Veronika

Veronika

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Veronika S02E02 Henrietta 1080p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 2 Veronika 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-09
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شما اختلال دوقطبی نوع یک دارید. بله، درسته

و دارو مصرف می‌کنید؟ بله. و به سر کار برگشتم

من همسرم رو کشتم. خفه‌اش کردم

من کار پشت‌میزی گرفتم، پس کاملاً می‌تونم از لیو و سایمون مراقبت کنم

شاید یه تکه نوار چسب؟

مطمئنی همونجایی که پیداش کردیم خفه‌اش کردی؟

تو اتاق نشیمن اتفاق افتاد

حتماً دخترشه. پیداش کنین

چند تا سؤال ازتون دارم

این سفر تبادلی واسه‌مون خوبه

باشه. بستنی می‌خوام

فکر می‌کنی به‌زودی می‌تونیم شب بمونیم؟

منم می‌خوام شب بمونم عزیزم. باید بابا رو راضی کنیم

در ترس، قدرتی هست

یه چیزی درست نیست

باید شروع کنی بهمون بگی چی واسه مونا اتفاق افتاده

خفه‌اش کردم

هانس چه انگیزه‌ای داره؟

تکه نوار چسب تو موهاش؟

دارو

سلام! سلام، منم

وقت داری همدیگه رو ببینیم؟ الان منظورتونه؟

آره. اگه می‌تونی

سلام. سلام

ممنون که قبول کردین بیاین. قهوه می‌خورین؟

حتماً. همه چی روبه‌راهه؟ اتفاقی افتاده؟

خب، بچه‌ها خوبن

یا، می‌دونی، مثل همیشه

لیو می‌خواد شب بمونه

آره، و به همین خاطر می‌خواستم باهات صحبت کنم، و

خیلی زوده

واقعاً نمی‌فهمم. من نقل مکان کردم

دارو مصرف می‌کنم. سر کار رفتم

تو همه چیز رو یهویی انجام دادی

شاید بهتره یکی‌یکی پیش بری

مثلاً کارت. شاید فعلاً بتونه صبر کنه

توماس... توماس، من فقط می‌خوام ببینمشون

درسته، ولی این فقط در مورد تو نیست

سایمون رو دیدی؟ اون

اون نمی‌تونه با چیزی که اتفاق افتاده کنار بیاد

مدام توی خودش فرو می‌ره

می‌فهمی؟ این همه ما رو تحت تأثیر قرار داد

و دیگه نمی‌تونه دوباره اتفاق بیفته

نمیشه. الان وقتش نیست که به یه جور زندگی عادی برگردیم

می‌دونم... می‌دونم داری تلاش می‌کنی. ولی زمان می‌بره

و باید با بچه‌ها خیلی واضح صحبت کنی

که این بهترین کار برای توئه

فقط مسئولیت من نیست

بازم می‌خوای؟

دیر کردی. از دستش دادی، اون قبلاً رفته

لعنتی. ببخشید

این من نیستم که باید ازش عذرخواهی کنی

جالبه که رئیس جدید رو ببینیم، نه؟

ما اصلاً هیچ اطلاعاتی نداشتیم

گوران اخلاق خاص خودش رو داشت، ولی واقعاً اهمیت می‌داد

یه بار یادمه

می‌دونی، من به گلوتن حساسیت دارم و اون چند تا پتی‌شو درست کرده بود

من امروز صبحونه نخوردم، واسه همین ناهارم رو زودتر می‌خورم

درسته

مونا مبلغ خوبی از پول رو به یک بنیاد وصیت کرده بود

اون کارِ اون بود. من هیچی در موردش نمی‌دونم

پس این چیزی نیست که بشناسی؟

نه

مطمئنی؟

بنیاد آرسنیس، خیریه برای دنیایی روشن‌تر

خب، خوب به نظر می‌رسه

تلفنشون قطع شده

و بنیاد در هیئت اداری استان ثبت‌نشده

این چیزیه که قبلاً در موردش می‌دونستی؟

هوم

ورونیکا رو دیدی؟

آره. ظاهراً ناهارش رو زودتر می‌خورده

اوه

چین تای

هی. غذای روز، لطفاً

خدمتتون هستم. ممنون

ممنون

سلام

اوه، سلام. می‌تونم بشینم؟

چه حسی داره برگشتن؟ خوبه

با کار پشت‌میزی مشکلی نداری؟

بفرمایید. ممنون

قضیه هانس لارسون خیلی عجیبه

اینجوری وارد پاسگاه شدن

استیگسوندا رو چقدر خوب می‌شناسی؟

یه جورایی مثل الفسبروک می‌مونه

مردمی که اونجا زندگی می‌کنن و اینجا کار می‌کنن و برعکس

خانواده و دوستان اونجا. مثل بیشتر جاهای این منطقه است

هوم

فهمیدن اینکه واقعاً چی شده آسون نیست

اون اعتراف کرده پس اون بخشش تموم شده

ولی یه چیزی درست نیست

بعد از ناهار می‌رم پزشکی قانونی. می‌خوام تو هم باهام بیای

اوم... ولی من اجازه ندارم

واقعاً ممنون میشم. لازم نیست کسی بدونه

باشه

ولی باید ساعت ۴ خونه باشم. می‌رسی

قراره خدمات اجتماعی بیان سراغم

اوه

نصیر

خیلی وقته

پتر، ایشون ورونیکاست. ورونیکا، ایشون پتره

هی، هی. هی

به وضوح بر اثر خفگی مرده. ولی هیچ جراحت دفاعی‌ای نداره

زیر ناخون‌هاش و از این قبیل هم چیزی به درد بخور نبود

خب، جای انگشت‌ها اینجا کاملاً مشخصه

عصر یکشنبه، حدوداً بین ساعت ۶ تا ۹ شب

که با چیزی که همسرش گفت مطابقه

دارن بازسازی می‌کنن. چه سر و صدایی

میشه تاتو رو بهمون نشون بدین؟ بله، حتماً

برای کسی مثل مونا لارسون، جای نسبتاً عجیبیه، نه؟

در ترس، قدرت است. در اطاعت، نظم است

چیزیه که می‌شناسینش؟

مطمئنی؟ بله

ممنون پتر. ما دیگه میریم. ممنون

بگو. چی؟

بگو. اون تو چی شد؟ هیچی

مطمئنی؟ بله

هوم

تو یه چیزی به کمکت نیاز دارم. الان؟

آره. همسرش گفت

که از چیزی که بهش می‌گه ناراحتی اعصاب، رنج می‌برده

باید بررسی کنیم ببینیم مدرکی برای این موضوع هست یا نه

ظاهراً فوران‌های غیرمنطقی داشته و یکی از همین فوران‌ها رو داشته وقتی خفه‌ش کرده

تا وقتی اینجا هستیم، تو برو دفتر خاطرات مونا لارسون رو بیار

سلام. سلام

ورونیکا گِرِن از پلیس

ما در حال کار روی یه پرونده‌ی مقدماتی هستیم

پس باید دفتر خاطرات مونا لارسون رو ببینم

صبح دوشنبه مرده آوردنش اینجا. باشه، فقط یه تماس می‌گیرم

شما ادامه میدین؟

ببخشید، میشه برید کنار؟

ورونیکا، حله

بسیار خب، بفرمایید. ممنون

لارسون، مونا - یادداشت‌های مراقبتی، اورژانس

اما این فقط تا سال ۲۰۱۲ رو شامل میشه

خب، ما به همین مدت اطلاعات رو دیجیتالی نگه می‌داریم

ببخشید، میشه تماس بگیرید با... بله؟

ورونیکا؟ خوشحالم که اینجایی

داشتم زنگ می‌زدم پلیس. مشکلی نیست

ما یه مورد مشکوک به مسمومیت داریم و آزمایش‌های اولیه نشون‌دهنده‌ی فسفر هستن

اما این تو عصر مدرن خیلی عجیبه

امم، من باید

الان حالش پایداره و داره یه سرم جدید می‌گیره

پرستار میاد دنبالتون وقتی آماده‌ی صحبت باشه

آره، ولی

به کسی نیاز دارم که جای منو بگیره. من یه قرار ملاقات دارم، باید

باشه، خداحافظ. سلام. میتونم برم داخل؟

بله، آرومه و هوشیاره. ولی، خب، یه کم شکننده

اسم اون چیه؟ ناتالی

سلام ناتالی. اسم من ورونیکاست. من از پلیسم

آماده‌ی صحبت با ورونیکا هستی؟

من مسموم نشدم. باشه

خیلی احمقانه به نظر میرسه. من کلی مکمل، ویتامین و اینجور چیزا مصرف می‌کنم

فکر کنم ممکنه قاطیشون کرده باشم و زیاد خورده باشم

چه مکمل‌هایی مصرف می‌کنی؟

امم

یه سری داروهای گیاهی

آشواگاندا و گوگرد، فسفر

چرا فسفر مصرف می‌کنی؟

خب، من تو اینترنت خوندم

که میگن برای متابولیسم خوبه

ممنون. فعلاً سوال دیگه‌ای ندارم

زود خوب شی، ناتالی

ما یه تیکه نوار چسب ساختمانی لای موهای مونا پیدا کردیم

ما چنین نواری رو تو خونه‌ی شما پیدا نکردیم

چطور ممکنه اونجا گیر افتاده باشه؟

شاید تو پیاده‌روی عصرانه‌ش. پس، اون رفته بود پیاده‌روی عصرانه؟

گفتی تمام شب تو خونه بودی

آره، ولی قبل از اینکه غذا بخوریم

خب، راستش نمی‌دونم. نمیتونم همه‌چی رو یادم باشه

خفه‌ش کردم، همونطور که بهتون گفتم

بفرمایید. این همونیه که دنبالشین. سفارش ویژه برای مغازه

علامت آبی از "جی" هست

بله، همونه. هنوز داریدش؟

نه، پنج شش سال پیش سفارش می‌دادم

ولی خیلی گرون شد

باشه، راهی نیست بفهمیم کی خریده؟

نه، تبلیغاتی بود. ما مجانی می‌دادیمش. متاسفم

لعنتی

تا ازش حرف زدیم، پیداش شد

بهت گفتم اینجا میاد. گفتی. ولی من

سلام. سلام ورونیکا

تو کار گیر افتادم. بله، می‌فهمم

ولی باید برم. اگه خبر می‌دادی ممنون می‌شدم

بقیه هم تو شرایط تو هستن

ولی، لطفاً... میتونیم یه وقت دیگه برای ملاقات تنظیم کنیم

میترسم چند هفته طول بکشه

لطفاً. متاسفم. با دفتر تماس بگیرین

بریم

بیا

بفرمایید. ممنون

چرا یه خانم از مددکاری اجتماعی اینقدر پیگیرته؟

چون من و شوهرم یا شوهر آینده‌ی سابقم

داریم در مورد بهترین چیز برای بچه‌هامون بحث می‌کنیم

یعنی، در اصل شما با هم مخالفین

متوجه‌ام

بله

دلم براش تنگ شده

خاله‌ات؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left