The first 196 lines.
"خاک"
"آتش"
"باد"
"آب"
"تنها آواتار ميتونه به هر چهار عنصر مسلط بشه"
"و توازن در دنيا برقرار كنه"
بولين و اوپال و لين بي فانگ ها
و ژولي را از دست كوويرا نجات دادند
در حال حاضر آنها با عجله به شهر جمهوري ميرن
تا درباره حمله اجتناب ناپذير امپراطوري زمين هشدار بدن
در همين حال
كورا و تيم آواتار دارن آماده ميشن
براي همچين رويدادي
شاهزاده وو رهبر عمليات تخليه شد
در همين حال آسامي و واريك دارن يك لباس مكانيكي ميسازن
اما با حمله كوويرا كه دو هفته ديگه انجام ميشه
آيا آنها تا آن زمان آماده ميشوند؟
كتاب چهارم:توازن قسمت 11:كوويرا شروع مي كند
امروز ما در پرتگاه تاريخ ايستاده ايم
در سه سال گذشته ما در كنارهم جنگيديم
براي متحد كردن امپراطوري زمين
و ما ثابت كرده ايم كه هيچكس نميتونه در جلوي راه ما بايستد
حتي آواتار هم نميتونه
اما ماموريت ما هنوز كامل نشده است
يك بي عدالتي بزرگ وجود داره كه بايد اصلاح شود
همانطور كه همه شما ميدانيد پس از جنگ صد ساله
آواتار آنگ به همراه فرمانرواي آتش زوكو
امپراطوري زمين را سرقت كرده و سرزمين جمهوري متحده شكل گرفت
اين سرزمين متعلق به مردم امپراطوري زمين است
و دراين زمان ما آنرا برميگردانيم
شهر جمهوري مال ما خواهد بود
درود بر متحدكننده بزرگ
آماده هستي تا به دنيا نشان بدهي
به نظر ميرسه مانند قدرتي فوق العاده و واقعيه؟
بله مفتخرم كه در كنار تو در شهر بجنگم
عاشقتم كوويرا
هرگز نمي تونستم بدون كمك تو اينو انجام بدهم
پس از اينكه پيروز شديم ميتونيم بالاخره ازدواج كنيم
و باهم بر امپراطوري حاكميت كنيم
چگونه بياييم شهر را تخليه كنيم ميتونه بهتر بشه
در اين مرحله تقريباً ما 18 خانواده را تخليه كرده ايم
فقط 18تا؟ ميليون ها مردم در اين شهر وجود داره
گفتم ميتونه بهتر بشه
مشكل اينه كه تخليه داوطلبانه
و داوطلبان زيادي وجود نداره
آنها فقط احساس نمي كنند كه وجود داره هر
خطري فوري
بچه ها! خوبه! شما همه اينجا هستين
چه چيزي با شماست كه جلسات مهم منو قطع ميكنيد
همه زماني؟
!سو
!تو چيكار ميكني ... حالت خوبه
متاسفم در مورد زائوفو
چگونه فرار كردي؟
اوپال بي فانگ و من همه را نجات داديم
اما ما از دست كوويرا فرار كرديم
ما سلاح روح فوق العاده او را از نزديك ديديم
واقعاً نزديك ، خيلي نزديك
آيا قصد داره عليه شهر جمهوري از آن استفاده كنه؟
بله فهميدم ميخواد تا دو هفته ديگه حمله كند
اوه! و ژولي الآن طرف ماست
در حقيقت او واقعاً هرگز در طرف او نبود
و فقط ميخوام اجازه دهيد او همه چيز را توضيح دهد
ژولي؟
وانمود كردم كه به كوويرا وفادارم پس تونستم
در سلاح او خرابكاري كنم
آن كار نميكنه اما از راه دور شنيدم
او ميخواد حمله كند
ميدانستم كه او نميخواد در زائوفو متوقف شود
حدس من اينه كه او با خطوط ريلي مياد
اين تنها راهيه كه ميتونه سلاح را منتقل كنه
سپس ما بايد خطوط ريلي را قطع كنيم
موافقم اما بگذاريد بسياري از شهروندان
تخليه كنيم قبل اينكه اين كارو انجام دهيم
اعلاميه تخليه را قرار بده
الآن تخليه واجبه
ما هستيم
نگران نباشد آقاي رئيس جمهور
ما نميگذاريم كوويرا شهرمان را بگيره
جوشِ داغ تر،سفت و سخت تر
رئيس جمهور گفت:ما فقط دو هفته داريم
براي آماده كردن مرغ مگسخوار زمزمه كننده
واريك خوبه تو اينجايي
ميتونم براي يك دقيقه باهات صحبت كنم
چيكار داري؟ سرم شلوغه
من الهام بخش كارگرانم
خب من به زائوفو رفتم
...و نجات دادم سو و خانواده اش را
!و حدس بزنيد چه كس ديگري را پيدا كردم.... ها
!ژولي
الآن چيزي وجود نداره
كه تو بخواي به او بگي؟
همم؟
لطفاً اجازه بده اول من بگذرم
ميدونم چيزهاي خيلي وحشتناكي در مورد شما گفتم
در جلوي كوويرا
اما من نيازمندم كه شما بدانيد يك كلمه هم منظوري نداشتم
وقتي كه شما گرفته شدين فكر كردم تنها شانسم اينه كه
براي نجات شما به او ملحق شوم
اما هرروز اميديوار بودم كه تو يه فرصت ديگه دوباره شما را ببينم
و به شما حقيقت را بگم
واريك تو جهان را با من ميخواي
و متاسفم اگر به هر گونه اي بهت صدمه زدم
خيلي به خودت سخت نگير
عذرخواهي قبوله
الآن يك دستيار خوب و يك انسان با خط مونتاژ داريم
نه من ديگه دستيارت نيستم
اگر ميخواي من اطرافت باشم
تو نياز داري درمانت را شروع كني من با تو يكسانم
ما در حال وصل شدن بر روي خط پخش اضطراري هستيم
...شما به هر راديويي در شهر ميرين
توجه شهروندان شهر جمهوري
اين يک آزمايش نيست
حمله اي به شهرمان نزديكه
رئيس جمهور رايکو فرموده تخليه واجبه
براي همه شهروندان
لطفاً كتاب هاي راهنماي تخليه را پيدا كنيد
و ورق بزنيد به بخش يك - دو شش
چيزهاي اوليه وجود داره و شما راهنماي منطقه تان را پيدا خواهيد كرد
براي مثال اگر شما در شمال غرب زندگي ميكنيد
بردار يك جلسه اوليه محل خود را گزارش ميدهد
كه در ورودي شرقي است
از قبيله آب جنوبي كتابخانه وجود داره
همانطور كه مشخص شده شما يك رهبر انتخاب كنيد
بخش يك - دو هشت
آه رئيس ما تماس هاي اشتباه را مي گيريم از سراسر شهر
فكر كنم ماكو شروع وحشتناكي داره
چيش گيج كننده است؟ من دستورالعمل هاي خيلي خاص را دادم
عاليه اين فقط چيزيه كه ما نياز داريم
من دارمش
سلام به همه شاهزاده وو هستم
الآن ميدونم که همه شما کمي ترسي
باور كنيد ميدانم ترس مانند چيه و چه جوريه
من قادر نيستم با خودم به حمام برم تا استفاده كنم
اما اگر اجازه دهيم ترس ما را كنترل كند
هيچ يك از ما قادر نخواهد بود كه به حمام بره
و بعدش همه ما مي بازيم
اما مردم شهر جمهوري بازنده نيستند، ما برنده هستيم
برندگاني كه براي بدست آوردن اين به خارج از شهر ميرن
در يك آرامش و مُدي منظم
پس ميخوام شما خانواده تان را به چنگ بگيرين
و همسايه تان را بِقاپين
آن مرد پايين خيابان را بقاپين
نميدانيد بسيار خب
به نزديكترين قطار، اتوبوس سر بزنيد
يا ايستگاه كشتي
ما ميخواهيم شما راخارج كنيم از اينجا
سالم و با امنيت
كارِت خوبه بچه
ممكنه تو بعد از همه، چنين پادشاه بدي نباشي
روهان با همراهش هست
آنها با قايق آماده به ترك كردن هستند
چرا همه ي شما هنوز كوله هاتون را نبستين؟
من و بچه ها با هم صحب كرديم
و ما تصميم گرفتيم كه بمانيم
اين شهر ماست و لازمه كه بريم
و همه ميتونيم كمك كنيم
آره تنها يك ترسو از سرنوشت فرار ميكنه
متشکرم
مطمئنم كه شاهزاده وو ميتونه از كمك ما براي تخليه شهر استفاده كنه
و شما سه تا ميتونيد به كمك بادافزار هاي ديگر
با يك چشم به سربازان امپراطوري زمين از بالا توجه كنيد
كوويرا افسوس خواهد خورد و روزش با ميلو خراب ميشه
هنوزم دوست ندارم دفترم و شهر را ترك كنم
جزيره معبد باد مكان ايده آلي است
براي پايگاه خود در عمليات
و شما در اينجا در امان هستين
چيزي كه وجود داره ما نياز داريم به حرف زدن با شما
چيكار داري؟ چهار تا از ما
....بايد صحبت كنيم و
ميخواهيم بيرون بريم و سلاح روح كوويرا را بگيريم
قبل اين كه خيلي به شهر نزديك بشه
به نظر ميرسه كه نيازي نيست براي گرفتنش خطر كنيم
تخليه طبق برنامه است
و ژنرال آيرو ارتش خود را در محلي قرار داده
ميدونم آيرو ميتونه پابه پا با ارتش كوويرا بره
اما آن سلاح.... خيلي قدرتمنده
اون ميتونه شهرو نابود كنه
ما نميتونيم اجازه بديم آستانمان را بگيره
ما پشت خطوط دشمن دزدكي حركت ميكنيم و آن سلاح را غيرفعال ميكنيم
....اگر كار كرد آن حتي ميتونه زمين بازي را
....اما اگر شما گرفتار شدين
اين ارزش خطر كردنو داره
موافقم و آن ممكنه تنها تيرمون باشه
براي جلوگيري كردن جنگ كردن همه
موفق باشيد ما امشب تمومش ميكنيم
چيزي خارج از اينجا وجود داره
آن ارتش كوويرا است آنها در هفته اول زودترهستند
....بلافاصله فرمانده را بگير و راديو شهر جمهوري را
بچه ها من چيزي مي بينم كه اون پايين وجود داره
آن هست؟ کوويرا
او در حال حاضر از قلمرو جمهوري متحده در حال عبوره
او در اوايل هفته است
اين هيچي معني نداره
اين طرف هيچگونه ريل قطاري وجود نداره
اونا چطوري سلاح فوق العاده را منتقل مي كنند؟
No comments yet. Be the first to leave one.