The first 200 lines.
هرکاری بکنی، من آسیب نمی بینم
ازت ناراحت نمیشم و برام سوتفاهم نمیشه
هر چقدر می تونی ادامه بده
می خوای باهام بخوابی؟
اگه نمی خوای همین الان بگو
درو برات باز می کنم
نمی رم
جُم نمی خورم. مثل سیریش بهت می چسبم
منتظر نوبتتون بمونین
بفرمایید
فعلاً- ممنون-
ببخشید
بله؟
چی می خواین؟- آتیش خاموش شد-
واقعاً؟ یه لحظه
نوش جان کردین؟- بله-
یه ظرف بزرگ بوسام، سه پُرس یوکگجانگ همراه با کوفته
...بعداً بهت زنگ می زنم- ...سه دلیل برام بیار-
که نمی تونم با اول قرار بذارم
می تونم یه صفحه دلیل بیارم، ولی الان هیچی یادم نیست
ببخشید،میشه سریع تر؟
باشه.معذرت
کلی کار سرم ریخته.بعداً باهم حرف می زنیم
متأسفم
میشه یه بطری سوجو بدین؟
پس باهاش قرار می ذارم
اگه تو هم نمی تونی دلیلشو به خاطر بیاری
پس وانمود می کنیم که از اولم دلیلی نبوده
با اول می مونم
،پنج سال پیش
...اگه اول اون فلشو به تلویزیون می داد
...اگه تو فلشو از اول نمی گرفتی
امروز سالگرد ختم پدرم بود
متأسفم
مطمئنم گربه از عمد اینکارو نکرد
پس ناراحت نباش و پولو بگیر
اول
اول هنوزم همه چی رو یادشه
فکر می کردم مشکلی نداره
ولی هنوزم تو تاریکی زندگی می کرد
شین جون یونگم
،چند ماه پیش
...دکترم بهم گفت
خیلی زنده نمی مونم
خب،یکم گیج شده بودم
.ولی همه یه روزی می میرن بالاخره
...پس
چرا اینجا داری ظرفا رو میشوری؟- من؟-
من دیگه مدیر برنامه های شین جون یونگ نیستم
چرا؟- ...منم واس کارایی که می کنم-
غرور دارما
....ولی فکر نکنم دیگه بتونم با همچین موجودی
کنار بیام
چیکار کرده مگه؟
چطوری پسرتو اینجوری بار آوردی؟
هرکسی نبود
تهیه کننده نو بود
هیچ انسانی حق همچین کاری رو نداره
چی؟- چی میگی؟-
اگه هنوزم مستی،برو خونه بگیر بِکَپ
چرا اینجایی و چرت و پرت تحویل من میدی؟
چرت و پرت نیست
،اگه می دیدی جون یونگ چیکار کرد
سه روز تموم همینجوری میزدیش، شایدم بیشتر
...به چه حقی- !وایسا-
وایسا بینم.نباید اینکارو کنم
اگه بخوام استعفا بدم باید بگم
"هی، جون یونگ"
"اون اخلاق گندتو درست کن. مثل آدم زندگی کن"
بعد باید یه دونه محکم بزن تو کونش و بعد فلنگو ببندم
احمق
حق نداری جون یونگو بزنی
.اون نه تو رو باید بزنم
برای احمقی مثل تو یه چماق گنده لازمه
فکر کنم خوب جواب بده
هی،برگرد اینجا فکر کنم خوب جواب بده
هی،برگرد اینجا
بس کن بابا- دوباره بگو-
احمق
بیا اینجا
قایم نشو بیا بیرون بیا اینجا
قایم نشو بیا بیرون
بذار اینو بپرسم
،اگه من و جون یونگ هر دومون در حال غرق شدن باشیم
اول جون یونگو نجات میدی؟
چی میگی؟
بچه که نیستی چی میگی؟
بچه که نیستی
خودتم بچه ای
،با جون و دلت مراقب جون یونگی
برای همین حسودیش میشه.خیلی بچه ای
چی گفتی؟ من بچه ام؟
تازه اشم من کِی حسودی کردم؟ کجا حسودی کردم؟
باید تو رو سرجات بنشونم
مان اوکو نزن
برای چی بقیه رو می زنی. مگه وحشی ای؟
دردم اومد. ولم کن
!ساکت
مجبوریم روزمونو اینجوری شروع کنیم؟
یونگ دوک، ولش کن
بگو بینم. جون یونگ سر اون دختره نو اول چه بلایی آورد؟
جون یونگ چیکار کرد؟
....می خواستم ببینمت چون
برادرت گفت نمیره دانشگاه
....برادرم
چی گفت؟
با این نمراتش، هر دانشگاهی که بخواد می تونه بره
ولی بهم گفت که نمی خواد بره دانشگاه
جیک
چرا خواهرمو خبر کردی؟
گفته بودم بین خودمون بمونه
چون داشتی حیف می شدی
خیلی باهوش تر از اونی که دانشگاه نری
می خواستی دکتر بشی
نمی رم دانشگاه
...تصمیمو گرفتم، پس
.آخ . دردم اومد
باهاش یکم حرف می زنم
دیوونه شدی؟
چرا نمی خوای بری دانشگاه؟
فکر کردی برای کی دارم جون می کَنم؟
زده به سرت؟
به زور پول بدهیامونو می تونی بدی
از پس شهریه ام برنمیای
دانشکده پزشکی کلی خرج داره
...کلی پول دارم. وام هم می تونم بگیرم، پس
اگه انقدر پولداری، یه جا برای موندن پیدا کن
حتی اگه زیرزمین هم باشه مهم نیست
خسته شدم از بس خونه ی دوست و آشنا پِلاس بودم
یه جا برای موندن پیدا کن
باشه.یه جا برای خودمون پیدا می کنم
...من- اگه انقدر پولداری-
...قرضامونو بده
اینجوری مجبور نیستیم نگران نزول خورایِ گردن کلفت باشیم
بیا تو آرامش زندگی کنیم
باشه. یه جا رو پیدا می کنم و قرضامونو صاف می کنم
...اینکارا رو میکنم اگه
.وقتی همه ی این کارارو کردی می رم، دانشکده پزشکی
دیگه راجب دانشگاه حرفی نباشه
!نو جیک
الو؟
مدیر شرکت کِی جِی، لی اون سو هستم
یادته؟
اول دیگه پیداش نمیشه. می تونی تو خونه بمونی
اون چیه؟
باید مراقب ظاهرت باشی
سلام، دکتر
روز خیلی خوبی نیست؟
راجبش فکر کردی؟
باید قبول کنی
تهش تو بیمارستان می میرم
...اگه درمان بشی
.بازم درنهایت تو بیمارستان می میرم
به عنوان پزشکت نمی تونم همینجور دست رو دست بذارم و کاری نکنم
به خونواده ات خبر می دم
تو رو به چشم ناجیم می دیدم
نذار پاتو به دادگاه بکشونم
جون یونگ- یه اتفاق مهم افتاده-
بعداً بهت زنگ می زنم
چی تو رو این همه راه کشونده اینجا؟
چرا اینو برام فرستادی؟
نمی دونم چرا برام فرستادی
ولی من نامزد دارم
می دونم
ولی تو تنها کسی نیستی که اینو گرفته
...مسئول پخش، کارکنان بخش تولید
.کارگردانا، همشون گرفتن
...رئیس شرکتمون
به عنوان معذرت خواهی اینا رو فرستاده
هرچند، فکر کنم برای یه عذر خواهی زیادی خرج کرده
.اگه ميخواي ميتوني بذاريش اينجا
يه چيز ديگه
.متشکر و شرمنده م
.تو جلوي يون هو زانو زدي
.اگه من زانو نمی زدم، تو بايد ميزدي
...نميتونستم اجازه بدم يه خانم خوشگل
.جلوي يه خرمگسي مث اون زانو بزنه
بايد برم
حتماً
...اون موقع
چي گفتي؟
...فکر کنم وقتي منو
.از استخر بيرون آوردي، يه چي گفتي
چي گفتي؟
. رازه
بهم بگو
.تو گفتي نامزد کردي
خب که چي؟ - اون حرفو بدون اینکه بدونم نامزد داری گفتم-
دیگه بیخیالش شو
اشکال نداره
بهم بگو
آروم برون
.روز بخير
.برگرد سر کار
.اگه ميخواي اينطوري بهم سلام بدي، اينجا نيا
.من ديگه رئیست نیستم
...پس
.به عنوان يه دوست حرف ميزنم
.تو چه پسر بدي هستي
مجبوري اينقدر زياده روي کني؟
No comments yet. Be the first to leave one.