EXO's Showtime

EXO's Showtime

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

EXO - Showtime Ep 6
A Commentary by hinataaa
(exo-persian-fansite.ir,baekhyun-fanclub-1.mihanblog.com,exol.ir)

Tags

other
Published on: 2015-07-26
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یه ارزویی که اکسو ارزشونه تو سال 2013 براورده کنن

سفر ساحلی

مشتاقانه رفتن و رسیدن

دریای آبی

ما یه کمی هیجان زده ایم

EXO - Showtime EP06 زیرنویس فارسی zahra lovejaejoong

بازی اکسو برای داخل شدن به آب

بدشانسی این بخش : لوهان

بدشانسی تو سنگ کاغذ قیچی کای

بدشانس دونگ سنگ سوهو

EXO - Showtime EP06 زیرنویس فارسی zahra lovejaejoong

از هم جدا شدن سه نفری که می خوان به دریای زمستونی برن،اونا به اب وارد میشن

اکسویی که دیده نمیشد و حالا چی بینشون می گذره ما الان شروع می کنیم

به هتل رسیدن

به هتل رسیدن و بدنا احساس بی حالی می کنه

سهون : چراغا رو واسه خواب خاموش کنین

*خوبه*

سهون : چراغا رو خاموش کنین!بخوابیم

چانیول: من برگشتم

سهون : بله، سریع بیا تو

بکهیون : اه ، خوبه

چانیول : من میرم رو تخت بخوابم

لوهان : ما باید تو اتاق خواب بریم

تخت

لوهان : باشه من اینجا میخوابم

تائو: یه بالکن هم هست / دی او : این خونه عالیه لی : طبقه پایین .. جایی واسه غذا خوردن ما نیست؟

جمع شدن ~اعضا لطفا به اتاق نشیمن برین

بکهیون : اما ، نکته مهم اینه که ما چیز زیادی نیاوردیم

..چانیول : واسه همین ، چون ما پول خیلی اوردیم بکهیون : باید انتخاب کنیم که چند نفر به بازار برن؟

چانیول سخت کوش ، به طور داوطلبانه به خط خرید میره

چانیول : باید تو خونه برنج درست کنین بکهیون: من تو خونه می مونم و برنج درست میکنم

دی او تعیین کرد تیم خرید خواربار : چانیول و سوهو و لوهان

کای : شیرینی بخرین و برگردین ، شیرینی

تیم بازار رفتن

بکهیون : جونگ دائه تو بلدی خوب برنج درست کنی؟ / چن : آره بکهیون : پس تو انجامش بده / چن : من تو تخمین زدن آب کارم خوبه

*چرا فقط نمی گی که نمیخوای به بازار بری*

به جای بک هیون دردسر ساز ،چن که به خودش برا تخمین زدن آب مطمئنه بسیج شد

چن : پلوپز نیست؟؟

این یه کمده

بکهیون:برنج هست اما پلو پز نیست ..چن: اینجا پلو پز نیست

چن:این واقعا یه مشکل بزرگیه،باید چیکار کنیم؟؟

احتمالش هست که ما امروز برنج بخوریم؟؟

بکهیون: یا یا! چیکار میکنی؟

پلوپزی که زیر سینک قایم هست و پیدا کردن

پلوپز بزرگ و کوچیک،یه دونه از هر کدوم

چن : این بزرگه کافیه نه؟

این یکی بچه کامل مطمئن نیست

چن: درسته؟ چون که 2کیلو گرمیه

*بدون هیچ اصولی* *روش تخمینی که اینجا هست جای دیگه ایی نداره* بکهیون : نمیتونی،نمیتونی / چن:میتونم

بکهیون : این سرریز میشه ، میریزه

چن : اه این طوری نمیشه

رو بزرگه تصمیم گرفت تا بی خطر باشه

در همین حین، تیم خرید خواربار : چانیول و سوهو و لوهان

سوهو: وقتی رفتیم اونجا .. وقتی رفتیم اونجا چی باید بخریم؟

چانی : یه نفر زنگ میزنه ، کی میتونه باشه؟ سوهو: باید دی .او باشه که زنگ میزنه / چانی: بکهیون زنگید

چن : چانیول / چانی : چیه؟

چن: به جای خرید برنج (نپخته) چطوره برنج آماده بخریم؟

چانی : اما ، فقط شما تو خونه چیکار میکنین؟؟

بکهیون : هممون خوابیم

چانی : خوابین؟؟

چانی : صدای اسپیکر و بلندش کن

*جدی*

چانی : اون طوری هم صدای نویزش بلندتر میشه بکهیون : ای بابا ، الان انجامش میدم سالم برگردین

اونا خوابن؟؟

...چانی : اگر برنج چسبیدس پس تو بکهیون : به هر حال من اون کسی نیستم که انجامش میده اگه برنچ به هم چسبیدست همش تقصیره چنه

چانی:اه چن داره انجامش میده؟ /چن:به خاطر اینه چرا شما منو مجبور می کنین که انجامش بدم؟ بکهیون: نه این طوری نیست

بکهیون: همتون سالم برگریدن /چانی:باشه بعدا میبینمت / بکهیون :اوکی

چانی:خوب میشه که اگه ما چیزایی بخریم . به نظر خوبه نه هیونگ؟

اطلاع میده

هیونگ...اعصاب نداره

سوهو: اما واقعا بچه ها اون تو خوابن؟

...واقعا خوابن بالاتر ازینا،یه خواب شیرین

...با این حال ، اعضایی هستن که بیدارن

سهون: هیونگ میدونی برنج شکلاتی چیه؟؟

چن: یه جوکه

خواهرای جدید،مزاحم چن-درلایی میشن که داره برنج و می شوره

چن: نکن! اههههه !فلفل چیه !سریع بزارش پایین

کای: اما فلفل گداشتن تو برنج خوشمزش می کنه چن: چی؟؟ شوخی میکنی؟

*اونا واقعا یه نوع نمک گیاهی چاشنی دار خوشمزه پیدا کردند*

کای:واقعا باید این و توش بزاریم چن: چی!بزارش اینجا نمیشه

لاین 94 ی که می خواد برنج چاشنی دار بخوره

حافظه 7،000 وونی کای : این سنگینه واسه بدنی که بخواد برنج این شکلی بخوره

سهون : هیونگ بیا رامن هم درست کنیم ...چن:چ رامنی؟چطوری

من سریع تر این دو تارو دک کنم که برن بخوابن...این طوری به من کمک میشه

چن:کیونگ سووو

کیونگ سو تنها کسیه که چندرلا میتونه بهش اعتماد کنه

چن:کیونگ سووو

من واقعا اب و خوب تخمین زدم = چون مضطربم بیا ببین و کمک کن

آشپز رسمی خوابگاه اکسو ، ارزیابی دی او؟

دی او: دستتو بزار توش و تا بالای اینجا اب و بریز

واسه کافی بودن پوشش پشت دست،یکمی بیشتر آب می ریزه

راضی شد دی او : اوکی

چن : یه کمی بیشتر؟ دی او : اوکی یکم بیشتر

دی او: باشه باشه

با دقت تو پلو پز میزاره بعد از اینکه درست میزان آب و فهمید هدف اینه

بپز

گروه خرید خواربار به مرکز خرید سوکچو رسیدن

...سوهو: اون چیزی که من می بینم مهم ترینش اینه مادربزرگ : شماها چیکار می کنین،پسرا؟

چانیول: ما؟ ما خواننده ایم/ سوهو: ما آهنگ میخونیم مادربزرگ : خواننده؟چه آهنگی؟

چانیول:ما یه آهنگ به اسم گرول داشتیم مادربزرگ : اوووه من تو تلویزیون دیدمش! / سوهو : آه واقعا؟

به نظر جذابن

چانی : ممنون

بچه های جذاب

با خوشحالی بعد از دریافت تعرف و تمجدید خرید خواربار شروع میشه

تا مغز استخون سوهو سردشه

یه چشمی داره نیگا میکنه ، لوهان

بودجه رو چک می کنه ، چانیول

سوهو : حقیقتا، نمیدونستم اومدن به بازار این طوری میشه لوهان:اول این یکی رو شروع کنیم ؟؟

وسط گفتن یه چیزی اونم با اهیجان

چانیول:هیونگ

...شما نمیخوایین بشنوین که چرا من حرف میزنم

واسه اسایش ، با نوشتن تو یه دفتر خاطرات حرفت و بگو

چیزی که لوهان انتخاب کرد پنکیک کره ای که خیلی از مردم تو صف منتظرن

چانی : متاسفم بچه ها

به طور نامعلومی سه نفر هم پیمان شدن که جلوی مغازه ی پن کیک بایستن

قیافه هایی که اصلا متاسف نشون نمیده

سوهو:یه کار عجیب دوباره انجام میده دوباره

چشماشو میبنده ،بچه ها لطفا

احساس خوشحالی میکنن

خجالت زده شد

ماهی گرفتن

هنوز اینجان

*صف پن کیک فکرش و نداره که کمی کمتر بشه* لوهان : وقت زیادی و اینجا صرف نکردیم؟/ سوهو : مشکلی نیست

احساس میکنن وقت زیادی و اینجا صرف کردن چانیول:ما باید بریم گوشت بخریم ، وقت زیادی گذشته -

لوهان : باشه من اینجا وایمستم/ چانیول:واقعا؟ لوهان:آره .ب هر حال حتی اگه برم من که چیزی نمیدونم

چانیول:بیاین بیشتراز 3000 وون خرج نکنیم سه تا بخر و اروم بخور چون که باید شام هم بخوریم

پن کیک و به لوهان میسپرن،چانی و سوهو میرن

لوهان: من تنها شدم

هیجان برای پنکیک

لوهان: به نظر میرسه که خیلی محبوبه

اول میرن خرید گوشت این دوتا تو راه پیداکردن قصابن

سوهو : اون شخص با احترام باهامون برخورد می کنه چانیول : سیر، اینجا سیره

خوش اومدید

پر از تواضع ، فرشته ی سئول

چانیول:سلام

قیافه ی گوشت مرغ سوهو و چانیول رو از راه به در می کنه

چانیول: بیا فقط کلا 100000 وون بدیم

سوهو:100000 وون؟ من فکر میکنم مابیشتر از این میخوریم ، من فک کنم خیلی بیشتر بخوریم

تازه

چانیول: این اولین باره که من گوشتی مثله این میبینم سوهو: منم همین طور

چانیول:(با احتیاط)... شاید... شما نمیدونین ما کی هستیم درسته؟

چانیول درمورد محبوبیت اکسو حتی تو فروشگاه هم داره میگرده

فروشنده:تو باید اسمتو بگی

چانیول:ما اکسو هستیم../سوهو: ما خواننده ایم فروشنده:اکسو؟؟

از دخترای نوجوون تا مادربزرگ قاپ همه رو دزدین

ما همون بچه های جذابی هستیم که آهنگ " گرول " رو خوندیم

آیا فروشنده مغازه ی قصابی اکسو رو میشناسه؟

فروشنده : الکل

تحقیر امیز

سوهو و چانیول: درسته درسته

(فروشنده : این یه نوع کوگناکه؟(یه نوع برنده؟

*قبل از اینکه کوگناک بشن ، درمورد اکسو توضیح میدن* هست X & O سوهو: یه ما اکسو اییم

چانیول: ما از کمپانی اس ام هستیم

فروشنده: لی سو من؟ چانیول و سوهو: درسته درسته

سوهو: احتمالا شما خواننده های دگ ای تو سن ما رو مشناسید؟

فروشنده:من مردم الان و نمیشناسم ، فقط لی سومن رو میشناسم

فهمیدن اعتبار رییسشون تو گوشت فروشی

یکی دیگه از بچه های سو من بالاخره بعد از یه صبر طولانی پنکیک رو گرفت

لوهان:ممنون

لوهان : پنکیک ، این اولین بارمه که میخورم

اولین پنکیک زندگیش

بو میکنه

لوهان : من .. من نمیدونم .. اول میخوام بخورم

هنوز

*درحالی که واسه ی تیم خرید خواروبار صبر می کنه خسته میشه* چن:سهون! مثه اینکه اونا قبل اینکه بیان واقعا یه چیزی خوردن -

صددرصد بدگمانه

سهون : برای همینه که من باید به خرید خواروبار میرفتم چن: ما...واقعا

چانیئول : اوه خوشمزست

تصویر پیش بینی شده ی سهون میخوره و میخوره

لوهان : واوو خوشمزست

؟chilk jeub سوهو : این

این مزه ایه

!سوهو: ممنون ، حس میکنم جیگرم حال اومد

کجا دارین میرین؟

حالش بهتر میشه

EXO - Showtime EP06 زیرنویس فارسی zahra lovejaejoong

و بک هیون و دی اوی پرمشغله

تغییر شکل

افتتاحیه بهترین روی زمین که هیچ جا نمیشه پیدا شه

دو نفر درحالی که اعضا خوابن واسه شو اماده میشن

شوی بازیگر ها جونگ وو

سوالاتی که باعث شه مردم گیج شن نکته ی اصلیه

دی او : یه چیزیه که توش مهارت داری

مجری اصلی_بیون بک هیون

مجری فرعی_دی او

دی او: برای من...واقعا یه افتخاره که میتونم اینکارو همراه با مجری بک هیون انجام بدم

بک هیون:اه جدا؟ دی او: من همیشه میخواستم از پارسال اینکار رو باهم انجام بدیم

بک هیون: باعث میشی قلبم این طوری به تپش دربیاد

دی او : واسه همینه

*پر از انگیزه* بیا امروز بامزه انجامش بدیم

بک هیون: بیا امروز اعضا رو گیج کنیم دی او:اره پس کی اوله؟ به عنوان مهمان

*درست رو به روش،حس مهمون*

دی او : باید چن رو اول صدا کنیم؟ بک هیون : ما اول چن رو همراهی میکنیم

بک هیون : لطفا یه چند لحظه بیا اینجا

چن: این چیه؟ بک هیون : هیچی نگو و فقط بیا تو

چن: پابرهنه بیام؟ دی او: اره فقط بیا تو

*یه شویی بدون توجه به کف پای مهمونا*

یه چیز دگ که از یاد رفته،رفتار ممتاز با مهمون

دی او : و چرا تو غیر رسمی صحبت میکنی؟

*گنگ* talkshow بک هیون: الان این یه مثه اینکه نمیدونی وضعیت چجوریه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left