The first 169 lines.
بازجویی؟
چی شده مگه؟
میدونی که، همون دختری که بعد از ده ماه از کما دراومد
شنیدم یه دادستان میاد ازش بازجویی کنه
تو بیمارستان؟
اتاق 610- اوه، اومدن-
اون آقاهه باید دادستان باشه
شما قیمش هستین؟- نه-
تیم ترجمه Opus-Sub تقدیم میکند
خانم نام
...میدونین که به خاطر نقض قانون
موارد ویژه ی تصادفات خیابانی ازتون بازجویی میشه، درسته؟
...حق دارین ساکت بمونین
و به سؤال هایی که ممکنه ازشون علیه شما استفاده بشه جواب ندین
از ساکت موندنتون به ضررتون استفاده نمیشه
چون منم
میتونم باورت کنم
...حق دارین
با یه وکیل مشورت کنین و در طول بازجویی وکیل داشته باشین
بله
چهارده فوریه 2016
شما با ماشین مادرتون موقع خونه رفتن
...در چهارراه سانگ گو دونگ به آقای هان ووتاک زدین
و اونُ کشتین، درسته؟
من رانندگی نکردم
مردی که باهاش بودم، آقای لی یو بوم رانندگی میکرد
درسته، موقع بازجویی به بازرس هم همینُ گفتین
بله، ولی حرفمُ باور نکرد
من با آقای لی هم حرف زدم
چی گفت؟
...ازش پرسیدم اون رانندگی میکرده یا نه و اون گفت
از همینه که پشیمونم
من باید رانندگی میکردم
سعی کردم جلوشُ بگیرم
بهش گفتم نباید رانندگی کنه چون خیابونا لغزنده هستن
اما گفت باید زود بره خونه چون مامانش جواب تلفنشُ نمیده
نتونستم بذارم تنهایی بره
برای همین باهاش رفتم. نگرانش بودم
این دروغه، دروغ میگه
میدونم که اون روز ... اون روز اون رانندگی کرد
ما خون روی کیسه ی هوای صندلی راننده رو آزمایش کردیم
و دی ان ای شما رو روش پیدا کردیم
امکان نداره
...حتی دوربین جعبه سیاه آمبولانس
هم نشون میده که شما رو از صندلی راننده بیرون کشیدن
آقای لی روی صندلی کنار راننده نشسته بود
قسم میخورم. من رانندگی نکردم
پس دی ان ای خودتون روی کیسه ی هوا و فیلم دوربین آمبولانس رو چطوری توضیح میدین؟
مطمئنم یکی شواهد رو دستکاری کرده
!هونگ جو، هونگ جو، هونگ جو
من به محض اینکه تصادف کردیم از حال رفتم
یه نفر منُ نشونده روی صندلی راننده
خون خودش رو از روی کیسه ی هوا پاک کرده و مال منُ روش مالیده
و روی صندلی کنار راننده نشسته
...وقتی میگین «یه نفر» منظورتون
باید یوبوم بوده باشه
شرط میبندم همه چی رو انداخته گردن ما تا خودش نجات پیدا کنه
فکر میکنین براتون پاپوش درست کرده
این یه حدسه
ما به شواهد بیشتر اعتماد داریم تا به حدس و گمان
متأسفانه، هیچکدام از شواهد حرف شما رو تأیید نمیکنن
پس چیکار کنم؟
من هیچکاری از دستم برنمیاد تا بیگناهی خودمُ ثابت کنم
همه ی شواهد نشون میدن که شما مقصرین
...اعتراف بهترین کاریه که میتونین برای خودتون بکنین
چون میتونه باعث تخفیف در حکمتون بشه
با اینکه تصادف تقصیر من نبود؟
خانواده ی قربانی خواهان مجازات شما هستن
...انکار کردنش
ممکنه باعث بدتر شدن حکمتون بشه
اگه به خاطر من اتفاقی برای تو بیفته
نمی تونم به زندگی ادامه بدم
تو تنها کسی هستی که توی این دنیا دارم
پس تنهام نذار
باشه؟
ما را در تلگرام دنبال کنید @OpuSSub
خانم نام، داری چیکار میکنی؟
!جلو نیا
اگه بیای جلوتر میپرم- اول بیا این طرف-
میتونیم درباره اش حرف بزنیم
حرف زدن چی رو عوض میکنه؟
من همه چی رو بهتون گفتم
!روز ولنتاین بود، برف میامد
برای همین یو بوم به جای من رانندگی کرد
و یه نفر مرد
! و اون کاری کرد من مقصر به نظر بیام
هر چقدرم توضیح بدم کسی باور نمیکنه
چه فایده ای داره؟
من باور میکنم
حرفتُ باور میکنم
پس لطفاً بیا این طرف
اگه این یه خواب بود
چقدر خوب میشد
...اگه این خواب تو بود
...متشکرم
که گفتی حرفمُ باور میکنی
خانم نام
!نه
!نه
وای خدای من
...چطور یه خواب میتونه
اینقدر واقعی باشه؟
اه
بیدار شدی؟
ترسوندیم
چرا اینقدر زود بیدار شدی؟
خواب عجیبی دیدم
خیلی ترسیدم. خیلی واقعی بود
چه خوابی دیدی؟
دختر خونه ی رو به رویی رو دیدم
اون موقعی که بهش گفتی بی ادبه فهمیدم قراره یه اتفاقی بیفته
کمدی های عاشقانه ی معمولی همینطورین
حالا که دیگه خوابشم دیدی
خوشم اومد. ژانرش چی بود؟
کمدی عاشقانه؟ ملودرام؟
یا خواب بزرگسالی دیدی؟
توی خوابم اون دختر مرد
چی؟
!نه
چی؟ پس هیجان انگیز بوده
آره. یه خواب هیجان انگیز خیلی واقعی
واقعی دیگه چیه
گفتی که تو خوابت اون زنه هم مرد
ببین، سالم و سرحاله
خیالم راحت شد
ولی چرا یو بوم هم تو خوابت بود؟ این دیگه خیلی تصادفیه
چند روز پیش دیدمش
اونوقت ولش کردی بذاره بره؟ باید یه مشت میزدی تو صورتش
مثل یه احمق تمام و کمال با یه لبخند گل و گشاد روی صورتم بهش سلام کردم
...اگه من جای تو بودم، بهش بد و بیراه میگفتم
و تف میکردم تو صورتش
ولی توی خوابت یو بوم با این دختره قرار میذاشت؟
توی روز ولنتاین با هم قرار داشتن، پس لابد همینطور بوده دیگه
این دیگه کابوسه
سر و کله ی دو نفری که بیشتر از همه ازشون متنفری توی خوابت پیدا شده
پس حتماً کابوس بوده
امروز چندمه؟
چهارده فوریه
روز ولنتاینه، و تو قراره ماشین جدیدتُ تحویل بگیری
امروز همه ی زوج ها با هم میرن سر قرار عاشقانه
اونوقت تو باید بری ماشین جدیدتُ تست کنی
برای امروز برنامه داری؟- دارم-
کنسلشون کن. بهتره دیر نکنی
!واقعاً که
منظورت چیه؟
چرا از بین این همه صندلی اینجا نشستی؟
میخوام یه سؤالی بپرسم
از من؟
کسی به اسم لی یو بوم می شناسی؟
... از کجا میدونی
تعقیبم کردی، مگه نه؟
درباره ی من اطلاعات جمع کردی تا بیای سراغم، نه؟
پس، لی یو بومُ می شناسی؟
!تاکسی- صبر کن-
امروز باهاش قرار داری، نه؟
بهتره این کارُ نکنی. اگه ادامه بدی جیغ میکشم
میدونم که الان حرفام خیلی دیوانه وار به نظر میرسه
ولی لطفاً گوش بده
امروز نرو دیدنش، و رانندگی هم نکن چون قراره برف بیاد
حتی به ماشین نزدیک هم نشو، باشه؟
هی، شنیدی چی گفتم؟
حالتون خوبه؟
حتماً استاکر بوده
به اون چه ربطی داره من رانندگی میکنم یا نه؟ به اون ربط نداره
به شما چه ربطی داره؟ به شما مربوط نیست
آقا، امروز قراره برف بیاد؟
نه، قراره تمام روز آفتابی باشه
ممنون
خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.