All Rise

All Rise

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

All Rise S03E14 We Are Family 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 14 All.Rise زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در "همه برخیزید"

ما باید فرار کنیم و ازدواج کنیم. تو ماه‌هاست

برنامه‌ریزی عروسی‌مون رو عقب انداخته بودی، حالا یهو

می‌خوای بریم فرار کنیم؟

داری در مورد آندره استعلام می‌گیری؟

می‌خوام بدونم کجا زندگی کرده، گروه خونیش چیه

خب، دارم حسابی بررسی می‌کنم

باید از همسرم دور بمونی

اگه بازم یه همچین چیزی ببینم، مشکل‌ساز می‌شه

اوه، اون رو دیدی؟ رابین! سلام

سارا، داری با کی چت عاشقونه می‌کنی؟

خب، بگو ببینم چه خبره؟

آها، باشه. خب، تا وقتی که مزاحم کار نشه

واقعاً برام مهم نیست

اوه، شری. لازم نبود

ممنون. گل و ترافل؟

بله. گل‌ها رو تازه پدر و مادرم فرستادن

و ترافل‌ها رو هم رابین داده

اوه، پس تو و رابین آشتی کردین؟

هنوز یکم اوضاع حساسه، ولی هر دومون داریم تلاش می‌کنیم

و اتفاقاً امشب داره منو می‌بره "مادر ولف" برای شام

محاله! اونجا مثلِ

شش ماه از قبل رزرو شده. می‌دونم

چی شده؟

فقط... یه سال دیگه هم گذشت و باید بگم

خیلی از خودم راضی نیستم

اوه، عالیجناب. یعنی، وقتی آندره برگشت

به شهر، باید با قضیه طور دیگه‌ای برخورد می‌کردم

ولی به جاش دوباره اجازه دادم احساساتم بر من غلبه کنن... دوباره

خب، تو حق داری امروز یکم زودتر تعطیل کنی و بری خونه

و قبل از شام امشب با رابین استراحت کنی

آره

فقط بعد از دو تا تولد کرونایی

واقعاً منتظر بودم دور هم جمع بشیم

با دوستام و خانواده‌ام ولی مطرحش نکردم

چون اوضاع من و رابین خیلی سرد و گرم شده بود

شاید سال بعد؟ سال بعد

خب، متاسفانه امروز خیلی سرمون شلوغه

بگو. باشه

ادامه‌ی پرونده‌ی

دادگاه تلاش برای قتل آشپز سوشی رو داریم

سه درخواست برای بررسی و دیگه امروز نباید کارها رو عقب انداخت

شما باید دوره‌های بازتأیید قضایی‌تون رو کامل کنید

وگرنه تأیید نخواهید شد

وگرنه دوباره تأیید نمیشم. می‌دونم. می‌دونم

وای. سه سال چه زود گذشت

آره، همینطوره

خوشحالم که نگهش داشتی. اوه

معلومه که نگهش داشتم. حالا که یه جورایی زندگی‌ام سر و سامون گرفته

بالاخره در جایگاه افتخار قرار گرفته. دوستش دارم

امروز پرونده جالب توجهی داری؟

یه موکل جدید دارم که زد به

ماشین مادر یکی از بچه‌های مدرسه خصوصی

تو چی؟ دو تا پرونده جنایی سطح پایین

باید تا امشب کارم تموم بشه

این اولین بیرون رفتن ما به عنوان یه زوج هست

آماده‌ای؟ کاملاً

تو چی؟ بی‌صبرانه منتظرم

روز خوبی داشته باشی. تو هم همینطور

اوه، سرآشپز هیروتو، سرآشپز یوما، لطفاً بفرمایید داخل

ممنون بابت همه این‌ها. اوه، خواهش می‌کنم

می‌دونی، اگه اتفاقی برای تو یا سوشی کینامی بیفته

مارک هیچ‌وقت منو نمی‌بخشه، پس...

خب، همونطور که صحبت کردیم، اتهام تلاش برای قتلت

خیلی جدیه

در صورتی که هیئت منصفه باور کنه

که سعی کردی کمک آشپزت رو بکشی، با حبس ابد روبرو میشی

و متاسفانه متخصص سم‌شناسی که شهادت داد

دیروز واقعاً روی هیئت منصفه تاثیر گذاشت

خب، یکم بیشتر در مورد پائولو برام بگو

او شاگردی سخت‌کوش و بااستعداد بود

آیا گزارش‌ها در مورد شما دو نفر

و دعواهای شدیدتون درسته؟

شرمنده‌ام که بگم بله، درسته

در مورد چی دعوا می‌کردید؟

سر من

سرآشپزهای سوشی زن رایج نیستند

و پدرم فقط اخیراً تصمیم گرفت

رستوران رو به من بده

وقتی یوما خودش رو اثبات کرد، احساس کردم حق اینه

که کینامی رو بهش بسپارم به جای پائولو

من برای رسیدن به اینجا جون کندم. حقّم بود

و حتی با اینکه الان خودش رستوران داره، هنوز دلخوره

پدرم هیچ‌وقت بهش آسیب نمی‌رسوند. چه فایده‌ای داشت؟

انتقام

باید هیئت منصفه رو قانع کنیم

که پدرت از پائولو عصبانی نبود

ولی متاسفانه، سرآشپز هیروتو، تو انگیزه و فرصت داشتی

و دادستان سعی می‌کنه از خشم تو علیه‌ت استفاده کنه

هی. هی

خب، داشتم فکر می‌کردم شاید ازت بخوام که بیای تو کار

و تو پرونده سوشی به برگر کمک کنی

اوه، ام... مشکلی هست؟

خب، من سرآشپز رو می‌شناسم

اون منو مثلاً

دو بار در هفته تو این پنج سال اخیر

پس می‌تونه تضاد منافع محسوب بشه

فهمیدم. باشه

پالمر رو به عنوان پشتیبان داشته باش، اگه برگر کمک خواست، باشه؟

خب، ببینید، من راستش...

به هر حال می‌خواستم به دفترتون سر بزنم.

ام، ببخشید اینقدر طول کشید، ولی بالاخره یک...

پیشنهادی برای پست رئیس معاون دادستان براتون دارم.

اوه؟ تونی کارور؟

هوم. خب، حق با شماست. مدت‌ها گذشته.

برای همین من قبلاً یک نفر رو انتخاب کردم.

کی... کی... اوه، کی؟

فکر کنم حالا نوبت شماست که صبر کنید، کالان.

بله.

و خیلی مهمه که موقع جواب دادن به هر سؤالی،

به هیئت منصفه نگاه کنید.

واقعاً باید شهادت بدم؟

فقط می‌خوام این ماجرا تموم بشه.

هنوز نمی‌تونم باور کنم این اتفاق افتاد.

گزارش‌های سم‌شناسی دروغ نمی‌گن. آثار قابل توجهی از

مسمومیت با ماهی بادکنکی تو بدنتون بود وقتی غذایی که

اون براتون آماده کرده بود رو خوردید.

آره، یعنی واقعاً خوش‌شانسید که زنده‌اید.

وقت دارم برم دستشویی؟

اوه، آره، حتماً.

ام، راستش همین گوشه همینجاست.

حواست به پائولو باشه. به نظر کلافه میاد.

خانم کوئین رو پیدا می‌کنم.

خانم کوئین! آقای برگر.

خانم کاستیلو. سلام.

ما برای موکلتون یک پیشنهاد داریم.

به مسموم کردن غذا برای مصرف انسان اعتراف کنه

و ما اتهام اقدام به قتل رو به دو سال

آزادی مشروط و ۳۶۴ روز حبس در زندان شهرستان کاهش میدیم.

ممنون، ولی ما شانس‌مون رو تو دادگاه امتحان می‌کنیم.

پائولو واقعاً نمی‌خواد شهادت بده.

آره، ولی حالا چاره‌ای نداریم.

تولدت مبارک! ممنون.

راستش دارم آخرین واحد JRC رو تموم می‌کنم.

من دیشب بالاخره مال خودم رو تموم کردم.

چقدر حسودیم شد. هی، شاید لازم باشه

امروز از اطلاعاتت برای یه پرونده آزار سالمند استفاده کنم.

اوه، اگه وقت داشته باشم حتماً.

شری بهم خبر داده که امروز برنامه خیلی شلوغی داریم.

امروز برنامه خیلی شلوغی داریم. هوم.

آه!

لعنتی! نه. دوباره زمانش تموم شد.

اگه کمکی می‌کنه، اخطارهایی که مطمئن میشن

شما دارید تماشا می‌کنید، تو دقیقه ۱۳، ۴۳ و ۷۵ ظاهر میشن.

بعداً حرف می‌زنیم.

شری.

چقدر برای کاینامی سوشی کار کردید؟

من کارم رو به عنوان ظرفشوی سرآشپز هیروتو شروع کردم.

و بعد تقریباً ده سال شاگردش بودم.

و بعد رفتم درس خوندم

تا درباره مدیریت رستوران یاد بگیرم.

چون سرآشپز قرار بود کاینامی سوشی رو به من بده.

و آیا داد؟ نه.

دخترش، یوما، ناگهان دلش خواست سرآشپز بشه،

پس من کنار گذاشته شدم.

وقتی یک سرمایه‌گذار جای خودم رو بهم پیشنهاد داد،

من از این فرصت استقبال کردم.

من غذاهای مربوط به میراث پرویم رو با آموزش سوشی ترکیب کردم.

و به خاطر تلاشتون، یک ستاره میشلن دریافت کردید،

درسته؟ بله.

چقدر از بازگشایی رستورانتون گذشته بود قبل از اینکه ستاره رو بگیرید؟

حدود یک سال. یه سال کووید هم بود که خیلی دیوونه‌کننده بود.

و اون شبی که

ستاره میشلن به شما اهدا شد، چه اتفاقی افتاد؟

من رفتم تا جشن بگیرم و با سرآشپز آشتی کنم.

پس غذای مخصوص خودم رو براش فرستادم.

فکر کنم هنوز نیاز به تأییدش یا همچین چیزی داشتم.

به هر حال، وقتی اون با غذای خودش پاسخ داد،

فکر کردم که اوضاع بهتر شده.

انگار که آشتی کرده بودیم.

بعدش چه اتفاقی افتاد؟

مدت زیادی از تموم کردن غذا نگذشته بود که

من رو به دلیل مسمومیت با ماهی بادکنکی به بیمارستان رسوندن.

ممنون.

سرآشپز هیروتو زمان زیادی برای شما صرف کرد، مگه نه؟

بله.

آیا از این قضیه خبر داشت که شما می‌خواستید با باز کردن

رستوران خودتون درست همین پایین خیابون، لطفش رو جبران کنید؟

من... غذای یکسانی نیست. من قصد نداشتم...

آیا کسب و کار سرآشپز هیروتو از زمانی که شما رستورانتون رو باز کردید، لطمه دیده؟

متاسفانه، بله. و آیا تا به حال فکر کردید...

قاضی محترم، ایشون هیچ‌وقت قرار نیست بذارن اون جوابش رو کامل کنه؟

عذرخواهی می‌کنم.

سرآشپز رنالتو، فوگو یا ماهی بادکنکی یک غذای خاصه

چون بسیار حیاتیه که سرآشپز از سوراخ کردن

تخمدان‌ها یا کبد، که حاوی سموم کشنده هستند، اجتناب کنه.

درسته؟ بله.

خب، اون شب چه مزه‌ای داشت؟

اعتراض. این شوخیه؟ آقای رنالتو ممکن بود بمیره.

قاضی محترم، موکل من به اقدام به قتل متهم شده.

من فقط می‌خوام بدونم

غذای ادعا شده مسموم، چه مزه‌ای داشته.

اجازه می‌دم.

لطفاً بهمون بگید چه مزه‌ای داشت؟

خوب بود، فکر کنم.

ام، با... با ترکیب‌های جدیدی بود

که من نمی‌شناختم.

اون شب هم یه شب دیوونه‌کننده بود.

شرمنده‌ام بگم که من تمومش کردم.

غذا رو زودتر از اون چیزی که می‌خواستم آوردن.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left