The first 200 lines.
بچه ها، سالها، عمو بارنيتون
کِيف ميکرد وقتي رگه کانادايي .خاله رابين رو مسخره مي کرد
...مجبور بودي تو کانادا بزرگ شي
.وقتي آمريکا دقيقا پشت سرت بوده
.انگار کل کشور يه خياط هم نداره
چرا؟ چرا اصلا بهتون اجازه داديم که يه کشور باشين ؟
ولي همه اون ها .در شرف تغيير بود
.بچه ها، يه خبر خيلي مهم دارم که بايد بگم
.داشتم تو "فيس بوک" ميگشتم
.ديگه آدم باحال تو "فيس بوک" پيدا نميشه
خب، ميدوني الان کيا تو فيس بوک هستن ؟
.والدين هر کسي
...و منم تصادفاً با
.پدر گم شده بارني دوست شدم
"آقاي "جروم ويتيکر - .آره، منم -
.تو بازيه "حمله هاي گوي ها" واقعا کارش درسته
و حدس بزنين کي فکر مي کنه که ..."نوشته من در مورد "مانيتوبا
خيلي قشنگه، چون مامانش تو مانيتوبا" به دنيا اومده ؟"
چي ؟
...که يعني مامان بزرگ بارني
...نه
...که اصليت تو
!!!نگـــــو
.يک چهارم کاناداييه...
!به طايفه ما خوش اومدي، خنگول
...نه
.حقيقت نداره
.امکان نداره
علي
علي با
علي با افتخار
علي با افتخار تقديم
علي با افتخار تقديم مي کند
*** علي با افتخار تقديم مي کند ***
چگونه با مادرتون آشنا شدم فصل هفتم - قسمت هشتم "بازگشت کدو تنبل جنده"
يه بار تو جشن هالووين
با يه دختري آشنا شدم که مثل يه کدوتنبل لباس پوشيده بود
يه کدو تنبل جنده
و اون فوق العاده بود
ولي اون شمارشو رو يه بسته شکلات "کيت کت" برام نوشت
که به طرز غم انگيزي بين آبنبات هاي هالووين، گم شد
پس هر سال من به همون جشن بر ميگشتم
به اين اميد که شايد دوباره ببينمش
اما با سپري شدن هر اکتبر اون اميد، کمتر و کمتر ميشد
ولي يه روز، بعد از 10 سال جستجو
اوه خداي من
کدو تنبل جنده
ممکنه يکم عجيب به نظر بياد ،ولي شما يه بايگاني دارين
که کي اونو سال 2001 ازتون اجاره کرده ؟
.ووو، چقدر آسون بود
...تو اولين مجنوني نيستي که
.از اون در مياد تو، مرد جوان
...سه تا دختر طرحشو از رو
.لباس لختيه کَنگَر، که مال زنم بود گرفتن
دوتاشون غيبشون زده .ولي من نيمه پر ليوان و ميبينم
.نمي تونستم باور کنم .آدرسشو داشتم
.مي دونستم که بايد درست قدم بر دارم
نه اينکه همين طوري برم دم در خونشون و در بزنم
...سلام، شما احتمالا منو به ياد ندارين، ولي
...هالووين، 10 سال پيش
!!!چقدر زود اومدي
روز بعد ...ليلي و مارشال واسه شام
.به خونه پدر بزرگ ليلي رفتن
مارشال عاشق اونجا بود عاشق حومه شهر
.ببينين چنتا کرم شب تاب گرفتم
.اين دفعه يادت نره يه چنتا سوراخ تو شيشه درست کني
.حالا، واستون يه غافلگيري بزرگ داريم
هر چي که بود .قبول نمي کنيم
چي؟ - .خودت مي دوني -
...هر بار که ميايم اينجا
پدربزرگ، مادربزرگ من، وسايل قديمي رو ...که مي خوان از شرش خلاص بشن رو
.ميندازن به ما
.مثل بدترين نمايش ويترين دنيا مي مونه
!يه ماشين چمن زني عالي و قابل استفاده
.ما تو آپارتمان زندگي مي کنيم
...ولي شايد يه روزي
.اومديم تو روستا زندگي کرديم
.ما هيچ وقت نميايم به روستا
...و همچنين يه
.ميکروفونِ استخوني
!!اوه
قبل از اينکه بريم خونمون تو فلوريدا
.مي خوايم يه چيزي به نوه دوست داشتنيمون بديم
.ناقابله
.اوه، چه کوچولو .دوسش دارم
.يه کليد - .ما بهتون اين خونرو ميديم -
...ليلي ميدونم که تو هميشه از روستا متنفر بودي
.ما ميخوايمش
تو اولين قرارم با کدو تنبل جنده
به يه مکان ويژه بردمش
.تد، اين واقعا رومانتيکِ
...جايي که اولين بار همديگرو ديديم
.10سال پيش
آهنگي که اون شب پخش ميشد رو يادته ؟
.يادمه چقدر قشنگ نگاه مي کردي
* يه هفته از وقتي که نگاهم کردي ميگذره *
* "سرتو برگردوندي و گفتي : "من عصبانيم *
اين، امم مال گروه "زنان لخت" آها ؟
* 5روز از وقتي که بهم لبخند زدي *
* گفتي: "اونا با هم باشن" برگرد و منو ببين *
بچه ها، 10 سال طول کشيد ولي آخرش بوسيدمش
و اون بوسه...افتضاح بود
.ليلي تو از حومه شهر متنفري
.ولي پدر و مادربزرگم بهمون يه خونه دادن
درست وقتي بچه تو راهه ؟
.عجب تنظيم وقتي
.اين عاليه ...بالاخره مي تونم
.تو يه هواي مناسب، کباب درست کنم
!!!مارشال
.ما ميريم به روستا، عزيزم
...اووو
.باشه
.عزيزش، شما به روستا نميرين
چرا ؟
...ليلي قبول کرد
.فقط به خاطر خستگي ذهنيش از بارداري
خستگي ذهنيش از بارداري ؟ .اصلا اين طور نيست
.کاملا همينطوره
مغزش الان بين کلي هورمون غوطه ور شده
نميدونه بايد به کدومشون جواب بده
خب، آره. الان مثل يه الهه ميمونه
.که داره يه فرشته با خودش حمل ميکنه
.ولي لعنت، اون گول خورده
.خب، بايد يه چيزايي رو متذکر بشم
.کليدام و کيف پوليم رو نميتونم هيچ جا پيدا کنم
.پيداشون کردم
.اينجان، تو فريزر
هي، ولي بسته هاي يخ کجان ؟
.نمي دونم
!بسته هاي يخ بيچاره
.فکر مي کنم اخيراً يکم قاطي کرده
...يکم؟ همين الان بهم اس.ام.اس زده که
.مسير برگشت از دستشويي رو ميخواد
.اوه، ما اينجاييم
.کارتو خوب انجام ميدي، عزيزم
اون کودن نبايد الان تصميم هاي بزرگي .تو زندگيش بگيره
،اگه بهش اجازه بدي که بره به روستا
...مثل اين ميونه که داري از يه دختر بيچاره مست
.سوء استفاده مي کني
چي؟ کجاست؟
!اه، دوست دختر دارم، يادم نبود
.عزيزم، بايد بيخيال رفتن شيم
چرا؟
...چون فکر ميکنم مساله بارداريت
.رو تصميمت تاثير گذاشته
،نه، مارشال، اين يه موقعيت عاليه
.که بايد ازش استفاده کنيم
به خاطر اينکه بدن من داره ...يه قارچ رو پرورش ميده
.جنين
...معنيش اين نيست که کارخونه فلز من...
.توانايي ذهني
!در هر حالتي نيازمنده اتکا به طنابه
.چي بگم ديگه
...اممم
.اين عاليه چي هست؟
.ويسکي کانادايي
.من اسکاچ مي خواستم
اسکاچ آمريکايي !از اسکاتلند
.اون آشغالو از من دور کن
چرا اين کارو با من مي کني؟
.تو ريشَت تو کاناداست
از وقتي که "جاستين بيبر" تا زانو .تو دستگاه هاي برف روبي بود
حالا واقعا يه شهروند کانادايي باش
.مثل تبل زن گروه "يوکان بلوند" که فقط "تيمبيتس" ميخورد
سلام - !سلام -
...قرار بزرگت با
...کدو زرنگ جنده
...کدو تنبل زنده
...لبو تنبل جنده
.ليلي خوابش مياد
.خوب بود...نسبتاً
.نگاه کن، اونجا سيفالجبارِ
.اوه
چرا دست گرفتن انقدر احساس عجيب بودن داره؟
شايد بايد انگشتامون تو هم نباشن
اين حس نيشگون گرفتن ديگه از کجا مياد؟
.فقط دستاشو ميگيرم
!آهان، ايــــنه
.خوبم نيست
!موهاش بالاي دماغمه
.کِتفش داره لوله تنفسيمو(ناي) خورد ميکنه
.شايد اگه جاهامون تغيير بديم خوب شه
.بايد يه چيزي بگم
.اون هم بايد همين حس رو داشته باشه
.واقعا حس خوبيه
.ما مثل دو قطعه يه پازل ميمونيم
.آره
،تد، ميدونم که 10 سال منتظر اين دختر بودي
.ولي بعضي چيزا واقعا تقدير نيست
.زود قضاوت نکن ،آخر شب
وقتي که من دراز کشيده بودم و ...به طور کاملا تصادفي
مردمک چشمشو بوس کردم ...يه چيز کوچيکي سوسو ميزد
.که من بهش ميگم، احساس دو طرفه
.خيلي واقعي
.ممنون
.صبر کن
پولام کو؟
.اوه، آره
.اينجا برات يکم مبادله انجام دادم، رفيق
"اين دلار هاي کانادايي اسمش "لونيِ
No comments yet. Be the first to leave one.