The first 200 lines.
این محل به من یاد میده که همیشه نجات پیدا کردن بهترین راه نیست
ما هیچ وقت بیماران غیرنظامی رو نمی پذیریم
وقتی نوبت پسرم بشه من هر مزیتی رو می پذیرم
هر چیزی رو پیدا می کنم هر کسی رو
کی ازتون پرسید ، خانواده یا پلیس؟
با مگی داری روی چی کار می کنی ؟ روزنامه و پلیس
کیه ؟ تو یه نظری درباره ی ما داری مگه نه ؟
تو آسیب می بینی من همین الان هم آسیب دیدم
تو می خوای قوی ترین آدم توی کشور باشی
اه به نظرم بهم میاد
می تونه ببره؟ به تمام حمایت ما نیاز داره
اون خطرناکه برای تو خطرناکه
تو وارد یه رابطه ی عاطفی با یه مرد بیخانمان شدب
اسمش هست اسکات
اینجا تنها می مونی ؟ موضوع تو نیستی
باید یه نقش دیگه باشه که توی کسب و کار تو پیدا کنیم
اگر قرار نباشه که مدیر تجارت بشه نمی تونه توی تجارت باشه
چیز دیگه ای براش نمی مونه اون چیز دیگه ای نداره
پس باید یه چیزی پیدا کنه
این برنامه شامل بخش قوی زبانه
دارو چی ؟
اون از مصرف ضد افسردگی امتناع می کنه
خب، اون اجازه ی امتناع کردن نداره
کیدن باید رضایت بده
من مادرشم. من رضایت می دم
من تمام برگه ها رو امضا می کنم
اگر اون امتناع کنه، ما وادارش می کنیم
اون نمی خواد آموزش ببینه، نمی خواد مطالعه کنه نمی خواد بنویسه
اره
نمی خواد حرف بزنه . وقتی من باهاش حرف می زنم اون گوش نمی کنه
چشم هاش ، اونا مردن
داریم از دست می دیمش اونا چی می گن ؟
کاری نیست که بتونن انجام بدن
هیچ چی ؟ هیچ وقت نمی شه من این رو نمی پذیرم
اما ، منظورم اینه که ، این تقصیر اونا نیست
بیمارها با یه هدف برای زنده موندن نیاز دارن
اونا یه دلیل می خوان که به خاطرش صبح از تخت خواب بیان بیرون
یه ارتش، یه کشور
دارم می گم، کیدن چی داره ؟
اون ما رو داره
اما نمیخواد که به خاطر ما بهتر بشه
نمی تونم بهش انگیزه بدم
نمی تونم خوبش کنم
تو هم نمی تونی، اون باید این دلیل رو در درونش پیدا کنه
اون چنین چیزی نداره
من یه اشتباه بزرگ کردم
لطفا
لطفا
اه، اون نمی تونه کارت رو مدیریت کنه
اون قرار نیست هیچ وقت مدیر تجارت تو بشه . اون این رو می پذیره
نه
اما نمیشه که یه نقش جدید براش بسازیم ؟
بهش فکر می کنم
کارهای خیریه ات یا هر چیز بین المللی
می دونی، یه چیزی توی اون تیم؟ منظورم اینه که، اون یه چیز خوبه
یه چیز متفاوته تو فکر می کنی اون شغل ها آسونن
یا ساده ترن ؟
پیشنهادی نداری ؟ یه کار جعلی
با یه دفتر جعلی که هیچ وقت تلفنتش زنگ نمی زنه
با یه دستیار که اصلا بهش نیازی نداره
کیدن ؟ این رو بارو می کنه ؟
اون داره نابود میشه
چی می تونم بهش پیشنهاد بدم
بعد از اینکه دنیا رو بهش پیشنهاد کردم؟
اون همه چیز رو توی دستش داشت می تونست هر کاری بکنه
و حالا نمی تونه
و افسرده شده
من هم بودم افسرده می شدم تو هم بودی افسرده می شدی
اما اون نمی دونه که چطور بدون تو زندگی کنه
اون الان از دست من خلاص شده
باید خودش بفهمه
نجاتش بده
نمی دونم چطوری
همینجاست. فقط اونجا منتظر بشید
اسکات ؟
می خوایم باهات حرف بزنیم
بکش کنار
لعنتی، کجاست ؟
کدوم گوریه ؟
اسکات ؟
اکی، همینجاست
بیا. بزار ببرمت داخل
من سعی کردم
تقصیر تو نیست
تو هیچ اشتباهی نکردی
من خیلی وقت پیش نابود شده بودم
اره، درست هم شده بودی
آسون نیست
که بهترین بخش زندگیه کسی باشی
انگار تو مسئول خوشحالیه اونایی
هیچ لحظه ای نبود که فکر نکنم این ماجرا تموم میشه
چی میشد اگر بهت میگفتم که به کمکت نیاز دارم ؟
از من چی می تونستی بخوای؟
تو زندگیت رو از هیچ دوباره ساختی
تو هشیار بودی ، تو خوب شده بودی
اون مرد مرده
خب، می تونی پیداش کنی ؟
می تونم تلاش کنم
پسرم توی مرکز بازپروری نزدیک اینجاست
اون نا امید شده
به من گوش نمی کنه به هیچ کس گوش نمی کنه
می دونی، من چی می دونم از ناامیدی؟
چی می دونم از هیچ چی نداشتن ؟ اما تو می دونی
تو شکستش دادی
میخوای چی کار کنم ؟
باهاش حرف بزنی
بهش بگو که ممکنه
و به خاطر همین من رو پیدا کردی؟
اره
نه به خاطر اینکه نگرانم بودی؟
من نگران بودم اما دلیلش این نبود
نه
حالش چقدر بده ؟
داره می میره
کیدن ؟
کیدن؟
کیدن ؟
دلم می خواد دوستم رو ببینی
اسمش هست اسکات
سلام
کیدن
من اسکاتم
من... من یکی از دوستان مادرتم
من سه سال بیخانمان بودم
حرف زدن ازش راحت نیست
من همه چیز رو از دست دادم
شغلی که توی بخش مالی داشتم
خونه ام همسرم
حتی مالک لباسی که پوشیدم هم نیستم
مامانت برام گرفتشون
تو مامان رو می کنی
ما یه مدتی با هم بودیم
دوست بودیم نه
این.. این حقیقته
نه، تو میکنی ...
مامانت رو
تو مامانت رو می کنی
کیدن... بسه
ببین کیدن
اون می دونه
اسکات اومده تا باهات حرف بزنه اون می دونه
درباره ی اون پولاش رو دزدید
و همش رو توی بازار خرج کرد
تا باخت هاش رو بپوشونه
مادرش پیره
تو بهش حقه زدی
خونه اش رو از دست داد
حالا اون توی تنهایی و فقر زندگی می کنه
تو به مادرت گند زدی
و به مادر من
تو یه مادر جنده ای
اکی، بزاریم یکم استراحت کنه
تو یه مادر
بسه، دروغ میگی دروغ میگی
داری دروغ میگی، داری دروغ میگی عوضی
آروم باش از اینجا ببریدش بیرون
من میبرمش بیرون فقط آروم باش
میدونی
تو می دونی تو چت شده ؟
چی کار داری میکنی ؟
تو کی هستی ؟
متاسفم
کنترلم رو از دست دادم
بهانه ای ندارم
بهت اخطار داده بودم... که الکی حرف می زنه
هیچ فیلتری نداره
چطوره ؟
خوب میشه
چیزی که دارم میگم بهانه نیست
هیچ بهانه ای وجود نداره
چیزی که اون اونجا گفت
واقعیت داره
این بدترین چیز در مورد منه
این تنها چیزیه که هیچ وقت در مورد خودم نمی تونم قبول کنم
و اون از کجا می دونه ؟
خب، بهت گفته بودم بارها و بارها
اون حرف های بی معنا می زنه
درباره ی ما ، اینکه با هم خوابیدیم
درباره ی مامانم
هیچ کس نمی دونست
کترین، اونم حتی نمی دونه
اون فکر می کنه که بد شانسی بوده
من از همه مخفیش کرده بودم
چون باید می افتادم زندان
باید به خاطر کاری که باهاش کردم می افتادم پشت میله ها
من از مامانم دزدی کردم
دوباره نمی تونم ببینمش وقتی می دونم بهش چه خیانتی کردم
و هیچ کس هم نمی دونه
کترین، اگر هیچ کس نمی دونه پسر تو از کجا می دونه؟
کی رو اذیت کردی؟
خب، برای یه سیاستمدار ، من همیشه توی سیاست کارم خوب نبوده
این می تونه یه مشکل باشه نه برای کسانی که بهم رای میدن
ارم، تو توی یه کمیته ی انتخابیه مجلس بودی
که به فعالیت رسانه ها نظارت داشت
همین طوره و بهشون یه صورتحساب پاک سلامتی دادی
من یه سری توصیه ها کردم کم کردن پرسنل
من از تجربه ی سالیانم یاد گرفتم که هر کاری که می تونی می کنی
واقعا چی پیدا کردی؟
خب، چرا شما بهم نمی گید چی پیدا کردید؟
ما داریم تحقیق می کنیم بین سایر چیزها
No comments yet. Be the first to leave one.