The first 200 lines.
: ترجمان
kiakong
سلیقه ی شیطانی
...هی، مائدا
میگن که حیوون های خونگی شبیه صاحب هاشون میشن، نه؟
این، اصلا شبیه من نیست، نه؟
.دقیقا همونجوری هست که شما میفرمایید
نمیتونم به هاناکو ساما بگم، ولی ......اون روزی وقتی که روی مبل خوابش برده بود
.دقیقا مثل اون بود
!به دورهمی دیر میرسم
امروز کجا تشریف میبرید؟
با اولیویا و کاسومی سان توی .درس اجتماعی روی یه ارائه کار میکنیم
.من رفتم
....امم... هاناکو ساما
.امروز اینقدر جذاب شدید که زبونم بند اومد
!میدونم
.کاسومی
زیاد منتظر موندی؟
.نه، همین ده دقیقه ی پیش رسیدم
.اولین باره که یونیفرم تنمون نیست
.آره
!با دامن بلند چقدر بالغ بنظر میای
وا.. واقعا؟
.اولیویا سان، تو هم، خیلی خوب شدی
.فقط تیشرت و شلوارک پوشیدم
.....میدونم، ولی
بنظرم باید خیلی از خودت .مطمئن باشی که همچین چیزی رو بپوشی
بنظرت هاناکو با چه تیپی میاد؟
.شاید با یوکاتایی چیزی
!آره، ممکنه
!یا اینکه تمام لباساش مارک باشه
.بالاخره پولداره دیگه
!من اومدم
.....هانا
.کو
.ببخشید، یکمی کارام طول کشید
.....هاناکو
توی راه سرت به جایی نخورده؟
ها؟
منظورت چیه؟
آخه این لباس، یکی با .عقل سالم همچین چیزی نمیپوشه
چی؟ چی؟ چی؟
لباس آماده یا همون کارخونه ای : prêt-à-porter
.این مثل اون لباس های پرته آ پورته ی توی پاساژ ها نیست
فشن سطح بالا : haute couture
.یه اوت کوتور خیلی خاص که توسط یه طراح خیلی ماهر طراحی شده
!اوت کوتور
!اوه تکچیور
!اوه تکچیور
حالا شبیه چیزایی شده که برای !حفظ کردن اسم های تاریخی سرهم میکنیم
.هاناکو سان سلیقه ات توی فشن خیلی خوبه
هه؟
منطقه ای توی توکیو که به محل مد برای جوون ها معروفه
.این الان توی هاراجوکو مده
!هه؟ نه نه مطمئنم که داری اشتباه میکنی
خب، کارمون رو شروع کنیم؟
.اوکی
.باشه
میخوایید اول یه چیزی سفارش بدیم؟
هندوانه
*نگاه انداختن*
*نگاه انداختن*
.....وای
.اصلا نمیتونم تمرکز کنم
اون دیگه چیه؟
.وای، وای، نمیدونم
!بـ... ببخشید
ها، خورد و گیر کرد؟
میگم، کاسومی سان، به منم اونو یاد بده؟
چرخوندن خودکار؟
فکر کنم باید دور قسمت پایین .شستت میچرخونیش
.باشه
این دیگه چیه؟
!خیلی سخته
.کل دستت رو نمیچرخونی
اگه انگشت وسطت رو .به سمت انگشت شستت ببری میچرخه
!آره، اینجوری
!اگه همینجوری تلاش کنی بالاخره میتونی
!حله
!بزن بریم
....بعدش هم
!سوختم
!آتیـــــــــــش
!کار شیطانه
اون دختره که شبیه شیطان بود !به چیزی به سمت من پرت کرد
تو ندیدیش؟
!همون دختره که شاخ داشت و شبیه شیطان ها بود
.نـ... نه
....میگم، اولیویا
.من دیگه مد هاراجوکو رو دنبال نمیکنم
.گفتم بهت، اون مد هاراجوکو نیست
سوال پربار
!ها، اولیویا دیر کردی
.امروز نوبت تو بود که تمیز کنی .خسته نباشی
.راستی، امروز یکمی مثل قبل نبودی
هی بچه ها، یه چیز خیلی .مهم میخوام بگم، خوب گوش کنید
!توی این مدرسه... یه پسر هست
.ها، باشه باشه
!هوی من شوخی نمیکنم! کاملا جدی گفتم
آخه باید چه واکنشی نشون بدم؟
اتفاقی افتاده؟
...خب
دیشب میخواستم بخوابم، ولی ....از توی کوچه دقیقا زیر پنجره ی من سر و صدا میومد
!اینجوری نیست
!نمیتونم بخوابم
!باید مقابل سرنوشت وایستیم
مخفیانه نگاه کردم و دیدم که .یه زوج ان که دارن دعوا میکنن
!درباره ی چی داری صحبت میکنی؟
ناموسا نمیدونم که چرا یهویی میخوای بهم بزنی؟
!من عاشقتم دختر
.ببخشید، ولی دیگه نمیتونم بیشتر از این بهت دروغ بگم
.من، اون پایین، همون چیزی که، تو داری رو دارم
#%^(*&@...
.میدونستم اینجوری واکنش نشون میدی
!ببخشید
!صبر کن
!حتی اگه داشته باشی، بازم دوستت دارم
!چقدر خوبه
این از اون چیزاییه که کاسومی دوست داره، نه؟
...بعدشم هم
!یه لحظه صبر کن ببینم
!کاسومی! آدم یهویی نمیپره وسط داستان
!نه، باید این سوء تفاهم رو درستش کنم
ولی اون چیزا رو دوست داری، نه؟
!اون فقط یه پسره که دخترونه لباس میپوشه
!شبیه بی ال هست، ولی نیست
!این از اون چیزایی نیست که قبولش داشته باشم
!هه؟ چه دردسری هستی تو
!اصلا هم دردسر نیستم
.بعدش یه چیز خیلی مهم رو فهمیدم
....اون دختره
!یونیفرم مدرسه ی ما تنش بود
!ترسناکه
.نه، خب... شاید سوء تفاهمه
!با چشمای خودم دیدم و شنیدم
!اون بین ماست، مثل یه آدم فضایی
توی این مدرسه کسی رو داریم که مشکوک باشه؟
نکنه.... اونه؟
*قورت دادن*
تاکایاناگی سنپای، سال سومی یکم مشکوک نمیزنه؟
.....حالا که گفتی
.یکمی مردونه است
.آره آره
کاپیتان باشگاه شناست، مشکوکه نه؟
!اولیویا
!اگه توی باشگاه شناست که دیگه مشکوک نیست
پس چرا اسمشو گفتی؟
....بعدی هم
.اون
هه؟ بعدی کیه؟
نه، بعدی واقعا مشکوکه، باشه؟
کـ... کیه؟
!اوکا سان از کلاس 4-2
!اون بخاطر یه چیز دیگه مشکوکه
.اولیویا شاید تو اشتباه فهمیدی
.شاید یونیفرم خواهر کوچیکترش رو برداشته
.آره، ممکنه
....میگم
توی کلاس ما کسی نبود که
برای زنگ ورزش توی دستشویی لباسشو عوض میکنه؟
.آره، فکرکنم بود
.برای کلاس شنا هم هیچوقت نمیاد
.واقعا مشکوکه
.شنیدم که به کلر آلرژی داره
داری اونو میگی، نه؟
.ولی بنظر من مشکوک نیست
میـ... میخواید محض اطمینان از خودش بپرسیم؟
.باشه
.آره
....میـ... میگم، آوزورا سان
!نه، اصلا امکان نداره
اون ناز ترین دختر مدرسه !آوزاوا تسوگومی چانه
....ولی
اصلا چجوری میخوای ازش بپرسی؟
میخوای بری و خیلی راحت بهش بگی "شما پسری؟" ؟
میای یه بازی بکنیم؟
بازی؟
این یه بازی هست که توش باید !حدس زد که چرا من با تو صحبت کرد
پس او... اولیوا وقتی استرسی میشه .مثل این خارجی های الکی صحبت میکنه
.باشه، جالب میزنه
!ایول
!آفرین اولیویا
.حالا یه دلیلی داریم که باهاش صحبت بکنیم
!آره
.خب، آوزورا سان، اول مسئله رو میگم
.بعدش تو از من سوال میپرسی
.منم با آره، نه، یا ربطی به موضوع نداره جواب میدم
.خب، شروع میکنم
.من.. من دیشب نمیتونستم بخوابم
دلیلش چی میتونه باشه؟
.خودش رو با بوکو یا همون من پسرونه خطاب میکنه
به اینکه صدای منو که با کسی حرف میزدم رو شنیدی ربطی داره؟
.آ... آره
ها؟ آوزورا سان خودشو با بوکو خطاب میکنه؟
.پس جواب همین جا معلوم شد
بوکوککو یه دختریه که خودش رو با بوکو خطاب میکنه و یکی از عنصر های موئه است : bokukko
.ممکنه که یه بوکوکّو باشه
.هنوز قطعی نشده
اون جر و بحث خیلی صداش بلند بود؟
.آ.. آره
No comments yet. Be the first to leave one.