The Tree of Blood

The Tree of Blood (El árbol de la sangre)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Tree of Blood (2018) 1080p 720p BluRay YIFY
A Commentary by OUTRAGE
نام مترجم در زیرنویس موجود است ✅ زمان‌بندی مجدد

Tags

bluray
Published on: 2024-07-06
Downloads: 64
Hearing Impaired: No
FPS: 24

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مترجم زمان‌بندی

خانواده‌ی آمایا کی مردند؟

دو سال پیش

این اتاق خواب آمایا بود

!اینجا زنده‌اس

نمیتونم منتظر شروع بمونم

من آماده‌ام

چیزی رو که با هم توافق کردیم رو یادت نره بدون سیاست

آره، بدون هیچ ایدئولوژی سیاسی‌ای

من شروع میکنم، خودتو آماده کن

1991 تابستان

نوریا بلمونت، مادرم

،وقتی که خانواده‌اش، پدر بزرگ و مادر بزرگم

زیر گرفته شدند و کشته شدند

توی خونه‌ی خانواده‌اش توی لورت دو مار بود

در کوستا براوا

به مامانم گفته شد این یه تصادف بوده است

اون با خونه

تنها موند

و یه تابستان کامل پیش روی اون بود

دوستان و اقوام سعی کردند به اون آرامش بدن

اما اون رفت و عاشق یه روسی شد

دیمیتری روس نبود، اون یه گرجی کصکش بود

اولین بار، اون چیزی رو که میخواست رو بهش داد

تا اونو از خودش دور کنه

اما دفعه‌ی دوم، اون گیج و وحشت زده بود

اون دوبرابر پرداخت

بار سوم، اون تا ناموس خوش شانس بود

یه روز صبح، راننده و محافظ پدرش ظاهر شدند

اولمو مندازا

دیدم پدر و مادرت زیر گرفته شده اند

تو ماشین منتظرشون بودم

مافیای گرجستان بود

چیزاتو جمع کن، همین حالا

هرچی رو که میتونی رو بردار

منو کجا میبری؟

حداقل واسه ده سال به کاستا براوا برنگرد

خونم چی؟

دفتر مرکزی رئیس یه مافیای گرجستانی میشه

من با پلیس تماس میگیرم

اگه این کارو بکنی ،اونا تو رو میکشن

چیکار میکنی؟

شنا لازم دارم

اون با ماشین بابا و مامانش تنها بود

اون نمیدونست چجوری رانندگی کنه

اون بلد نبود رانندگی کنه

و مامانت؟ اونوقت کجا بود؟

مامانم در لاماکا بود

اون تو اوج موفقیت‌های موسیقی خودش بود

من در آخرین آلبوم اون بود که حامله شدم

پدر بیولوژیکی من، یه غریبه‌ی بی چهره بود

مامانم اینکه اونو گاییده رو یادشه اما چیز دیگه‌ای یادش نیست

اون توی اون زمان، مواد رو ترک کرده بود

من در بدو تولد نزدیک بود بمیرم

اونا مجبور شدند دوباره قفسه‌ سینه ام رو باز کنند

حالا واسه شخصیت مورد علاقه‌ی من

سلام

شما لاماکا هستین؟

من طرفدار آهنگای شما هستم

خب، درواقع طرفدار شما

یه طرفدار بزرگ

مامانم تو یه نگاه فهمید که به این مرد نیاز داره

ویکتور مندوزا در زندگی ما یه موهبت الهی بود

پدبزرگ و مادریزرگ من رو وارد کن: پیو سانتولایا و کاندلا لوپز

در خانه‌ی روستایی خود، در سویل

اونا بلافاصله ویکتور رو پذیرفتند

برای مامان‌بزرگم، اون فرشته‌ای بود که از سمت خدا فرستاده شده بود

پدربزرگم با اون مانند پسر نداشته‌اش رفتار کرد

بزن بریم

این چیه؟

هیچی

انگار بچه‌اش یدفعه اونو ترسوند

!خفه شو! خفه‌شو

!خفه‌شو

!نه! خفه‌شو

!ماکا! ماکا

!ماکا

اشکال نداره

این صداها منو دیوونه می‌کنند

!این صداها منو دیوونه می‌کنند

!اونا منو دیوونه می‌کنند

ورود

مامانم از اونا خواست که اون رو متعهد کنند

خوب میشی، خب؟

تو خوب میشی

ویکتور مثل یه بابای مجرد با من موند

پدربزرگم به اون کمک هزینه داد

توی شرکت فروش املاک به اون کار داد

و حتی یکی از خونه‌ها رو بهش داد

بیا درمورد بچه‌های اهل روسیه حرف بزنیم

موضوع تو همینه

با بمباران شدید بیلبائو، از ژانویه 1937

دولت باسک، بیست هزار کودک رو از طریق دریا به اروپا منتقل کرده

در ماه ژوئن، درست قبل از تسخیر بیلبائو به دست شورشیان

1500کودک به روسیه فرستاده شد

!خیلی از بچه‌ها در تبعید به عنوان یتیم بزرگ میشن

خیلی از والدین عزادار میشن که بچه‌های خودشون رو تا این فاصله، دور بفرستن

این جاسینتو مندوزا است دختر جولیتا د پائولا

جاسینتو اولین باری که

نواختن پیانو را شنید عاشق جولیتا شد

این اون درحال نواختن قطعه آهنگی‌ـه‌ که توی دوازده سالگی نوشته

اونا در کودکی توسط KGB استخدام شدند

جفتشون، به عنوان یه زوج

پسرای اونا، ویکتور و اولمو هم

آموزش های نظامی سختی دیدن

و اونا اون رو دوست داشتند

ویکتور میگه که زمان بسیار خوشحال کننده‌ای واسه مندوزاها بود

پس از فروریختن دیوار برلین، روسیه نیازی به جاسوسان در اسپانیا نداشت

بنابراین، ویکتور و اولمو واسه کار به لورت، شهر مادرم اومدن

جاسینتو و جولیتا چی؟

دو سال بعد نقل مکان کردند

به ساحل نزدیک آلیکانته

اونا یه ویلا کنار دریا در دِنییا خریدند

زادگاه جولیتا

حتی زمزمه‌هایی در باغ شنیده نمیشه

همه چیز تا صبح از بین رفته

اگه میدونستی که

این شب های مسکو

چقدر واسه من عزیزه

اون وقت ما اطلاعات کمی درمورد اولمو داریم

اون از راننده و محافظ بودن دست کشید

دیگه چی؟

اون به عنوان ژیگولو کار میکرد

.واسه جوجه های پولدار اون ارزشش رو داشت

اولمو میتونه خودش رو واسه هر زنی غیر قابل مقاومت جلوه بده

اون سیصد میلی‌گرم تستوسترون تو هر سی‌سی از خون خودش داشت تستوسترون نوعی هورمون جنسی

دو برابر میانگین مقدارش

بر اساس آزمایش خون - ناموساً؟ -

آره

و تو چقدر داری؟

چه فکری تو سرته؟

مارک

ما تازه شروع کرده‌ایم

من مرده نیستم آمایا زوگازا

یادم میاد مامانم دست نوشته رو میخوند

این جاییه که وارد میشی؟

بله

من، مارک بلمونت، میتونستم بفهمم اون کی یه نسخه خطی رو دوست داره

این اثر یه نویسنده‌ی جوان باسک، آمایا زوگازا بود

آمایا از قبل وجود داشت

در خونه‌ی مامانت رو میزنم

اونو اینجا نوشت

روی اون میز. اولین رمانش رو

برنده جوایز زیادی شد

خیلی زیاد

بیش از حد ارزش گذاری شده بود

مامانم مثل یه نوجوان عاشق شد

این فقط یه بار اتفاق افتاد

فقط من خیلی دیرتر فهمیدم

مامانت عاشق اینه که این کار رو توی آب انجام بده

منم همینطور

میدونم

ویکتور منتظر ماست

ویکتور نتونست مامانم رو وادار کنه منو ببینه

یا حتی بیمارستان رو ترک کنه تا با ما وقت بگذرونه

زن بیچاره بی قرار بود

مخلوطی از وحشت و شرم بود

و احساس گناه، نه؟

به خاطر طرد کردن دخترش

ویکتور گفت اون خودش رو به عنوان یه مادر رد کرده

بعدش یه شب ویکتور یه ایده‌ی فوق‌العاده داشت

اینجا جاییه که تو وارد می شوی

من قبلاً به عنوان یک کودک ظاهر شده بودم

اما بله، اینجا من شیش سالمه

من اینو خوب یادمه

ربکا، مامانت از چی بیشتر می‌ترسه؟

از من؟

!نه

از صداها، درسته؟

چطوره که با صدات به مامانت برسی؟

وقتی بفهمه این صدای توئه، و فقط صدای توئه

به گوش دادن ادامه خواهد داد

چی باید بگم؟

ازش بخواه واست آواز بخونه

سلام، ویکتور

مامان، من ربکا م

ربکا

این صدای توئه؟ - آره، و این مال توئه -

صدای قشنگی داری - تو هم همینطور، مامان -

ممنون

واسه همینه که زنگ زدم - واقعاً؟ -

برام آواز میخونی؟

بعدش من با آواز تو خوابم میبره

دستهات خواب میره

چشمات، که هنوز صدام رو میشنون

به روی دنیا بسته میشه

ربکا

...ربکا

بنابراین این کاری بود که چندین شب انجام دادیم و

ویکتور هم از صدای مامانم لذت برد

شب بخیر، فرزندم

خوابش برده

ویکتور تلفن رو قطع کرد

ویکتور

ویکتور خیلی عالیه

ما خوبیم؟

بله

اولمو نزدیکه که برسه، درست همینجا

در این خانه مزرعه قدیمی باسک در همه مکان ها

در اون لحظه

More Farsi Persian subtitles for The Tree of Blood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left