The first 159 lines.
,طرح كامل رو كاغذ
\/\/\/\/\/\/.F@rs!$ubt!tle.[()/\/\
دزدا رو متوقف كنيد
تام و جري(موش و گربه)شما شرلوك هلمز رو ملاقات كرديد
هولمز.گفتم,هلمز
اونا هرگز بو نميبرنه كه چي شد
,فقط دور شو از سالن شهر,كدوم شنيده شده
كه يه دزد الماس ديگه هست.سومي در روزهاي اخير
منو داشته باشه!چطور فهميدي؟
مقدماتي,وستون عزيزم
گمون كنم صورتت سرخ شده,چندتا محله رو ديودي
,يه چندتايي به محاسبه فكر كنم كه ميگذرونتت
'تا'رفمپرت اين
و داشتن اخيراٌ انجام شده فقط دزد الماسها
نتيجه گرفته شده كه قبلاٌ شده
گمونم عجله كردم براي آوردن روزنامه ... تاٌييد شده
خب هلمز
بعضي اوقات كلم خالي تر از كلاه م ميشه
جري(موش ه)ميتوني بايي اينجا لطفاٌ؟
جري عجله دارم
اينجايي.ميتوني لحظات آخر بياد بياري
مثل يه پسر خوبي كه هستي؟
دقت كن
چي ... محض رضاي خدا؟
متشكرم
اين تبه كار چيه هلمز؟
فوري!براي آقاي هلمز
هلمز چيه؟
يه مشكل احتمالي دكتر.براي'اوريتز'بعدي آزادي؟
گمونم.موضوع چيه
ميخوا منو تا سالن موسيقيه'نايل بروس'همراهي كني
اين تقريباٌ يه صحنه ي نمايشه
چيه؟
اميدوارم پيدا كني وقتي رسيدي اونجا
و شما دوتا بايد با هم زندگي كردن رو ياد بگيرين
به خاطر اين تحقيق
بپر
دوشيزه'رد'من هلمز هستم,در خدمتم بانو
جري,چطوري
من لرد واتسون هستم دوشيزه.براي اين موضوع خيلي متاٌسفم
نياز به عذر خواهي نيست آقاوين
اغلب دوستدارنم اينطوري رفتار ميكنن
ممنون براي اومدنتون
در حق السكوت آقاي هلمز
ديدم كه به انگشتر روي دستش خيره شدي
گمونم مجبور اونطوري بكنه
شما خيلي باهوشيد آقا
,نامزدم مرد اشراف زاده اي
و نميدونه كه من در اون تماشا خانه ي فقيران كار ميكنم
و يكي ازتون براي راز داري حق السكوت ميگيره
چون اگه نامزدتون بفهمه نامزدي بهم ميخوره
,دقيقاٌ.هر بعداز ظهر بعد از نمايشم
بايد بريد و بپردازيد
نميدونستم كجا برم تا اينكه يه دوست خانوادگيه قابل اعتمائ اسرار كرد
تا از شما درخواست كنم
خونتون كجاست اگه اجازه بديد؟
'در گوشه ي'بريتون لن
'اين درست پشت سفارت'پونتزاو
دكتر.بله هلمز,چيه؟
قبلاٌ انگيزه ي اخاذي رو فهميدم
مورد گروه كلاه قرمز يادت هست؟
اين يه جرميه كه توسط يه خبره سازماندهي شده
'پرفسور موريارتي'
متعقدم اين مورد خيلي شبيهشه
تعقيب پولي نيست ولي زمان
اونا لازم داشتن دوشيزه رد از خونه بره
نميتونم گوش كنم دوست من
به مشهورترين الماس در جهان,طلاي پونتزاو
از فردا در سفارت پونتزاو در معرض نمايش قرار خواهد گرفت
,اين الماس خيلي حساس در روشنايي آفتاب گرفتگي
,كه فردا بين ساعتاي 8 تا 3 بعد از ظهر خواهد شد
,همه اونجا خواهند بود,يعني اينكه طلاي پونتزاو
امشب دزديده ميشه
باور نكردنيه
بايد به زودي بريم به خونه ي دوشيزه رد
متشكرم اقا
تو خيلي باحالي
ما خوش شانسيم كه موفق شديم طلاي پونتزاو رو برداريم
خب پسرم؟
,نميتونم بگم چقدر افتخار ميكنم
تعقيب ردهاي قديميت
مثل يه سگ.نگهبان
براي سگ نگهبان شدن سه دوره آموزش ميديم
همونطوري كه پدرم بهم ياد داده
,اولاٌ ما بايد به اطراف الماس رسيدگي كنيم
مطمئن شدن از ايمن بودن كف اتاق
بعدش بايد از مقاومت شيشه ها اطمينان حاصل كنيم
بله محكم مثل يه سنگ
اون شيشه ي نسگيه.خوبه,درسته؟
حفره؟ گفتم يه ضربه ي سريع,هان؟
سعي ميكنم يكم دير كنم
,آخرين و مهمترين
بايد مطمئن شد كه محافظت ميشه
,اين كه الماس
در امانه
ميدونم هيجان زده ي ولي لازم نيست عجله كني
پسرم دوباره كف رو بررسي كنيد
اين درس اوله
فرزندم هنوز درموردي انبار خيلي راه داري
,اگه تئوريم درست باشه,مطمئنم
.بايد يه راه تونلي در اين خونه باشه
كارت درست جري.يه دستي برسون دكتر
منو داشته باش,واقعاٌ يه تونله
خاك اره.خيلي دير رسيديم
ستاره ي پونزاو دزديده شد
و درست در زير كف سفار خونه
بايد به پوليس خبر بديم آقاي هلمز؟
در اين مرحله همه به شما مضنون ميشن دوشيزه رد
بايد بفهمم پشت اين دزدي چيه
و اين شايد زماني كه ميخوايد باشه
چيه؟ يه دكمه ي چيني
,اگه اشتباه نكرده باشم,اين كار رو'جرمي'ميكنه
'يه خياط از'لانكسير
زود باشيد بچه ها
چيكار ميكني پسر؟
,گمونم اگه چيزي مشد اعلام ميكردن
بايد تقسيم بشيم
,دكتر واتسون و من ميريم به لانكسير
براي كسب اطلاعات از اين دكمه
تام و جري,ازتون ميخوام ,دوشيزه رد رو ببرين به آپارتمانه من
براي امنيت
واتسون عجله كن.اسب,زود باش
فكر ميكنم سعي ميكنه چيزي بهمون بگه
شرمنده رفيق.اين بيل ماله منه
ادامه ي تونل به خونه ميرسه
تام,جري,پليس تو خونه ي من هست
حرفام يادت باشه هركي اينجا زندگي ميكنه چيزيه كه تو ميخواي
خب دوستان.اين شبيه يه زن ه
بله.بايد بگم دنبالش بگردن
و كي شروع ميكني؟ تو رو تصديق نميكنه
,ما به گروهاي 2 نفري تقسيم ميشيم
,تا شهرو جستجو كنيم براي پيدا كردن مجرمين
,بعلاوه,سفرت پونتزاو پيگير كار پليسها ست
يه پول هنگفت
خب'بيكو'(باهوش),چرا حالا نميري يه جفت دستبند اضافي بياري؟
حتماٌ رفيق
بگير بيكو
و باتومت رو فراموش نكن
فكر ميكنم يكي داره تماشا ميكنه
واقعآ؟ بله,از اينجا
وايسا,به نام قانون
الان ميگيرمت
حله عزيزم,باهام مياي
اينجايي.خفه شو
باشه,بيدار شو و شرور با اين ميتركه
جري ه دوست داشتني<براي من اينجايي
چي يه لچتري رو با پاي خودش به خونه ي من كشونده؟
جالب,نه؟
و اون؟
اگه از نظرت اشكالي نداشته باشه,منم موردي ندارم
بيا,بانو
خب,چه شروري اين وضعيت خطرناك رو براتون بوجود آورده؟
ميدونم عاشق شنيدنه داستانات هستم
پليس تعقيبت كرده؟
پليس اينجاست؟
چرا ما در اينجا وقتمون رو تلف ميكنيم؟
,ميدوني,آماري كه جنايتكاران دارن
اغلب در كليساها مخفي شدي
لطفاٌ كمكم كن,من بيگناهم
No comments yet. Be the first to leave one.