره، همینطوری به جیل دایرکت میدم: «اوه سلام. منم، شین. یادته؟»
«توی اینترنت دیدم تو و شوهرت طلاق گرفتین
و هر شب صفحهت رو نگاه میکنم بالا و پایین میرم
و فکر میکنم اگه من و تو با هم بودیم و خانواده داشتیم چی میشد و...»
آره داداش، این دیگه...
قرار نیست اینو بفرستم مگه احمق لعنتیای؟
-خب، همه اینا رو نگو -تازه الان بچه هم داره، پس...
آره
یعنی باروره
و با توجه به حجم منیم منم قطعاً بارورم
ولی همه اونها مال گذشتهست
من الان این آدمم
میدونی، بعضی وقتها آینده خیلی شبیه گذشتهست
-میشه مثل نوشته روی تیشرت حرف نزنی؟ -من مثل تیشرت حرف نمیزنم
-حرفهات شبیه نوشته تیشرتهاست -کِی دیگه؟
یه هفته پیش اومدی سمتم گفتی «تعطیلات بهاری، ۲۰۱۰»
یه هفته پیش نبود سال ۲۰۱۰ بود و تعطیلات بهاری بود
باشه فقط یه فرصت بهش بده
چی برای از دست دادن داری؟
یه هندزفری؟
آره، یه هندزفری. زیادی از متن خارج شدی
من اینو مو به مو طراحی کردم میخوام بتونم زیر نظرت داشته باشم
-هرچی -هی، هی، هی. این چیه؟
قبلاً بهت گفتم
رفیقم همه تبلیغات شیتز در غرب پنسیلوانیا رو میسازه، باشه؟
اگه همکاری کنی شاید بتونم یه سفارش خوب برات بکنم
من نمیخوام توی تبلیغ کوفتی شیتز باشم!
دارم یه فرصت بهت میدم مگه نمیخوای بازیگر بشی؟
فکر میکنی اسکارلت جوهانسون یهراست رفت سر صحنه انتقامجویان که آزارش بدن؟
باشه، ولی این آخریه خسته شدم از سروکله زدن با این عوضیها
گوش کن. آخرین عوضیه ولی مهمترین عوضیه، باشه؟
باید این یارو رو به دام بندازی
و از الان هشدار میدم
یه عجیبوغریب لعنتیه
نوک سینهت بیرونه
برو!
چرا داریم درباره نوک سینههای من حرف میزنیم؟
- قدم، شاسه - شاسه
- و بعدش، این حرکت اصلیه - وای
برای این زانوی بلند لازم نیست کشش بدی؟ خیلی زانوت رو میبری بالا
لازم نیست کشش بدم ولی تمرینش میکنم
باشه
برو داخل دختر جلوی پیشخوان رو نادیده بگیر
از آموزشهای یوتیوبه
- اوه - مدیر
تمرکزت روی اون باشه
همون یارو که صورتش داغونه، آره
-ازش تعریف کن -حرومزاده
سلام!
- سلام - سلام، خوبی؟
خوبم. فقط یه تعویض روغن میخوام
- حتماً، بذار صفحه رو بیارم بالا... - بهش بگو تیموتی شالامی
وای، تا حالا کسی بهت گفته شبیه تیموتی شالامی هستی؟
چ...
کیلا!
- من؟ - آره
نه! نه، راستش هیچوقت همچین چیزی نشنیده بودم. من...
وای، خیلی... ممنون
- چه تعریف قشنگی - آره
اِ، یعنی خودت رو نگاه کن خودت هم شبیه ستاره سینمایی
یه چیزی بین ریس ویترسپون و شارلیز ترون داری
این... وای. ممنون
بله. بله، میتونیم...
اِم، اِ... تعویض روغن بله، قطعاً میتونیم... میتونیم...
-کیلا، میشه اون صفحه رو بیاری بالا؟ -آره
-چه ماشینی داری؟ -هوندا
اوه، هوندا. عالیه
خوبه. اِ...
ماشین خوبیه. یه مدت هوندا داشتم
جدی؟
اِ، یعنی، اون... اِ...
یه... تویوتا بود ولی بذار یه چیزی بگم
برم چک کنم ببینم برات جا داریم یا نه
و، اِ... فوراً ماشینت رو میبریم داخل
- خوبه - باشه
ببین، بلبرینگش شکسته اصلاً جا نمیافته
-چیکارش کردی؟ -من نکردم...
-همیشه اینو میاندازی زمین -نمیاندازم
بچهها، بچهها، بچهها اون زنه جلوی مغازه رو ببینین
میدونم دیوونهوار به نظر میاد ولی فکر کنم ازم خوشش اومده
- چطور؟ - داداش
شین، آره، گفت شبیه تیموتی شالامیام
-اوه خدای من، داداش! -بیخیال!
تو شبیه تیموتی شالامی نیستی
شبیه یه لزبین نحیف هستی شاید از اون مدل خوشش میاد
شین
از اینکه اینجا طرف شین رو بگیرم بدم میاد ولی امکان نداره اون دختر ازت خوشش اومده باشه
تازه اگه از لزبینهای نحیف خوشش میاد
نذار بیاد این پشت و منو ببینه
لزبین گنده، لزبین کلفت
توی پورتلند نمرهم ۱۲ـه، باس آخرم
رئیسِ رؤسای لزبینها
چرا نمیری باهاش حرف بزنی؟ چهل سالته و مجردی
-رقتانگیزه. چیزی برای باختن نداری -خودت همسن منی
-خودت از کی میخوای درخواست قرار کنی؟ -من همسن تو نیستم
و من از خیلیها درخواست... داداش، فقط برو انجامش بده
باشه، خیلی خب. چی بگم؟ چطوری... یعنی...
داداش، فکر میکنه شالامیای برو خونسرد بازی دربیار
فقط یه کم بیاعتنا میشم یه چیزی مثل «آره، هرچی»
یا خدا. آره، همون اول یه «هرچی» بنداز طرفش
-خوشش میاد -لازم نیست کار خاصی بکنم
خودش داره حسابی میاد سمتم
بعضی زنها خب جذب هرکی میشن که میشن
فکر میکنی جذب نیمه بالایی یه موجود افسانهای شده؟
گوش کن، فقط میرم خونسرد برخورد میکنم ببینیم چی میشه
-تازه کال اینو شکسته -من نشکستم. خودش شکست
دیدی هی میاندازتش زمین، نه؟
چرا روی پنجرهها روزنامه چسبوندین؟
میخواین بچهها رو بکنین، عوضی؟
چندشآوره
چه خبره؟ باید برام تعریف کنی
مکانیکها دارن ماشینم رو نگاه میکنن
راستش یارو جلوی مغازه خیلی مهربونه
- احتمالاً بازم عوضیه - آره
دقیقاً
همین حسهات رو حفظ کن این یاروها یه مشت کثافتن
گاردت رو پایین نیار
جلوی این یارو. منحرفه
منحرف درجهیک
حالا کاپشنت رو دربیار بذار یه کم هوا بخورن
بهش بگو گرمت شده بگو همهجات عرق کرده
هی، اِ... میشه کولر رو بیشتر کنیم؟ یه جورایی...
همهجام یه کم عرق کرده
عالیه
به نظرت من اشتباه میکنم یا داره زیادی سکسیبازی درمیاره؟
انگار ژست میگیره
آره. قطعاً یه نقشهای داره
چه نقشهای داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.