The first 200 lines.
خب جایی که می خواستی، درسته؟ خیلی ممنونم بابت رسوندنم
ممنون، گفتگوی خوبی بود
همینطور صحبت با تو ممنون، مراقب خود ت باش
شرط می بندم وقتی از خواب بیدار شدیم هیچ کدام از ما نمی دانستیم تنها چیزی که همه فکر می کنیم
اینه که فقط یک روز بهاری دیگه است که یک غریبه به شهر ما اومده
او کی بود؟ از کجا اومده بود؟
برای چی اومده بود اینجا؟ شاید هیچ وقت واقعا نفهمیم
برای چی اومده بود اینجا؟ شاید هیچ وقت واقعا نفهمیم
اما می دونیم که اون زندگی مون را عوض کرد
بی خیال، یعنی چی؟ مگه تو مرغی پسر؟
بی خیال، یعنی چی؟ مگه تو مرغی پسر؟
سلام
برید بیرون، بررررید از اینجا بیرون اوه
چ ... چی شده؟
من دردسر نم ...ی خوام ... آقا
جاشوا از دیدارت خوشوقتم جاشوا
جاشوا از دیدارت خوشوقتم جاشوا
طوفان بزرگ ، طوفان خیلی بزرگ سال گذشته
باید همین بوده باشه
من اینجا بعنوان یک بچه غسل تعمید گرفتم
جدی؟ عجب
رامونا، امروز چطوری؟ خیلی وقته ندیدمت. خوبم
من اهمیت نمیدم بهش چی میگی اجازه نمی دم این نوع موسیقی تو این خونه نواخته بشه
موسیقی؟ تو درباره اش چی می دونی؟ منظورم اینه که حتی بهش گوش ندادی
موسیقی؟ تو درباره اش چی می دونی؟ منظورم اینه که حتی بهش گوش ندادی
تو حتی بهم گوش نمی کنی می دونم که همه شهر فکر می کنند تو یه تنبلی
اصلا متوجه نمیشی، میشی؟ برگرد اینجا کوین
ببین، این موسیقی منه، باشه؟ فقط از خونه برو بیرون
من به این احتیاجی ندارم پدر ، می شنوی؟ من بهش احتیاجی ندارم
صبح بخیر
این عالیه، واقعا؟
آره، می تونم کار کنم و همونجا هم بخوابم
همسرم عادت داشت که از اینجا بعنوان محل کار استفاده کنه اما هیچ وقت فکر نمی کردم
که اینجا را به کسی که بخواد زندگی کنه اجاره بدیم
این عالیه. من اجاره اش می کنم تو اجاره اش ندادی که، دادی؟
درست به موقع رسیدی عزیزم
درست به موقع رسیدی عزیزم
دوباره میگی چه کاری انجام میدی؟
من منبت کاری انجام میدم اما همه جور کاری می کنم کارای خاص، کارهای دست ساز
دوست دارم مشغول باشم
کارای زیادی اینورا داریم که انجام بدی حسابی مشغول میشی
اینو ببین. یه چیزی برای تو درست کردم
تو اینو درست کردی؟ برای تو
این خیلی قشنگه
منظره قشنگیه نه؟
این عالیه
همه می دونستیم اون ... متفاوته
و می دونستیم اون یه جورایی، استثنائیه
اما هیچکدوم از ما نمی دونستیم چه مشکلاتی داریم و چقدر به اون نیاز خواهیم داشت
اما هیچکدوم از ما نمی دونستیم چه مشکلاتی داریم و چقدر به اون نیاز خواهیم داشت
اون داره کلیسا رو خراب می کنه داره خرابش می کنه
چی؟ مایکل رید، درباره چی صحبت می کنی؟ اون داره کلیسا را خراب می کنه
می تونم کمکت کنم؟ راستش بله
می تونم کمکت کنم؟ راستش بله
اما واقعا منظورت این نبود که می خوای کمک کنی. درست میگم؟
منظورت این بود که اینجا چیکار میکنم درست میگی
چیکار داری می کنی داری کلیسامون را خراب می کنی؟
خب، گاهی باید چیزی را خراب کنیم تا دوباره بسازیمش
من می تونم ... ببینمش تئو ، برگرد اینجا
نه
حق با اونه. بعضی وقت ها باید خرابش کنی
تا ... دوباره بسازیش
تا ... دوباره بسازیش
خب، بسیار خب ، پس ادامه میدیم
چطور ممکنه دوباره دیر کنم
صبح بخیر، امروز بخش دیگری از عهد جدید را می خونیم
از کتاب اعمال، فصل دهم
و در این فصل
و در این فصل
پطرس روی یک سقف در جوپاست و
خب، پطرس یک ماهیگیر بود
از دیدنت خوشحال شدم ممنونم
از دیدنت خوشحال شدم ممنونم
ممنونم پدر، ممنون و خدا حفظتون کنه
من کفش های ماهیگیری را به عنوان لباس مناسب برای موعظه به یاد نمیارم پدر پت
ممنونم، ممنونم
مگی!
سلام پت
خیلی سال میشه تو کلیسا ندیدمت و حالا می خوای بدون سلام ، دزدکی فرار کنی؟
راستش، این خداحافظیه اون شغل رو گرفتی
اوم، حالا، دقیقا کی میری؟
اوم، حالا، دقیقا کی میری؟
حدود یک هفته یا بیشتر من هنوز خیلی کار در خانه دارم که انجام بدم
یه کمی خاطرات، درسته؟
ببخشید
سلام؟ دب. گوش کن، می تونی برای چند لحظه گوشی رو نگه داری؟
اوکی، منو ببخشید
ام ، ممنونم پدر پت عالی بود که شما رو دیدم
منم همینطور مگی هی اگر هفته بعد در شهر بودی برای صبحانه با پنکیک بیا
اوه ، نه مگی. من امسال دیگه آشپزی نمی کنم
اوه ، نه مگی. من امسال دیگه آشپزی نمی کنم
سعیم رو می کنم
باشه، خداحافظ، خداحافظ
نه ، اون خوبه، فقط من آمادگی اش را ندارم، می دونی؟
نه، من نیستم نیاز دارم از اینجا بزنم بیرون
بهرحال، هیچ وقت نمی دونی
چه چیزی ممکنه اینجا نگهت داره
ببین، جون، نگران نباش همه چیز درست میشه
من می تونم آمارش رو کامل در بیارم
من می تونم آمارش رو کامل در بیارم
دفتر پست یو اس چیزی را از دست نمیده بجز بسته هاش رو
بچه ها درباره کی حرف می زنید؟ جاشوا، همون که انبارمون را اجاره کرده
اون این قلب خوشگل را بهم داده اوه
ممنون. اوه اینا ... ایناهاش همونی که درباره اش حرف می زدیم
هی نگاش کن، هی لئو ، اون چیه؟
اون باید یک تن وزنش باشه مگه میشه؟
نگاش کن
وزن اون تنه چقدره؟ نمی دونم شاید در حدود پانصد پوند؟
وزن اون تنه چقدره؟ نمی دونم شاید در حدود پانصد پوند؟
پنج به ده باهات شر می بندم اون نمی تونه به انتهای خیابان برسه. هستی؟
لئو ، این مفت ترین پولی هست که تا حالا بدست آوردم من اینطور فکر نمی کنم
هی مرد، چه خبره؟ داری کمرت را میشکنی. چرا از یه کامیون استفاده نمی کنی؟
من رانندگی نمی کنم کمی آب می خوای؟
نه ممنونم. من خوبم. ری اگر تو کمی می خوای کمی جلوتر برو
اون از کجا اسمت رو می دونه؟ احتمالا از توی احمق شنیده
واو ، نگاش کن چطور ادامه میده
واو ، نگاش کن چطور ادامه میده
هی ، شاید بهتر باشه بذاریش زمین اینجا جای قدم گذاشتنش زیاد خوب نیست
مشکلی ندارم
یالا غریبه
همگی ممنون که تا خونه باهام اومدین
Thanks for walking me home, everybody. خیلی خوبید
چی؟ حالا باید تمام مسیر را برگردیم؟ همونطور که بهتون گفتم. من رانندگی نمی کنم
ممنون، بعدا می بینمتون
من که گفتم موفق میشه خفه شو
تو خفه شو. مجبورت می کنم منو کول کنی برگردونی
تو خفه شو. مجبورت می کنم منو کول کنی برگردونی
سلام جون ، بسته ام رسید؟
همینجا برات گذاشتم پدر پت سلام
لئو ، ری سلام پدر پت
آها ، سونار ماهیگیری ممنونم بنظر خوب میاد
اینو از کجا آوردی؟
اونی که اون کنده درخت را حمل می کرد رو میشناسی؟ اون اینو درست کرده
اونی که اون کنده درخت را حمل می کرد رو میشناسی؟ اون اینو درست کرده
اون همه چی درست می کنه واقعا؟ یک هنرمند در آبرن زندگی می کنه؟ واو
سلام چارلی، هیچ بسته ای تا حالا براش نیومده؟
موضوع همینه اون هیچ بسته ای دریافت نکرده
این طبیعی نیست که هیچ بسته ای برات نیاد ایمیل های بیخودی هم نداره؟
کلا هیچی، فقط یه چیز گرفته درخواست موسیقی خانه کلمبیا
هی مرد، اونو گرفته؟
ممنون
ممنون
ببخشید، اضطراریه. خیلی ممنونم قطعا
بنام پدر ، پسر و روح القدس، آمین
بنام پدر ، پسر و روح القدس، آمین
پدر منو ببخش، برای گناهی که مرتکب شدم دو ساعت از آخرین اعترافم می گذره
و چه گناهی می تونی توی دو ساعت انجام داده باشی؟
فکر کنم گناهم اینه که گناهی نکردم نیاز دارم از راه دیگری باهاتون حرف بزنم
نمی تونی اعضای کلیسا را برای نیازهای شخصی خودت معطل کنی
حالا چی اونقدر مهمه که داری از روش اعتراف استفاده می کنی؟
من پیداش کردم قربان چه کسی را پیدا کردی؟
من پیداش کردم قربان چه کسی را پیدا کردی؟
یک هنرمند به شهر اومده
جون کیسی همه چیزاش را در فروشگاهش داره همش خوبه. همش هنر دسته؟
بله، همش کار خداست یک هنرمند در شهر زندگی می کنه
شاید بتونه تا کریسمس تمومش کنه
سلام. اوه شما همون هنرمند هستید؟
من جاشوا هستم. من پدر ترودون هستم، اینم پدر پت_ه
سلام پدر پت. سلام جاشوا از دیدارت خوشحالم
من کاری برات دارم خب بیاید داخل
من کاری برات دارم خب بیاید داخل
تو اینجا زندگی می کنی؟ بله همینطوره
وقتی بارون میاد چیکار می کنی؟ خب هنوز که نیومده
من می خوام که تصویری از پطرس نبی برام بسازی
حالا ، پطرس فقط رهبر منتخب رسولان نبود
او با مسیح پایه های کلیسا را بنا گذاشتند
من پطرس را می شناسم خوبه
من پطرس را می شناسم خوبه
حالا ... حالا دنبال اینم که اوه، چطور بگم
شما را بتصویر بکشه
ایمان من را بتصویر بکشه آه عذر می خوام جاشوا
بالای تخت خوابت یک سوراخ بزرگه
پدر پت اوه عذر می خوام
حالا، برای نوع چوب
فکر می کنم که ما باید از
چوب اش اش ، بله اش
چوب اش اش ، بله اش
چیزی بود که بهش فکر می کردم بله
بسیار خب، ممنونم جاشوا. مطمئنم که عالی میشه شماها مراقب خودتون باشید
بنظر مرد خوبی میاد بله، ممکنه
اون یک هنرمنده، اونها می تونند دمدمی مزاج باشند
وقتی من وقتی من تابستان گذشته در رم بودم
جلسه ای با کاردینال روکاردو داشتم
اوه. ایشان داستان جالبی درباره مایکل آنجلو برام تعریف کرد
بنظر میاد که وقتی کارمزد کارش را دریافت کرد ضربه ای به سنگ وارد کرد
بنظر میاد که وقتی کارمزد کارش را دریافت کرد ضربه ای به سنگ وارد کرد
مطمئنا ، مجسمه نادرستی از سنگ دراومد. خدا من
او با کاری ساده شروع کرد ، کاری که نیاز بود انجام بشه
شبیه کاری که همه ما باید انجام بدیم بنظر می اومد اما ، پسر ، دلیل باعث بروز کلی مشکلات شد
من دیدم که جاشوا امروز صبح درحال بازسازی کلیسای باپتیست بود
بازسازی کلیسای باپتیست؟ فکر می کردم اون یه هنرمنده
امروز بیشتر شبیه یک نجار می اومد
خب امیدوارم وقت داشته باشه مجسمه ما را تمام کنه
خب امیدوارم وقت داشته باشه مجسمه ما را تمام کنه
تئو هم اونجا بود
تئو؟ چند نفر دیگه اونجا بودند؟
فقط تئو بود. اووم
مرد جالبیه این جاشوا. نمی تونه انتظار داشته باشه اون همه کارو تنهایی انجام بده
به کمک بقیه مردم هم نیاز داره
اوه، فکر می کنم کمک پیدا کنه بنظر میاد مردم واقعا ازش خوششون میاد
No comments yet. Be the first to leave one.