The first 146 lines.
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
!هانا! اون منو زد
!بس کن، تاروکیچی .مثلاً ازش بزرگتری
.مــ من فقط زدمش چون ازم دزدی کرد
بهونه نیار
...هر روز بساط همینه
!تمومش میکنی هانا؟ !هنوز برای این کارا زوده
!سوجی تنبل
.دیگه بعد از ظهره
فکر کرده با کی حرف میزنه؟
Niki
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت چهارم جوینده یابنده است
زود باش تاروکیچی. وقتی غذا .میخوری باید کاسه رو نگه داری
جیروبی، اینجوری باید .چاپاستیکا رو نگه داری
بذار یه چیزی رو بهت بگم، شاید ،این بچهها روزبهروز نفرتانگیزتر بشن
!بابا، بیا بشین پیش ما
ولی این ترشیا همهچیز .رو جبران میکنه
.لعنت بهش
.اون حرومزاده قطعاً تقلب کرد
...سری بعد، من
!هانا! اون دوباره منو زد
!تاروکیچی! چی بهت گفته بودم؟
ولی اونــ
!خفه میشید یا نه؟
از هر روز بیدار شدن با داد و فریاد درکی ندارن؟
یهکم ملاحظه بد نیست، نه؟
یه «آره درسته» به من بگی میمیری؟
با من بودی؟
حتی نمیتونم تصور کنم اینجا بودن !با یکی دیگه چهقدر وحشتناکه
متاسفم. داشتم سعی میکردم .اذیتتون نکنم
و با خودت فکر کردی لالمونیگرفتن درستش میکنه؟
!زندونی گیر نیاوردم که
ببین مرد. روز خوبیه، نه؟
ساموراییا برای غذاخوردن یا چیز دیگهای بیرون نمیرن؟
.مشکل بیشتر سر نداشتن پوله
سهمت از کشتن ساتسوما چی شد؟
.سر خریدن این صفحه خرجش کردم
یعنی از بین آشغالای توی خیابون پیداش نکردی؟
لعنتی. تو حتی نمیتونی درست خرید کنی، نه؟
...راستش
.خب! میریم بیرون
.الآن گفتم که پولی ندارم
برای همین میریم تا یادت بدم .از کجا پول گیر بیاری
نمیشه پیشبینی کرد که طلای .گاززدهی بعدی کِی پیدا میشه
.درست مثل این
.روی دور شانسی الآن
خواستی براش کار گیر بیاری اونم وقتی خودت بیکاری؟
خفه شو! خودم تصمیم گرفتم .با قمار کارمو راه بندازم
خب چهطور پیش رفت؟ کارت شانست درست گفته بود؟
راستش، اول خواستم بندازمش ...گردن دکتر
.اوه، خیلی بد پیچ خورده .راستشو بخوای خیلی بده
.هرچند میتونم خوبش کنم
!اوی، اوی، اوی
دــ دکتر، نمیتونی بدون این که اینقدر بهش دست بزنی خوبش کنی؟
دارویی چیزی براش نیست؟
.داروها معجونای جادویی نیستن که
.تا جایی که بتونم آروم کار میکنم
.پس آروم باش
!نکن! وایسا
...آی! این
درد نداشت؟
حسابی مشغولی، دکتر تپا، نه؟
!همهش بهخاطر تومی-سانه
امروز چی آوردی؟
خواستم تشکر کنم که وقت .مریضی پدرم مراقبش بودید
.چندتا نارنگی تازه هم بینشون هست
...فقط یهکم دیگه
!از این مهربونیتون تشکر میکنم
خب، شما تنها دکتر ناگاساکی هستید که
این پرداخت رو در ازای .دارو قبول میکنه
این مدت چی کارا کردی؟
اتفاق جالبی نیفتاده؟
...بذار ببینم
خب، ساکاتا، همون ساموراییای رو که مرد رو میشناسی؟
گفتن یه مریضی بوده، ولی ...بعداً لو رفت که
مشکل چیه؟ .به سوال دکتر جواب بدید
!وای من! سامورایی
!متاسفم
.نیازی به این کار نیست
الآن دیگه یه دستیار .توی این کلینیکم
دستیار؟
بله. حالا مشکل چی بود؟ به سوال دکتر جواب بدیدــ
!اصلاً مهم نبود
اوه، تازه یادم افتاد یه کاری بود .باید انجامش میدادم
.که اینطور .تا بیرون همراهیتون میکنم
!نه، اصلاً نیازی بهش نیست
نمیدونم برای چی اینقدر .عجله داشت
...ببین، کوریما-کون
چرا اینقدر خنگی، سوجی؟
واقعاً فکر کردی یه سامورایی قاتل میتونه دستیار یه پزشک بشه؟
،اه خفه شو! خوندن و نوشتن بلده .برای همین فکر کردم شاید کاری ازش بربیاد
کوریما-سان تنها زندگی میکرد ولی شک دارم رتبهش اونقدری
بالا بود که بتونه هزینههای .زندگیش رو پرداخت کنه
قبلاً کار دیگهای نداشت؟
خب، من فکر کردم یه سامورایی باید ...یه راه کسب درآمدی داشته باشه
.بیدار میشدم و با شمشیرم تمرین میکردم
و بعدش؟
بستگی داشت، توی قلعهها یا عمارتها .شمشیر زدن رو آموزش میدادم
بعدش که میاومدم خونه ...بیشتر تمرین میکردم
...علاوه بر این
معمولاً غروب میخوابم تا صبح .موقع تمرین بتونم بیدار بشم
،کل روز با اون شمشیرشه !انگار تنها کاریه که بلده
!این اصلاً خندهدار نیست
چرا شرطبندی یادش نمیدی، سوجی؟
احمق نباش. فکر کردی اگه بلفزدن بلد بود الآن وضعش این بود؟
.یه شبه لختش میکنن
.فکر کنم بتونم براش مشتری گیر بیارم
ها؟ تو؟ مشتری؟
.اونههههه-چان
!لعنتی! مجبورم کردی تصورش کنم
!نیو
!بیا ببینم
!نمیآم
خب آخرش کوریما-سان چی کار کرد؟
ها؟
!بگیرش
!اوی
...خب
پس فروش کار رئیس چهطوره؟
.برای مدتی کارت رو راه میندازه
یه کاسهی رنگشده؟
چهطور میتونه اینقدر باارزش باشه؟
.رفیق، اون کاسه یه کوه پول میآره برات
واقعاً آثار یوئن-دونو اینقدر ارزش دارن؟
...ظاهراً یه سامورایی از ساتسوما ندونه ولی
.این همهچیز وابی-سابیه
اسم اوسویی یوئن هنرمند خیلی .بین مردم پیچیده
مردم کیو و ادو و حتی اونور اقیانوسها
.دنبال کاراشن
واقعاً؟
فکر کردی این انتقاما رو برای پولش انجام میده؟
.خطر اونو دست کم نگیر
.نه، منظورم این نبود
پس چیه؟
این بهتره دست کسی باشه که .ارزشش رو بهتر میدونه
...احتمالاً برای من خیلی خوبه
خب چی کار میکنی؟
...یوئن-دونو و تپا-دونو
این «شغلهای عجیب» اونا یه رازه، درسته؟
ها؟ خب معلومه که هست
وایسا ببینم، به کسی که نگفتی؟
نه. ولی تا حالا اینقدر با معنی .انتقام درگیر نبودم
وقتی این کارو میکنم برای خودم قابل تحملم؟
در طول روز با لبخند به مردم ،خدمت بدی
No comments yet. Be the first to leave one.