The first 200 lines.
تهيه و تنظيم زيرنويس : مهرداد
ويرايش توسط : Verethragna
مردم هميشه ازم مي پرسن که آيا تايلر داردن رو مي شناسم
سه دقيقه
خب ديگه. به آخر خط رسيديم
دوست داري بگي چرا؟
وقتي يه لوله ي اسلحه رو روي دندون هات گذاشتن فقط ميتوني حروف مصوت رو ادا کني
نميتونم به چيزي فکر کنم
چند لحظه به اون چيز کشنده اي که توي دست تايلر بود فکر نکردم و اونو فراموش کردم
و بعد مونده بودم که اون اسلحه چقدر تميزه
داره هيجان انگيز ميشه
يه ضرب المثل قديمي ميگه هميشه کسي رو که دوست داري آزار ميدي
خب تقريبا هميشه همينطوري ميشه
ما روي صندلي هاي رديف جلويي نشستيم و داريم به نمايش عظيم تخريب نگاه ميکنيم
افراد گروه پروژه خرابکاري
دور تا دور ستون هاي اصلي ساختمون رو بمب گذاري کردن
اونا ميتونن در عرض چند دقيقه چاشني بمب ها رو بکشن و ساختمون ها رو منفجر کنن
اين طوري اون ساختمون ها تبديل ميشن به لاشه سنگ هاي در حال سوختن
من اين رو ميدونم به اين دليل که تايلر ميدونه
دو دقيقه و نيم من به همه ي اون کار هايي که با هم کرديم فکر ميکنم
ناگهان به اين نتيجه ميرسم که موضوع تنفنگ ها بمب ها و تغيير و تحولات زندگي من
به يه دختر مربوط ميشه دختري به نام مارلا سينگر
باب. باب سينه هايي مثل زنان هرزه داشت
اينجا انجمن حمايت از مردانيه که قبلا سرطان بيضه داشتن
اين گندهه که جلوم ايستاده و داره احساساتش رو بيرون ميريزه ، بابه
ما هنوز مرد هستيم
آره ما مرد هستيم
مرد چيزيه که ما هستيم
باب داشت گريه مي کرد هشت ماه قبل مجبور شد که هورمون درماني کنه
به خاطر همين بود که سينه هاش رشد کردن خب تسترون بدنش بالا رفته بود
و ترشحات استروژنش زياد شده بود
اون وقت بود که فهميديم بايد دوباره عملم کنن تا ترشحات استروژن کم بشه
اونجا درست جا افتاده بودم بين سينه هاي بزرگ عرق کرده
خوبه. حالا تو گريه کن
نه صبر کنيد. برگرديم به عقب بذارين از جلوتر شروع کنيم
شش ماه بود که خوابم نميگرفت
نميتونستم بخوابم
وقتي بيخوابي ميگيري هيچي برات واقعيت نداره
همه چيز خيلي دوره
همه چيز يه كپي از يه كپي
از يه كپي ديگست
وقتي سعي ميکني توي فضاي بيکران پيرامون خودت بي تابي کني اون وقته که
ميفهمي اسم شرکت ها چه قدر اهميت داره چون من چيزهاي ديگه رو به اسم اونها صدا ميزنيم
مثلا آسمان درخشان آي. بي. او
يا کهکشان مايکروسافت
يا سياره استار باکس
بايد اين هفته يه کم بيشتر بري بيرون شهر چند تا شکايت داريم که بايد بهشون رسيدگي کني
بايد سه شنبه باشه. رئيس کروات آبي گلدارش رو زده بود
چون بهم قول دادي که بهم ترفيع ميدي حالا ميخواي اون گزارش ها رو به تعويق بندازم؟
اينا هم جزو کار هاي توئه. اينم بليت هواپيما اگه مشکلي پيش اومد بهم زنگ بزن
اون خيلي فعال بود من بايد خرده فرمايش هاي اونو انجام ميدادم
منم مثل خيلي آدم هاي ديگه قرباني بودم
بله ميخواستم لوازم خونه سفارش بدم
مدل اريکا
يک لحظه صبر کنيد
هر وقت يه چيز درست و حسابي مثل يه ميز قهوه خوري قشنگ مي ديدم حتما بايد اونو مي خريدم
وسايل اداري مارک کليپسي
دوچرخه ي بدن سازي هاوترکي
مبل راحتي مدل جوان شامن با طرح راه راه سبز استرين
لامپ هاي کوچولي لامپا اون لامپ ها به محيط زيست هيچ آسيبي نمي رسونند
ديگه از دست کاتولوگ هاي تبليغاتي اجناس خسته شده بودم
و حيرون بودم که کدوم سرويس ناهارخوري مناسب يه آدمي مثل منه
خيلي چيزي ها رو داشتم حتي ظرف هاي شيشه اي کوچي حباب دار
خب اون اجناس ساخته دست آدم هايي پرتلاش صادق و سادست
يه لحظه صبر کنيد باشه
عادت داشتيم مجله هاي پرنو بخونيم
حالا ديگه به کلکسيون تبديل شده بود
نه تو از بي خوابي نميميري از حمله خواب چي؟
وقتي نشستم چرت مي زنم ، بعد توي يه جاهاي عجيب و غريب بيدار ميشم
و نمي دونم چجوري سر از اونجا ها در آوردم
تو بايد شاد باشي ميشه يه چيزي بهم بدين
مثلا از اون قرص هاي کوچولوي توينال آبي و قرمز يا سکونال هاي ماتيکي قرمز
نه. تو بايد خواب سالم و طبيعي داشته باشي
يه کم ريشه سنبل الطيب بجو و بيشتر ورزش کن
دکتر صبر کن
من دارم درد مي کشم مي خواي بدوني درد چيه؟
سه شنبه يه سري به دبيرستان مه ير بزن و اونجا
يه نگاهي به کساني که سرطان بيضه دارن بنداز
درد يعني اون
من هميشه سه تا بچه ميخواستم ، دو تا پسر و يه دختر ولي
ميندي دو تا دختر و يه پسر ميخواست
ما هيچ وقت با هم تفاهم نداشتيم
خب... . اون
اولين دخترش رو به دنيا آورد
يه دختر
با... با... . شوهر جديدش
لعنتي
خدا رو شکر. ميدونين
براش خوشحالم
لياقتش رو داره
همه از توماس تشکر ميکنيم که مارو با خودش شريک کرد
متشکريم توماس
وقتي به اطراف اين اتاق نگاه ميکنم آدم هاي جسور و شجاع زيادي رو ميبينم
و اين به من قدرت ميده
ما همه به هم قدرت ميديم
حالا ديگه بايد دو به دو بشين
حالا ما بايد کار خوب توماس رو تکرار کنيم و آغوشمون رو به روي هم باز کنيم
هر کس يه يار پيدا کنه
اينطوري شد که من با اون گنده آشنا شدم
چشم هاش پر از اشک بود
زانو هاش نزديک هم بودن و راه رفتنش خيلي ضايع بود
اسم من بابه باب؟
بابا قهرمان بدنسازي بوده
اون برنامه ها رو که شب ها توي تلويزون نشون ميده ديدين؟
حتما ميدونين که اون کار بابه
من يه دائم الخمر بودم
تو درباره استروئيد چيزي ميدوني؟
ديابونال و
ويسترول
توي مسابقه اسب دواني اونها رو به اسب ها ميدن
الان ديگه ورشکست شدم
زنم ازم طلاق گرفت
دو تا بچه بزرگ دارم
که جواب تلفن هامو نميدن
وقتي آدم هاي غريبه اينطور با آدم صاف و ساده حرف ميزنن من روحيه ميگيرم و جرات پيدا مي کنم
زود باش کورنيلوس
ميتوني گريه کني
و بعد يه اتفاقي افتاد خودم رو رها کردم
خيلي خوبه
توي فضاي فراموشي
رفتم توي يه جاي تاريک، ساکت و عالي
من آزاد بودم ، با از دست دادن اميد به آزادي رسيده بودم
عيبي نداره
حتي بچه ها هم به اين خوبي نميخوابن
به اونجا اعتياد پيدا کردم
من هيچي نميگفتم
اونها فکر ميکردند که وضع من از همه بد تره
اونا سخت گريه ميکردن و بعد منم سخت گريه ميکردم
حالا ميخوايم در سبز رو باز کنيم تا به آرامش روحي برسيم
من واقعا در حال مرگ نبودم
من نه سرطان داشتم نه بيماري انگلي
من توي يه جاي گرم و کوچيک بودم که دور و اطرافش پر از حس زندگي بود
تصور کنيد که دردتون مثل يه توپ سفيد پر از نورهاي شفابخشه
اون روي بدن شما حرکت ميکنه و شفاتون ميده
خب حالا بذارين حرکت کنه نفس بکشين
و از در عقبي اتاق برين تو
اين راه به کجا ميره؟
وارد غار شما ميشه
به داخل غارتون
قدم بگذاريد
درسته
کم کم دارين به اعماق غارتون ميرين
کم کم حيوون قدرت
قدرت بخشتون رو پيدا ميکنين
سر بخور
هر روز عصر مي مردم
و هر روز عصر دوباره متولد مي شدم
مثل رستاخيز
باب خيلي از من خوشش مي اومد چون فکر مي کرد که بيضه هاي من رو هم مثل خودش برداشتند
اونجا بودن. له شدن زير فشار سينه هاي اون
و آماده گريه شدن
اين تعطيلات من بود
و اون دختر
همه چيز رو خراب کرد
اين جا مال سرطاني هاست، درسته؟
اون جوجه. مارلا سينگر
اون سرطان نداشت
اون دروغ گو بود
هيچ مرضي نداشت
من اونو شب هاي دوشنبه توي گروه ما بايد موفق باشيم ميديدم که مال آدم هاي افسرده بود
پنج شنبه ها هم توي انجمن بيماران خوني بود. ماهي يک بار هم اونو توي مرکز حمايت از بيماران تالاسمي ميديدم
شب هاي جمعه هم اونو توي گروه مي ديدم که مال آدم هاي مسلول بود
مارلا
يه توريست واقعي بود
يه متقلب. دروغ اون روي دروغ من اثر مي زاشت
و يک دفعه من هيچ احساسي نداشتم
...نميتونستم گريه کنم، پس دوباره
خوابم نميبرد
توي گروه بعدي بعد از يه مديتيشن خوب و اون توپ هاي نوراني شفابخش
بعد از يه آرامش و در کنار ديگران بودن
من مارلا سينگر کثافت کوچولو رو به طرف خودم ميکشم و بهش ميگم
مارلا تو يه دروغگويي يه توريست واقعي هستي ، من به اينجا نياز دارم. حالا گم شو
چهار روز نتونستم بخوابم
بايد بذاريم خشک بشه
وقتي بي خوابي ميگيري نه واقعا مي خوابي
و نه واقعا بيداري
براي شروع مراسم امشب
کلوئه ميخواد يه چيزايي بگه
آره کلوئه
استخون بندي کلوئه مثل مريل استريپ بود اگه ميخواستي يه پارتي برگزار کني
اون ميتونست با همه مهربون باشه و اونها رو بخندونه
خب من هنوز اينجا هستم
ولي معلوم نيست تا کي
اين اطمينان رو ديگران مي تونن به من بدن
اما من يه خبر خوب براتون دارم
و اون اينه که ديگه از مرگ نمي ترسم
اما... من توي يه جاي قشنگ تنها هستم
هيچ کس با من سکس نميکنه
من ديگه خيلي به مرگ نزديکم و تنها چيزي که ميخوام اينه كه براي آخرين بار با کسي بخوابم
من فيلم هاي پورنو توي خونم دارم
به علاوه لوبريکنتس و اميل نيتريت متشکريم کلوئه
بياين همه با هم از کلوئه تشکر کنيم
متشکريم کلوئه
خب حالا خودتون رو براي مديتيشن آماده کنيد
کنار ورودي غار بايستيد
حالا کم کم توي غارتون قدم ميذارين و شروع به راه رفتن مي کنيد
اگه من يه تومور داشتم اسمشو ميذاشتم مارلا
مارلا مثل يه زخم کوچيک
توي سقف دهان ميمونه ، اون زخم فقط زماني خوب ميشه که شما زبونتون رو بهش نزنيد
اما نميتونيد
No comments yet. Be the first to leave one.