The first 200 lines.
قسمت یک
اهل کجایی؟
اینجا تنها جاییه که میتونی نوشیدنی پیدا کنی
اهل موزو هستی؟
زیاد شبیه گوران نیستی
اهل مالگالی؟
وای خدا. شمشیر هم که داری. جنگجو هستی؟
شراب مزه مزخرفی میده
و توام خیلی پرحرفی
کسی مرده؟
یا تو کسی رو کشتی؟
فقط دو دسته آدم هستن که حتی توی این هوای بد
از اینجا رد میشن
یا کسیه که یکی رو کشته
یا کسیه که در راه به سمت مرگ خودشه
حتی با اون دهن گشاد و بیخودت زندگی
طولانی ای داشتی
باید زبونتو ببرم
که بتونی امن تر به زندگیت ادامه بدی؟
این زبون پیر من ممکنه مزه ی شراب خوب رو تشخیص نده
اما میدونه چیزایی بگه که کمک میکنه
بنظر میرسه خیلی وقته سرگردانی
کجا میخوای بری؟
دنبال یه مهمونخونه ام
شنیدم یه مهمونخونه یه جایی تو همین
بیابون هست که روح مرده ها رو تسلی میده
احتمالا دنبال مهمونخونه ی ماه میگردی
اونجا رو میشناسی؟
شنیدم یه مهمونخونه است برای مرده هایی که
هنوز تو این دنیا سرگردونن
کجاست؟
کجا باید برم؟
تو نمیتونی بری اونجا. فقط مرده ها میتونن برن اونجا
درست مثل اونایی که اونجا وایسادن
چقدر دردسر و هرج ومرج با خودت تو این تابوت آوردی؟
اینا آدمایی ان که بخاطر من مردند
و کیا رو بخاطر اینایی که برای تو مردن, کشتی؟
دهنتو ببند . فقط بهم بگو چجوری باید برم اونجا
ماه کامل؟
اون یه ماهه که پر از کینه و نفرته
بهم بگو
میخوام مسئولیت اینایی رو که
کشتم قبول کنم
تو حتی نمیتونی مسئولیت خودتو قبول کنی
تو استعداد مراقبت از
زندگی دیگران رو نداری
بهت گفتم زبونتو میبرم
اگه بخوای به همین چرندیات بدرد نخورت ادامه بدی
فقط بهم بگو چجوری باید برم اونجا
اگه اونجا فقط توسط مرده ها پیدا میشه
حتی حاضرم خودمو بکشم
چه بدبخت و بیچاره ای
فکر کردی میتونی همه چیز رو با فدا کردن زندگیت جبران کنی
اما این فقط یه خیال پوچه
این تنها چیزیه که برام مونده
که بتونم فدا کنم
مهمونخونه ی ماه
جاییه که روح مردگان دور هم جمع میشند
روح مرده هایی که سرگردونن همشون آخر با خواسته ی خودشون میرن اونجا
آدمایی رو هم که کشتی اونجان
این اونجا بود؟
من همه رو کشتم؟
من یه روح شیطانی شدم؟
و با پاهای خودم اومدم به مهمونخونه ی ماه؟
مغرور و احمق
تو یه انسان حقیر و بدبختی که افتادی تو دام ترحم به خودت
حالا که با پاهای خودت جایی رو که باید تقاص گناهانت رو بدی, پیدا کردی
پس از حالا تقاص گناهانت رو بده
مهونخونه ی ماه جایی که سرپناه مرده هاست
صاحب جدید پیدا کرده
چرا بامن نمیای
بریم یه جای راحتتر؟
پسرم
امروز تولدت بود و من نتونستم برات جاجانگمیون بخرم
طوری نیست. گرسنه نیستم
بیا بریم با این جاجانگمیون بخریم
آجوشی - هی پسر -
پولتون افتاد زمین - ممنونم -
وای خدا تو چه پسر خوبی هستی
پیشونی پهن و چشمای درخشانی داری
صورت فرخنده و خوبی داری
امروز تولدته؟
سال و ساعتی که بدنیا اومدی رو بهم بگو
هی آجوما ما گل نمیخریم . برید
وای خدا. سال های اولت بدشانس بودی
که همچین پدری نصیبت شد
اما رابطه ی بد طالعی نیست
داشتن یه زندگی سخت به معنی اینه که برای خوشبختی پاک و آماده شدی
داری خودتو از شانس بد پاک میکنی
چی؟ شانس بد؟
آخه چطور میتونی همچین مزخرفاتی به یه بچه بگی فقط برای اینکه گل بفروشی؟
پسرم فقط صبر کن. من کلی پول درمیارم
و کادوی تولدت رو میخرم
کادو ؟ - گل -
گل برای تولده
من گل نمیخرم
گل هم خوبه
میتونی برام گل بچینی بجای اینکه بخری
پس کارهای خطرناک نکن فقط برای اینکه پول دربیاری
وای خدا
تو خیلی جوونی که بخوای نگران این چیزا باشی
ببین - اطراف رو بگردین -
چیزی هست؟
اونجا - اونجا رو یه نگاه بنداز -
رئیس بیدار شدین؟
ماه کامله . فکر کنم امشب کلی مهمون داشته باشیم
وقتی ماه روشن ودرخشان باشه . میتونن از دور اینجا رو ببینن
از همه جا میان اینجا
تابلوی هتل رو روشن میکنم
هتل رو باز کنید
اعصابم خورد میشه وقتی ماه کامل رو میبینم
و امروزم داره بدتر میشه
کسی که مرگ وحشتناکی داشته رو قبول نکنید
ما نباید مشتری هامونو انتخاب و گلچین کنیم
قبولشون نکن
عجله ای ندارن چون دیگه مرده ان
ترتیب کار ها رو میدم که مزاحم شما نشن
اون ماه لعنتی
حالم ازش بهم میخوره
همونجا وایسا ! وایسا
وای خدا
وای خدا. نزدیک بود بمیرم
اون چیه؟
برای اینکه فقط برم تو هم باید پولی بدم آیا
تنها اومدید؟
یادتون میاد چند وقت از مرگتون گذشته؟
ده روزی میشه
فکر کنم اون آسانسوره
وای خدا اینجا چقدر بزرگه
برای اینکه فقط اینجا بشینم هم باید پولی بدم آیا
حالتون خوبه؟ زیاد خوب بنظر نمیرسید
کجا اینقدر خیس شدین؟
رودخونه ی هان
رود خونه ی هان؟
نصف شبی رفته آب بازی کنه؟
اینجا گرونه؟
فکر میکنی ازم پول بگیرن چون تو لابی نشستم ؟
نمیدونم. منم دفعه ی اولمه میام اینجا
...چه اتفاقی
برات افتاده؟
از پله ها افتادم پایین
خیلی وقته یه روحی که تو آب غرق شده نداشتیم
روحی که تو آب غرق شده ؟ - بله -
احیانا اون روح سرو قیافش کثیفه؟
...خب یکم
رئیس امروز حال و حوصله ی درست حسابی نداره
باید ببریمش به اتاق که رئیس نبینتش
بله
چیشده قربان؟
مهمونی که الآن رد شد
به اینجا تعلق نداره . جای اشتباهی اومده
یعنی اون
نمرده؟
زنده است؟
اگه رئیس ببینتش یارو میمیره
باید زودتر از اینجا بیرون ببریمش
باید حداقل یه چندساعتی اینجا قایم بشم
برم توی توالت قایم بشم؟
آره فکر خوبیه. برم توی توالت قایم شم
این طلاست؟
وای خدا..واقعا گرون بنظر میرسه
نه نه. الآن این مهم نیست
امیدوارم دوباره ببینمت
چرا اینجا ساحله؟
قربان آیا مایلید توی آب شنا کنید؟
بهتون مایو میدیم
شماره اتاقتون چنده؟
نه.من...اکی ام
خوش آمدین
نمیدونستم این ساختمون اینقدر بلنده
چه عجیب
ترسناکه
یه آدم زنده اینجاست؟
بنظر میرسه داره اطراف هتل ول میچرخه
بدون اینکه بدونه اینجا واقعا کجاست
اگه هرچه زودتر از اینجا نره , میمیره
بدتر اینکه باید با مرگش روبرو بشه
اینه که اگه رئیس بفهمه ما کلی تنبیه میشیم
یه کاری میکنه که تا پنجاه سال اینو فراموش نکنیم
میدونین که همیشه چی میگه
این بهترین کاریه که میتونستی بکنی؟
شماها لابد فکر کردین من شوخی دارم اینجا با کسی
اگه یه بار دیگه از این اشتباه ها بکنید
همتونو سوار یه اتوبوس میکنم که برید اون دنیا
فهمیدین؟
وای خدا نه
احساس میکنم تقصیر منه. چیکار باید بکنم؟
چرا همیشه خودتو مقصر میدونی؟
اما این یکی تقصیر توئه - چی؟ -
من نمیتونم مسئولیت اینو قبول کنم
من هنوز کلی کار دارم تو این دنیا که باید انجامش بدم
نمیتونم سوار اتوبوس بشم برم اون دنیا
بدبخت شدم بدبخت شدم
چرا اون آدم احمق باید بیاد اینجا؟ اه لعنتی
مطمئنم رئیس دیر یا زود میفهمه
که یه روح زنده داره تو هتل ول میچرخه
اگه رئیس پیداش کنه , دیگه هیچوقت نمیتونه از اینجا بره بیرون
میمیره
یه دزد حتما اومده
کی جرات میکنه از هتل من دزدی کنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.