The first 200 lines.
بـــــرادر بـــــزرگ
"اوه، اي نسيم معطر به گل ياس...بيا"
"داستان هديهي خداوندگار را برايم بگو"
"ماههاي قبل خط سرنوشت به رنگ صورتي درآمد"
"در حالي که با لبخندي از روي خجالت سرخ ميشد"
مولا
بيا بريم
محکم بسته شده ديگه؟
آره
بريم
آره، بپر بالا
هل بدين
حالا چي؟
گفتم که نيا دنبال بچهها، درسته؟
لباسهاي پارهش رو ببين
بهتره ديگه اين طرفها نبينمت
تو فقط روي اونها تاثير منفي ميذاري
چطور جرات کردي بري وقتي دارم حرف ميزنم؟...هي
زرنگ بازي درمياري؟ ها بچه سوسول؟ ولم کنيد-
تو بايد اينطور لباس بپوشي
بدوييد، بدوييد
انقدر فکر نکن، بيا کمک
اون رو بردار يه کم ماهي بگير
ديگه لازم نيست خيلي اين کار رو بکني
خالهت مياد و تو رو با خودش ميبره
من باري روي دوش شما شدم، درسته؟
تلاش خوبي بود
هر موقع اون ميخواد بياد همين حقه رو ميزني
توي اين سن، فقط يه زن ميتونه از تو مراقبت کنه
من ميخوام از اينجا برم
ميخوام برادر بزرگترم رو پيدا کنم
فقط با پوشيدن لباسهاي اون نميتوني مثل اون بشي
اون اصلا پيش خودش گفت بياد تو رو ببينه؟
اون چي فکر ميکنه؟
که من تا ابد قراره از تو مراقبت کنم؟
حتي وقتي مادرتون فوت کرد هم نيومد چون هيچکس بهش خبر نداد-
نميشه پيداش کرد چون نميخواد که پيدا بشه
هر کسي که به سرزمين اصلي ميره عوض ميشه
همه
اون توي بمبئيـه، نه؟
نميدونم، و برام مهم هم نيست
همهي داستانهايي که دربارهش ميگن درسته؟
همه يه داستان خوب رو دوست دارن، نه؟
اون مرد باهوشي بود مثل پدرت
همه عاشق اين بودن که اجراي مراسم کوتو راتيب رو توسط اون ببينن *مراسم مذهبي*
پس چرا رفت؟
نفرين آمينا بود؟
من آمينايي رو نميشناسم
تنها آمينايي که من ميشناسم يه ماهي تازهست به درازي 3 فوت
پيدا کردنش تقريبا غيرممکنه
يه بار اکبر گرفتش
اما ولش کرد بره
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
بزنش
بزنش
صورت اين بچه رو ببينيد
ديگه کافيه
هيچوقت فايدهاي نداره
فکر نکنم موسي ديگه بتونه ازم مراقبت کنه
حالا واقعا جاي خالي برادرم رو حس ميکنم
هر موقع دربارهي اون صحبت ميکنم موسي عصباني ميشه
حتما داداشم رو پيدا ميکنم
کجا رو ميخواي بگردي؟
اون توي دريا گم شد، درسته؟ از کجا مطمئني زنده باشه؟
شنيدم با قلب شکسته از جزيره رفته
اون آدمي نيست که به خاطر به هم خوردن يه رابطه، جزيره رو ترک کنه
دقيقا
توي مدرسه هيچکس مثل اون نبود
اون با اجراي مراسم کوتو راتيب بيماري مادربزرگ من رو خوب کرد
به محض اينکه داداشت رفت، مادربزرگم مُرد
قيافهش رو يادته؟
نه
چند تا عکس ازش هست اما هيچکدوم واضح نيستن
فقط صورت آمينا قابل ديدنه
به خاطر همينه دنبال شمارهي اون ميگردي؟
اون توي بمبئيه ديگه؟ اونجا شهر بزرگيه
چطور ميخواي بري اونجا؟ به بچهها که بليط نميفروشن
!!!ميتوني تا اونجا شنا کني
ميتونم با قايقمون برم جريان آب من رو ميبره اونجا
اگه ببرتت چين چي ميشه؟ شنيدم اونجا بچهها رو ميخورن
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
اون کجاست؟
حتما جايي گير کرده گفت شمارهي آمينا رو پيدا کرده
ميخواي از آمينا چي بپرسي؟
مستقيم ميخواي بري سر اصل مطلب؟
بهش ميگم که دارم ميام بمبئي
تا وقتي پيداش کني بايد پول داشته باشي که اونجا زنده بموني
ميتونيم يه کم ماهي بگيريم و بفروشيم
اگه يه ماهي خوب بگيريم کلي پول در مياريم
اونهها
چقدر بهش بدهکاريم؟
بعدا درستش ميکنيم بذار اول شماره رو بگيريم
اين هم شماره
پول من کجاست؟
چند روزي بهمون وقت بده
اول پول تو رو ميديم
سعي نکنيد زرنگ بازي در بياريد
دوباره براي کمک سراغم مياييد
اون موقع حسابتون رو ميرسم
يه کم ماسالاي بيشتري بريز بعد مثل دفعهي قبل گريه کنيم؟- *ماسالا: ادويه*
بچرخونش
وقتش نيست بريد خونه؟
بريد خونه
گفتم بريد خونه
چرا داد ميزني؟
شماها تاثير بد روش ميذاريد بريد خونههاتون
بيا بريم الکي قاطي ميکنه بابا-
چي گفتي؟ هيچي-
بريد
چرا از باکر شمارهي آمينا رو خواستي؟
چند بار بهت گفتم دنبال داستانهاي برادرت نرو؟
همهش تقصير منه
بايد بيشتر بهت سخت ميگرفتم
ديگه هرگز همچين کاري رو نميکني
اين آخرين اخطاره
بچههاي نفهم حالا چيکار کنيم موسي؟
دستهامون بستهست
رسيديم به بندر بمبئي
نيم ساعت ديگه ميريم بيرون آماده شو
کدوم خري شاشيده توي ماهيتابه؟
مادرت ميخواد تميزش کنه؟ هي، مزخرف نگو-
بندازش بيرون
معتاد کثافت
يه سيگار بهم بده
يه سيگار بده بهم کجاست؟
کسي ميشنوه؟
ميخواي تو رو هم بندازم اونجا؟
مگه مُردين؟
برو عقب بچه
اون نئشهست تيکه تيکهت ميکنه
من ميخوام برم خونه
من ميخوام برم خونه
چي؟
من ميخوام برم خونه من ميخوام برم خونه-
بشين
سلام
من پراشانت هستم
ايشون سرپرست يتيم خونهي ما هستن
پشت تلفن دربارهي يه بچه بهم گفتين
آره، آره...اونها اونجا نشسته
هي تو
بالاخره تصميم گرفتي حموم کني؟
ميخواي با لباس حموم کني؟
اون نقاشي رو ميبيني؟
هنر منه
نميفهمي چي ميگم؟
بيا، صابون ميخواي؟
حوله؟
يه بوسهي داغ
کسي اذيتت کرده؟
من هيچکاري نکردم
اون پسره سعي کرد من رو بوس کنه
از آدمهاي اينجا خوشت نيومد؟
از من خوشت نيومد؟
بيا
درش بيار
درش بيار
گفتم درش بيار
بدو، بدو
هي، همونجا وايسا
هي، همين حالا برگرد
اون بهت دست زد؟
بگو
ميخواي از اينجا فرار کني؟
...مادر من هست
کاترينا کايفِ کاماتيپوراست
خيلي من رو دوست داره
پليسها من رو به زور آوردن اينجا
ميگفتن مادرم نميتونه ازم مراقبت کنه
اما اون خيلي خفنه
مامان؟
رُزي
کاماتيپورا به اينجا نزديکه
کاماتيپورا
هي
در رو ببندين
نگهبان
در رو ببند
بگيريدش
هي، توپ رو بگير
توپ رو بگير بگيرش
حتي نميتونه يه توپ رو بگيره
هي احمق
تا حالا کريکت بازي نکردي؟
حداقل توپ رو بده
پول داري؟
رُزي؟
رُزي؟
هي رُزي
رُزي
کي با اين شدت ياد من افتاده؟
چيه؟
راجو
بيا بالا
راجو تو رو فرستاده؟
اسمت چيه؟
احمقي يا زبون من رو نميفهمي؟
راجو
بيا
از يتيم خونه زدي بيرون،ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.