The first 200 lines.
من فکر ميکنم بخاطر بيرحمانه بودن ...ايان قتلها، عواقب اون
خبر مهم امشب؛ قتلي وحشيانه ...در منطقه 4 لافورت مقامات محلي را به آنجا کشاند
تکاندهندهترين اتفاق سال 1988 تا به الان
گفته ميشود مارتا ليوينگستون چهار ...نفر از دوستانش را، قبل از دار زدن خود به قتل رساند
در اقدامي که مقامات آن را يک "قتل آييني" مينامند
.اين يه پروندهي مذهبي هست بزرگترين اتفاق پس از ماجراي ليزي بوردن
پنج فرد جوان طي يک ...مراسم عجيب شيطاني کشته شدند
،جين استنتون هستم از راديو دبليو.اف.ال7 ...با گزارشي زنده از منطقهي لافورت
همسايهها از اينکه يک فرد سر به زير ...و آرام توانسته چنين کاري کند اظهار تعجب ميکنند
کساني که اطراف اين منطقه زندگي ميکنند بدون شک قتلهاي مارتا ليوينگستون را که همه را شوکه کرد به خاطر دارند
،بيش از بيست سال پس از قتلهاي ليوينگستون ...بعضي
از ساکنين، رويدادهاي ماوراءالطبيعهاي که در اين قتلها نقش داشتند را مشاهده کردند
اين اولين باريست که گريس از يک ...بازديد عمومي براي از بين بردن انرژي منفي خانه استفاده ميکند
اما به هر حال قصد انجام اين کار را دارد - ...جالبه چون ما درهاي خونه رو باز ميذاريم و -
:مردم ميان و ميگن ...کي اينجا زندگي ميکرده و چرا رفته
يعني کسي اينجا مُرده؟ - بعضيها ميگن -
که اشباح چيزي نيستن جز ارواح سرگرداني که در غم و اندوه خودشون گرفتار شدن
،اما به هر چه که اعتقاد داريد ...قابل انکار نيست که
چندين سال پيش اتفاقاتي وحشتناک ...در اين خانه روي دادهاند
« شـيـطـانـي »
تـرجـمــه از حــسـام ، مـعـيـن ، روحاللــه Mr.RooH , MoieN , BlackBeard
زود ميام
گفتم که زود ميام
من چرا بداخلاق شدم؟
،دب" يه صداهايي اين بغل شنيده" ازم خواست برم يه سر بزنم
آره
خونهي ليوينگستون
نه، خيلي سوت و کوره
بهت زنگ ميزنم
،احتمالا سوالم احمقانهست ولي اين بهترين جنسي هست که داريد؟
!خيلي احمقانهست - همين رو ميخرم -
سلام - ...سلام کارآگاه، ببخشيد که مزاحم شدم، يه تماس -
درمورد مزاحمت توي جادهي 4 لافورت خارج از محدوده مسکوني دريافت کردم
بايد فورا بهش رسيدگي بشه و نزديکترين افسر ما هم 20 دقيقه فاصله داره
.اوه، نه. مشکلي نيست مارجري من دو دقيقه فاصله دارم خودم ميرم
،ببخشيد که مزاحم شدم ميدونم امشب قرار داشتيد
ايکاش آدم بدها هم به !برنامههام احترام ميذاشتن
!ايست
.لعنتي، لئونارد من رو کشتي از ترس
تو خوبي؟ - آره، آره -
چه خبر شده؟ - اون تو خون ريخته -
همين جا بمون، جم نخور - باشه، باشه -
!پليس
پليس
کارآگاه لوييس صحبت ميکنه، درخواست نيروي کمکي و تيم پزشکي براي جاده 4 لافورد رو دارم
تکرار ميکنم، درخواست نيروي کمکي و تيم پزشکي براي جاده 4 لافورد رو دارم
دريافت شد
!پليس
...مارجري، پس اين
.پليس! وايسا پسر !وايسا، گفتم وايسا
!ايست
تکون نخور تکون نخور
خيليخب، خيليخب
تو خوبي؟
من رو نگاه کن، من رو نگاه کن تحمل کن، حالت خوبه؟
،خيليخب چيزي نيست
...چيزي نيست
« يـک هفتـه بعـد »
خوبي؟
جان؟
جان؟
خوبي؟
نميخواي به سوال برادرم جواب بدي؟
،آره، ببخشيد سوال چي بود؟
داشتي درمورد اين حرف ميزدي که چي توي خونه ديدي
گفتي يه کابوسهايي از اون زن ديدي
فقط ميخواستم بدونم منظورت از "اون زن" کيه
...يکي از کشتهشدهها، يا
صاحب خونه؟... - نه -
نه، مامانم
...چند سال پيش فوت کرد، و
نميدونم، فقط مدام ...اون رو توي اون خونه ميبينم
ولي هيچوقت داخل خونه نميرم
اون... اونجا نشسته
لبخند ميزنه
بهم ميگه بيخيالش بشم
،از چيزي که يادم مياد جوونتره بيشتر همسن خودمه
و هميشه اين کابوسها رو ميديدي؟
نه، فقط چند ماهه که شروع شده
...اين اين واقعا معرکهست
برايان عاشق اين ماجرا ميشه
برايان؟
آره، برايان پرسل
.هي، هي، تو رو خدا از اين قضيه فرار نکن فکر کنم داشتيم به يه جايي ميرسيديم
چرا نگفتي برايان هم تو اين ماجراست؟ - چون فکر نميکردم مهم باشه -
فکر نميکردي مهم باشه که دوستپسر قبليت هم قراره بياد؟
اون مال سه سال پيش بود
ببين، ميخواستم بهت بگم ولي قبلش بايد ميدونستم قراره بياي يا نه
هي، ببين سم، بابت ...کاري که ميخواي بکني ممنونم، ولي
نميخوام اينطوري کابوسهام رو برطرف کنم، خب؟ - باشه -
ولي همچين کابوسهايي همين طوري ولت نميکنن مگر اينکه يه راست بري سراغشون
منظورت چيه که برم سراغشون؟ - يعني بايد بريم به اون خونه -
وقتي رفتيم داخلش ارتباطت رو با دنياي ديگه بررسي ميکنيم
بايد ديد اين کابوسها داخل خود خونه چقدر واقعي به نظر ميرسن
آره، برايان چي؟
برايان، جولز و داني هم براي بررسي ...جنبههاي ماوراءالطبيعهي ماجرا ميان
،اونا فکر ميکنن هرجايي که قربانياي باشه روح هم هست
نه
،براي برايان قربانيها مهم نيستن يا ارواح يا اينکه چي داره سر من مياد، خب؟
اون يه فرصتطلبه که ...فقط ميخواد از ارواح فيلم بگيره
تا بتونه هر چقدر ميتونه پول به جيب بزنه
براي همين هم هست که احتمالا ميگه چه تو بياي چه نياي ما ميره
ببين، چند سال پيش يه عالمه اتفاق غير قابل توضيح توي اون خونه افتاد
،به نظرم وقتي مادرت درموردش شنيد اون رو هم وارد ماجرا کرد
.فکر ميکنم اون چيزها تسخيرش کردن همون طوري که تو رو دارن تسخير ميکنن
ولي هي، به حرفاي من توجه نکن
،به هر حال اون مادرته داره بهت ميگه بيخيالش بشي
تو چندين هفتهست که نخوابيدي
بدبينيت رو ميفهمم
،و اين کارم ممکنه عملي نشه ولي اگه بشه چي؟
فقط امتحانش کن
خواهش ميکنم
،اسمش ميشل چپمن هست فکر ميکنيم دوست دختر مضنون باشه
هنوز اثري ازش نيست ولي کيفش رو داخل پيدا کرديم
- ميخوايم يه سري اثر انگشت هم از روي آلت قتل برداريم - خيليخب
- اينقدر دور و بر من نباشيد، بريد يکم اثر انگشت پيدا کنيد - بله قربان
بيا، بيا، بيا
- چند تاست؟ - تا حالا که 13 تا دوربين
،تقريبا تمام خونه پوشيده شده ولي هنوز فيلمي دستگيرمون نشده
- لعنتي، پاک شده؟ - نه، به هم ريخته شده، خرابه
...البته اطلاعات توش هست ولي
،اين دوربينها تصوير يه قاتل رو ثبت کردن و اون وقت تو بهم ميگي هيچي نداريم؟
- من حس خوبي دارم - هنري، با فريزر چکار داري ميکني؟
- گاهي وقتا سرد کردن حافظه باعث ميشه اطلاعاتش برگرده ...- هنري
اگه گند بزني به اون حافظهها چند تا قتل ديگه هم اتفاق ميفته
دارم بهت ميگم
ببينيد، داريم روش کار ميکنيم
سعي ميکنيم همه اطلاعات رو توي يه ...حافظه بريزيم و بعد بازيابيش کنيم ولي
شش تا حافظه و دو ترابايت اطلاعات خام ممکنه طول بکشه
- سلام پرسي - سلام پرسي
- مشخصاتش رو چک کرديد؟ - بله قربان، ريوز چک کرده
چطوري، جان؟
- هنوز ميشل رو پيدا نکرديد؟ ...- هنوز نه، واسه همين
اميدوارم تو بتوني کمکمون کني
- اون بردش، اون ميشل رو برد - کي بردش؟
،بايد پيداش کنم چون هنوز دور نشده
شما چند نفر بوديد، جان؟ شش؟ شش نفر بوديد؟
اصلا گوش ميدي؟
بايد بريد پيداش کنيد
،الان داريم دنبال ميشل ميگرديم بهت قول ميدم
...ولي چيزي که الان ازت ميخوام اينه که بگي کي گم شده
،جان، به اين عکسها نگاه کن و بگو کي گم شده
- برايان پرسل - برايان پرسل
- آخرين باري که برايان رو ديدي کي بود؟ - نميدونم
نميدوني؟ گفتي اون رو برد. کجا بردش؟
- نميدونم - کجا؟
- خيلي سريع اتفاق افتاد. نميدونم - برايان پرسل اين آدما رو کشته؟
اون دوستات رو کشته؟
نه؟
کار خونه بود
کار خونه بود
...خونه اون کار رو کرد يه بلايي سر برايان آورد
!که خونه يه بلايي سرش آورد
،شک دارم دادگاه اين رو قبول کنه ...ميدوني
معمولا توي ايالت لوييزيانا همچين چيزي رو قبول نميکنن
اين خونه فرق داره
داشتيد توي اين خونه چکار ميکرديد، جان؟
،اونا بيدارش کردن ...اونا
سعي کردن با طرف ديگه ارتباط برقرار کنن و بيدارش کردن
،پس بيدارش کردن !خونه رو بيدار کردن
اين کارو فقط بخاطر ميشل انجام دادم
- تقصير منه، خدا کنه زنده باشه ...- جان
خدا کنه زنده باشه
،به من گوش کن جان ازت ميخوام آروم باشي، خب؟
،اگه کار برايان باشه بايد پيداش کنيد قبل اينکه ميشل رو اذيت کنه
باشه؟ !بايد پيداش کنيد
- ميکنيم ...- خواهش ميکنم، خواهش ميکنم
خواهش ميکنم
.کارآگاه، اثرانگشتي روي تبر نيست تر و تميزه
،معلومه که روي تبر اثرانگشتي نيست، جنکينز کار خونه بوده
قربان؟
- فراموشش کن - ميخوايد ببرمش اداره؟
نه، ميخوام همين جا نگهش داري
دو نفر اون بيرون هستن، ممکنه قاتل باشن يا ممکنه قرباني باشن
فعلا اين پسره تنها شانس من واسه رسيدگي به اين قضيهست
- واسه همين ميخوام نزديک خودم باشه، آره - چشم قربان
- همين جا نگهش دار، خب؟ - چشم قربان
.متفرق شيد انتقال کنسل شد
- سلام - سلام
- منم... منم، سرت شلوغه؟ - آره، سرم با منتظر بودن شلوغه
- بخاطرش متاسفم، يه کاري پيش اومد - دو ساعت منتظر بودم، لوييس
فقط بذار چند کلمه حرف بزنم
اينجا سه تا قتل توي خونهي ليوينگستون اتفاق افتاده
چي؟
- مارتا ليوينگستون؟ - آره
کسي رو هم بازداشت کردي؟
.آره، آره. ولي... الان توي شوک رفته ميگه هيچي يادش نمياد
.از اون گذشته دو نفر هم گم شدن تمام نيروها دنبالشون هستن
- اوه، شايد از قتلهاي چند سال پيش تقليد کردن - نه، نه... شايد نه
- پسره ميگه اونا خونه رو بيدار کردن - آها
- آره - باشه، دارم ميام
خيليخب باشه، اين به جاي قرارمون
.نه، نه. قرارمون مال قبل بود اين که قرار نيست
- ريوز - قربان
هر چي اطلاعات ميتوني درمورد پرونده ليوينگستون جمع کن، خب؟
بله، بله قربان
سلام... من جولز هستم توي ماشينام... منتظر. حوصلهم سر رفته
- برايان، يه چيزي بگو !- اوه
کجان پس؟
!تا گفتي اومدن
No comments yet. Be the first to leave one.