The first 200 lines.
،یه دوره قبل از آزمایش بود
و یه دوره بعدش هست
به نتیجه رسیدم که وقتشه
،فکر نمیکردم هرگز بتونم کسی رو پیدا کنم
...من یه ذره عجیب و غریبم، میدونید
آزمایش رو دادم - و با نیمهی گمشدهام آشنا شدم -
با نیمهی گمشدهام آشنا شدم، خب
نمیتونم زندگی رو بدونِ اون تصور کنم
اون باعث شد برای اولین بار بعد از سالها احساسِ سرزندگی کنم
،پس از کشفِ ذرهی روح در سال 2023
شرکتِ سول کانکس به بیش ،از 15 میلیون نفر کمک کرده
همسرِ عالی خودشون رو پیدا کنن
،با بیش از 20,000 کلینیک در سراسر جهان
نیمهی گمشدهی شما تنها یک آزمایشِ ساده باهاتون فاصله داره
راستش، بهترین حسیه که تو عمرم تجربه کردم
چیزیه که تمام عمرم میخواستم
من واقعاً حس میکنم میتونم پرواز کنم
میتونید شادیتون رو اینجا پیدا کنید
سول کانکس، آیندهی شما منتظرتونه
« شرکتِ سول کانکس » « یافتنِ نیمهی گمشدهی شما. حقیقتِ علمی »
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
بعد از ظهر بخیر. با سول کانکس تماس گرفتید
شماره ارجاع دارید؟
نیکولا؟ واسه شروع آزمایش حاضریم
.سلام، با سول کانکس تماس گرفتید چه کمکی ازم برمیاد؟
خیلی خب. الان دستگاه رو روشن میکنیم
کاملاً بیضرره ولی اگه ،هر لحظه خواستی ادامه ندی
فقط دستِ راستت رو بلند کن
« ...یک ماه قبل »
نوبتِ کیه؟
نوبتِ توئه
چی؟
واسه چی دیشب اونقدر زیاد شراب خوردم؟
چون مزهی شراب رو دوست داری
اوه
واقعاً مزهی شراب رو دوست دارم - آهان -
اوه. خیلی خب. من میرم
نه. وایسا
وایسا
دوستت دارم
سمی، باید غذا بخوری - غذات رو بخور -
نه - بگیر. یالا. بگیر که اومد -
!فرانکلین - ،یالا، سمی -
مامانی امروز عصبانیه - نه -
فرانکلین، داری این کارو واسم سختتر میکنی
ببخشید
غذات رو بخور سمی - الا، یکم موز بخور لطفاً -
درِ جلو رو باز کن. ما تو آشپزخونهایم
سلام به همه. این رو واسه شما آوردن
فکر کنم دوباره آدرس رو اشتباه نوشتن
سلام، مرسی - سلام، فرانکی -
میدونی که دوست ندارم به این اسم صدام کنی
اوه، ببخشید فرانکلین
ممنون، جنیفر
هی نیک. میشه باهات حرف بزنم؟ - الان؟ -
فقط چند دقیقه طول میکشه
شخصیه
باشه
یه مشکلِ پزشکیه
آره، باشه
من باید برم سرِ کار - پنج دقیقه -
یالا. میشه بغلش کنی لطفاً؟
یالا
باید برم سرِ کار
خب باید اول چیزی رو ضدعفونی کنم یا...؟
خدای من
تو میخوای آزمایش بدی؟ - رزرو کردم و پولش رو دادم -
...ولی - «لطفاً نگو «ولی تو که متأهلی -
...ولی تو - میدونم -
متأهلی... - آره و فکر کنم با مردِ اشتباهی ازدواج کردم -
بچهها چی؟
اوه، میدونستم قضاوتم میکنی
...نه، من قضاوتت نمیکنم. من
خب آره، نه، یه ذره قضاوتت میکنم
راستش، فکر میکردم طرفِ من رو بگیری
من و تو. ما خیلی زود ازدواج کردیم
و حالا با این آزمایش، شرایط عوض شده
آخه برای من که عوض نشده
.آره، چون تو خوش شانسی .با مردِ درستی ازدواج کردی
تصور کن با کسی مثلِ استیو ازدواج کرده بودی
جن، باهم دعواتون شده. آره؟
...اشکالی نداره، پیش میاد زندگیِ مشترکه دیگه
...ولی تا حالا به این فکر کردی که درگیرِ
شاید درگیر بحرانِ میانسالی شدی
من دور و برم رو نگاه میکنم و آدما رو میبینم که دارن بهترین زندگیشون رو میکنن
انگار جوابِ یه رازی رو پیدا کردن
و ازشون متنفرم. واقعاً ازشون متنفرم
و همچنین میخوام یکی از اونا باشم
باشه. خب، امیدوارم بدونی داری چیکار میکنی
به نظرت همچین کاری ازم برمیاد؟
حتی یه ذره هم نه
واسه حمایت باهام میای کلینیک؟
...نه، نمی
تو رو خدا، نیکی - ...بیخیال -
میترسم انجامش ندم
شاید این چیزِ خوبیه
تو سرم، قبلاً اتفاق افتاده
فقط میشه پشت گوش انداختنِ کاری که اجتناب ناپذیره
مامانی کجاست؟ یالا
مامانی اینجاست
تو رو خدا
خیلی خب
باشه
تو همیشه پرستار بچهی مورد علاقهی من بودی
نه یعنی... یعنی بهترین همسایهام بودی - بیخیال -
خدافظ
نیکی، من باید برم سرِ کار
دارم میام
عزیزم، میشه لطفاً دکمهی یقهات رو ببندی؟ - چرا؟ چرا باید دکمهی یقهام رو ببندم؟ -
،چرا؟ چون داریم میریم عروسی
این مؤدبانهست. دیر میرسیم
نه. چیزی نمیشه
نه. نمیتونم به عروسیِ برادرم دیر برسم
چیزی نمیشه. ما همیشه دیر میرسیم
بخشی از جذابیتِ ماست
من نمیخوام جذابیتِ ما باشه
حس میکنم هر هفته یه عروسی دعوت بودیم
چون واقعاً همینطور بوده
آره - سمی، بیخیال -
سمی - من پسش نمیدم -
خب، باید پسش بدی چون ازت خوشم نمیاد
این حرفِ خوبی به مامان نیست - این حرفِ خوبی نیست -
...اینا رو بهت پس میدم ولی نمیتونی
مؤدب باش اگه نباشی پات رو میگیرم
و کفشت رو در میارم. و کفشت رو برمیدارم واسه خودم
فرانکلین، بس کن - باشه، ببخشید -
دیر میرسیم - چیزی نمیشه -
.آزمایش بزرگ امروز... اوه، وای، سلام بچهها
پیتر، واقعاً متأسفیم
اشکالی نداره - سلام -
آره، اون خواهرمه همگی
سلام، راحت باشید
هی، هی، نیک، زن داداشِ جدیدت
سلام، وای. خیلی خوشگلی - سلام -
ممنون
آره همینطوره، بهت که گفتم - آره، گفته بودی -
...خب حالا دیگه برمیگردم سراغ عروسیم، اگه
اشکالی نداره؟ - لطفاً ادامه بده -
خیلی خب. خب کجا بودم؟
...شش هفته قبل، من
خب، داشتم به 50 سالگی نزدیک میشدم
،مجرد بودم، افسرده بودم
هر شب غذای آماده میخوردم
فکر کنم از نظر فنی بشه گفت نوبری بودم واسه خودم
واسه همین گفتم، چرا که نه؟
آخه، علمه دیگه، مگه نه؟
واسه همین آزمایش رو دادم
و... و نتیجهاش این زنِ باورنکردنی بود
و دو هفته بعد، نیمهی گمشدهی من
حالا همسرمه
آره، میدونم. آره، آره، آره. درسته
پس، گیلاسهامون رو بالا میبریم به سلامتی همسرِ خوشگلم
و رُز، خیلی خوشحالم که بهم بله گفتی
بیاید مست کنیم
تو نه
،دو نفر که تو یه خیابون بزرگ شده بودن
آزمایش رو دادن و فهمیدن که نیمهی گمشدهی هم بودن
،آخه، ما فقط باهم بزرگ نشده بودیم
...ما تو دبیرستان عاشقِ هم بودیم
سلام، عزیزم
سلام
،خب، بگید ببینم
وقتی نتیجه به دستتون رسید چی فکر کردید؟
خب... نه، صبر کن، اول تو بگو - ...آه -
.یوهو. آخه، باورم نمیشد .رویام به واقعیت تبدیل شده بود
عجب رویایی. عجب رویایی
روزم چطور بود؟
خب، جالبه که پرسیدی
طولانی بود ولی میدونی، بدک نبود
،دنی هنوز وانمود میکنه حسابداری بلد نیست
واسه همین مجبور شدم تمامِ حسابها رو طبق قوانینِ مالیاتی جدید اصلاح کنم
معرکه بود. آره
نظافتچی وقتی داشتم میومدم به آرومی تشویقم کرد
هان؟
بیخیال
چرا داری این مزخرفات رو تماشا میکنی؟
ماها دقیقاً از کی غیرعادی شدیم؟
منظورت چیه؟
منظورم اینه
ما - هان -
داری بهش نگاه میکنی
میرم دوش بگیرم
میدونم که میگن آدم همیشه ته دلش میدونه
من میدونستم. همیشه میدونستم
پس شماها خیلی خوش شانسید، مگه نه؟ - آره -
،ولی هی، ببینید، ما اینجاییم ما ثابتش میکنیم، میدونید
خب، این خیلی نازه
واسه همین شلوارم رو کشیدم بالا و از اونجا زدم بیرون
ولی حالا میخوام یه سلامتی واسه زنم بدم
خدای من
خیلی عجیبه که میشنوم این رو میگی - ...واسه... -
غذا درست کردن و جمع کردنِ همه دور هم
حس میکنم یه جورایی برعکس پیش رفتیم، درسته؟
میدونید. اول عروسی کردیم و بعدش میتونیم با دوستهای دیگه آشنا شیم
خب پیتر تو اول آزمایش دادی؟
آهان. آره
آره و منم یه ماه بعدش آزمایش دادم
آره، یه ماه خیلی طولانی بود
و شماها اون کشش رو احساس کردید؟
کشش دیگه چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.