Suits

Suits

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

Suits S08E07 Sour Grapes x264-ION1
Suits S08E07 Sour Grapes x265 HEVC-PSA
Suits S08E07 Sour Grapes 1080p WEB x264-STRiFE
Suits S08E07 Sour Grapes HDTV x264-SVA
Suits S08E07 Sour Grapes 720p HDTV x264-AVS
Suits S08E07 Sour Grapes 480p HDTV x264-mSD
A Commentary by GodBless
►►ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | مرتضـی ◄◄

Tags

web
x264
1080
TS
Published on: 2018-08-30
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت ...

‫نمیتونی نیازهای بچه‌اتُ ‫بر این

‫شرکت ترجیه بدی.

‫- من اینو نمیگم. ‫- پس چی داری میگی؟

‫چون شاید هنوز مادر نشده باشم،

‫ولی میدونم مادر بودن ینی همین.

‫میخوای با من دربیافتی ‫بفرما.

‫ولی با تلافی تهدید

‫آدمایی مثل ‫تو به اینجا رسیدم.

‫«دیوید فاکس» نبرد میخواد،

‫منم بهش نشون میدم.

‫داری شغل منو تهدید میکنی؟

‫ازت خوشم میاد ‫همیشه خوشم میومد.

‫ولی اگه نتونی خودتو ‫تو این قضیه جمع کنی

‫هرگز از چیزی که الان ‫هستی بیشتر نمیشی.

‫من به بچه‌هایی که قراره ‫این خیریه بهشون کمک کنه اهمیت میدم.

‫ولی تو که نمیدونی چون ‫من فقط نمیتونم ...

‫اعتماد ... ‫- به مردم.

‫داری میگی یه شغل دیگه گرفتی؟

‫نه، دارم میگم یه نفر ‫دیگه رو پیدا کردم شغلشو عوض کنه.

‫بازم کاری که من ازت ‫خواستم نکردی.

‫من به موکلی قرارداد بستم ‫که قراره

‫مبلغ زیادی به این ‫شرکت سود بده.

‫من یه وکیل درجه یک هستم.

‫بهتره حقوق اون آدمارو بهشون بدی...

‫و؟

‫در یک سال آینده از ‫شخص «هاروی اسپکتر»

‫خدمات رایگان میگیری.

‫نگفته بودی یکی از وکلای ‫درجه یک تو

‫قصد داشته بره.

‫و حالا بخاطر من،

‫اون قراره بمونه.

‫- درمورد الکس حرف میزنی. ‫- بعضی وقتها، باید

‫بذاری کاری که توش ‫واردیم انجام بدیم.

‫سلام غریبه... ‫به نظر تنها چیزی

‫که این اواخر از

‫تو میبینم اسمت ‫روی دیواره.

‫به این خاطر که چند ‫وقتی تو شهر نبودم،

‫و کمکتُ لازم دارم.

‫بگو.

‫یه شرایط حقوقی ‫دارم و شخصی هم هست.

‫که ینی میخوای یه

‫وکیل برات بفرستم.

‫داشتم به ‫«الکس ویلیامز» فکر میکردم.

‫میشه بپرسم چرا

‫خودت بهش زنگ نزدی؟

‫داشتم به گفتگویی که

‫چند هفته پیش داشتیم ‫فکر میکردم.

‫کمک کردی چندتا چیز ‫در مورد تقویت هماهنگی شرکت یاد بگیرم.

‫و اگه مستقیم بهش ‫زنگ میزدی،

‫فرصت نمیکردی اینو بهم بگی.

‫بازم درست گفتی «رد».

‫فکر کنم تقویت هماهنگی دلیلیه

‫که سراغ الکسُ گرفتی نه سامانتا.

‫یکمی همین،

‫یکمی هم بخاطر ماهیت پرونده.

‫خب چرا نمیگی الان کجایی،

‫و الکس چی نیاز داره ‫و منم مطمئن میشم

‫اون توی راهه.

‫هاروی اسپکتر.

‫دیوید فاکس.

‫به چه افتخاری این...

‫ببخشید ‫برعکس کلمه افتخار چیه؟

‫به خاطر این اینجام. ‫یه معامله‌ست.

‫فقط باید یه بررسی بشه.

‫خب در این مورد،

‫بندازش تو سطل آشغال،

‫چون برات کار نمیکنم ‫و قرار نیست کار کنم.

‫من درخواست نکردم. ‫دارم واگذار میکنم.

‫این بخشی از قرارمونه.

‫من با تو قراری نبستم.

‫اون بهت نگفته مگه نه؟

‫کی بهم چیو نگفته؟

‫دانا.

‫با هم قرار گذاشتیم ‫تو وکیلم باشی.

‫هردوتونُ مسئول این قرار میدونم.

‫و اگه باهاش مشکلی داری...

‫برو با خودش بحث کن.

‫دانا، چیکار میتونم ‫برات بکنم؟

‫میتونی بری سوار ‫لیموزین

‫بشی که پایین منتظرته.

‫- من لیموزین نخواستم. ‫- میدونم نخواستی.

‫رابرت زین خواست.

‫و دقیقاً رابرت منو داره ‫کجا میفرسته؟

‫مرکز شهر نیویورک.

‫چندتا کار داره که ‫میخواد کمکش کنی.

‫خب هرچی نیاز به ‫درست شدن داره سریع درستش کن.

‫نکنه رفتی کمد لباسهامُ گشتی؟

‫با اینکه صبح منو ‫میتونست با خنده شروع کنه،

‫نه الکس، نگشتم.

‫یه ساک همراه تمام چیزهایی

‫که نیاز داری ‫برای مدتی که نیستی خریدم.

‫و دقیقاً از کجا میدونی

‫من چی نیاز دارم؟

‫چون رابرت بهم گفت.

‫و چون من دانا هستم.

‫لیموزین تمام روز ‫منتظر نمیمونه الکس.

‫صبح بخیر هاروی، ‫برای تو چیکار میتونم بکنم؟

‫میتونی بهم بگی ‫دیوید فاکس موکل من نیست.

‫ببخشید نمیتونم اینکارو ‫بکنم چون هست.

‫برای یه سال، ‫مجانی.

‫چطور ممکنه؟

‫ممکنه ، چون تو منو ‫بهم اختیار

‫دادی باهاش مذاکره کنم.

‫وبرای اتمامش هم ‫این کار لازم بود.

‫و کی میخواستی این ‫فکر بکر

‫با من در میون بذاری؟

‫وقتی اونو به فهرست

‫موکلینت اضافه کردم بهت گفته بودم.

‫خودتم خوب میدونی ‫من

‫فهرست موکلینُ نمیخونم.

‫باشه مچمو گرفتی.

‫فقط میخواستم قیافه‌اتُ ببینم

‫وقتی اون میاد سراغتُ و

‫میفهمی چاره‌ای نداشتی.

‫و اینم از این.

‫- فکر کردی این خنده داره؟ ‫- نه هاروی.

‫نخیر.

‫و دلیل اصلی که بهت نگفتم این

‫بود که میدونستم ‫مثل یه بچه رفتار میکنی.

‫ولی من قراری گذاشتم ‫که تو بهم

‫اختیارشو دادی چون ‫میدونستی

‫خودت نمیتونستی ‫معامله رو جوش بدی،

‫پس احساست هرچی که هست،

‫قورتش بده، و بخاطر تیم،

‫این یکیُ تمومش کن.

‫ آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال ‫در تلگرام و اینستاگرام ما ‫.:. @OfficialCinama .:.

‫ «:: مــتـرجـم: مرتضی ::» ‫ |^| GodBless |^|

‫«شیلا» میدونم ‫داریم تلاش میکنیم باردار بشیم،

‫ولی الان نمیتونم ‫باهات سکس کنم.

‫الان پیاز خوردم.

‫واسه این زنگ نزدم «لوئیس».

‫خب پس واسه چی از ‫شماره تلفن مخصوص سکس زنگ زدی؟

‫چون میدونستم جواب میدی و ...

‫نمیتونستم صبر کنم ‫تا بهت بگم.

‫لوئیس...

‫ما زدیم وسط خال.

‫خال چی؟

‫خال.

‫- شرکت بازاریابی زنگ زده؟ ‫- نه.

‫ما دیگه به تماس سکسی نیاز داریم

‫خب چونکه لوئیس، ‫ما گاومون زائیده.

‫اه خدای من! پسرم ‫میتونه شنا کنه؟

‫بله شاه من.

‫بله میتونه.

‫شیلا این فوق العاده‌ست! ‫باید خبر بدیم به ...

‫لوئیس، میدونم میخوای ‫به همه بگی،

‫ولی قبلش، میخوام قول بدی

‫که اینو برای مدتی ‫بین خودمون نگهداری.

‫وایسا، پس ینی به کسی نگم؟

‫آره یه مدت.

‫خیلی خب شیلا ‫میشه یه لحظه صبر کنی؟

‫فکر کنم یه تماس دارم.

‫اه خب.

‫فقط حسابداری بود.

‫ترتیبشو دادم.

‫الان تو دفتر شیشه‌ایت

‫بالا پایین پریدی مگه نه؟

‫ولی الان دیگه نشستم.

‫پس امشب میبینمت.

‫و میتونیم درست حسابی جشن بگیریم.

‫اه «گرچن» خوبه اینجایی.

‫گوش کن میخوام که...

‫شیلا بارداره مگه نه؟

‫اه لعنتی، از کجا فهمیدی؟

‫دو دقیقه پیش، وقتی ‫پای تلفن سکسیت بودی.

‫و بعد مثل فیلم فوتلوس ‫بالاپایین پریدی،

‫و به اون منقطه جنوبیت اشاره کردی.

‫دیگه بخاطر چی میتونه باشه؟

‫هیچی.

‫گرچن.

‫قراره بچه دار بشم.

‫باورم نمیشه دارم اینو میگم لوئیس.

‫قراره یه پدر نمونه بشی.

‫خب هستم.

‫و قراره خودمو کامل وقفش کنم،

‫که برای همین میخوام ‫تو هر کاری لازمه بکنی و

‫ببینی برای قابله شدن چی لازمه.

‫اگه فکر کردی من قابله ‫بچه‌ت میشم،

‫کلی از هیچی قراره نصیبت بشه.

‫نه واسه تو، واسه خودم.

‫- پس نیستم. ‫- چی؟

‫فکر کردی نمیتونم انجامش بدم؟

‫- میدونم نمیتونی ‫- خب لعنت بهش گرچن.

‫میخوای پرستار باشی؟

‫میدونی چیه؟ ‫اگه میتونستم میشدم.

‫خب الان گفتی پدر خوبی میشم که.

‫میخوای کمکم کنی یا نه؟

‫خیلی لوئیس، بهش فکر میکنم.

‫ولی همونطور که گفتم.

‫قراره پدر بی نظیری بشی.

‫خیلی خب دیوید.

‫دقیقاً چی میخوای؟

‫چون قطعاً نیاز نداری ‫وقتی میخوای ساختمون بخری

‫من بیام دستتو بگیرم.

‫اگه صاحب اون ساختمون ‫بزرگترین رقیبم باشه چرا.

‫و چون اون صاحب میدونه ‫چه بیشعوری هستی،

‫میخوای مطمئن بشی ‫اون نفهمه

‫قراره تو بخری.

‫میبینی واسه همین قراره ‫کلی پول بهت بدم.

More Farsi Persian subtitles for Suits

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left