The first 200 lines.
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
جین هو
مامان، نرو
صبر کن
...مامان
نرو
مامان
!اون سوپ
! اون سوپ
!خدای من مثل اینکه واقعا زندگی شادی داری، اون سوپ
...بابات، مامانت و خواهرت
همشون لبخندای بزرگی روی لباشون دارن
فکر کنم واقعا خانواده شادی داری
خدای من، اون سوپ چی شده؟
اون سوپ
اون سوپ، صبر کن بهم نگاه کن
چی شده؟ اون سوپ
قضیه چیه؟ اون سوپ
!لیم اون سوپ
اون سوپ
کجا بودی؟ حالت خوبه؟
هی، هنوز حالت خوب نشده ...باید لباس بیشتر بپوشی
سردم نیست
چی شده؟ ناراحت به نظر میای اتفاقی افتاده؟
اینجا بشین
چراغا روشن بودن، برای همین فکر کردم اینجایی
همیشه چراغای اینجا رو روشن میذارم
اینطوری اگه کسی شبا گم بشه میتونه بیاد اینجا
جاییت صدمه دیده؟
از تپه قِل خوردم
چرا؟ تو که کوهنورد حرفه ایـی هستی
خوبـی؟
چرا اومدی اینجا؟
بخاطر اینکه تو گـم شده بودی
همه نگرانت بودن
ولی دیروقته
امروز با خودم چراغقوه آوردم
بهم گفتن که فقط نیم ساعت تا اینجا راهه
و واقعنم سَرِ نیم ساعت رسیدم اینجا
و حتی یه بارم، نلغزیدم یا نیفتادم
بهت گفتم نیای
قدم زدن توی اینجا اونقدرام بد نبود
...و این کفشایی که برام آوردی فوقالعادن
بهت ندادمشون که باهاشون بیای اینجا
دیگه نیا اینجا
...حتی اگه
...من مریض بودم
...یا
هیچوقت دیگه نیومدم
نباید بیای اینجا
اینو بخور و بیا بیرون
"اون قدیم قدیما، یه خواهر و برادر با هم رفتن سفر"
"تا شادی رو به دست بیارن"
"...اونا شنیده بودن که"
که یه جایی یه نوع پرنده ی آبی هست" "که بهت شادی میبخشه
بعد از فتح کوه های فراوان" "و گذر از رود های زیاد
"به روستایی رسیدن که پرنده ی آبی اونجا بود"
"...ولی اون پرنده ی آبی که شادی میبخشید"
"هیچ جا پیدا نشد"
برو تو
"در نهایت"
خواهر و برادر بدون یافتن پرنده ی آبی" "به خونه برگشتن
...تو- نه-
چی؟
هی، قبل اینکه بری یکم صبحونه بخور
زیاد اشتها ندارم بعدا میخورم
چرا اومدی اینجا؟
اومدی
...وقتی که بعدا پست اومد- میدونم-
رسیدیم، مامان
اومدی خرید؟
هی، خیلی وقت گذشته
اوضاع پیست اسکیتون چطوره؟
زیاد خوب نیست
اوه، آها من یکم سیبزمینی شیرین سرخ کردم
بیا ببرشون
من میخواستم چند هفته بمونم
بعدا میبینمت
خیلی خب میبینمت
من اومدم
اوه، تویی
چی میخوای؟ پسرت هنوز مریضه؟
چه خبره؟ خوب به نظر میاد
یکم از اون مواد مقوی برای ذهن میخوام
چرا ازونا میخوای؟
برای هی
گفتی که اون ازینا لازم نداره
همینو گفتی، نه؟
...گفتی که اون کلا همیشه دانش آموز بدی بوده
و تقویت کننده ذهن نمیتونه یهویی مغزشو از این رو به اون رو کنه
...من بهت گفتم که میتونی
یکمیشو برای تست مجانی ببری
...ولی تو اصرار کردی و فقط برای پسرت خریدی
!بس کن دیگه یکم بده بهم
...خدایا، زن احمق
مامان
فقط وقتی چیزی میخوای صدام میزنی
عصبانی ای؟
بهت گفتم نری اونجا
حتی وقتایی که حالت خوبه هم دوست ندارم بری اونجا
و تو اون موقع مریض بودی
چرا باید توی چنین وضعیتی تا اونجا بری؟
داری با پسرت خرید میکنی؟
آره می بینمت
چند بار بهت گفتم؟
دفعه قبل، یکی گم شد
بخاطر همین گفتم بری
هنوزم رو مُخَمه
ولی چیکار میتونستم بکنم؟
ولی ایندفعه حالت خوب نبود
مریض بودی
باید خونه میموندی
چرا همش میری اونجا؟
اونجا مگه حلوا پخش میکنن؟
...توی چنین وضعیتی
مامان، هیچ حلوایی در کار نیست
منظورت چیه؟
ببخشید
ببخشید، مامان
بهرحال، فراموش کن
اون زنو دیدم
چی؟
اونروز صبح که روی سکو نشسته بودم
توهم زدم فکر کردم اونو میبینم
...بخاطر همین رفتم دنبالش
و تهش رسیدم به کوه
...بهت گفتم
خطرناکه، نگفتم؟
...دیگه هیچوقت
بدون اجازه تو نمیرم کوه
کلبه...نه
...دیگه بدون اجازه تو
هیچ جایی نمیرم
مطمئنی؟
اهوم
خوبه
دیگه نیا اینجا
سلام، نونا
اومدم یکم فرنی خاک اره بخورم
وقتی گفتی فرنی خاک اره
فکر کردم واقعا فرنی ایـه که از خاک اره درست شده
در واقع فرنی جو دوسرئـه
ولی چون شبیه خاک اره میشه من بهش میگم فرنی خاک اره
مزشم مثل خاک اره اس؟
نه دیگه
واقعا خوشمزه و خوش طعمه
خوشحالم که اینو میشنوم
ممنون
هی امروز باید برم یه جایی
میخوای بری کجا؟
باید توی سئول یه کاری انجام بدم
الان میری؟
آره فردا برمیگردم
میخوام برم گونبامـو بدم به سوجونگ
باشه
حواست باشه که دیگو چک کنی دوباره اتفاقی نیفته
باشه
حیاط پشتی رو هم جارو کن
و غذاهاتم کامل بخور
بس کن واقعا که
سونگ هو غذاتو بخور
کجا میری؟
سلام
چه کیوت.سلام- سلام-
بیا اینجا
سئول- برای چی؟-
خب، اخیرا خیلی سخت میتونم حقالتالیف بگیرم
یه جای اینکه ادامه بدم به دست و پا کردن یه زندگی
فکر میکنم بهتره یه رمان دیگه بنویسم
واقعا؟
حداقل این چیزیه که شرکت انتشاراتی گفت
چی میگی
ولی این دفعه، فکر کنم میخوام به حرفشون گوش بدم
من پنج سال نازنین زندگیمو صرف کارای تعمیراتی کردم
عالیه
فکر کنم این اشتیاقت به نوشتن از مشکلات گذشتت سرچشمه میگیره
اینقدر سرخود نتیجه نگیر
من که نمیدونم چه اتفاقی میفته
من حتی بدون پولم میتونم زندگی کنم
می بینمت
در هر صورت، من سرخود نتیجه نگرفتم، خانم شیم
سفر امن و امانی داشته باشید، خانم
نگران گونبام نباشین
اون سوپ
اون سوپ
هی، هه وون
اون سوپ کجاست؟- اینجا نیست-
اون چیه؟
این چیزاییه که اون سوپ بهم گفت براش بیارم
...و بذار ببینم
این برای توئـه
این چیه؟
اوه یونگ وو بهم گفت که اونو بدم بهت
اوه یونگ وو؟
آره توی سئول یه کافـه داره
وقتی توی سئول بودی ازت خواست که بهار بیای یه سری بزنی
چرا رنگت پریده؟ سرما خوردی؟
نمیدونم، احساس سرما میکنم
اینروزا سرما خوردن دیگه شوخی نیست باید بری بیمارستان
حداقل باید دارویی چیزی بخوری
No comments yet. Be the first to leave one.