Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Heroes Season 4 Episode 3 Translated By Mehrzad
A Commentary by lostmehrzad

Tags

other
Published on: 2009-09-29
Downloads: 12
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

.من فکر ميکنم سايلار داره دوباره تبديل ميشه به خودش

.من بخشي از تو هستم مت

.هر کاري با من کردي من صبر کردم

.حالا من داخل مغز تو هستم

.من دارم خودم رو کنترل ميکنم از قدرتم استفاده نميکنم

.من تو نيستم !توي حرومزاده

!کپلر .اسم اون يارو فروشنده کپلره

.توي لانگ بيچ زندگي ميکنه

تو بايد يه مرد با برنامه باشي يادته؟

.فکر نکنم ديگه اون آدم سابق باشم

براي چي؟

.چونکه من خانواده ام رو از دست دادم انجلا

شايد عوض کردن اسمت و دوباره بنت شدنت

.خيلي فکر خوبي نبوده

.ولي اونا ميگن دانشگاه براي دوباره کشف کردن خودِ آدمه

تا حالا درباره ي تست بپر، فشار بده، بيفت چيزي شنيدي؟

تنها چيزي که نياز داريم يه ماکت

.هم وزن و هم قد آني نياز داريم

خب، وقتي ميخوايم مرده بدزديم کجاش رو بايد بگيريم؟

.من فکر کنم اون خودکشي کرده

.من با يکي مثل خودم آشنا شدم

باهاش حرف زدي؟

.راستش فرصت نشد

کلير؟

.کلير، من گرتچن هستم .در رو باز کن

!کلير ما بايد حرف بزنيم

.نه عزيزم، اين ماده براي تو نيست

...من فکر ميکنم

من فکر ميکنم يه نفر رو پيدا کردم .که جاي خالي جوزف رو پر کنه

.من دارم ميرم بيرون

داري اونا رو ميپوشي؟

.بايد يه ذره به خودم برسم

از وقتي که بچه بودم .تا الان يه لباس رسمي نپوشيدم

مامان بابام هميشه ما رو مجبور ميکردن خيلي رسمي و شيک باشيم

هميشه موهامون شونه زده باشه

.و کفشامون برق بزنن

و بعدش من فهميدم که

ميتونم زمان رو زير پاهام کنترل کنم

.و من آزاد و رها بودم

.ميتونستم کثيف باشم

هنوز وقتي کراوات ميزنم .انگار يکي داره خفه ام ميکنه

.بيا اينجا

.لازم نيست بري

...ميدوني، من ميتونستم .ميتونستم همه کاري برات بکنم

.نه. ممنونم

.اين مسئليت منه

از وقتي جوزف مرده احساس ميکنم نور

.زياد اينجا معني و مفهومي نداره

.احساس ميکنم يه تيکه از خودمو دارم از دست ميدم

.اون قطب نماي من بود

از اين ميترسم که بدون اون .کجا قراره بريم

.ميخوام که برگرده .بخاطر چيزي که از دست دادي متأسفم

ولي تو ميدوني نميتوني .کسي رو جايگزين برادرت کني

.نه. تو نميفهمي

ما يه چيزي نياز داريم .و براي اون يه نفر رو انتخاب کردم

من فقط ميخوام ببينم

.شايستگيِ اينو داره توي گروه ما جايگزين بشه يا نه

تو فکر ميکني اون مدتي که اون بيرون هستي

ممکنه بري خونه؟

.نه. من بيخيال اون زندگي شدم

.ديگه نميخوام دوباره برگردم

چطورم؟ .شدي عين بقيه آدما

،هي، تو پيتر پترلي هستي

همون پرستاري که جونِ اون پليس رو هفته پيش نجات داد؟

.آره .شاهکار کردي پسر

.بيا ممنونم. اين چيه؟

.بهت اخطار دادن

فکر کنم وقتي ميخواي مردم رو نجات بدي

.بايد بيشتر مراقب باشي قهرمان

منتظر کسي هستي پارکمن؟

.خونه ي اون مظنون اونجاست

چقدر طول ميکشه قاضي مجوزش رو صادر کنه؟

ما اين آدم رو ميگيريم، خيلي خب؟

ما اون انبار رو پيدا ميکنيم .و ازمون تقدير ميکنن

.روز خيلي عالي اي ميشه

.فقط آروم باش

.آره

...موضوع فقط اين نيست. من

.اون دوره ي 30 روزه ي پاک بودنم

.نتونستم خودم رو کنترل کنم .من مصرف کردم

من هنوز توسط ارواح آدمايي که

قبلاً توي زندگيم بودن تعقيب ميشم و همينطور کارايي که کردم

.و اين اتفاق خوب بودنم رو ازم گرفت

.رئيسه

.بله

.اي کاش يه روح بودم

از اينکه تو اين زندگيِ جهنمي تو

!گير مي افتادم بهتر بود...اَه

تا حالا وقتي ساندويچ گوشت ميخوري خودت رو نگاه کردي؟

چرا گورت رو گم نميکني از اينجا بري ؟

.راستش فقط يه راه خروج هست

که اونم اينه که بفهمي چطوري .ميتوني کاري رو که کردي برش گردوني

بدن منو بهم برگردون و منم با کمال ميل

.بيخيالت ميشم تا تو هم زنديگت رو بکني

.تو يه قاتلي .من يه پليس

اگه مجبور باشم تا آخر عمرم تو رو

توي اين زندون نگه دارم

.اين کار رو ميکنم

واقعاً فکر ميکني ميتوني اون کار رو بکني؟

.تو هيچ قدرتي نداري. هيچ کدوم از قدرت ها رو

درسته رو اعصاب آدم راه ميري .ولي ضرري نداري

ميتونم تا موقعي که محو بشي باهات مخالفت کنم

.مثل فکر يه اتفاق بد

.خواهيم ديد

.مجوز رسيد .خوبه

.ميخوام تو اين کار رو بکني

ولي تا مطمئن نشم که حالت خوبه

.بهت اجازه نميدوم بري تو اون خونه

.من خوبم. ببين

اين اولين روز از بقيه ي زندگيمه که مونده، درسته؟

پس بنابراين هر چيز ديگه اي .غير از کارم رو ميذارم کنار و تمرکز ميکنم

.بريم .خيلي خب

!پليس، باز کنيد! باز کنيد

.من طبقه بالا رو چک ميکنم

.پارکمن

مزاحمت که نشدم، نه؟

.من همه جا هستم

هي، کجا داري ميري؟ .اون توي کُمُده

.آره

.آره، اون دلّالِ داروهات توي اون کمده

تو ديگه چه جور پليسي هستي که کمد رو چک نميکني؟

.و اون يه اسلحه داره

.گير افتادي. بندازش

!حالا

!خيلي خب

.خواهش ميکنم

گرتچن؟

...من بهت گفتم که

پدر. تو اينجا چيکار ميکني؟

.هي پدر .از ديدنت خوشحالم

.از اينکه هديه برام آوردي ممنونم

.سلام پدر .از ديدنت خوشحالم

.از اينکه هديه خونه رو برام آوردي ممنونم

تو حالت خوبه؟ .آره، من خوبم

مادرت بهم درباره ي

خودکشيِ اون هم اتاقيت .آني بهم گفت

.بايد بهت زنگ ميزدم .ميدونم

...من زنگ نزدم چونکه ....نه، نه، نه، نه، من

.نميخوام برام جاسوسي بکني

فقط ميخوام مطمئن باشم که .حالت خوبه

.دارم باهاش کنار ميام .من خوبم

.ميدونم اون خوبه ...ولي، آم

.خيلي متقاعد کننده نيست

ميخواي دوباره امتحان کني؟

...همه ي موضوع درباره آني نيست، اين

.اين فقط يه دانشگاه متعادله

.من دارم متعادل ميشم

.دلم براي خانواده ام تنگ ميشه .دلم براي تو تنگ ميشه

.براي مامان .حتي براي لايل

نظرت چيه با هم يه ناهاري بخوريم؟

.يه ذره با هم حرف بزنيم

.اگه کاري نداري .نه، ندارم

.به نظر يه برنامه مياد

.بذار برم يه ذره به خودم برسم الان ميام .همينجوري هم خوشگلي

.فقط يه دقيقه طول ميکشه

پس برنامه ات اينه؟

نميخواي ديگه منو ببيني؟

.نه اينطوري نيست

واي. تو حتي داري منکر اين ميشي که .نميخواي منو ببيني

.نه، نه، نه، من منکر اين نميشم

من فقط سرم شلوغ بود ،و...و داشتم درس ميخوندم

.شيمي گياهي خيلي درس مزخرفيه

تاريخ هنر چطوره؟

ببينم، ما واقعاً نميخوايم درباره ش حرف بزنيم؟

،ببين، هر چي که هست

که تو فکر ميکني اون شب ديدي .داري اشتباه ميکني، تو چيزي نديدي

من نديدم که تو خودت رو از پنجره انداختي پايين

و بعدش دنده هات رو برگردوندي سر جاشون؟

!نه

!نه

منظورم اينه که من اين کار رو کردم...من روي زمين بودم

و داشتم اون تئوريِ تو رو بررسي ميکردم همون تست ميگفتي

و اينکه فکر ميکنم آني خودکشي کرده

.که خيلي وحشتناک و....و غم انگيزه

.لازم نيست بهم دروغ بگي

ببين، تو درباره آني اشتباه ميکردي

.درست همونطوري که داري درباره من اشتباه ميکني

جداً تو چي هستي يه خون آشام يا يه موجود فضايي؟

يه نوع آزمايش دردناک از طرف دولت بوده؟

.خيلي خب .من بايد لباسام رو عوض کنم

.سلام آقاي بنت

اون دوستت کيه؟

.اوه، اون گرتچنه

.از آشنايي باهاتون خوشحالم

ميخواي با ما ناهار بيايي بيرون؟

.اوه، خيلي خوبه

...تو لازم نيست .تو لازم نيست اون کار رو بکني

.خوشحال ميشم

من کاملاً مطمئنم گرتچن

.براي فردا درس تاريخ هنر تکليف داره

درست نميگم گرتچن؟

.آره، ولي قبلاً تکليفامو نوشتم

.و الانم دارم از گرسنگي ميميرم .عاليه

.عاليه

.عاليه

.هي، ميتونيم اين کار رو هم سخت بگيريم هم آسون

بگو ببينم، پس چرا نميگي کجا داروها رو قايم کردي؟

چرا از وکيلم نميپرسي؟ ...اون الان چـ

.باورم نميشه مردم واقعاً اينو ميگن

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left