The first 200 lines.
لورن
راه افتادیم؟ آره.
داره کج میشه. خب، این چطوره؟ این بهتره؟
اوه، نه، اون ور باید بالاتر بیاد و...
محکمتر بکش. محکم.
اینقدر بیشتر محکم نمیشه. محکمه. داره کج میشه.
لازم نیست کامل باشه. عزیزم، باید کامل باشه.
هدی داره میاد خونه واسه تابستون... کامل نیست.
میخوام قشنگ به نظر برسه. من تازه خودمو اندازه گرفتم و...
دو و نیم اینچ بلندتر شدم از آخرین باری که کت و شلوار پوشیدم.
اوه، واقعاً؟ وای.
یعنی کت و شلوار قبلیم دیگه مناسب پوشیدن نیست، پس...
به یه کت و شلوار جدید نیاز دارم. برای چی؟
فارغالتحصیلی. مکس، ما برای این آماده نبودیم.
من یه کت و شلوار قهوهای میخوام. هنک یه کت و شلوار قهوهای داره. باشه.
کت و شلوار قهوهای. باید برات یه کت و شلوار قهوهای بگیرم.
کت و شلوارای قهوهای خوبن. خیلی خب، باید براش یه کت و شلوار بگیریم.
هی، هدی اونجاست! هوو!
هی! آخ جون! خواهری اومد خونه! وو-هو! آخ جون!
سلام! اوه خدای من، مامان! حالت چطوره؟
سلام! سلام! هدی، عالی به نظر میرسی!
موهاش اینقدر بلونده، انگار که... اون کیه اونجا؟
دلت برام تنگ شده بود؟ نه ولی از نظر اجتماعی چیزی که قابل قبوله...
اوه خدای من. ...اینه که بگی، آره.
صبر کن. پس میگم آره.
خیلی معذرت میخوام. خوش اومدی. الان خیلی هیجانزدهام.
این بهترین دوست فوقالعادهی منه، لورن.
به خانوادهی ساحل غربیت خوش اومدی. به کالیفرنیا خوش اومدی.
اونا رو بذار پایین. من برش میدارم. باشه؟
تو خونه راحتتون میکنیم. مکس، تو این چمدونا کمکم کن.
نمیخوام. باشه! آره.
سارا
هی. سلام. تو اینجا چیکار میکنی؟
برات قهوه آوردم. ممنون.
آره. اونقدرام خوب نیست. مزه فلفل و صابون میده.
سلام! سلام!
بچه چطوره؟ اوه، وضعیتش ثابته و...
منتظریم جواب یه سری آزمایش بیاد و از این جور چیزا، ولی، اوه...
آره. امروز حالش بهتره.
آره، فکر کنم حالش خوب میشه.
باورم نمیشه اینجایی. داشتم میرفتم یه چیزایی برای امبر بگیرم.
خب، من میرم. چی باید بگیری؟ من میرم. تو برو بیمارستان.
نه، اشکال نداره. آره. چی لازم داری؟
راستش، باید براش لباس زیر بگیرم و...
اوم، باشه. پس، اوه، من تو رو میرسونم. آره.
تو اینجا چیکار میکنی؟
فقط گفتم همین دور و برا بمونم. بیا.
کارا رو ببین. لری: خدایا. همهی تجهیزات فردا نصب میشن. حتماً.
اوه، عالیه. کفپوش چی؟ میتونیم کفپوش رو نصب کنیم...
تا آخر هفته؟ آره. من پیگیرشم.
الان فقط داریم روی کفپوش کار میکنیم.
وای! همه چی خوبه؟
اوه، آره. آره! پسر، اوه...
اوه، پسرم تازه تو مدرسه تو یه مسابقه مقاله نویسی برنده شد. این...
تبریک میگم رفیق. عالیه. ممنون رفیق. متشکرم. اون واقعاً...
اون واقعاً تلاش کرد... هی، گوش کنید همه. گوش کنید!
هی، نه، نه. بچه جول تازه تو مسابقه مقاله نویسی مدرسه برنده شد. بیاید براش دست بزنیم!
معلوم میشه جول داره یه نابغه تربیت میکنه.
آره، ممنون. برگردید سر کارتون.
ممنونم. اخراجی.
اوه، هی، هی، هی. اون پایین جلوتر، یه کم دیگه بذار. ویکتور!
من باید از راست به چپ برم... ویکتور!
هنوز کلی اینجا هست که باید انجام بدم. تازه یه پیام دریافت کردم...
از خانم مککیندال!
این بار چیکار کردم؟
دارم برگردونده میشم کلاس سوم؟
تو تو مسابقه مقاله نویسی مدرسه شرکت کردی؟
چرا؟
چون مقالهی تو اول شد.
تو کل مدرسه. واقعاً؟
من بردم؟ تو بردی.
تو بردی! آره!
آره! باحاله!
یعنی، میتونی بلند بخونیش. جلوی کی؟
کل مدرسه، همه تو مراسم چهارشنبه. آره.
من اون مقاله مزخرف رو جلوی همه نمیخونم. تو عالی میشی!
نمیتونم... باشه. تو عالی میشی!
باید بخوریش، به اندازه کافی نمیخوری. اینو بخور.
نگاه کن چه گلولههایی توشه. رایان، لطفاً.
مجبورم نکن با قاشق بهت غذا بدم. باشه؟ این چیزی نیست که الان لازم دارم.
آخ، وقتی تو... شکمم درد میگیره. آخ!
حالا بذار هواپیما بره تو آشیانه. نه.
نه، خواهش میکنم. اوه، خواهش میکنم. بیا دیگه از اون حقه قدیمی استفاده کنیم.
خب، تو واقعاً اوضاعت داغونه.
اوه.
اومدی اینجا. تو... تو اینجایی.
معلومه که اینجام. من مامانتم، یا فراموش کردی؟
اوه خدای من، سلام.
اوم، خوشحالم که بالاخره دیدمت. من... من امبرم.
خوشوقتم.
پسرم رو از کجا میشناسی؟
اوه، اون رو برداشتی؟ آره، برداشتمش.
آره، ببخشید، من زیاد بار میارم.
اوم، فکر کنم این مال منه. آره!
داری منو ترک میکنی.
باید تو آپارتمان زیرزمین مامانم باشم و زندگی رویایی رو دارم، از این حرفا.
بهت گفتم. دعوتنامه همیشه هست.
میدونم، میدونم. ...که هر وقت خواستی بیای پورتلند دیدنم.
پول ندارم. ماشین ندارم. یه فکری بکن. خلاق باش.
پورتلند منتظرته. آره.
فکر کنم باید برم سراغش.
آره. عالیه.
باشه، خداحافظ. خداحافظ.
درو! دوستت دارم.
اوه، پسر. فکر کردم... هی.
هی. ایناهاشون، پسرای قبراق من.
آره. بابا، اسبابکشها کجان؟
اسبابکشها؟ آره.
ما نیازی به اون اسبابکشهای کوفتی نداریم. بهت گفتم که.
بابا، فکر کردم قراره جعبهها و خرت و پرتها رو جابجا کنیم. همه مبلا هنوز اینجاست.
آره، نمیتونی انتظار داشته باشی ما همه این چیزای گنده رو جابجا کنیم.
آره، و دستای ما هم...
واسه این کارا ظریفه... اوه، مزخرف نگو، ما این کارو با هم انجام میدیم.
و خیلی هم خوش میگذره. هی کرازبی!
اوه! ببین چی پیدا کردم.
چی. باورت میشه؟ یه جوری تو انبار گیر کرده بود.
همه این سالها. چه جوری پیداش کردی؟
این چیه؟ این لونه پرنده گلی توئه، پروژه هنر کلاس ششم دبستانت.
نگاه کن... کرازبی بریورمن. اوه.
داداشت خیلی مشکل داشت.
تو کلاس هنر کلاس ششم... اوهوم.
قفل کرده بود.
از نظر خلاقیت. و مهارتهای دستش؟ آره.
مادر هنرمندش یه صحبت الهامبخش باهاش کرد، درباره اینکه خودشو رها کنه.
ناتوانی یادگیری تو. و سه روز بعد با این اومد خونه.
هوم. تو خونه جدید که جا نداری، ولی. قشنگه.
هی، دست نزن. باشه.
هوم. این رو تا ابد نگه میدارم.
هوم. نگاه کن.
خیلی حساسه. نه؟
چرا با جنبه حساس خودت اینقدر مشکل داری؟ اون یه لونه پرنده قشنگه.
این... این خیلی زنونهست.
باشه، بیخیال. بچهها شما چی میگید؟ هست دیگه. باشه.
یه آزمایش پشت سر هم. اینقدر پول هدر میره.
یه کم ضربه خورده، ولی حالش خوبه.
باید میدیدیش وقتی ۱۶ سالش بود از دوچرخه کوهستانش افتاد.
اوه... آره، فکر کنم، فکر کنم بیشتر در مورد احتمال خونریزی داخلیه.
خب، اونا باید یه عالمه آزمایش انجام بدن تا مطمئن بشن، میدونی؟
خب، تو و رایان چقدر با هم بودید؟
اوه، برای یه مدت کوتاه قبل از سومین اعزامش به افغانستان.
و بعدش... اِم...
یه مدت کوتاهی هم بعدش.
هوم. نشد دیگه، نه؟
دقیقاً نه.
ببخشید، خانم یورک؟ بله؟
اوه، ببخشید منظورم امبر بود. من یه امضا نیاز دارم.
خانم یورک؟ تو با پسر من ازدواج کردی؟ خب، این...
پیچیدهست. پیچیدهست؟ یا باهاش ازدواج کردی یا نکردی.
نه، ما، ما بودیم. ما بودیم، اِم...
ما نامزد بودیم. ببخشید. منظورت چیه؟ تو گفتی همسرشی.
تو به عنوان ذینفعش ثبت شدی.
چه جوری این کارو جور کردی؟
اوه خدای من! چی؟
تو یه تپلوی کوچولو بودی. خیلی بیادبانهست.
باورم نمیشه مامانم اینجا رو تبدیل کرده به دفتر کمپین مسخرهاش.
این اتاق منه. مامان من هیچوقت از مبل بلند نمیشد، واسه همین...
این یه ویژگی خوبشه. مامان تو...
خیلی باحاله. اون یه هنرمند فوقالعادهست.
امم. قابل بحثه. خیلی هیجانزدهام که بقیه رو ملاقات کنی.
آره. فکر کنم اونا ازت خوششون بیاد.
خب، من بهترین دوست سوپر خفن تو هستم.
نمیتونم. متاسفم.
نه. میدونم.
میدونی، اونا کمتر دوستت نخواهند داشت.
آره، میدونم.
خب از چی میترسی؟
نمیدونم.
هی.
میدونم، واقعاً احمقانه رفتار میکنم.
خوشحالم که بهترین دوست سوپر خفن تو هستم.
وقتی آماده بودی بهشون بگو. به خاطر من انجامش نده. برای خودت انجامش بده.
میبینی؟ تو بهترین دوست سوپر خفن منی.
دفتر مشق من سر جاش نیست! مکس!
و... برو بیرون!
بلدی در بزنی؟ تنها چیزی که...
عوض شده، اینه که تو خونهای. برو بیرون!
تنها چیزی که میتونم فرض کنم اینه که یا تو یا لورن جابجاش کردین.
من دارم عقب عقب میرم، میشه آرومتر بری؟ بالا میری یا پایین؟
من بالا میرم. تو هم بالا میری؟
اینجوری نمیشه. من پایین میرم. کرازبی: نه، نه، نه.
من پایین میرم. فکر کنم باید ایستاده بذاریمش. نه، ایستاده بذاریمش.
کرازبی! نه باید صافش کنی.
شانس آوردی که به این نرده اینجا نخورد.
کاش اسبابکش استخدام میکرد.
کاش این لعنتی میافتاد رو اون...
لونه پرنده مزخرف و برای همیشه از دستش خلاص میشدیم.
چرا اینقدر به اون لونه پرنده گیر دادی؟ خیلی در مورد اون عجیب غریب بودی.
چون من اون لونه پرنده رو نساختم. چی میگی؟
من دزدیدمش. مال من تو کوره شکست.
اون که خودم ساختم، که مامانم بهم کمک کرده بود.
خیلی بهش افتخار میکنه. درسته؟
خب، اون دختره رو یادت میاد، کارول بارکر؟ که حدوداً هشت تا خونه پایینتر زندگی میکرد؟
اون کارول باربره. کارول باربر.
دندونای بزرگ؟ آره، آره.
بافته بود موهاشو، آره! باربر دندون خرگوشی؟ و حروف اول اسممون یکی بود.
واسه همین من مال اون رو برداشتم.
آره، آره. اون لونه پرنده مال اونه.
زرنگ، اوهوم. و هر وقت میخواستم حقیقت رو به مامان بگم.
اون... میدیدم چقدر برای صحبت کردن در موردش هیجانزدهست.
و بعدش قضیه همینجوری به دروغ کشید.
No comments yet. Be the first to leave one.