The first 193 lines.
جوزف صبر کن
صبر کن
حالا ! حالا ! برو برو
یالا
یالا یالا عجله کن
بجنب ، عجله کن ، عجله کن
یالا ، یالا ، یالا
نمی تونی تندتر راه بری ؟
یالا
درسته ، بذار این و بفروشه و منم در ازاش بهت یه چیز می دم که بخوری
درسته ؟ یه ساندویچ خوشگل و بزرگ ِ بیکن ...
- بیکن ؟ - یالا ، عجله کن
یالا ، من بهت یه چیز می دم که بخوری
بیا ، بیا ، ادامه بدین
بیا
خشکشویی محرک ، دنی ؟
پسرم ، فکر نمی کردم که اونا این حوالی رو ازمون بگیرن
کورتیس ، من فقط اومده بودم که تو رو ببینم
- کجا بودی ؟ - اوه ، آره ، من یکم پول واست آمده کردم
برگرد ، برگرد ، برو برو
Get the little bastard!
تو اون گوشه تو شبیه یه موش کوچولویی
بذار تا واقعاً واست آسونش کنم
ده هزار دلار ، یا وسایلمو بر می گردونی
من اونا رو نگرفتم
- پول یا وسایل ؟ - هیچ کدوم
- چطور پیش بینی کردی دنی . - درسته
من با یکی از خواهراش می رفتم مدرسه می دونم اون کجا زندگی می کنه
- می تونی پس بدی - می تونم پسش بدم؟
من ده هزار دلار رو از دست دادم و تو ازم می خوای که با یه سری عوضی درگیر شم.
قبلاً چی مال ِ من بود ؟
مارکو ، خفه اش کن
اوه ، یالا ، کورتیس ، من که بهت گفتم بر می گرده من فقط دو روز وقت می خوام لعنتی
می دونی چند تا ماشین ظرف شویی لازم ِ تا باهاش ظرفها رو بشوری
تا بتونی پول منو بهم بر گردونی ؟
زخمیش کن
اوه ، یالا ، اون یه خورده قوی ِ ! این طور نیست ؟
خواهش میکنم ، یالا کورتیس ، خواهش می کنم
نه
لعنت به من
بسه
جوزف
جوزف ، بیا اینجا
جوزف
این خوبه
من شبیه تو هم جویی
جوزف
ما کجا بودیم ؟
اوه ، اره ، من 1 ثانیه بهت فرصت دادم ، اینطور نبود ؟
یالا ، تو قوی ی تو می تونی
نه
- خوب ، تو مجبوری جوزف - اینو ازم نخواین
کورتیس حتماً دخلمو می اره
بهش فرصت نده
چی ؟ نشونه گلوله . ما اینطوریم ؟
جلو دار اردوگاه
اوه ، آره آره من حتماً بهت می گم جلو دار اردوگاه
اگه اینو واسه من انجامش بدی
همیشه همینو می گی
نه ، این دفعه بهت قول می دم قول می دم بهت
همیشه همینو می گی
خوب ، حالا می تونی مثل اون بشی
سلام ؟
درسته ، دیانو
فردا
درسته ، می تونم ملاقتت کنم
درسته
درسته ، اون وقت می بینمت تارا
- گازش بگیر - بپر روش ، دخلشو بیار
یالا
اره ، درسته ! هی !
اون نمی خواست این کارو کنه
اون نمی خواست این کارو کنه ؟
صادقانه می گم اون نمی خواست این کارو کنه من ازش خواهش کردم ، الانم خیلی خستم
جهنم خون راه بنداز ، کورتیس اون نیازی هم به کمک داشت ؟
کم و بیش.
دو تا مرد بالغ
دارن توی یه خونه با هم زندگی می کنن
همیشه با همن
درسته ؟
تو عاشقی ؟
بعدش من بهش نگاه کردم ، همه داستان همین بود ...
بیشتر نه
شرم آور ِ
شما یه زوج عاشقانه رو ساختین
از این که تو به من بدهکاری ، چی گیر من می آد ؟
و اگه تو نمی تونی پول ِ منو پس بدی من چالت می کنم دنی
و انقدر زجرت می دم که آروزی بچگیتو کنی
دقیقاً جلوی چشمات ، قبل از اینکه انجامش بدم
و اون صورت ِ بزرگ ِ مثل ماهش به تو خیره می شه
و از اون صورت خوشگلش اشک سرازیر می شه
شاید من اون موقع دلم خواست که اطاقو ترک کنم تا این صحنه ی ناراحت کننده رو نبینم
اون فقط یه بچه اس
اون احمق ِ ! اون مغزش هنوز کامل کار نمی کنه
در مورد این وضعیت ، این حرفت واقعاً مسخرس
چون اون تنها کسی که می تونه نجاتت بده
می خوای چی کار کنی ؟
می خوام چی کار کنم ؟
تو می خوای چی کار کنی ؟
- من باهاش یکم حرف دارم - تو باهاش یکم حرف داری
می ری اونجا
موضوع
مثل جهنم ِ
من باهاش یکم حرف دارم من باهاش حرف می زنم و ازش می خوام که اینکار رو بکنه
بله
حالا گورتو از اینجا گم کن
انجامش می دی ؟
من هر کاری رو واست انجام می دم
ازم نخواه
و من نمی خوام که هر شب شام مزخرفتو برات درست کنم
حتی نمی خوام الاغ ِ خچل و گندتو هر روز تمیز کنم ولی انجامش می دم
نه ، نمی دی
- تو هیچ وقت تو دوبلین بودی ؟ - هوممممممممم
اوه ، رفیق ، تو حتماً باید دوستش داشته باشی حتماً دوستش داری ، اینجا شهر خوبیه
و این بچه های ایرلندی دیوانه ی کوکائین نن
حالا تو می تونی کمتر از یه هفته ده هزار دلار به جیب بزنی
ده هزار دلار تو یه هفته ؟
فقط برای شروع
حلال ِ ؟
Yeah, of course it is.
دیانو ، مرد ! تو زندگی منو نجات دادی
چرا من ! چرا تو نه؟
چون ممکنه یه سری هایی از این ورد بشن که به توجه من نیاز داشته باشن
می دونی منظورم چیه ؟
ببین ، من به کسایی نیازدارم تا بهم اعتماد کنن تا بتونم بالاتر از اینجایی که هستم برم
و چرخ های ماشین ِ منو به حرکت در بیارن ! درسته ؟
- خوب ، من آدم ِ توام - می دونی به چی فکر می کنم؟
حالا نگاه کن
اینجا چیزایی هست که تو رو از مسیرت نگه می داره
هیچ وقت یادت نمی آد کورتیس ، مگه نه؟
- تو باهاش مشکل داشتی ؟ - نه نه نه ! نه همیشه
من فقط ... نمی خواستم اون متوجه بشه
می دونی منظورم چیه ؟
بله
من ترتیبشو می دم
تو مطمئنی که آماده ی رفتنی وقتی که من بهت زنگ بزنم ، درسته ؟
- انجام می شه رئیس - آفرین مرد خوب
بهتون قول می دم ، من اجازه نمی دم که شما زمین بخورید
درسته
جوزف ، چیزی واسه خوردن می خوای ؟
چیزی واسه رفتن می خوای ؟
بله ؛ لطفا
دنی !
من اونجام
- ببین دنی - نگهش دار
کارت خوب ِ ... برو برای این که ... برو به یکی از اونجاها
تو چشمای رئیس ی حرومزاده
بگیرش
بگیرش
عصر ، زنها
- رک خوبیه ، تو رک اونو می بینی ؟ - پاردون ؟
- گفتم ... گفتم دوست داری چیزی بنوشی؟ - ما خوبیم ، ممنون
من هیچ وقت ازتون نپرسیدم که توی عشقتون چطور بدودید ازت پرسیدم چیزی می نوشی یا نه.
- منم گفتم ما خوبیم ، ممنون - هی
خودتو وفق بده
ودکا و تونیک ، دوبار
بلند شو جوزف ، بلند شو
بلند شو
دوتا لیوان نیم لیتری و ودکا و تونیک ! لطفاً
مشکلش چیه ؟
اون کاملاً خوبه اون فقط یه چندتا باطری می خواد که بریزدش اینجا
دو تا ودکا و تونیک
بله ، همینه
یه تیکه لیمو ترش ؟
بعدش بیار
اگه اصرار داری
دوتا ودکا اونجا ؟
اون پرنده عروسکی . آره
مشکلی داری ؟
من نمی خوام اینقدر نگران ِ شلوارت باشی
یالا ، بزن بریم
هی ، ایست ، ایست ، ایست
کجا داری می ری دختر ؟ من دوتا نوشیندنیاتو اماده کردم
توشون شنا کن
واقعاً ... ما واقعاً تو ایرلند یم
تو بهترین رودخونه داریم ماهیگری می کنیم فقط من و تو ایم
من و تو
تمومش کن دنی
بزن بریم
به زودی
چرا به خودت نمی ای؟
- خواهش می کنم - خواهش می کنم ، فقط بذارین یکم دیگه بخوابم
خوب ، تو میری جوزف ، تو برمیگردی به خودت
فقط بهم نیم ساعت وقت بده نیم ساعت دیگه می بینمت
پسربچه ی خوبیه ، همینه ، پسر خوبی به نظر می اد پسر خوبیه
کمکم کنین
می تونی ببینی که اون داره گریه می کنه
برو بعد بریز توش
بریز توش ، یالا ، بریز
ایست
بریز توش ، یالا ، بریز
ایست
برو
No comments yet. Be the first to leave one.