Uncle from Another World

Uncle from Another World (異世界おじさん)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Uncle from Another World S01E06 [Echelon & 30n]
A Commentary by ECHELON_aw
کانال گروه : @AWforum کانال زیرنویس : @AWsub ترجمه و زیرنویس : Echelon

Tags

other
Published on: 2022-08-26
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 160 lines.

کلاً سه سکه‌ی برنزی؟

!نسبت به خر حمالی‌ای که کشیدم تا بیاریمش اینجا، زیادی کمه

به‌نظرتون یه اورک نیمه‌جون به چه درد من میخوره؟

!حرف‌زدنشُ بشنوی برگ‌ریزون میشی

.اگه نمیخوایید ببرید یه‌جای بفروشیدش

.لعنت بهش

.تو راه داشتیم میومدیم یه اسکاچ ظرف‌شویی پیدا کردم

اینُ چند ازمون برمیداری؟

.عجب آشغالی

.یه‌چیز حدود 120 برنز

!دو رقم بیشتر؟

!اوجی‌سان مُفت نمی‌ارزیده

من حتی از اسکاج‌ظرفشویی هم کمتر بودم؟

چجوریه که خودتون نمیدونستید؟

چیشدید یهویی؟

حتماً بخاطر اینه که .رو خودم جادوی فراموشی زده بودم

.الآن یهو یادم اومد

.منم همینطور

منم یهو همین الآن یادم اومد که .این صفحه از خاطراتشُ، قبلاً خونده بودم

.فوجیمیا سان، صفحه‌ی اوّل این دفترچه رو بخون

.عجب دفترچه‌ی زِوار در رفته‌ای‌ـه

!فقط همون صفحه رو بخونی‌ها

".ارزون تر از یه‌ اسکاچ‌ظرفشویی فروخته شدم"

،وقتی جادوی فراموشی رو یاد گرفتم .همون اوّل سریع از شر این خاطره‌ی غم‌انگیز خلاص شدم

این حتی واسه شما هم باید حسابی تکون‌دهنده بوده باشه، مگه نه؟

اینطور که معلومه، خاطرات فراموش شده میتونن اینطوری یادآوری بشن، مگه نه؟

این خون‌دماغ یه‌جور هشدار از طرف روح خاطرات‌ـه که ".یعنی "اگه بیشتر از این ببینی به چوخ میری

ولی، مواقعی مثل الآن که .دیگه کار از کار گذشته و همه‌چیزُ دیدیمُ نمیشه کاریش کرد دیگه

حالا نمیتونه یکم ملایم تر هشدار بده؟

روبه‌راهید؟

.دیگه نمیکشم

.شونه‌هام گرفته

آخرش چی به سر اوجی‌سان اومد؟

اینطوری بود که منُ .تو زیرزمین یه‌ سیرک حبس کردن

.یه هفته میزنم جلو

عه، چرا؟

.صاحب‌مغازه، کاملاً منُ یادش رفته بود

اگه روز سوم بارون نمیباریدُ .آب از سوراخ‌سُنبه‌ها داخل نمیومد، کارم تموم بود

.پرتوی نوری که از دل تاریکی عبور کرده

.کُپ ولِتِکّار میمونه

میدونستی؟

...یه‌شخصیت تو مِگا درایو هست که

مِگا‌درایو: یه کنسول بازی نسل چهارمه که .توسط شرکت سِگا ساخته شد

.باید اسم حرکت نهاییشُ با قدرت تلفظ کنه

!اینطوری ،"ولتِکّار"

،تا وقتی بالای دیوار باشه .میتونه تا ابد تو حالت ولتِکّار بمونه

.خیلی حرکت قوی و چشم‌نوازی‌ـه

،تازه وقتی حرف از پالسمن میشه .نمیشه بیخیال لِوِل‌های نیمه‌شفاف‌ـش شد

...اوجی سان

.یه تجلی وصف‌ناپذیر از جهان مدرن

...بالآخره- .نه‌بابا، اینطور نبود-

،واسه‌ی حفظ سلامت روانیم .داشتم با اون پرتوی نور ماه صحبت میکردم

از قیافم معلوم نیست مگه؟

.هنوز کاملاً هوشیارم

خیلی تکنیک باحالی‌ـه، مگه نه؟ ...تیمی که پالسمنُ طراحی کرده بود

.حـ-حق با توئه

.با ساخت یه بازی که پوکمون صداش میکردن، ترکونده بود

...بلی

،ولی، مطمئن بود که یه‌روز بالآخره .پالسمن2 رو واسه سِگا میسازن

.پالسمن هر وقت میرفت تو حالت وتِکار، شکست‌ناپذیر میشد

.خداییش هیچ حرکت دیگه‌ای اُبُهت ولتِکارُ نداشت

.به‌زیبایی مثل این پرتوی نور مهتاب میدرخشید

...بدنی شکست‌ناپذیر

ها؟ داری ازم تشکر میکنی؟

.فکر نکنی دارم چاپلوسی‌ـتُ میکنما

.فقط چیزی که تو فکرم بودُ گفتم

.از وقتی پامُ تو این دنیا گذاشتم، تو قشنگ‌ترین چیزی هستی که دیدم

کیه؟ کی‌اونجاست؟

مگه میشه نور از خودش هوشیاری داشته باشه؟

.تو روح نور، کیلایدی

...داری آواز میخونی

کلمات باستانی؟

.کیلایدُ ایگیدُ ریولران

.یه‌شمشیر نورانی

.این اوّلین جادویی بود که ازش استفاده کردم

.بخاطر این بود که تونستم از اونجا فرار کنم

...اوجی‌سان، نکنه اونی که دو ساعت داشتی واسه‌ـش چرتُ‌پرت تفت میدادی

.آره، روح نور بود

.کُلی روح‌ دیگه مثل روح باد و آتش و... هم وجود داره

چطوری یهویی توانایی حرف زدن با ارواحُ پیدا کردی؟

این همون توانایی ترجمه‌ـشه؟- .اوهوم-

پس یعنی با قدرت ترجمه‌ای که از خدا گرفته بود تونست با ارواح صحبت کنه؟

،احتمالاً

.این باید راز نهفته تو توانایی جادویی مخصوص اوجی‌سان بوده باشه

،حتی تو شهر مهرُ موم شده هم

فقط اوجی‌سان بود که !میتونست با ارواح ارتباط برقرار کنه

.پس قضیه این بود

پس بگو واسه چی بود که .همیشه فکر میکردم جادوم یه فرقی با بقیه داره

،شاید اگه میشِستمُ خوب با بقیه در موردش صحبت میکردم .زودتر متوجهش میشدم

...اوهوم، راستی

پس این قضیه که یهویی تونستی زبون یه‌دنیای دیگه رو یاد بگیری و از جادو استفاده کنی رو چطوری واسه خودت توجیه کرده بودی؟

،آه، خب آخه من

،وقتی بحث بازی‌های انگلیسی میشد .با اینکه هیچی از انگلیسی بارم نبود ولی بازم قشنگ میفهمیدم چی میگن

سر همینم فکر میکردم این قضیه بخاطر .سازگاری بالام با بازی‌های ویدیویی بوده

.تو همچین توانایی‌ای نداشتی

پشمام از این سطح از اعتمادی که .به بازی‌های ویدیویی داره، ریخته

خب، بعدش چیشد؟

.آه، آره

.از شمشیر نورانی استفاده کردمُ از سلول فرار کردم

بعدشم همه‌ی موجودات ریزه‌میزه‌ای که .اونجا زندانی بودنُ آزاد کردم

!چه‌نازه

دوستت داشتن! اینطوری نمیشد به عنوان حیوون خونگی نگهشون داری؟

...نه

.یکیشون شریان کاروتیدمُ گاز گرفت

!وحشی بودن

!کمکم کنید

!این چه کوفتیه؟

!جونده‌ی کینه‌توز، هیولای مرگُ پرنده‌ی چنگولی

!همه‌ی هیولاهای شرقی‌ای که جمع کرده بودیم، آزاد شدن

!کــــــــــــــــمـــــــــــــک

...یعنی من

،مثل یه آدم عادی که همیشه از ترس جون‌ـش در حال فراره

قراره زندگی کنم؟

...یا اینکه

!رِگوسوئیدُ زالدونا

__دستت درد نکنه. نجاتم داد

.خوب دووم آوردی

.نترس، دیگه جات امن‌ـه

.زحمت انتقال مجروحُ بکش

.مقصد مشخص شد

.اینطوری بود که کُل شبُ مشغول مبارزه بودم

.بالآخره مبارزه‌ـمون تموم شد

.بارایب‌گارل

بعدشم کُلی فاتحه واسه اون .هیولاهایی که با گوشت‌ـشون منُ از مرگ نجات دادن، فرستادم

،خب، چطور بگم

،با اینکه 17 سال تو دنیای دیگه‌ هزارجور بدبختی کشیدم .ولی همونطور که دیدید، حداقلش شروع خوبی داشتم

هِـــــع؟

الآن به این گفت "شروع خوب"؟

اگه قیمتمُ هم از اون اسکاج‌ظرفشویی‌ـه .بیشتر ارزیابی میکردن که دیگه نور‌علی‌نور میشد

.میگم، ببخشید

.دیگه داره دیروقت میشه، باید برم خونه

.امروز ناهار مرغ‌سوخاری داریم

.بیا بقیه‌ی صحبتامونُ بذاریم برای بعد

.فکر خوبیه

.اگه اشتباه نکنم، از اینجا به بعد فقط بدبختی کشیدم

اوضاع از اینم بدتر شد؟

محض اطمینان میپرسم؛ چیشد مگه؟

.چیز خاصی نبود

.فقط اون الف‌ـه رو از یه اژدها نجات دادم

.با اینکه نجاتش داده بودم، یه‌جور ازم تشکر کرد انگار ارث باباشُ خورده بودم .واقعاً که نمک‌نشناس بود

!اینکه اصل کاره

!اصلاً واسه شنیدن این بود که اومدم اینجا

.اوهوم. شما بخورید. چشــم

!حالا یه‌چیز نشونم بده که ارزش بیخیال شدن مرغ‌سوخاری رو داشته باشه، اوجی‌سان

.باشه، بنگرید

نبردم با اژهای زهرآگین که تو نهمین روزی که .تو دنیای دیگه بود، رخ داد

...اینطوری رفتمُ

.بفرما، بُردم

!همــــیـــــن؟

...مرغ‌سوخاریم

جادوی تو اینقدر قویه که تونستی با یه .ضربه اژدها رو از پا در بیاری

نه، در شرایط عادی به همین راحتی .نمی‌تونستم شکستش بدم

،ولی

متوجه شدم که اون الف مکرراً به این .قسمت ضربه وارد کرده

.بنابراین، منم به همین قسمت حمله کردم

اون الف تقریباً با یکم تلاش بیشتر .می‌تونست شکستش بده

.اورک

.من چیزی ندیدم

.بعدش من اورک نیستم

!تا حالا از این مدل لباس‌ها پوشیدی؟

More Farsi Persian subtitles for Uncle from Another World

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left