The first 200 lines.
شماها دارید چی کار میکنید؟
هیس، هیس، هیس. خونسرد باشید، خونسرد باشید، خونسرد باشید.
چه خبره؟ مشکلی پیش اومده؟
کسی بیمه درمانی خواست؟
ما داریم برای بزرگترین قهرمان لسآنجلس یه ماشین درست میکنیم.
همون آقا گنده از تبلیغات؟
نه، موکی بتس! تیم بیسبال لس آنجلس داجرز، باارزشترین بازیکن و قهرمان سری جهانی!
اوه خدای من، عاشقشم. خرس کوچولوی مامی موکی.
مرسی موکی که اومدی.
بله.
خیلی خب، دوج چارجر مدل ۱۹۷۰ شما عالی میشه.
و اسمشو میذاریم «داجر ۱۹۷۰».
آها. خوبه. باشه، باحاله. خیلی خب.
میخوام دخترم، رایلی رو بهتون معرفی کنم.
سلام. استیچ و گِیب.
سلام، موکی بتس.
مت بهم میگه کار شما حرف نداره.
از یه MVP به MVP دیگه.
ما کارو عالی انجام میدیم چون نمیخوایم عصبانیتون کنیم.
و باعث بشیم که شما هم «چارجر» بشید و بهمون حمله کنید.
این یارو که نمیخواد روی ماشین من کار کنه، درسته؟
موکی، خیلی ممنون، رفیق.
خب، خوشحال شدم از آشنایی با همگی.
گیب، جداً میگم، به ماشین من دست نزن.
بعداً میبینمت، موکی. خداحافظ خرس موکی.
مت، میخواستی، خب، در مورد اون قضیه باهام حرف بزنی؟
اون... قضیهی کمونیستی که گفتی ازش خوشت نمیآد؟
باشه. آره. تنها چیزی که دوست دارم...
در مورد کمونیستها واقعاً آرایشگرهاشونه، نه؟
دو میلیارد نفر، یه مدل مو.
این... اینه کارایی!
خب، ممنون که با ملاحظه بودی.
نمیخوام اونا در مورد ما چیزی بفهمن.
پس بیا اینجا طوری رفتار کنیم که انگار داریم دعوا میکنیم.
از حرکات نمایشی دست مثل این استفاده کن، کلی از اینا.
ولی تو که اینقدر دوستداشتنی و خوشمشربی.
کی باورش میشه؟
خوبه، خوبه. خب، دارم فکر میکنم برای قرار اولمون...
شنبه شب، میریم رستوران فرانسوی!
چرا فقط خودمونی نباشیم و نریم بیرون یه چرخی بزنیم؟
شاید یه پیادهروی؟!
خیلی از دست همدیگه عصبانی به نظر میرسن
نه رفیق، این همون چیزیه که ما بهش میگیم کشش
کشش جنسی
بابا، اونا که زوج نیستن. از همدیگه متنفرن
کی گفت زوج؟ حالم خوب نیست
نه، الان میدونم مت و ایو یه خبرایی بینشونه
یه چیز جنسی
این چطوره؟ بریم گلف نوهو یه چیزی بخوریم
اینقدر خودمونی هست برات؟
خوبه. بیصبرانه منتظرشم!
ساعت ۵؟ عالیه
به نظر خیلی خوش میگذره
ها ها! برو بابا!
و یه چیز دیگه، مت پارکر
بله؟
برعکس، دیگه برام مهم نیست که همه از کارای شخصیت باخبر بشن
آره، بابا!
نمیخوام راجع بهش حرف بزنم
هی. سلام!
ببین، چه شیرینی میفروشی، چه چاقو، چه میخوای از خدا حرف بزنی، ما هیچی لازم نداریم.
مگه تو همین الان درو رو دوست جورجیا کوبیدی؟
فکر کنم آره.
چی؟ داره میاد که با هم باشیم.
تو حتماً اولیویا هستی، سلام.
بابت سوءتفاهم پیش اومده متاسفم. بابام یکم...
وای خدا! ولش کن.
اشکال نداره. مامان منم خیلی سنبالاست و ضایعه.
اه! اوه.
من که... ضایع نمیبینم. راحت و بانمک میبینم.
خودیا همدیگه رو میشناسن.
و کاستکو هم کاستکو رو میشناسه.
من جِن هستم. رایلی.
میخوای یه لحظه بیای تو؟
حتماً. اون رُزه؟
خب، من که قطعاً تو مهمونی بچهها مشروب نمیخورم.
منم نمیخورم، ولی دوست داشتم که میخوردم.
تمام عمرم کجا بودی؟
تارگت.
شاکوتری دوست داری؟
من که قبلاً گوزیدم.
وای خدای من.
این اولین باره که واقعاً این حرفو اینطوری زدم.
آه، عالیه. باز هم آدم بیشتر تو خونهی من.
مامان، میشه چندتا اسموتی سفارش بدیم؟
چرا؟ چون دکمه مخلوطکن رو زدن
خیلی خستهکننده شده؟
باشه عزیزم. اووه، یه بلیزر.
داری میری تو تالار افتخارات بداخلاقا؟
خیلی بامزهست. این از کلکسیون تروی ایکمنه.
میرم دنبال ایو.
بعد قبل از قرارت میخوای واسه شورای شهر کاندید شی؟
قرار که نیست.
فقط یه گپ و گفت معمولیه.
تو سال ۸۴؟
تو اصلاً کیای؟
ایشون مادر اولیویا هستن، جِن. ما تقریباً عین همیم.
سلام، جِن.
شاید یه تاپ زیر کتت بپوشی.
اوه، قشنگه. خیلی پدرو پاسکالی.
میدونی مشکل نسل شما چیه؟
اوه، آخ جون! این که خیلی بامزه میشه!
باید سلبریتیها بهتون بگن چی بپوشین،
چی بخورین، چی بنوشین.
میدونی مَت پارکر طرفدار چیه؟
هر چیزی که با "قدیمها..." شروع بشه.
نه مثل یه گوسفند، پای محراب شهرت سجده کردن.
من از لباسی که پوشیدم خوشم میاد.
اوه!
پاپز، اون تیپت حرف نداره!
باشه، شاید عوضش کنم.
مرسی که تو تعمیر ماشینم کمکم کردی، استیچ.
راستش، به یه استراحت نیاز داشتم، میدونی.
جُرجیا دوستش اومده خونمون.
مامانم هم یه دوست داره. زیادی هورمون زنونه!
اوه، ببین کی افتخار داده اومده.
ببخشید دیر کردم. رفته بودم جشن بلوغ سگ اَمِلی.
اجازه بده یه چیزی بهت بگم، سگها به جشن نیاز ندارن.
هر موجودی که هر روز بتونه خودش رو بلیسّه، هر روزش تولده.
باشه، ولی سگِ نجاتیافتهست، خب...
من رو ویلچر نشستم. پس مهمونی من کو؟
داداش، عصبانی هستی یا چی؟
من؟ نه. ولی این کار بیادبی به کارتره.
که اینقدر دیر اومدی اینجا. اون واقعاً روت حساب کرده بود.
اصلاً هم نه.
این نِردِ بیچارهی بدبخت که زندگی نداره.
باشه.
همینجا نشسته.
چرا عجیب غریب رفتار میکنی؟ من عجیب غریب رفتار میکنم؟
داداش، این اواخر خیلی عجیب غریب شدی.
نه، اتفاقاً تو داشتی مثل... میدونی چیه؟
اون کلمه رو جلوی بچه نمیگم.
نه، نه، نه، من با فحش دادن مشکلی ندارم.
من با پدربزرگم چرخ گردون شانس نگاه میکنم.
اَه! اکسِ من افتضاح بود.
خیلی درگیر کراسفیت شده بود.
و بعدش حتی بیشتر درگیر مربیش، خاویر، شد.
من با یه نوازنده بیس ازدواج کردم.
و تو بُردی.
ولی، هی، هرچی از طلاق دورتر میشی، آسونتر میشه.
حالا هر کاری بخوام میکنم.
شروع کردم با شراب، یخ درست کردن.
اوه خدای من.
باید بری شارک تَنک.
هی، چی میگی امشب یه شب دخترونه داشته باشیم؟
واقعاً؟ بعد از ظهر با هم بودیم، دوباره همون شب با هم باشیم؟
داریم خیلی تند پیش میریم؟ اصلاً برام مهمه؟
مامان، میتونیم بریم؟
آره.
شرط میبندم اسموتیها دارن الیویا رو باددار میکنن.
اون به لاکتوز حساسیت داره. مثل باباش.
مامان! خدایا!
نگران نباش. بقیه رُزت رو میریزم تو قالب یخ.
عالیه. بعداً میبینمت.
مامان الیویا یه کم زیاده.
هی، حواست باشه. اون دوست منه.
واقعاً، تنها دوستمه.
تازه، امشب هم داره برمیگرده.
شب دخترونه. چی چی؟
نه، الیویا بدترینه!
چی چی؟
ولی شماها کلی چیز مشترک داشتین.
مثلاً اینکه همه مامانها پیر و ضایعان.
اون داشت باهام بدجوری رفتار میکرد.
اوه، عزیزم. متاسفم.
شاید باید با الیویا راجع بهش صحبت کنی.
و شاید تو باید به مامان الیویا بگی بره به درک.
تو نمیتونی دوستش باشی.
آه-- جِن که کاری با تو نکرده.
اون یه هیولا به دنیا آورد!
الیویا دشمن منه.
و مادر دشمن من هم، دشمن مادر منه.
درسته؟
باشه. کنسلش میکنم.
خوبه.
اوه، چقدر بدجنس.
چیزی گفتی؟ نه.
مت؟ چرا تو ایوان منی؟
هی، چی لو داد؟
در واقع، من جلوی در آبی وایستادم.
با اون صندلی صورتی عجیب و اون...
پادری که روش نوشته "ناماسته".
که من هم اضافه میکنم "ناما-بمون از مِلکم دور".
من الان تو گلف نوهو هستم.
تو چرا تو گلف نوهو هستی؟
اومدم دنبالت برای قرارمون.
خب، تو چیزی در مورد با هم رفتن نگفتی.
ما گفتیم ساعت ۵ بریم قرار.
یعنی، حتی تِد باندی هم...
اونقدر ادب داشت که دنبال قرارش بره.
این ایمنی اولیه است.
اگه آدرس خونت رو به یه آدم مشکوک بدی چی؟
من که اون آدم مشکوکی نیستم که تو اینترنت ملاقات کردی.
من، من یه آدم مشکوقم که تو رو توی کوچه پشتی یه تعمیرگاه خودرو دیدی.
میبینمت.
هی، پارکر.
چه باسن خوبی!
لگنت حتی کمتر از عقایدت انعطافپذیره.
ولی من هدف رو زدم، اِو.
هرچند ممکنه من آدمِ یکدندهای باشم.
No comments yet. Be the first to leave one.