The first 200 lines.
.ری"، من یه خبر خوش دارم"
خبر خوش لازم دارم، الان یه ایمیل دستم رسید که میگه
.اکانت سایت گروپانم این آخر هفته منقضی میشه
.باشه... اینها رو فراموش کن
.من دو تا بلیط برای یه شام خیریه با رئیس جمهور دارم
.رئیس جمهور ایالات متحده
رئیس جمهور آمریکا. چرا عکسالعمل نشون نمیدی؟
.متاسفم، مرد... میدونی
.من میخوام بیام، ولی من و رئیس جمهور با هم داستان داریم
داستان؟
،قبلاً که توی شیکاگو کار میکردم
.بری (منظورش باراکه) و من توی بازی داشتیم تیم انتخاب میکردیم
،به هم فحش دادیم، با آرنج زدیم تو صورت هم
.با مشت زدیم توی گلوی هم
.خلاصش اینکه من یه دست مفصل رئیس جمهور رو زدم
خبرش احتمالاً اینور اونور پیچید چونکه دولت عراق
. بهم 300 دلار جایزه داد
عالیه. حالا باید از بین .خانواده یکی رو انتخاب کنم
،مهم نیست کی رو انتخاب کنم
.بقیه از دستم ناراحت میشن
این رو نمیدونی. اول .یه کم ببین نظرشون چیه
.باشه؟ شاید یکیشون از سیاست بدش بیاد
.یعنی، شاید بقیه هم اون روز کار داشته باشن
.من که کار دارم
من 72 ساعت وقت دارم توی اینترنت بگردم ،دنبال دوچرخه کوهستان
چتربازی، صخره نوردی و کلی کار دیگه
که مردها دوست دارن توی .تبلیغات مشکلات جنسی انجام بدن
،امیدوارم حق با تو باشه. چون اگه بعضی از اونها بیخیال این نشن
.قضیه کلی خطری میشه
.تو خانواده من رو میشناسی
...اگه یه تیکه پیتزا باقی بمونه
دعوای بزرگ راه میافته و اون تیکه پیتزا
.میوقته زمین و لگد میشه و هیچکی نمیتونه اونو بخوره
نمیتونم رئیس جمهور رو بندازم زمین .و روش لگد کنم
.من لگد کردمش
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــویــبــاری De PALMA & Juybari
.اوه، مامان، زحمت نکش. ما تمیز میکنیم
خب، "آدام" نه، درد مزمن .نوک انگشتش برگشته
اوه، بیخیال. درد مزمن نوک انگشت؟
اشکال نداره، عزیزم. لازم نیست که بخوایم .فکر مردم رو عوض کنیم
...خب
جمعه شده دیگه، ها؟
.یعنی، الان که نه سه روز تا جمعه مونده
ولی به هر حال، کسی برنامه غیر قابل کنسل شدنی واسه خودش داره؟
.نه، خبری نیست
میدونی چیه، من میخواستم این جمعه
.کاری کنم. اگه برنامهای داشتی باخبرم کن
...باشه... آم
کسه دیگهای هم هست که خسته شده باشه، عصبانی باشه
و یا اینکه زده شده باشه از این بازیهای سیاسی؟
.یعنی، مرد، نه، بسه دیگه
.من که از سیاست زده شدم
اگه بخوام ببینم یه مشت مرد پولدار سر هم
.داد میزنن، باز هم با ماشین میرفتم توی زمین گلف
خب، باید بگم، این خیلی خوبه که میشنوم
که یه نفر نمیخواد وقتش رو برای
.چرت و پرتهای سیاسی هدر بده
.خب، این واقعاً وقت هدر دادنه
اینطور نیست که یه آدم معمولی مثل من
،بتونه چیزی رو تغییر بده مگه اینکه یه جوری بشه
.بتونم همزمان با رئیس جمهور توی یه اتاق باشم
.اینطوری خیلی باحال میشه
نیتن"، چی شده؟"
.تو خیلی نگران و حواسپرتی
شدی مثل اون جوونهای معتاد قرص
.توی اوت تبلیغات نه به اعتیاد
نیتن"؟"
نکنه آره گفتی؟
...باشه. رئیس من بهم
.دو تا بلیط برای شام با رئیس جمهور اوباما برای جمعه شب داد
تو میخوای با اوباما شام بخوری؟
اون چی درست میکنه؟
.نه، بابا، اون شام که درست نمیکنه، اون سخنرانی داره
...و من میتونم یه نفر رو ببرم، پس
...باید یکیتون رو انتخاب کنم، ولی میدونم که
هرکدومتون رو انتخاب کنم بقیه .از دستم عصبانی میشن
.نیتن"، تمومش کن. این مسخرست"
.هیچکی بابت انتخابت از دستت ناراحت نمیشه
یعنی، کی جرات داره که
.پسری رو بابت انتخاب کردن مادرش سرزنش کنه
.یه ثانیه وایسا
چرا مطمئنی اون تو رو به جای من انتخاب میکنه؟
،اوکی، محض اطلاع بگم
.من هنوز کسی رو انتخاب نکردم
.اوه، درسته
.اون هنوز کسی رو انتخاب نکرده
ببین، اگه این
.خوشحالت میکنه، من و "آدام" به خاطر عهدمون نمیایم
عهد؟
،آره... خب، وقتی با هم قرار میگذاشتیم
با هم عهد بستیم اگه یکیمون نتونه ،کاری انجام بده
.اون یکی هم انجامش نده
.بدون دلخوری
برای همین من هیچوقت طرف سرسره بزرگ
.توی پارک آبی نرفتم .آدام" از ارتفاع میترسه"
،خب، اولاً که
،من از ارتفاع نمیترسم. من یه سرگیجه دارم
.که وقتی باد و آب بهم میخوره تشدید میشه
.و دوماً، اینجا بحث رئیس جمهوره
تو داری عهد رو میشکونی؟
من فقط دارم میگم حتماً میشه در مورد عهدی رو که موقع
نجات هوایی از بالای اون سرسره آبی احمقانه
.بستم، تجدید نظر کرد
.باشه، پس عهدی نیست
پس هر بار که میرفتیم به پارک آبی
من بیخودی توی رودخونه دور پارک که پر از
جعبه آبمیوه و چسب زخم قدیمی شنا میکردم؟
صبر کن، شرمنده "آدام"، چرا باید هوایی نجاتت میدادن؟
چرا نتونستی با نردبون بیای پایین؟
من یه مشکل خاص دارم
.که بهش میگن فلج عصبی
.وقتی عصبی میشم نمیتونم تکون بخورم
برای همین بود که وقتی باکرگیم رو از دست دادم
.دیگه نتونستم تکون بخورم
.باشه
.بفرما. عهد رو بشکون
ولی تو الان تصمیم گرفتی روبروی دختری قرار بگیری
که توی دبیرستان صداش میکردن ."دبی نمیبازه"
و میدونی چرا؟
..."چونکه "دبی
...نمی
.بازه
.منم میخوام بیام
.من باید با رئیس جمهور حرف بزنم
ایالت ما داره ماریجوانا رو قانونی میکنه
.و بچههای مدرسهای دارن مفنگی میشن
:یکی باید این پیام رو یه جوونها برسونه
.کار بیشتر، قر کمر کمتر
رئیس جمهور دلش نمیخواد .غر غرهای تو رو بشنوه
،من باهاش درباره مسائل معمولی حرف میزنم مثلاً وقتی که اون
،میره آشپزخونه تا نصفه شب یه چیزی بخوره
.مامورهای حفاظتی هم باهاش میرن
و اینکه لازمه که شلوار پاش کنه؟
...بابا، تو قرار نیست با
من باید یه دقیقه با رئیس جمهور درباره
.مالیات افراد گیاهخوار حرف بزنم
!هیچکی قرار نیست با رئیس جمهور حرف بزنه
!این فقط یه شام خیریه هست، فقط همین
ما فقط قراره لباس بپوشیم و دو ساعت توی ماشین
.بشینیم چونکه قراره کلی ترافیک باشه
،بعدش قراره بریم آخر یه سالن بزرگ رقص
.میدونی، توی این صندلیها که حتی رو به صحنه نیست
بهترین نمایی که از رئیس جمهور میشه داشت
.بازتابش توی قاشقمونه
ما قراره
دورمون پر از آدمهای پولدار پر افاده باشه
.که ناراحتن چونکه شراب بد مزه هست
.و همینطوره چونکه قراره غذای مجلل هواپیمایی بهمون بدن
.من خودم دیوونهام که میخوام برم
آخه کی دوست داره همچین جایی باشه؟
:قضیه اینه
من تصمیم گرفتم که من نمیخوام آدم بده باشم
.توی این داستان شام ریاست جمهوری
.پس من تصمیم رو کاملاً به شما واگذار میکنم
.بله. قدرت رو به مردم میدم
.مردم کم ارزش از پشت خنجر زن
اگه دعوامون بشه چی؟ - .مشکل من نیست -
اگه نتونیم کسی رو انتخاب کنیم چی؟ - .مشکل من نیست -
تا کی جوابی از ما میخوای؟ - .مشکل من نیست -
اوه، این به من مربوطه. حداکثر تا .فردا بعد از ظهر
.پس، توی درگیری بهتون خوش بگذره
.اگه درگیری فیزیکی شد خبرم کنید
خوشحال میشم ببینم که .یه نفر داره به مامان مشت میزنه
.خب، شنیدین چی گفت
.ما باید راهی برای تصمیمگیری پیدا کنیم
پس فکر کنم اولین نفری که .به تردمیل دست بزنه برده
.من دست زدم. بردم
واو! قراره چی بپوشم؟
.شرمنده، عزیزم، ولی ما قرار نیست اینطوری تصمیم بگیریم
،هر کاری که میکنیم .باید کاملاً عادلانه باشه
من پیشنهاد میکنم که هرکدوممون درباره اینکه چرا باید بریم حرف بزنیم
و بعد رای میگیریم و شخصی که .بیشترین رای رو داره میبره
اوه، این ایده خیلی خوبیه
.البته اگه توی ایالات اسکلهای آمریکا بودیم
بهتره که هممون بین پاهامون رو نگاه کنیم
.و هر کدوم که بتونه بگه "نیتن" از اونجا بیرون اومده برندست
.من شاید توی این رقابت شانسی داشته باشم
.شاید باید تو رو ببرم
احتمالاً تو تنها کسی هستی که .درباره این مثل بزرگها رفتار میکنه
.اوه، رئیس جمهور اوباما؟ نه، ممنونم
.من جمهوریخواه هستم
.ما قرعه کشی میکنیم
عالیه. لازم نیست من بدونم چطوری .تصمیم میگیرید
.فقط وقتی تموم شد خبرم کنید .همین چیز رو هم به آرایشگرم گفتم
نیتن"، میشه بهمون افتخارش رو بدی؟" - .نه خیر -
.بیخیال. فقط یه کاغذ رو انتخاب کن
.نه، من نمیخوام که هدف عصبانیت شما باشم
.بده "میکیلا" این کار رو بکنه
،راه نداره! تولد من نزدیکه
.و بزرگترین هدیه تولدم توی اون ظرفه
شما مجبورید خودتون کسی رو پیدا کنید
.که بهش اطمینان دارید
ری"، متاسفم"
که تو رو از توی کلاس کاراته .که توی اینترنت پیدا کردی بیرونت کشیدن
...میدونم که خیلی منتظر بودی
.تا بتونی یه مگس رو با قاشق چینی بگیری
.من در واقعاً برنامه کلاسم اشتباه بود
.اون کلاس تای چی بود
اگه یه حلزون بهت حمله کنه .میتونی با این حرکت دفعش کنی
No comments yet. Be the first to leave one.