The first 200 lines.
~سیارهی تنهای من~
♥ قسمت پنجم ♥
،میخواستی ببینیش
ولی چرا دیر اومدی؟
.و حتی به من خبر هم ندادی
.این دختره مناسب نیست
.ببخشید
.من خواستگاریتو بهم زدم
.بیخیال مهم نیست
.قبلش دلشوره داشتم
.روز قبلشم یه خواب دیدم
ژیژی دستمو میگیره
.و مستقیم به جلو راه میره
،بعدش شروع کرد به دویدن
.و آخرشم پرواز کرد
.نتونستم بهش برسم و بگیرمش
بعدش، سرمو آوردم پایین
.و یه لباس که روش با الماس پوشیده شده رو دیدم
.زشته
.باز شروع کردی
.ببخشید. ببخشید
تو و مادرشوهر آیندت چی شدید؟
.اونم خراب کردم
دستت چی شده؟
،وقتی که کافی میشم
.همش میخوام که بیام تو رو ببینم
،ولی تو داشتی خواستگاری میکردی
،نمیتونستم مزاحمت بشم
...بخاطر همین سخت خودمو کنترل کردم
.خنگ
میدونم هروقت کافی میشم
.توی دردسر میندازمت
.ولی واقعا قصدم این نبود
.فقط نمیتونم خودمو کنترل کنم
.ببخشید
،فکر کنم الان نمیخوای منو ببینی
.من دیگه میرم
.بعد از کمپرس یخ، کمپرس گرم بذار
.اشتباه نکنی
.ممنون
این چیه؟
.این یه خونهی کوچیکه
،نه
.این خونهی بزرگمون در آیندهست
،میتونی داخل مطالعه کنی
.و کافی کنارت میمونه
چی فکر میکنی؟
پس تو کجایی؟
.حدس بزن
،تو فقط باید از هرروزت لذت ببری
،من پول درمیارم تا حمایتت کنم
.و این خونهی کوچیک رو خونمون کنم
.نگران نباش، کافی
مامانت منو دوست نداره، نه؟
مامانت امروز عصبانیه؟
بازم میتونیم باهم باشیم؟
.الو
.منم
مزاحمت شدم؟
.نه. دلم برات تنگ شده بود
.چطور ممکنه دوباره اینو بلند بگم
.ببخشید
.رفتنم زیاد طولانی شد
.اشکالی نداره
مامانت از من خوشش نمیاد، درسته؟
.دوباره ملاقاتمون رو خراب کردم
.نگران نباش
.اون که من نیست
.خوب استراحت کن
.شب بخیر
.شب بخیر
.داره میگه که منو دوست داره
.درسته
.عشق فقط به دونفر مربوطه
.من فقط باید به اون اهمیت بدم
.همگی حرکت کنید
.آقای میاو بزودی برمیگردن
،قبل از اینکه بیان
.بیاین خوب اینجا رو تزئین کنیم
.باشه
.یوجی، نردبون رو ببر اونجا
.برای بادکنکها آمادش کن
،سیاو
.دوباره داری از زیر کار در میری
.من مریض شدم
.اینو بگیر
.وقتی آقای میاو برگشت اینو بزن
.باشه
.سریع باش
.یالا
آقای میاو حتما توی خواستگاری موفق شده
.و دیشب خسته شده
.بخاطر همین امروز برای کار دیر کرده
،هی
بزودی آقای میاو مرخصی ازدواج میگیره؟
.آره
.پس باید جشن بگیریم
.بیاین نوشیدنی بخوریم
.باشه
.انقدر چرت و پرت نگید. برید سرکارتون
.سلام
.باشه. فهمیدم
.ممنون
.لطفا ساکت شید
.همین الان رستوران باهام تماس گرفت
انگار آقای میاو توی خواستگاری
.شکست خورده
شکست خورده؟
شکست خورده؟
چطور ممکنه؟
آره، چی شده؟
.غیرممکنه
آقای میاو همیشه برای دوستدخترش
.پول خرج میکرد
چطور ممکنه رد کنه؟
میگن که
.پای یه دختر دیگه وسطه
.حتما همون دلیل شخصیهست
پس، باید
الان اینا رو بِکَنیم؟
.بدویید، بِکَنیدشون
.آره. بدویید. سریع باشید
.حرکت کنید
.یالا. یالا
.آقای میاو، خواستگاریتون مبارک باشه
کی بهت گفته؟
...من
...من
من گفتم
.دوست آقای میاو میخواد خواستگاری کنه
چطور میتونی همچین اشتباهی بکنی؟
!کافیه، کافیه
.برو سرکارت
.نمیتونی جدید و قدیمی رو باهم داشته باشی
این سورپرایزت بود؟
عزیزم داری کار میکنی؟
.آره سرکارم
.ببخش بابت اتفاقی که دیشب افتاد
عزیزم، بیا با عجله ازدواج نکنیم، باشه؟
دوست دارم از روزای آزاد بیشتری
.با تو لذت ببرم
و تو به وقت نیاز داری تا
با خانمهای دیگه کنار بیای، درسته؟
.کن، لولی
.آقای میاو
.آقای میاو
من واقعا قصدم این نبود که
...به بقیه درمورد
!خیلی خب
.فراموشش کن
.از شما دوتا یه سوال میپرسم
آقای میاو، درمورد دوستتونه؟
.آره
،دوستم داشت از دوستدخترش خواستگاری میکرد
،ولی در این پروسه
،بخاطر دلایل شخصی
.موفق نشد
دوستدخترش بهش گفت که
میخواد روزهای آزاد بیشتری رو
.باهاش بگذرونه
منظورش چیه؟
دوستدختر دوستتون
.واقعا خوبه
.آره
چرا؟
ببینید، دخترای زیادی الان
.به ازدواج مثل یه شغل نگاه میکنن
،وقتی که یه مرد خوب یا یه مرد مناسب خوب رو پیدا میکنن
،هیچوقت تسلیم نمیشن
.حتی میخوان هرچه سریعتر ازدواج کنن
رابطشون
.فقط بخاطر یه حمایت دراز مدته
،اگه یه مرد بخواد رابطه رو بهم بزنه
.باهاش مثل یه انسان سنگدل رفتار میشه
.ولی این دختر فرق داره
،نمیخواد ازدواج کنه
و میخواد روزهای آزاد بیشتری رو
.با دوستتون بگذرونه
.این عشق واقعیه
چیزی که مهمتره اینه که
.دوستتون کلی دلایل شخصی داره
.اگه دخترای دیگه بودن، خیلی وقت پیش ولش کرده بودن
.ولی اون ولش نکرده
!اون هنوزم مونده. چه قشنگ
.حتما خیلی دوستتون رو دوست داره
فکر کنم
.جفتتون درست میگید
،پس
دوستتون
.باید خوب به این دختر توجه کنه و اونو عزیز بدونه
.درسته
.خیلی خب، برید غذاتونو بخورید و استراحت کنید
دوستم باید
با دلیل شخصیش
.یه کم فاصله رو حفظ کنه
،وانگ
.بهتره که اول یه کم شیر بخوری
چی شده؟
.مستقیم بهم بگو
.انقدر خودخوری نکن
No comments yet. Be the first to leave one.