The first 197 lines.
ابن قسمت حاوی سکانس هایی از خشونت و خودکشی است× ×.که ممکن برای همه مناسب نباشد
،آه از کینه و نفرت
،همانند لنزی است که بر روی چشمانت می گذاری
!زندگانی ات را متزلزل می کند .رئوفت را از تو می گیرد و بذر فسق و فجور را در تو می کارد
به حدی تو را بدبین می کند که ...کارهای نیکوی دیگران هم
.انعکاسی از توطئه برایت جلوه می شود
.آلما
.متاسفم عشقم
.خیلی حسرت می خورم که دیگه نمی بینمت
...خیلی چیزها هست که می خوام بهت بگم اما
!چه اهمیتی داره وقتی که مهم ترینش رو میدونی .میدونی که چقدر دوستت دارم
.با تمام روحم عاشقتم
.ممنونم
.آلما
...برای شناسایی هویتش
.فقط موبایلی که باهاش پیام داده رو داریم
عمو چطور؟
.ظاهرا، تونسته از آتس سوزی نجات پیدا کنه
.ردِ تایرِ ماشینی که از اونجا دور شده رو پیدا کردن
از کجا مطمئنی که خودش بوده؟
...شاید داریو هم - .عزیزم -
.داریو مُرده
.فیلم خداحافظیشو برای من فرستاد
یعنی خودکشی کرده؟
.نه
.میشه فیلمو ببینم؟ - .نه، بهتره که نبینی -
.آه جگرگوشه ام
.دوستت دارم
.سوارز
می دونی شواهدِ پرونده ی برندا کاستیو رو کی برداشته؟
می دونی کی وارد دفتر کارم شده؟
.دیروز استفان اومد
.قبل از اینکه زنگ عملیات به صدا در بیاد
چه خبر؟
.فکر می کردم باهات هماهنگ کرده
.ای حرومزاده
،زوئه، لطفا .باید حقیقت رو بهم بگی
به بابات کمک کردی که فرار کنه؟
.نه
.زوئه
.شرایط خیلی حساسی ـه
.پلیس داره از دکتر اوروپسا بازجویی می کنه
.فکر می کنن اون همدستش بوده
.لعنتی
.نه، اون هیچ ربطی به این قضیه نداره
.من به بابا کمک کردم
نه، امکان نداره
!سرم! نور میبینم
چی شده دکتر؟ - .آروم باش -
من بهش گفتم باید چه بگه !تا بفرستنش به سی تی اسکن
.فورا ببرینش سی تی اسکن
!لعنتی، دکتر یه کاری بکن - .آروم باش -
،اونجا
.تکنسین رو مسموم کردم تا غش کنه
،و وقتی که بی هوش شد ...موبایلش و پول و
.کارت بانیکم رو به بابا دادم
الان چطور تو این وضعیت تنهات بذارم؟
،آقای قاضی
!اگه فرار کنی، می تونی بی گناهیت رو ثابت کنی
،اما اگه 60 سال بندازنت حلفدونی می خوای چیکار کنی؟
...و بعدش، یکمی کلروفورم خوردم
.تا غش کنم
ببین زوئه، متوجه نیستی که تو و بابات شرایط رو فقط سخت تر کردین؟
.میدونی که راه دیگه ای نداشتیم
.عموم برادر خودش رو مسموم کرده
.و ما هم نمی دونیم که عموت و بابات همدست هستن یا نه
.لعنتی
« به مورلوس خوش آمدید »
.لئوناردو با هیچ کدوممون تماس نمی گیره
.میدونه که شاید گوشیم در حال شنود باشه
ادیث میشه ازت یه خواهشی کنم؟ - البته -
.من باید یه سر برم کوئرناواکا می تونی اینجا بمونی و از زوئه مراقبت کنی؟
.مواظبش باش
!لعنتی
« چهار تماس از دست رفته : زوئه »
بیچو؟
.استفان
چطوری داداش؟
.زمان زیادی نداریم
.یه سیگنال از گوشی استفان دریافت کردیم
.اما گمش کردیم
فکر می کنی هنوز تو مورلوس باشه؟
.احتمالش هست
.دیروز که اینجا بوده
همه ی شواهد و مدارکِ پرونده ی .برندا کاستیو رو برداشته
چه کاری از دستمون برمیاد؟
.در حال حاضر هیچ کاری
.اما خیلی مهمه که با ما همکاری کنی
.بیا تو لطفا
!اسلحه ات رو بنداز
!اسلحه ات رو بنداز
گوسی برندا رو هم برداشته؟
،ظاهرا !همه چیو تو کارخونه سوزونده
.اما خبرهای خوبی هم دارم
یه کپی از فیلم های مدار بسته ی جلوی خونه برندا .به دستمون رسید
اون ساعت هایی که از فیلم گم شده بود و !استفان می خواسته که از شرش خلاص بشه رو دارم
پدرخونده کجاست؟
کجاست؟
!نمی دونم در مورد چی داری حرف می زنی
چه بلایی سرش آوردی؟
!اومدم اینجا که نجاتت بدم بدبخت
چی؟ - .پدرخونده گولِمون زده -
.هم من و هم تو رو
.اسلحه ات رو بنداز
.اسلحه ات رو بیار پایین مرد
یک ماه قبل از اینکه آنتونیو گوئرا ... به قتلِ
،لزلی دلگادو متهم بشه
...پدربزرگِ داریو و پسرعموش
،آلبرتو رو از ارث محروم میکنه
.و آنتونیو رو تنها وارثش قرار میده
،اون موقع .اسم کلیدی یه شخصیت وارد صحنه میشه
،خوزه لوئیس والدِز
.که با اسم "پدرخوانده" هم شناخته شده
.پدرخونده هممونو فریب داد
...اون به زن آنتونیو گوئرا رشوه داده بود
تا شواهدی رو بهش بده که پدرخونده بتونه با .استفاده از اون ها، آنتونیو رو مجرم معرفی کنه
!لوسیندا همه ی اون شواهد و مدارک رو بهش میده
،سیمی که مثلا با اون لزلی رو خفه کرده
...لباس هایی که مثلا توی تعمیرگاه پیدا شده
...حتی روی لباس هاش منی ریختن
.تا جرم تجاوز هم بهش اضافه کنن
.سرِ قولت بمون لوسیندا
.حتی یه کلمه هم چیزی نمیگی
،صحبت از یه ارث مولتی میلیاردی بود
...باید یه جوری آنتونیو رو از صحنه خارج می کردن
.تا بتونن به دستش بیارن
،آلبرتو گوئرا
،پسرعموی آنتونیو
پدرخوانده رو استخدام میکنه تا اون جنایت .رو بندازن گردن آنتونیو
وقتی که باید تحقیقات رو به خاطر کار تو ...ترک می کردم
از شهادت برندا استفاده شد .تا به همه چیز خاتمه بدن
.شاهد مظنون رو شناسایی کرده
!فکر می کردم برندا اتفاقی شاهد این پرونده شده
نگو پدرخوانده اصرار کرده که .از اون به عنوان شاهد استفاده کنه
.خانم
.من با حرص و طمع کور شده بودم
.می دونستم این پرونده است که به من ترفیع میده
.شماره ی پنج
حتی وقتی تو باهاش موافقت کردی هم .شوکه شدم
پدرخونده با ما بازی کرد و با برندا .دست به یکی شد
استفان، حالا همه ی این ها رو از کجا فهمیدی؟
...وقتی داشتم رو داریو گوئرا تحقیق می کردم
.تکه های پازل رو کنار هم قرار دادم
و پدرخونده کجاست؟
.هیچ سرنخی ندارم داداش
...پس، آلبرتو گوئرا
...به پدرخونده پول داده
تا بابای داریو رو متهم کنه؟
پس پولی که عموم به لوسیندا داده چی؟
...احتمالا بهش پول پیشنهاد داده
.تا بهشون کمک کنه از پرونده سر در بیارن
.اما با خودکشی آنتونیو، نقشه اشون بهم ریخت
،پس چرا بعدش
پسرعموی بابای داریو و زنش، داریو رو به فرزندخوندگی گرفتن؟
.نمی دونم زوئه
احتمالا به خاطر اینکه از طریق اون به .ارث و میراثشون برسن
.عوضی ها
.خیلی خب
+ یکشنبه، 14 آپریل 2019 +
.صبر کن
می تونی یکم ببریش عقب تر؟
.اوجا
12:59دقیقه ی شب
و ساعت 1:06 دقیقه ی صبح، برندا به .استفان زنگ میزنه
.موقع خروج استفان برندا هنوز زنده بوده
.صبر کن
.آلما
گفتی شوهرت ساعت چند رسیده خونه؟
.یادم نمیاد
.من فردا صبحش لئو رو دیدم
،هیچ پول نقدی یا کارت اعتباری ای
.شناسنامه و پاسپورتی پیدا نکردیم
به نظرم اتفاقی که اینجا افتاده خیلی هم . با عقل جور در میاد
بهش خبر دادی که میخوایم بیام پیشش؟
.همین الان بهت گفتم که نه، لعنتی
چطور از بیمارستان فرار کردی؟
.مهم نیست
مهم اینه که یه عملیات ویژه برای پیدا کردنِ ما .ترتیب دادن
این چیه؟
.شواهدِ پرونده ی برندا
!لعنتی
اون ژاکت رو میشناسی؟
.مدارکی اینجا هست که تو رو متهم میکنه
باید همین الان از اینجا بریم بیرون
!لعنتی
...اگه پدرخونده فرار کرده
پس چرا مدارک رو با خودش نبرده؟
...پلیس راهنما و رانندگی تایید کرد که
شوهرتون رو ساعت 1.30 شبی که ...اون حادثه اتفاق افتاده
.به خاطر رانندگی در حالت مستی دستگیر کرده
...تا وقتی که می فهمن اون مرد قاضی سولارس ـه
...زمان زیادی رو تو بازداشتگاه می مونه
...بعدش تصمیم می گیرن
.با ماشین شخصی خودش بفرستنش خونه
.یعنی دیگه شکی به شوهرت نیست .اون بیگناهه
.پلیس مورلوس
.شما بازداشت هستید
No comments yet. Be the first to leave one.