The first 200 lines.
ساکنان اوليهي استراليا، طولانيترين فرهنگ بازمانده هستند
که بيش از 60 هزار داستان دارند
که به نام "رؤيا" شناخته ميشود
رؤيا يک قلمرو مقدس است که
گذشته، حال و آينده را به يکديگر وصل ميکند
ساکنين اين سرزمين موجودات و ارواحي شگفتانگيز هستند
،رهبر اين سرزمين "عالم" نام دارد فردي قدرتمند
که راه ارتباطي بين رؤيا و دنياي واقعيست
بيا، بيا، بيا. ميخواي با من در بيفتي پسر؟ بيا، زودباش
.بياين، انقدر قلدربازي در نيارين ديوونه شدي؟
هي، زودباشين - ممنون، آقاي راننده -
ممنونم، آقا - کجا ميريم الان؟ کراتيريون؟ -
نه، اونجا تعطيل شده - چرت نگو -
دوست ندارم انقدر زود بخوابم - صاحباي اونجا عوض شدن -
خب، پس ميريم خونهي تو، نيکو
!اونجا رو نگاه
خوب نگاه کنين و ياد بگيرين، پسرا - باشه، برو ببينم چه ميکني -
کتابش خوبه؟
من عاشق کتاب خوندنم
،آره، راست ميگه. ميتونه بخونه البته يه ذره
!اووو باريکلا
ميشه کتابم رو پس بدي؟
نه تا وقتي که باهام حرف بزني
لطفاً
اووه، چه انگشتاي نازي هم داره
خيلي زورت زياده ها
!بازوهاتو نشون بده ببينيم
يه ذره برامون از اون کتابت بلند بخون، لطفاً
اوه، تو ميتوني به هر چهار نفرمون حال بدي، زود باش
من عاشق زنهاي قويام
اون يکي از "مودار" هاست
تو نبايد بيرون از "منطقه" باشي، کثافت
!اتوبوس رو نگه دار - به واحد قرنطينه زنگ بزنين -
!يکي از مودارها تو اتوبوسه - تو هيچجا نميري -
!يکي از مودارها تو اتوبوسه !پيادهش کنين
تاکي، حالت خوبه؟ - !زود به مأموراي قرنطينه زنگ بزنين -
نزديک اون نشيد. اون از مودارهاست
مطمئن باش نميتوني قِسِر در بري، عوضي
:قـسـمت اول از فـصـل اول « اولــين ارتــبــاط »
خبر شوکهکنندهي صدمهديدن ،يک مرد جوان
لودو آبياتي، که ديشب اتفاق افتاد، فقط اين رو تأييد ميکنه که قولِ دولت براي
نگه داشتنِ اين موجودات غيرانسانِ خطرناک توي منطقه"، بايد پارجا بمونه"
جناب وزير، گزارش ديگهاي مبني بر سوانحي غير از ديشب
از حمله به مردم عادي که توي منطقه زندگي ميکنن، رسيده؟
چيز جديدي که ازش خبر داشته باشم نه هنوز
مردم عادي که توي "منطقه" زندگي ميکنن بايد مدرک شناسايي داشته باشن
و ميتونن هروقت که ميخوان به منطقه رفت و آمد کنن
ولي موجودات مودار اگه بخوان سعي کنن و از منطقه خارج بشن
به روش خودمون بازداشت ميشن
جامعهي بينالملل ما رو بخاطر نقض حقوق بشر در نحوه نزديک شدنمون
،به اين موجودات مودار متهم کرده
ولي اولويت ما محافظت کردن از حقوق بشره
از کساني که توسط اين موجودات خطرناک و غيرقابل پيش بيني تهديد ميشن
امنيت ايستگاههاي بازرسي افزايش پيدا خواهد کرد
ديوار هم محکمتر ميشه
و حکم افرادي که اين موجودات مودار رو از منطقه بيرون ببرن اينه که
هردو طرف بعنوان خشونتگر شناخته شده و اعمال قانون ميشن
پاداش گزارش ديدنِ اين غيرانسانها دو برابر ميشه
ما همه بايد کمک کنيم که اين شهر براي زندگي جاي امنتري بشه
فکر ميکني ديدنمون؟
نه، مشکلي نداريم
ادامه بده
بايد يا خودمون اسلحه مياورديم
از کِي تا حالا ياد گرفتي با اسلحه کار کني؟
ميدونم چطوري دستم بگيرمش
سلام
.نترس ما نميخوايم اذيتت کنيم
بابا
هي، بهت گفتم بايد !با خودمون اسلحه مياورديم
آقاي کوئن؟
آقا نداره، همون کوئن بگين
برو مادر و خواهرت رو بيار
ما اينا رو نميشناسيم
برو بيارشون، اتفاقي نميافته
اون فقط يه بچهست
فکر ميکردم قراره صورتهاتون رو بزنين
وقت زيادي بهمون ندادي آماده بشيم
سلام، کوچولو
بلير، برو ساکهاشون رو بگير
چرا من بايد بگيرم؟
برو ساکهاشونو بگير
بايد عجله کنيم
هي، دلت ميخواد دکمه رو فشار بدي؟
بزن
اينجاست
يه لامپ ديگه زير ظرفشويي هست
!اوه - واي، ببخشيد -
آدما هم ميتونن عين حيوونا باشن، نه؟
خب، اينجا هم آب سرد داره هم گرم
دوربين مداربسته که بتونين ببينين کي به اينجا رفت و آمد داره
اينترنت پر سرعت دارين
ميدونين، ميتونين هرچي خواستين سفارش بدين و لازم نيست از خونه بريد بيرون
تو گفتي سه تا اتاقخواب داره - گفتم ببينم چيکار ميتونم بکنم -
پس يعني قيمت يه خوابه رو ميديم؟
قيمت يه خوابه رو بهتون ميدم
ما نميتونيم برگرديم اونجا
دخترامون اونجا امنيت ندارن
...گوش کن، باندي - بوندي -
...بوندي. بوندي
تو گفتي ميخواي از منطقه بياي بيرون، درسته؟
،ميدونم اينجا همهچي نداره
ولي تقريباً همهچي داره
يه ذره رو اينجا کار کني عين يه خونه ميشه
قول ميدم. وقتي که يه ،شرايط بهتري جور شد
بهت خبر ميدم، قول ميدم
از همکاري باهات خوشحال شدم
ممنون
جيرا
بلير
سهمت، داداش
تو نگفتي بچههم هست
شايد از من بزرگتر باشه و بهتره تمومش کني
اوه، پس که اينطور
فقط به من گفتن 5 نفرن که موهاشونو زدن
و ميخوان پول بدن تا از منطقه بيان بيرون
شايد اين بار بايد بذاريم همونجا بمونن
،اونا روزي سه وعده غذا ميخورن
،يه سقفي بالا سرشونه يه جاي گرم و نرم هم دارن
اين واسشون خوبه، بهتره
.واحد قرنطينه چطور ميتونم کمکتون کنم؟
سلام. من ميخواستم گزارش اون موجودات مودار رو بدم
غيرانسان بودن؟ - قطعاً غيرانسان بودن -
يه خونواده پنج نفره - مکانشون کجاست؟ -
خيابون ويندِيل، آلبرتو، آپارتمان شماره 34
اونا کسي رو تهديد کردن؟
نه، خطري ندارن
و شماره ملي شما چيه؟
16-88-145
هويت شما تأييد شد
چيز ديگهاي نيست؟ - نه، همين بود -
از تماستون ممنون
پاداشتون به حسابتون واريز ميشه
عمليات جمعآوري رو شروع کن
.فعلاً مبادله بازرگاني رو ول کن اين بار يه خونواده داريم
من با وزير هماهنگ ميکنم
به بليندا بگو گزارش بده
بهش بگو يه تهميد انساني ميخوام
.کنايه هميشه بايد تو گزارش باشه خودت که ميدوني
مشکل، همونطور که همتون مطلع هستين، "منطقه" هست
اگه ميخواين از شر اين
،کونيهاي مودار خلاص بشين
بايد از شر "منطقه" و آدمايي مثل وارو وست که به مودارها پناه ميده، خلاص بشين
دارن در مورد تو حرف ميزنن - ...برميگرديم به گزيده خبرها -
آه، بايد واسه يه بارم شده يه چيز درست رو بگيم
بليندا فورش - سلام، يه تيم قرنطينه اعزامي داريم -
واقعاً؟ چند نفرن؟ - يه خونوادهن -
يه خانواده؟ پس بازرگاني چي ميشه؟
گفتن فعلاً دست نگه داريم - عاليه -
حالا آدرس کجاست؟ - خيابون آلبرتو، آپارتمان شماره 34 -
.يه تيم فيلمبرداري آماده کنين ميخوام من اولين نفر تو صحنه باشم
....درهنگام دستگيري....
دستگيري غيرانسانها در شهر ادامه دارد - هي -
وارو، خواهش ميکنم
خيليخب
!بخواب رو زمين
آره، دهنشونو سرويس کن، عمو
به "منطقه" خوش اومدين
هي، شماها چرا مدرسه نيستين پسرا؟
چرا نميريد سراغ اداره آموزش؟
چطوره من و مامان بريم اونجا، جيک؟
آره، اينو ديروز گفتي، عمو وارو
شما پسرا اگه ميخواين از اينجا بريد بيرون، بايد بريد مدرسه
نه مثل من. بريد درس بخونين
يه کاري پيدا کنين که يه پول بخور و نمير در بيارين
خيليخب، هرچي. فردا ميتوني بهم توصيه کني، دستطلا
سلام، هاودي - سلام -
به موقع رسيدي. داروهامون دارن تموم ميشن
آمپول آنتيژن يا کزاز پيدا نکردم
هرچيز ديگهاي که تو ليست بود رو تونستم پيدا کنيم
سلام - چيز ديگهاي نيست؟ -
آم، آره، چرا هست
اين مال توئه، نه؟
رينگهاي منيزمي باحالي دار - آره، ولي به من نميخورن -
يکي اينو واسه تشکر از کاراي دکتر واسش آورده
هديههاي اينطوري واسه کار کردن تو يه بيمارستان خصوصي رؤيايي نگير
من اينطوري نميتونم تا خونه برونم
هي، پسرا. رينگهاي ماشينو عوض کنين
امکان نداره. نه، اين آلياژ نقرهست - !زود باشين -
کار من اينجا تمومه
ممنون
همينجاست
دوربين رو همونجا کار بذارين
زود باشين، رسيدن
!تکون بخورين! برين! برين
،تو روزايي که واقعاً گرم بود
خواهرا باهم ميرفتن تو تالاب گِل و غلت ميخوردن
و توت ميخوردن؟
و اونقدر توت ميخوردن
از گوشه لب و لوچهشون آبش ميريخت
و انقدر خورده بودن که شکماشون داشت ميترکيد
بيا اينجا
واحد قرنطينه
ما براي گشتن اينجا مجوز داريم
باز کنين. دو بار ازتون نميخوام باز کنين
واحد قرنطينه
ميريم داخل. بخوابين رو زمين
بخواب رو زمين. بخواب رو زمين
.زودباش بخواب رو زمين بخواب رو زمين
چاقو رو بنداز و بخواب رو زمين
جوکارا، هرکاري ميگه بکن
No comments yet. Be the first to leave one.