Release info

Neighborhood Hero E09 www sunflowermag com
A Commentary by Rahasam_86
(Rahasam_86)رهاwww.sunflowermag.com

Tags

other
Published on: 2016-03-10
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قهرمان محله = قسمت 9 =

وسط ِ روز چه قرادادي رو امضا ميکني؟

دوستهاي من ميتونن باعث پيشرفتمون بشن

چي تو رو به گردهمايي ما کشونده؟

آه

فقط يه تماسي داشتم که خبر از دورهمي شما داد

متاسفم دير کردم

اوه سلام! از اين طرف لطفاً

باشه

خوش اومديد- از آشناييتون خوشوقتم-

بفرماييد بشينيد

از قبل هم خوش قيافه تر شدي- اوه، ممنون-

هميشه خوش قيافه بودي- اوه، آره-

تو کي هستي؟- اوه، خب-

ايشون سو يه جون، وکيل ِ شرکت ما هستن

اوه، اين که يه قرارداد خيلي مهم نيست چرا با خودت يه وکيل آوردي؟

فکر کردم دانشگاه رفتی دیروز که کُره نیومدی

بشينيم

بنوشيد- باشه، باشه-

ما تا الان، 70 ميليارد وون روي پروژه ي شما سرمايه گذاري کردیم

اما متوجه نميشيم چرا

هنوز يه کلنگ هم به اون زمين نخورده

پيشرفت پروژه تو چه مرحله ايه؟

يه سري مسائل تو رسانه ها بود

به نظر يه سري از پيمانکاراي فرعي دچار اشتباه شدن

ما حتي براي کمک به شما گزارشاتي رو فرستاديم

ما اخبار دزديها رو هم پرو بال داديم

ديگه نميدونيم چه جوري بايد به شما کمک کنيم؟

از اونجاييکه ما مشکلات ِ اساسي تو کار شما مي بينيم

ما بايد تمام کمکهاي ماليمونُ قطع کنيم

مدل ِ پروژه دو تريليون آب خورده

و هيچ سودي برامون نداشته

نماينده يون

بله

شما از رئيس ما هر کمکي که لازم داشتيد دريافت کرديد، درسته؟

اگه اين پروژه براساس برنامه پيش نره

حواستون باشه که امتياز اين پروژه رو به شرکت ديگه اي واگذار ميکنيم

و شما رو از مديريت پروژه کنار خواهيم گذاشت

و همه ي ما خواهان رسيدن به سود هستيم

...من

فکر ميکنم توي ِاين دورهمي ِگروه مطالعاتي نيويورک ما همه با هم برادريم

پس لطفاً کمي صبر کنيد

و سعي کنيد درک کنيد

ساختن مرکز خريد هاليو کور

روياي تمام ِزندگيه من ِ

نماينده يون

چي باعث شده اينجوري با ما حرف بزني؟

رئيس، ما وقتي تو نيويورک بوديم پايه مشروب خوري همديگه بوديم

وقتي با ما حرف ميزني

مراقب جملاتت باش

تا بعداً پشيمون نشي

تميز کردن خيابونا سخته؟

از حالا به بعد... کارها رو به شيوه ي تو انجام ميدم

ميتونم يه هديه ي کوچيک بهت بدم؟

به چه منظور؟

سايه ميتونه تو تاريکي ناپدید بشه

سو مي

حرومزاده

سو مي

چان گي

بله

بريم

انتظارشُ نداشتم .... تو بودي

!حرومزاده

!اينجا! اينجا! اينجا

اين حرومزاده کيه؟

اوه هي، بگيرش، هي

منم خسته ام

براي همينم گفتم تسليم بشم

اما اين کار ِ درستي نيست

اگه به اين راحتي دست بکشيم و تسليمشون بشيم

تمام زحماتي که کشيديم

دوستيها و مهربونيهامون که طي اين سالها به وجود اومده، همش از بين ميره

براي همين ميخوام تا زماني که بتونم مقاومت کنم

ما مالکان ِ اصلي اين محله ايم

ميخوام بگم به هیچ عنوان نبايد به اين راحتي تسليم بشيم

منم کمک ميکنم

منم اينجا رو ترک نميکنم تا آخرش هستم

تو...سايه اي؟

پس تو مرد خوبي هستي

چرا اين کارُ ميکني، سه يونگ؟

چند بار اينکارُ کردي؟

از برادرت خجالت نميکشي؟

هی، اونُ خاموش کن

چه خبره؟

چيه؟

آه، متاسفم

بله پدر؟ الان ساعت ِ سه صبح، سه

چي؟ سه يونگ چيکار کرده؟

ما اين دفعه با آدماي سخاوتمندي ملاقات کرديم

اگه پول ِ دندوني که شکسته رو بديم، محکومش نميکنن

اگه برادرت اينبار بره زندون براش حُکم ِ سنگيني ميبُرن

اما کي سه ميليون وون داره؟

تو تنها فردي هستي که توي خانواده استخدام شدي

خودتم گفتي که حقوقت خوبه

اما بازم يه شغل ِ پاره وقته

فکر کن به برادرت بخاطر کارگري حقوق دادي

فقط اين مشکل اينجوري حل ميشه

ما نبايد اجازه بديم برادرت بره زندون

چون خونواده نبايد بذاره چنين اتفاقي بيُفته

چان گي؟- باشه، باشه،خب فهميدم-

اما ميدوني که من بايد اين سه ميليون وونُ قرض بگيرم

چون پول ندارم

چرا خودت نمياي اينجا تا حرف بزنيم بيا ببين کجا زندگي ميکنم

تو هيچ وقت اينجا نيومدي

سلام

چرا اون نوشته رو گذاشتي

من هميشه براي غذا خوردن ميام اينجا ميخواستم خوشحالش کنم

خدا رو شکر آروم شده به نظر ميرسه به اين مسئله غلبه کرده

چهارصد نفر از ساکنين پشت ِ تو هستن

به سلامتيه محله ي فرهنگ يه کاسه تاس کباب لطفاً

" ما با ظلم و جور مقابله ميکنيم"

کسي که در مورد حادثه ي رستوران پُست گذاشته، چان گي ِ

همون پُست کوتاهت تو اينترنت کلي آدمُ به واکنش کشونده

چه احساسي داري؟

خب ... نميدونم

اتفاقي قرار ِ بيُفته؟

نه

اما چرا اين کلاهُ گذاشتي؟

فکر ميکني چرا مردي که سو ميُ بسته بود اين کلاهُ گذاشته بود؟

احتمالاً ميخواسته تصوير بدي از سايه بسازه

احتمالاً ميخواسته دَخل ِ سايه رو يکبار براي هميشه بياره

اما اين اتفاق نميُفته

بايد وجهه ي خوب سايه رو بهش برگردونيم

سايه دوست ِ ماست

ما همه سايه هستيم

محله خيلي ساکت شده

جماعت گردن کلفتا ديگه اين حوالي نيستن

هي، اونا شانسي ندارن

اگه سايه گيرشون بندازه کارشون تمومه

ما بايد تا آخر ِاين ماجرا بريم

ما مرداي ديگه اي براي داوطلب شدن و جنگيدن نداريم

آره- آره-

سايه منُ شناخت

باورت ميشه

همون مرد ِسه سال پيش يه دفعه جلوي روي ِ ما سبز بشه؟

ما برای اون موضوع تمام تلاشمونُ کردیم

طبق ِنقشه همه ي ماموراي مرتبط کنار گذاشته شدن

هيچ مسئله اي در مورد ما لو نرفته

الان اين مشکل ِ

سايه بالاخره به ما حمله ميکنه

تا بتونه حقيقتُ بفهمه

بايد کاري که کرديمُ

به صورت ِ يه راز حفظ کنيم

همينطور هويت ِکسي که خواست کارُ براش انجام بديم

يه اشتباه تو کار ما ميتونه منجر به نابودي بشه

بايد براي هر اتفاقي آماده باشيم

باک شي يون

قويتر از اونيه که فکرشُ ميکرديم

با افرادم تماس ميگيرم

از اين فرصت استقاده ميکنيم و کامل کنارش ميذاريم

سايه، کسيه که ساخت ِ هاليو کورُ به تاخير انداخته

و باک شي يون هم خاطرات سه سال پيش رو داره

هر دوي اونها با هم ناپديد خواهند شد

هي! چيکار ميکني؟

واي، نگاش کن، الکي اينور اونور ميره و وانمود ميکنه سايه ست

سگ با چسبيدن به صاحبش فکر ميکنه انسان شده؟

چي، عوضي- فکر کردي دارم کجا ميرم؟-

ميرم بيمارستان تا اينُ در بیارم

برو و به سايه بگو که از اين به بعد شبا خيلي مراقب باشه

من فرقي بين آدماي خوب و بد نميذارم

من رو در رو ميجنگم تا بهترين بشم

تا کِي؟ تا زماني که دَخل ِ همشونُ بيارم

آه، چان گي، اومدي منُ ببيني؟

هيونگ- بله-

خودت قول دادي و منم دوست دارم هر چه زودتر هنرهاي رزمي رو ياد بگيرم

چرا؟ مسئله ي مهم و ضروري پيش اومده؟

تو با کله گنده ها در افتادي منم ميخوام اين خُرده پاها رو جمع و جور کنم

ازت خواستم باديگارد بشي؟- هيونگ-

چند بار بايد بگم که من ميخوام سايه ِبعدي باشم؟

چطور ميتوني از اين محله تنهايي محافظت کني؟

باشه، چان گي بهت هنرهاي رزميُ ياد ميدم

اما نبايد بين شاگرد و استاد يه احترامي وجود داشته باشه؟

بله، البته

پس چرا منُ تحت نظر گرفتي؟

چی؟

فکر کردي من باور کردم که گفتي نويسنده بائه رو تحت نظر گرفتي؟

چرا شرکت تو رو گذاشته منُ تحت نظر بگيري؟

چطور ميتونيم بدون اعتماد به همديگه با هم خوب رفتار کنيم؟

چرا دست از تعقيب ِ من برنميداري؟

تنها نتيجه اي که از اينکار حاصلت ميشه، درگيريه بيشتر ِ

ديگه به این محله نیا

در دست تعمیر

کي بهت دستور داده اينکارُ کني؟

ببين، دوست ِ من

من ديگه اينکارُ انجام نميدم

من الان واقعاً سردمه

تو سن ِ من، نميشه خيلي تحمل کرد

اگه شروع کني حرفاي بي معني بزني باعث سرمای بيشتر ميشي

نميدونستم مدير هوانگ براي تو اينقد مهم بوده

ديدن ِ اينکه چطور به فکر انتقامي

اين چيزا فقط با داشتن ِ يه اسم حل نميشه

تا زمانيکه اسم ِ بازیگر اصلیه این ماجرا رو نگي

من دست از سرت بر نمیدارم

باشه

من همه چيزُ درمورد ِ مدير هوانگ بهت ميگم

هيچ کس به من دستوري نداده

براي چنين کارايي ديگه پير محسوب ميشم و هيچ کس بهم کار نميده

يه شرکت ِديگه اي وجود داره

کجا؟- شرکت چان گي-

More Farsi Persian subtitles for Neighborhood’s Hero

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left