The first 200 lines.
هی! «برادران سیسترز» هستیم
کامادور ما رو فرستاده. میدونه «بلاونت» پیش شماست
تحویلش بدین تا بقیهتون زنده بمونین
خدای من
تو روحش!
نمیتونم چیزی ببینم
- حاضری؟ - آره
خیلیخب
لعنت. اون نیست
بازش کن
کیر توش!
بلاونت؟ بلاونت؟
نه! نه!
خواهش میکنم!
چارلی. هی، گرفتیش؟
آره، مُرده
- انبار - چی؟
- انبار!
- داری چیکار میکنی؟ - من از اینجا نمیرم
ایلای! ایلای!
احمق نشو! بیا بریم!
یالا! فقط چندتا اسب هستن!ایلای!
ایلای!
بنظرت چند نفرو کُشتیم؟
نمیدونم. شش یا هفت
چیه؟
خب، اونجارو بدجور بگا دادیم
کامادور چی گفت؟
به اسبها اشاره کردی؟
بیا بریم یه نوشیدنی بخوریم
اون گفت اگه یه رهبر داشتیم
تو مزرعه بلاونت به مشکل برنمیخوردیم
گفت واسه کار بعدی باید یه رهبر داشته باشیم
پولش چی میشه؟
پولش به من میرسه
نه. پول خودم رو میگم، مثل قبل میمونه؟
خب نه. واضحهه کمتر میشه
اگه کامادور میخواد پول یه رهبر رو بده، عیبی نداره
ولی کار خوبی نیست که حقوق یه نفر دیگه رو کم کنه
نمیخوای بپرسی کار بعدی چیه؟
نه
قهر کردی؟
هی. برو گمشو. هنوز کارموم تموم نشده
بهرحال بهت میگم
باید به جنوب بریم و موریس رو پیدا کنیم
- همون جان موریس کامادور؟ - اوهوم
چرا باید موریس رو پیدا کنیم؟
رفته دنبال یه طلا-یاب به اسم «هرمن کرمیت وارم»
عالیه. پس خودش میتونه اونو پیدا و بُکشه
ختم داستان
موریس یه پیشآهنگه قاتل که نیست
مأموریت اینه که موریس وارم رو پیدا میکنه، میگیرتش
و ما میریم و کارو تموم میکنیم. مأموریت اینه
اسبا چی میشه؟
تو با اسبا چه مشکلی داری؟
کامادور گفت واسمون اسب جدید میگیره
مگه اینکارو نکرد؟
نه. واسه تو اسب جدید گرفت
واسه من یه اتاق تو اسطبل ساخت
و از دست خرج چندتا اسب راحت شد
فکر نمیکنی باید بعداً در مورد این حرف بزنیم؟
نه، من بعداً اسب لازم ندارم
الآن لازمش دارم، واسه کار
اسبت خوبه. دست از بچهبازی بردار
از اینکه گفتم باید همچی رو شریک بشیم خوشت نیومد؟
رهبر پولشو میده
- حالا بازه - ممنون
هی، پشتش رو واسم کوتاه کن
فقط کوتاش کن
خندهدار شدی
این هرمن وارم چیکار کرده؟
از کامادور چیزی دزدیده
بنظرت عجیب نیست،
که یه مردی اونقدر احمق باشه
که از یه همچین آدم خطرناکی دزدی کنه؟
و اصلاً چطور از اونجا چیزی دزدیده؟
میدونیم که کامادور چقدر هوشیاره
هوشیار بودن هیچ ربطی به این نداره
اون تو هر نقطه از کشور تجارت میکنه
حتی روی دریا
نمیشه تو یه لحظه همهجا باشی
معلومه که قربانی میشه
قربانی؟
آره، قربانی
کامادور قربانیه؟
خب، تو چی میگی؟
اگه یه مرد با آدمایی مثل ما ...
مجبور به محافظت از ثروتش بشه، اسمش رو چی میذاری؟
قربانی نمیذارم
تو که نمیخوای شروع به ...
ایراد گرفتن از تمام کلماتم بکنی، مگه نه؟
مشکلت چیه؟ ناراحتی؟
ناراحتی چون من رهبر شدم؟ خودشه؟
اگه همینه، بگو ولی دست از لجبازی بردار
من لجبازی نمیکنم
تو از کلمات عجیبی استفاده میکنی و من اونا رو بهت میگم
یه چیزی رو بهم بگو
میتونه بخاطر خانوم امیلیا پارتریج باشه؟
در مورد چی داری حرف میزنی؟
میتونه بخاطر اون معلم مدرسه باشه
که اون روسری مسخرهی قرمز رو بهت داد؟
همونی که آشکارا و ناآشکارا مخفیش میکنی
بهش میگن دستمال گردن
من هیچ حریم خصوصی ندارم؟
- باهاش برنامه ریختی؟ - برنامه؟
خانواده تشکیل بدین، بچهدار بشین ازدواج کنین یا یه همچین چیزی
نمیدونم
چرا یهویی واست مهم شده؟
در مورد خانواده واسم سوال شده بود
یادته که پدر چطور با مامان رفتار میکرد
آره چارلی، یادمه
باعث میشه به فکرش بیوفتی
نمیترسی یه بچهی مثل خودت بیاری؟
متوجه هستی که پدر ما یه دیوونهی به تمام عیار بود
و ما باعث کُشته شدنش شدیم؟
پدر ما یه الکلی بود، چارلی
دقیقاً
این هدیه اون به ما بود
اون خون
بخاطر همینه تو کارمون واردیم
حواست به چرخ گاری باشه!
اون چرخ رو هل بده
بکش!
- یالا، بلند کنین! - آه!
- بلند کنین! - آه!
یالا، بکشین!
محکمتر!
- بکشین! - بکشین!
نصف روز 40 سنت
یکم آب میخوام
15ام می شهر میرتل کریک، ایالت اورگن
یکم بیشتر از این میخوای؟
تجمع برای پیدا کردن طلا کار رو واسه کاراگاه آسونتر کرد
وقتی دنبال یه زن یا مرد میگردی
یه اسب یا یه سگ فقط به دنبال طلا برو
و خیلی زود آدم یا چیزی که دنبالشی رو پیدا میکنی
هرمن کرمیت وارم
شلخته غذا میخورد
5یا 6 فیت قد، لاغر، پوست سیاه بدون دوست
بدون وسایل و بدون پول
شیمس، سیگار داری؟
نه، هیچی ندارم
سیسترز. س.ی.س.ت.ر.ز... مثل «خواهران»
نه، هیچی نیست. وگرنه یادم میموند
خب، بیا فکر کنیم نامه نبودن یه خبر خوبه
شهر بعدی سر راهمون چیه؟
میرتل کریک
- چقدر دوره؟ - دو روز
توجهتون رو جلب کرده، آقا؟
چیه؟
مسواکه، آقا
تا از دندوناتون محافظت کنین و بوی دهنتون بهتر بشه
و با این پودر ازش استفاده میکنین
ممنون
هی. چه نوع پوتینی داری؟
الآن میام پیشتون، آقا
چه سایزی میپوشین، آقا؟
همم
خوبه. سبزیجاته؟
بورش
- خوشمزهاس - بورش
پاشو!
بس کن!
- از اینجا برین بیرون! - پنج، شش ...
هفت، هشت، نه
اوه، کجا رفتین؟ کجا رفتین؟
برین خونه، احمقها
آدمای ترسو!
اوه، بیخیال!
هیچکس نمیخواد در مقابل برادران سیسترز
خودشو بسنجه؟
هیچکس؟ واقعاً؟
- پاشو. یالا - صبرکن
من خوبم
در موردم قظاوت نکن، خواهش میکنم
قدیما از الآن قویتر بودیم
تختهی بیشتر!
17ام می وولف کریک
به جاهایی رفتم که تا سه ماه پیش وجود نداشتن
اول چادر و بعد خونه
و دو ماه بعد فروشگاههای دایر شدن
که زنها توش در مورد قیمت آرد باهم صحبت میکردن
این خط رو از شعر «ثورو» میخونم ...
"این شهر هم ...
قبلاً همدیگه رو دیدیم؟
ما همدیگه رو میشناسیم
نه، فکر نکنم
دو روز پیش توی میرتل کریک بودی
آره، بودم، مثل خیلی از آدما دیگه
اوه. داری به سمت سانفرانسیکو میری؟
نه، به سمت جکسونوویل میرم
کاریه؟
- آره - اوه
یادته اون دفعه یه گاو به سینما حمله کرد؟
و تو؟
به سمت سانفرانسیسکو میری؟
No comments yet. Be the first to leave one.