The first 195 lines.
!واو، فکر نمیکردم موقع مرخصی اینقدر کادو بخری معاون
رستوران ویل در خیابون هفتم
قانون لباس رسمی داره؟
ویل؟
!ده تا پاف کرم اینجاست
به هر کدوم دو تا میرسه؟
اوه، رستوران خواهر اون رستوران مجلل .در منطقه کورورهس
.تعجبی نداره
...پس اینطور
تو حرفهایی که زدن باور میکنی؟
.اصلاً باورکردنی نیست
نظرت چیه؟
.گروسلار همچین بازیکن تیمی نیست
.نمیتونیم بهش اجازه کنترل شخصی کلاغ رو بدیم
hossein 2 & devilhunter
AnimWorld Presents
:ترجمه و زیرنویس
.جین با یکی از همکارها داره شام میخوره
.و منم منتظر مهمونی شاممون بودم
نینو، تو با جین صحبت کردی؟
هان؟
.اوه... یادم رفت
.خدای من، تو این چیزها کپی برابر اصل هم هستین
.شرمنده، شرمنده
یادت نره دفعه بعد ازش سوال کنی .چرا از آکا استعفا نمیده
.باشه
.خب، به هرحال، اون که استعفا نمیده
.عمراً بده
.معذرت میخوام که به چنین محل معذبی دعوتت کردم
.میخواستم غذای سرزمین مادریم رو بخورم
...خدا رو شکر که وارد آکا شدم
کیک دوان اینقدر خوشمزه بود؟
!آره
.پر از آجیل بود
!خیلی چسبید
.خوبه
منطقه دووا؟
.دلم میخواد برم
!یه بسته آوردم
!اومدم
!دستتون درد نکنه
!نینو
چیه؟
خیلی سنگینه. میشه برام بیاریش؟
.رو چشمم پرنسس
از منطقه فاماسوئه؟
برای جینـه، یعنی یکی از آکا براش فرستاده؟
!اوه، سیبزمینی
!براتون گراتین سیبزمینی درست میکنم
!تُستش کنیم عالی میشه
.جین هم دوستش داره
چی شده؟
.اوه، داشتم با خودم فکر میکردم یه ذره هم عوض نشدی
.خودت رو با همه چیز درگیر میکنی
تو از نوشیدنی الکلی بدت میاد؟
،همچین اهلش نیستم .برای همین زیاد طرفش نمیرم
.این اتاق غذاخوری خصوصیه
.میتونی تعارف و نجابت رو بذاری کنار و حالش رو ببری
.والا شک دارم
.درسته
.نمیخوام مست و ملنگ بشی
.نمیخوام امشب رو فراموش کنی
.اوتوس، این یه قرار کاریه
قراری که آدم یه غذای خوب درست میکنه .و یه نفر رو به جبههی خودش جذب میکنه
اگه شایعه بشه که من یه شخصیت قدرتمند رو بازیچه .گرفتم، اوضاع شلم شوربایی میشه
.ولی تو خم به ابرو نمیاری
،به هر حال، جایی که من الان هستم
.تو نسبت به هر کسی دیگه متحدتری
چی شده؟
.هیچی
داری مست میشی؟
.بیا این لیوان آب رو بخور
.نه، حالم خوبه
...دستپاچه شدم
.قضیه در مورد کودتاس
کودتا؟
شایعات به گوشت نرسیده؟
.نه، ارزش اینکه به گوش شما برسه رو نداشته، جناب مدیر کل
.من گوشم برای شایعات کودتا تیزه
طی تحقیقاتی که داشتم متوجه شدم که
.این دفعه قضیه فقط شایعه نیست
هرچند، مدیر ارشد گروسلار
.تحقیقات اضافی رو منع کرده
.به کمکت احتیاج داشتم
.تو به تک تک مناطق سر میزنی
ازت میخوام هر گونه اطلاعاتی که موقع بازرسی .بدست میاری در اختیارم بذاری
.البته در فضای مخفی
کودتا؟
مگه بروز چنین چیزی در این کشور آروم و صلحطلب ممکنه؟
صلحطلب؟
جدی میگی؟
تو خبر نداری؟
کودتا؟
.مسخرهس. اینم یه شایعه دیگه
،ولی اگه دست رو دست بذاریم و این اتفاق بیوفته .کار پادشاهی دووا تمومه
تمومه؟
.امکان نداره
.نه تا وقتی که من پادشاه بعدی هستم
...مراسم رسیدن به سن قانونی شاهزاده شوان نزدیکه
.ای بابا چه موقعیت بدی
مهمانان دعوت شده از ستاد فرماندهی آکا شامل ،پنج افسر ارشد
.مدیر کل و معاون مدیر کل هستند
.همچنین، دو نفر از اداره بازرسی
...پس، جین
.ببخشید دقیقاً قبل سفرت به منطقه سوییتسو درخواست میکنم
...و در مورد دعوتنامه دومی
...من که با هواپیما نمیتونم سفر کنم
.میخوام نات جای من بره
این کار رو میکنی؟
...اوه، ولی باید پیش بچههام باشم
.اون موقع تعطیلات زمستونی شروع میشه
.میتونی بسپریشون به پدر و مادرت
.آره
...فقط دو روزه
.آره
.پس میرم
دووا، هان؟
.ظاهراً قراره داستانشو برای بچههام تعریف کنم
.همونطور که میدونی، پادشاه جانشین پسر نداره
.اعلیحضرت فقط دختر داره
همچنین، تنها مدعی تاج و تخت
پرنس شوان هست که پسر کوچکترین دختر پادشاهه
داره به سن قانونی میرسه، نه؟
.بله
.اون جانشین رسمی تاج و تخت میشه
و وقتی اون به تاج و تخت برسه .ما دیگه به عنوان یه ملت در صلح نیستیم
.اون یه احمق تمام عیاره
.اون رو حرفهاش فکر نمیکنه
به نظر من جنبش کودتای فعلی دربرگیرندهی
شخصیتهای قدرتمند در مناطق دورافتادهس .که از نتیجهش واهمه دارند
.حتی اعضای شعبههای آکا هم مظنون هستند
.میدونم این کار فراتر از حیطه وظایف توئه
.ولی ازت میخوام این لطف رو انجام بدی
.این یه درخواست جدیه
.درسته
احتمال اینکه ردش کنم رو در نظر گرفتی؟
.دلم نمیخواد خلاف خواستهی پنج نفر کاری انجام بدم
.میخوام وظایفم رو به عنوان مدیر کل آکا انجام بدم
.آکا برای خدمت به مردم این مملکت تاسیس شد
،اگرچه ممکنه آکا مجبور بشه با این جور مسائل مملکتی سر و کله بزنه
.ولی نمیتونه اجازه بده کودتا مملکت رو به فنا بده
.آکا سمبل صلح نیست
.حافظ نظمه، راهنمای مملکت به صلحه
.تو نقش آکا رو درک میکنی
.این ارزیابی منه
.مثل من، تو خواهان نظم هستی
بهم کمک میکنی؟
.متوجهم
.درخواستتون رو قبول میکنم
...آخه وقتی میبینی همچین لبخندی بهت میزنه
.جین، خیلی مشروب خوردی
.ببین کی داره یه لیوان دیگه میریزه
و دوباره قراره توی دووا ببینیش، درسته؟
.آره
خدا رو شکر که از آکا استعفا ندادی، نه؟
!آره
.منم میام. به دووا
.واسه تیتر خبری، ببینم جشنها چه حال و هوایی دارند
.اونجا میبینمت
.خب، بریم دیگه
.سوار هواپیما شدند
!باشه
،در مورد جشن فردا
.از شرکتکنندهها درخواست کردم لباس رسمی بپوشند
.خیلی خب
.نمیخوام دیگه لباس آکا ببینم
.به هر حال، فردا یه روز تاریخیه
،پدربزرگم بازنشستگیش رو اعلام میکنه
.و ادعای جانشینی من رسمی میشه، مگی
.بعد از اینکه رسماً تایید صلاحیت شدم
در برابر مردم میایستم
.و با احترام از خشنودیم در رسیدن به سن قانونی صحبت میکنم
.سپس، به مباحث اصلی میپردازم
!در روز پادشاهی من، آکا منحل میشه
آکا، سمبل صلحه؟
.خاندان دووا، خاندان من، سمبل صلحه
،همچنین
.خود من
.هنوز چیزی نهایی نشده
!البته که شده
!اون همه این آدمها رو دعوت کرد. پدربزرگ دعوت کرد
.کار اعلیحضرت نبود
.از طرف اون بود، رییس شورای خبرگان
!خب اینکه همون میشه
!حرف زیادی نزن
،گوش کن مگی... بعد منحل شدن آکا
!قدم بعدی من تعطیلی کنگره مرکزی برای همیشهس
!بعدش شورای خبرگان رو تحت اختیار سلطنت درمیارم
درسته؟
جوابت چیه؟
!میتونی حرف بزنی
.بله
!فقط بلدی قیافه بگیری
.از تعریفتون سپاسگزارم
ولی یه چیزی رو فراموش نکردین؟
No comments yet. Be the first to leave one.