The first 186 lines.
=تولد دوباره برای تو=
=قسمت 2=
برو اونور! چیکار میخوای باهام بکنی؟
...من
بخور افسون کننده
بانو جیانگ
بانوجیانگ
بانو جیانگ
پودر صورتو با بخور افسون کننده قاطی کرده
و گذاشته توی جعبه ی پودر صورتش
این سلاحشه
چطور به ذهنش رسیده؟
بانو جیانگ ارباب ژانگ
من با افراد عمارت سازوکار اومدم نجاتتون بدم
ارباب ژانگ
بیا
بانو جیانگ بانو جیانگ
چش شده؟
حالش خوبه
پس من بانو جیانگو میبرم پایین تپه
شما دوتا ادامه بدین
منم باهاش میرم
ممنونم
خودمو مسموم کردم؟
آبروم رفت
خداروشکر که خیلی بخور قاطیش نکرده بودم
بانو جیانگ
...من
من هیچی نخوردم
واسه همین غش کردم
خب
من مواد ضد آب پیدا کردم
منو ببر پیش رئیس غرفه
بله
بریم
رئیس غرفه
من مواد ضد آبو پیدا کردم
این سقزه
بانو جیانگ قبل تو
پیداش کرده بود
مگه اون از رقابت کناره گیری نکرده؟
وقتی اومد پایین تپه برامون سقز اورد
بعد از ازمایش فهمیدیم که
این ماده یه ضدآبه طبیعیه
برنده ی این سریه رقابت
بانو جیانگه
کتاب تسلیحات عالی!؟
برای اونه
ناچارم ازتون خداحافظی کنم
خواهش میکنم
پر کن جامو
غذا بخور
بیا- لطفا-
باشه
بهت تبریک میگم جایزه ی اولین رقابتارو بردی
باشه
راستش
میخوام یه لطفی بهم بکنی
من؟
چیکار میتونم بکنم؟
دلیل این که من وارد رقابتا شدم
این بود که میخواستم ینفرو پیدا کنم که
به کمکش قضیه ی کشتی های بادبانی نیروی دریایی نانمینو حل کنم
باشه
پدر من فرمانده ی نانمین بود
نانمین داخل دریاست
ما نیروی دریایی داریم
جدیدا اکثر نیروهای دریایی مجهز به چنین کشتی هایی هستن
وقتی طوفان بیاد
کشتی از کنترل خارج میشه
از بین میره و ادمای توش میمیرن
تو ایده ای برای ارتقای
کشتی ها نداری؟
بذار امتحان کنم
خوشت میاد؟
باشه
چیان
دعوت نامه ی جشن تولد ملکه ی مادر دستمون رسیده
من کادومو فرستادم پایتخت
به دستور امپراطوری مجاز به رفتن به پایتخت هستی
فقط قبل از جشن مجبوری یه حق حضور به ملکه بپردازی
ارباب جوان
من به مسافرخونه ای که بانو جیانگ اقامت داشتن رفتم
ولی مسئولش گفت اونجا نیست
الان باید چیکار کنیم؟
کتاب تسلیحات عالی
تنها نشونه ی ماست
اون چیزش دست منه
باید تو پایتخت باشه هنوز
برو پرس و جو کن
بله
احمق بازی دراوردی
خداروشکر که چینگ که گفت
اخبار هنوز به قصر نرسیده
وگرنه پدرم میرفت قصر
و دوباره از ملکه ی مادر عذرخواهی میکرد
پسر عمو میدونم اشتباه کردم
دیگه تکرار نمیکنم
سرکش
جعبه پودرم کجاست؟
یه جعبه پودره اشکال نداره
اگه دوسش داری
یه بهترشو برات میگیریم
میفرستم واست
اونو خودم ساخته بودم
سرورم، بانو رسید
چرا انقدر زود اومدی؟
چند وقت بود ندیده بودمت
میخواستم بیام سر بزنم
به احترام نانمین برات شیرینی خوش اقبالی اوردم
خیلی شیرینن، امتحان کن
این چیه؟
یه دوست جا گذاشتش
اتواشغاله
تو شاهدخت هستی
چیزایی که استفاده میکنی باید در شانت باشن
هرچی تو این قصره
نگاه کن، این صندلی
این شمعدونیا
فرش
کدومو من با دقت انتخاب نکردم؟
یه کشتی شکسته
خیلیم ارزش نداره
دفعه بعد یه کشتی از یشم برات میارم
ممنونم
من برم استراحت کنم پس
دوشنگ، بریم
بانوی من کوتاهی از من بود
باید مخفیش میکردم
دختره ی احمق اخه چه ربطی به تو داره
خودتو سرزنش نکن
برو گنجه امو بیار
بانوی من
خوبی؟
خوبم
اصلا درد نمیکنه
بانوی من لطفا همین الان برین باغ سلطنتی
اعلیحضرت اونجا منتظرتونن
مگه همین الان نرفت؟
گفتم بیای اینجا از دلت در بیارم
بازش کن
نظرت چیه؟
خوشت اومد؟
نقش ققنوس فقط برای ملکه ست، نمیتونم قبولش کنم
وقتی بهت النگو با طرح ققنوس میدم
یعنی میخوام ملکم بشی
باید یه بهونه برا رفتن پیدا کنم
بنظر میخواد بارون بیاد
من برم
توهم برو
بائونینگ
میخوای چیکار کنی؟
هرچیم بشه
تهش تو ملکه ی من میشی
چه بخوای، چه نخوای
....نه من
چه حقه ی کثیفی زد
سرورم
..تو
بیا کمک
..نه من
سرورم ، سرورم
تموم، خیلی طول میکشه بی گناهیمو ثابت کنم- سرورم-
طبیب ، امپراطور چطورن؟
علیاحضرت
ایشون افتادن تو آب و الان سرماخوردن
تب هم کردن
خیلی خوب نقش بازی میکنی
من میرم گیاه درمانی پیدا کنم
و بیارم
پسرم
حالت چطوره؟
نگران نباشین مادربزرگ
بائونینگ اگه ییئر نجاتت نداده بود
الان تو جاش روی این تخت بودی
ممنونم که نجاتم دادی
مادربزرگ بائونینگو سرزنش نکنین
راستش، من میخواستم یچیزی بهش بدم
برای همین ازش خواستم منو کنار دریاچه ملاقات کنه
چیز ارزشمندی
قراره به بائونینگ بدی؟
اینو مخصوصا براش درست کردم
یه النگو یشم با طرح ققنوس
میخواستم از بائونینگ بخوام
که
جز من با کسی ازدواج نکنه
No comments yet. Be the first to leave one.