Britannia

Britannia

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Britannia S01E08 WEB H264-DEFLATE
Britannia S01E08 720p WEB H264-DEFLATE 1080p
Britannia S01E08 AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Britannia S01E08 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb 1080p
A Commentary by Naser_69
► Sorrow ناصر اسماعیلی و سمیرا | DibaMoviez.Com , Mxsub.Net ◄

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
1080
Published on: 2018-02-01
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫وقت غذاست!

‫منظورت اون برگ‌ها و شاخه‌هاییه ‫که امروز صبح جوشوندی‌شون؟

‫اسمش سوپ خاربن‌ریشک‌ـه

‫دقت کردی

‫که من بیشتر از پنجاه قدم بدون توقف ‫واسه ریدن نمی‌تونم راه برم؟

‫به مرور بهتر می‌شه

‫بهش عادت می‌کنی

‫با دشمنم معامله کردی

‫ارتش آنتیدیا محض اینکه این گفت‌وگو ‫نتیجه نداد در حالت آماده‌باشه،

‫و میخوای بهت اعتماد کنم؟

‫میخوای قبل اینکه بمیره ترتیبش رو بدی؟

‫یه نصیحتی بهت میکنم... ‫حواست به شوهرت باشه

‫به رگنی پیام بفرستین

‫می‌تونن محاصره‌شون رو شروع کنن

‫بهشون اعتماد داری؟

‫حتی نه اندازه‌ی ریدنم بهش

‫فکر کنم میدونم چرا رومی‌ها اومدن

‫لوکا، شیطان بزرگ زمین، ‫اومده تا نابودت کنه

‫دستگیرشون کنین!

‫- نگهبانا ! ‫- از ملکه محافظت کنید!

‫امروز در اینجا اشتباه بزرگی مرتکب شدی

‫باید باهمدیگه لوکا رو نابود کنیم

‫باهمدیگه؟

‫دارن اسم تو رو می‌خونن خواهر

‫مرده‌ها دارن اسم تو رو می‌خونن!

‫مشخص شد،

که تو یه درد درِ کون کوچولوی بیهوده‌ی آزاردهنده‌ی فضول نیستی

‫ممنونم

‫ایسلین رو دیدی؟

‫بهم جواب بده دخترک

‫- بله ‫- بهت یه چیزی گفت

‫درباره‌ی دنیای مردگان... درباره‌ی تو

‫بله

‫اون مردی که اون بیرونه...

‫گفت یه پیشگویی هست

‫- چیزیه که نوشته شده، این... ‫- سرنوشته

‫به منم توضیح دادش

‫باورش میکنی؟

‫نمیدونم چی رو باور کنم

‫اگه اون کسی که دیدی ایسلین بوده پس درسته

‫منم از همین می‌ترسم

‫تو سفری در پیش داری دخترم

‫سفری بسیار مهم، ‫دوستت که اون بیرونه...

‫اون ازت مراقبت میکنه

‫منظورت چیه؟

‫- چی داشت میگفت؟ وایسا، پس تو چی؟ کیت -

‫- جایی که داری میگی خطرات بزرگی داره ‫- نه

‫- نیازی به یه مرد کور نداری تا سرعتت رو کم کنه ‫- نه، به هیچ وجه

‫کیت

‫تو گفتی من رئیسم و منم تنهات نمی‌ذارم ‫تموم شد و رفت

‫تو رئیسی، تو جونم رو نجات دادی ‫کاملاً اعتماد دارم کار درست رو میکنی

‫نمی‌تونم اینکارو بکنم. نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

‫بیا ببینم. داری به یه سفر میری

‫خیلی‌خب؟ این کاریه که بچه‌ها میکنن

‫بزرگ میشن، راه خودشون رو میرن و بعد برمی‌گردن ‫و به بابای پیرشون درباره‌ش میگن

‫حالا، شاید تو این دنیا نگن

‫ولی می‌دونم دوباره می‌بینمت

‫- همینطور خواهرت، هممون پیش هم خواهیم بود ‫- تو کجا میری؟

‫نگران من نباش

‫من آماده نیستم

‫اونا تو رو فرا می‌خونن کیت

‫میدونی باید چیکار کنی...

‫برای من...

‫برای ایسلین... برای هممون

‫منو تو جاده‌ی جنوبی قرار بده

‫اون مسیر رو عین کف دستم می‌شناسم

‫میخوای چیکار کنی آخه؟

‫نگران من نباش

‫بهتره حق با تو باشه مطرود

‫وگرنه پیدات میکنم، با چشم یا بدون چشم

‫قبل اینکه بفهمی، تو هم ‫روی زمین دنبال چشمای خودت می‌گردی

‫- روشنه؟ ‫- برق میزنه

‫سرنوشتش مقّدر شده

‫چی؟

زمستان

چهار ماه بعد

‫ترجمه از ناصر اسماعیلی و سمیرا Sorrow

::. ارائه‌ای مشترک از دیبامووی و ام‌ایکس‌ساب .::

‫سردت نیست مادر؟

‫ممنون پسر عزیزم

‫نیاز سوزان من به انتقام منو گرم نگه می‌داره

‫چهار ماه شده

‫شاید وقتشه مذاکره کنیم

‫با تخمام مذاکره کنن

‫تازه داره جالب میشه

‫گوشت تموم شده

‫خوک‌ها، مرغ‌ها، احشام...

‫حتی اسب‌ها

‫توی انبارمون چقدر مونده؟

‫اندازه‌ی دو ماه

‫- پس نان می‌خوریم ‫- برای دو ماه

‫بعدش فرنی

‫- برای سه ماه. بعدش چی؟ ‫- بعدش زمستونه

‫وقتی زمستون برسه،

‫خواهیم دید میخواد چطوری بگذرونه

‫خواهیم دید عزم کی قوی‌تره

‫باید براتون سوال باشه چرا ‫همتون رو اینجا فرا خوندم

‫این‌ها آشور رام و برادرش عزیز هستن ‫از دشت‌های آشور

‫آشور رام رو می‌شناسم

‫بارها همدیگه رو دیدیم

‫و کیه که از هلا نشنیده باشه، غارتگر ایرلندی

‫قاتل فرعون‌ها

‫کارهایی که کرده در همه‌ی دنیا گفته...

‫من اصلاً شما رو نمی‌شناسم، اونارو هم همینطور

‫طلا کجاست؟

‫قاصدتون گفت صد سکه پیش میدین

‫اول نمیخوای بدونی ماموریتت چیه؟

‫اول میخوام طلا رو ببینم

‫دنبال کی هستین ژنرال؟

‫یکی اهل کنتی. یه دختر نوجوون

‫با پدر کورش چهار ماه پیش قلعه رو ترک کرده

‫یه دختر نوجوون و یه پدر کور؟

‫این پیشگویی درویدهاست

‫من دختره رو میخوام

‫هر کسی که سرش رو برام بیاره، اون مرد...

‫یا زن...

‫ده برابر این مقدار رو می‌گیره

‫حالا، شما همه مجرمید...

‫بعضیاتون حکم مرگ‌تون رو ‫سنای روم هم صادر کرده

‫ولی هر کسی اینکارو بکنه

‫محافظت امپراطور رو خواهد داشت

‫لعنتی

‫در سرتاسر امپراطوری، تا ابد

‫- اون چیه؟ ‫- یه تیرکمون

‫چقدر؟

‫فروشی نیست

‫تموم روز وقت ندارم

‫مواظب باش

‫قوی‌ـه

‫من جاجومیتسو آکبولا رامسس هستم

‫سم‌هام سریع و آروم عمل میکنن

‫از اون آروم‌هاش باید بترسی

‫محاصره‌ی کراگدانن ‫روز 131

‫برف هنوز شروع به باریدن نکرده

‫پیمان‌مون با ملکه آنتیدیا محکمه،

‫و هنگ بیستم والریا ویکتریکس ‫از روتوپیه به سمت اینجا راه افتاده...

‫خب... الان از سمت امپراطور صحبت میکنی

‫و تو هم فالگوش ایست میکنی

‫بیا یه چیز رو روشن کنیم

‫من بودم که اون حرومی رو کور کردم

‫هیچکس ازم نخواست کورش کنم

‫نه جنّی ظاهر شد

‫نه قنطورسی اومد و تو گوشم نجوا کرد

‫فقط دلم خواست

‫حالا بهم میگی اینکارو کردم ‫چون مقّدر شده بود اینکارو کنم؟

‫پس هیچکس مجبورت نکرد اینکارو کنی؟

‫درسته

‫- فقط فکر کردی باید اینکارو کنی؟ درسته -

‫- قبلاً زندانی‌ها رو تنبیه کردی چندین نفر -

‫تا حالا هیچکدوم رو کور کرده بودی؟

‫اولین بارم بود

‫چی توش دیدی که ازش خوشت نیومد؟

‫اون لاشی بود

‫تو هم بودی همین‌کارو می‌کردی

‫من اونجا نبودم. تو بودی

‫می‌تونستم زبونش رو ببرم

‫- ولی نبریدی ‫- ولی می‌تونستم

‫- ولی نبریدی ‫- ولی می‌تونستم!

‫ولی نبریدی

‫گور باباش اصلاً

‫میرم برینم

‫حالا، مطمئنم خودم میخوام برم برینم،

‫ولی احیاناً اگه تو یه پیشگویی باشه،

‫گفته که هر چند وقت یه بار باید کونم رو بشورم؟

‫تو برای امپراطور کار نمیکنی!

‫پس برا کدوم خری کار میکنی؟

‫تق تق

‫همه چی مرتبه؟

‫خوبم

‫خب، یالا

‫وقتشه بریم و یه سر به اون پیرزن بزنیم

‫تنهامون بذار

‫پس این همه‌ی چیزیه که داریم ‫همه‌ی چیزی که مونده

‫همینه

‫یکم زمان برامون میخره

‫تا چیکار کنیم؟

‫از روزی که رومی‌ها اومدن اینجا،

‫این قلعه نفرین شده

‫می‌دونستم

‫فکر کنم حتی پدرت هم می‌دونست

‫تا حالا برات سوال شده که باید فرار می‌کردیم؟

‫فقط من و تو؟

‫هر روز...

‫ولی بعد اون قیافه‌های توی حیاط رو نگاه میکنم...

‫چهره‌های اون بچه‌های گرسنه

‫انتخابی نداری

‫به رومی‌ها تسلیم شو

‫مالیات‌شون رو بده

‫- می‌ترسم برای اینکار زیادی دیر باشه ‫- زیاد دیر نیست

‫ژنرالشون آلس دیگه بهم اعتماد نمیکنه

‫- چرا؟ ‫- چون می‌دونم اون کیه

‫میدونم چیه...

‫و می‌دونم چی میخواد

‫منظورت چیه؟

‫اومد اینجا و صحبت از مالیات کرد...

‫ولی دنبال چیز دیگه‌ای بود

‫قلعه رو تسلیم کن ‫از جون مردم میگذره

‫جفتمون می‌دونیم آنتیدیا از یک نفر هم نمی‌گذره

‫آخرین نفر منو میکشه ‫و مجبورم میکنه کشته شدن همه‌ی اونارو ببینم

‫چه بویی

More Farsi Persian subtitles for Britannia

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left