Phantom Soldiers

Phantom Soldiers

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Phantom Soldiers DVDRip
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Phantom Soldiers 1987 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Published on: 2025-11-21
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اونجاست!

وایسید داریم میریم پایین

هنوز که خوبه

همین نزدیکیان

به این بچه‌سوسولا یاد می‌دیم که آشغال نریزن

یه لحظه صبر کنیم

دارن میان!

نگاه کن! بستنی‌فروشه داره میاد

تونی! رفیق! می‌خوام تو رو با پاول آشنا کنم

سلام، من پاولم! چطوری پاول؟

خیلی خوب. تونی، با من بیا

حرف‌های زیادی برای زدن داریم، می‌دونی

هر وقت دلت خواست بیا اینجا، خونه خودته

باشه، من دارم میرم داخل

دیوونه شدی؟

نه. تا وقتی اونا بفهمن

و شروع کنن به تیراندازی، شماها باید

در موقعیت باشید

جدی میگی؟

آره، جدی میگم

فقط منو تنها

تو هچل ننداز.

فقط مراقب باش، رفیق

باشه، حتماً

هی تونی. مهمون داریم

یکی دم دروازه شرقی هست

فهمیدم

یه آمریکایی

بریم

یه قدم دیگه برداری مردی، آمریکایی

صبر کنید، آقا

ماشینم همین نزدیکی‌ها چپ کرد

کمک می‌خوام

خواهش می‌کنم، آقا

این پشت چند نفر زخمی داریم

کمک نیاز داریم

چیکار کنیم؟ بیاریمش داخل؟

شاید بهتر باشه به رئیس زنگ بزنی

هی ویلی! رئیس رو بهم وصل کن!

نفوذی‌ها!

لعنتی! اون ما رو دید

برید تو موقعیت! خمپاره‌انداز رو مستقر کنید!

برید سمت هواپیما!

اونجاست!

برگرد اینجا!

حالا چیکار کنیم؟

خفه شو!

ما رو اینجا تنها نذارید!

دارن فرار می‌کنن

همین‌جا وایسا کاسترو وگرنه نصفِت می‌کنم!

تکون نخور!

خب کاسترو، حالا دیگه افتادی دست آدم حسابی‌ها

حسابی آب خنک می‌خوری تو زندان فدرال

چطوری هر جا میرم همیشه منو پیدا می‌کنی؟

به همون دلیلی که جلو یه اسلحه خالی وایسادی

خنگی

یالا، تکون بخور!

گمشو از اینجا! راه بیفت! تکون بخور!

هی، اینو جا گذاشتی

نمی‌دونستم تو کهنه سرباز ویتنامی

من نبودم

من تو کره بودم

اونجا فقط یخ می‌زدیم

مال برادرمه

اون الان تو ویتنامه

مثل یه جور طلسم شانس میمونه

مرسی

قابل نداره

آماده پرش باشید!

وای خدای من! اینجا چی شده؟

باید کار "اسلیکس"ها باشه

من خبری از عملیات بالگرد جنگی تو این منطقه نشنیدم

خب، بچه‌ها!

به شکل خطی جستجو کنید

ده یارد فاصله

دنبال بازمانده‌ها بگردید

می‌خوام بفهمم چه بلایی سر اینجا اومده

بریم!

هر کی این کار رو کرده، مطمئن شده که هیچ بازمانده‌ای نیست، قربان

خدای من

ستوان!

این طرف!

اون حرومزاده‌های لعنتی از عامل اعصاب M32 استفاده کردن، قربان

پوکه کالیبر ۵.۵۶

و ۷.۶۲ ناتو

همه‌شون مهمات آمریکاییه، قربان

یعنی آمریکایی‌ها همچین کاری کردن؟

لعنتی، نمی‌دونم، رندال

شما چی فکر می‌کنید، قربان؟

حیون‌های لعنتی!

یه مشت حیوونِ خونخوارِ عوضی بیشتر نیستن!

گروهبان!

بله قربان!

به همه بگو که داریم عقب‌نشینی می‌کنیم

بله قربان!

رندال، به هلیکوپترها خبر بده

بله قربان!

آلفا وان با براوو تماس می‌گیرد!

گروهبان کربی!

بله قربان

این رو ببر اتاقم.

باشه.

قربان، ستوان کاستر طبق دستور گزارش می‌دهم.

بنشینید، ستوان.

ممنونم، قربان.

خب، از رادیو شنیدم.

نظر شما چیه، ستوان؟

خب، شاید یکی از خودی‌ها این کارو کرده باشه.

ولی نمی‌دونم از کدوم شاخه ارتش بوده.

اما یه چیز رو مطمئنم، سروان.

هرکی که هستن،

لعنتی محشرن.

تعداد کشته‌ها چقدره؟

یه روستای لعنتی رو از دم نابود کردن، قربان!

زن‌ها، بچه‌ها...

مطمئن شدن هیچ‌کس زنده نمونده تا بگه اونا کی بودن یا چی بودن.

پس همون الگوی همیشگیه.

بله، قربان.

و به همون جمجمه برخورد کردیم.

با همون علائم روی پیشونی.

مثل قهرمان کمیک فانتوم.

یه مورد دیگه به مجموعه‌ام اضافه شد.

آخرین روستایی که بهش حمله کردن بیست و پنج مایل فاصله داشت.

از این آخری.

فکر می‌کنی با قبایل ضد کمونیستِ خیلی آموزش‌دیده طرفیم؟

که تو یه منطقه وسیع فعالیت می‌کنن؟

فکر نمی‌کنم، سروان.

اونا برای گروه‌های محلی یا ضد چریکی‌ها خیلی پیچیده‌ترن.

سلاح‌ها و تاکتیک‌هاشون...

خیلی پیشرفته‌تر از هر نیروی محلیه.

فهمیدم.

فکر کنم وقتشه که به ژنرال خبر بدیم.

و بهش بگیم به چی رسیدیم.

راستی، ستوان.

وقتی تو اردوگاهی...

سعی کن از شر اون ستاره تگزاس رنجرت خلاص بشی.

قربان؟

ممکنه ژنرال رو ناراحت کنی.

ستاره تو از مال اون بزرگتره.

باشه، قربان.

ادامه بدید، ستوان.

تیراندازیت خوبه، رفیق.

جیم!

خوب به نظر می‌رسی، پسر! کجا بودی؟

ویتنام بودم. خوشحالم دوباره می‌بینمت.

منم از دیدنت خوشحالم، جیم.

بیا یه چیزی بنوشیم.

به نظرم خوبه.

می‌بینم ارتش خوب بهت رسیده. خوب به نظر می‌رسی.

تو هم خودت بد نیستی.

خب حالا چه کاری بهت دادن؟

آخرین بار که حرف زدیم سر یه کار محرمانه بودی.

خب، من هنوز تو اطلاعاتم.

اما منو به پنتاگون منتقل کردن.

من یه پشت‌میز نشین ساده‌ام.

اونقدر هم بد نیست.

به اندازه کافی تو دل حادثه بودی.

به نظرم حقته که خوب باهات رفتار کنن.

فکر کنم حق با توئه.

شنیدم یه برادر کلاه سبز داری.

آره.

بهش گفتم وقتشو تو ارتش هدر نده.

اون وقت چی کار کرد؟ رفت اسم نوشت.

بعد برای اینکه ثابت کنه من اشتباه می‌کنم، رفت کلاه سبز شد.

به ندرت وقتشو هدر میده، مگه نه؟

جدی می‌گم، دن. وقتشه که سر و سامون بگیری.

نمی‌تونی برای همیشه خیابون‌ها رو از اراذل و اوباش پاک کنی.

هر دقیقه یه احمق به دنیا میاد.

در هر اندازه، شکل و رنگی.

می‌دونم.

اما یه چیزی تو این کار هست.

عاشق اینم که اون در بزرگ آهنی رو روشون بکوبم.

یه جورایی مثل یه عادته.

مثل کشیدن اون پیپت.

تا کی می‌خوای رنجر تنها باشی؟

کی می‌خوای با یه...

دختر خوب و نازنین ازدواج کنی؟

هنوز دختری رو پیدا نکردم که با من زندگی کنه.

لعنت، خودم هم به زور با خودم کنار میام.

قربان، یه رد پیدا کردم که به روستا می‌رسه.

حدود سه تا کلیک از اینجاست.

حرکت کنیم، بچه‌ها. رِد لگز، شما جلو بیفتید.

با الگوی جارو حرکت کنید.

هی! این‌طرف!

آتش!

زدمش!

اون حرومزاده رو زدم!

اونا کین؟

هر کی بودن، زدمش.

و یه عوضی رو همینجا انداختم!

شبیه یکی از خودیه؟

گروهبان، تنها چیزی که می‌دونم اینه که اونا...

لباس‌های بیوشیمیایی مشکی پوشیدن، همین.

باشه، برگردیم عقب.

ستوان، باید سعی کنیم دنبالشون کنیم.

ستوان، فکر می‌کنم گروهبان حق داره.

نه، نمی‌تونیم جلوتر بریم!

دستورات سختگیرانه داریم! - چرت و پرت! نگفتن درگیر بشیم...

بلکه شناسایی کنیم و برگردیم گزارش بدیم!

بجنبید!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left