The first 13 lines.
خدا به مردی که بین منو خواهرم میاد کمک کن
و خدا به خواهرم که بین من و مردم میاد کمک کن
عشق جوان از پنجره منتظر است
و من بهش گفتم بـــــــــرو خــونــــه
چون اون نمیدونه که این مشکل اون نیست
اون نمیدونه که من دیگه تــنـــها نیستم
ساعت 3 صبح اعتصاب کرده
و من دروغ گفتم خوابم میاد
چون اون نمیدونه که من قولم رو شکستم
و اون نـمـیدونه که من این کـــارو کـردم
تو اوایـــل روشـــنـایـــی
من تو رو وقتی کنارت یه بطری بود پیدا کردم
من میتونم با چشم های خودم ببینم که در مورد مــــــن میدونی
No comments yet. Be the first to leave one.