Sister Boniface Mysteries

Sister Boniface Mysteries

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Sister Boniface Mysteries S04E03 Are Ye Dancin 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Sister Boniface Mysteries 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اوه، داتی،

خیلی وقت بود ندیده بودمت.

و تام توماس، خودتی!

از همیشه زیباتر به نظر میای!

هنوزم دلربایی!

حالا دیگه مهمونی اینجاست.

هیس، ساکت باش. الان غافلگیرش می‌کنی.

و این هم همسرم، آنگوس.

گروهبان لیوینگستون،

ایشون خواهر ورا، جین هستن. - از آشنایی باهاتون خوشبختم.

خانم کلام-- الان سر و کله‌اش پیدا میشه.

عجله کن. عجله کن.

خانم کلام: داتی؟

داتی؟

آماده‌باش!

چراغا رو خاموش کنید و برید پشت در.

مگه اتفاقی افتاده؟

خانم کلام بیرونه.

سلام؟

داتی؟

یه قوری اضافه لازم دارم قرض بگیرم.

می‌دونم اونجایی. درو باز کن.

نه، نه، نه، نه.

خانم کلام:

این زن چشه؟

مگه اونم کر شده؟

رفت.

خب، پس.

خواهر بونیفیس:

صاحب تولد چند سالشه؟

یه قرعه‌کشی راه انداختم.

آه بله، اون عاشق استیکه.

خیلی وقته لهجه‌ام رو از دست دادم.

بیشتر از چهل ساله که اینجام.

اوه، این پسر ما، کالم هست.

اوه، بله، شنیدم شما قراره برنامه اجرا کنید؟

آره، یه مقداریش.

بقیه گروه هم به زودی میرسن.

چه حیف. - اوه، اختلاف نظرای موسیقایی؟

یه چیزی تو همین مایه‌ها.

اما کَل خواست بخاطر خاله‌اش این کارو بکنه، پس...

باریه که باید به دوش بکشیم.

وسایل رو بیارم داخل، پدر؟

توی ون که به دردمون نمی‌خوره، مگه نه؟

من واقعاً مردی رو تحسین می‌کنم که می‌دونه چطور از سازش استفاده کنه.

می‌تونستی بهم بگی اینجا اینقدر انگلیسیه.

از دیدن هر دوتاتون خوشحالم.

پس فردا شب واسمون آواز می‌خونی، عزیزم؟

اوه، نه.

بیا، بده من ببرمش، مگی.

اون نمی‌ذاره؟

انتخاب خودمه.

مارگارت.

نمی‌دونم چرا خدای مهربون صلاح دید مادرشون رو بگیره و نه اون رو،

هیچ‌وقت نمی‌فهمم. - جینی...

برو خواهرتو ببین.

خانم کلام: بله، بله، دارم میام. دارم میام!

جین.

سورپرایز!

ممنونم.

خیلی وقت بود که تولدت رو ندیده بودم.

فکر نکنم وقت معاشرت کردن داشته باشم.

تمام هفته سرم شلوغه.

آه خب، اینم یه غافلگیری دیگه.

کالم اتاق‌ها رو رزرو کرد--

یکی برای خودش، یکی برای من و آنگوس

و اون دو تای دیگه هم برای... دوستا.

آنگوس هم با شما اومد؟

بله، لازم نیست دست به سیاه و سفید بزنی.

استوویز و کراناخان آوردیم برای عصرونه.

آنگوس مخصوص درستش کرده. - من شام رو شروع کردم.

خب، می‌تونیم یه سفره رنگین پهن کنیم، مثل بوفه؟

حیفه که هدر بره.

بوفه برای مراسم غسل تعمید و مراسم تدفینه.

کلید اتاقت رو میارم.

چا‌یت رو نخوردی.

اون دوست توئه.

چطور ممکنه ندونی چند سالشه؟

محاله حدس بزنی چقدر پای من دراومد، تصور کن!

واو. چقدر واست آب خورد؟

ارزش تک‌تک پولاشو داشت.

از پدرت پرسیدی که می‌تونی بعضی از آهنگاتو اجرا کنی؟

نه، کَل، نکن--

داشتم فکر می‌کردم که باید بعضی از تنظیم‌های جدید جیمی رو امتحان کنیم

فردا.

و دوست دارم مگی برای خاله‌ام آواز بخونه.

اینطوره؟

صداش قشنگه.

مردم باید بشنونش.

فکر نمی‌کنم.

من هیچ علاقه‌ای به تلاش‌های مسخره پسرم ندارم

که آهنگ‌های خوب رو به اسم مدرنیته خراب کنه.

و اون چیز کریه هیچ جایی روی این صحنه نداره.

این یه گروه سنتی سِلیه.

اگه خوشت نمیاد،

می‌تونی برگردی به شخم زدن زمین‌ها

با پدرت.

کی می‌خوای جلوش وایسی؟

این مال کیه؟ - اوه، ورا، بده من برش دارم.

نمی‌خوام فضولی کنی.

خانم کلم: خواهش می‌کنم وسایلتون رو اینور و اونور نریزید.

نزدیک بود پام بگیره بیفتم.

دمت گرم، خاله وی. خیلی حال داد.

خواهش می‌کنم، کلوم.

آخه می‌دونی، آخرین باری که با خواهرم تو یه مهمونی بودم،

یه رقص گروهی سنتی بود.

تولد هجده سالگی‌ش بود.

ورا با سیریل اونجا بود.

اوه، خیلی بهمون خوش گذشت، نه؟

فکر نمی‌کنم تا حالا ورا رو انقدر در حال خنده دیده باشم.

زیاد طول نکشید که پسرها رفتن جنگ.

فقط امیدوارم این موسیقی یادآورش بشه...

...روزهای شادتری رو.

خب، کی هوس یه نوشیدنی کرده؟

چی؟ ببخشید؟

یه پاینت کوچولو تو کافه محله.

البته اگه بتونم اولین دور رو من حساب کنم.

دمت گرم، رفیق!

ما از همگی خداحافظی می‌کنیم.

ولی هنوز زوده.

اوه، جان، بذار بچه‌ها یکم خوش باشن.

شب همگی بخیر.

نگران نباش، مامان. ما یه نقشه داریم.

امشب انتظارشو نداشتم.

فوق‌العاده‌ست. راستی، من پگی هستم.

مگی.

من عاشق لباست شدم.

اگه دوست داری بهت می‌گم از کجا خریدمش؟

اوه، نه، به من نمی‌آد.

عالی بود. جیمی، چطور فرار کردی؟

خواستن توانستن است، مگه نه، جیم؟

هی. بیا برامون یه آهنگ بخون.

اوه، نه. اگه بابام بفهمه...

کی می‌خواد بهش بگه؟

من قدغن کردم که اینجا بیای.

برو بیرون... همین الان!

نمی‌تونی اینجوری باهاشون حرف بزنی.

جیمی، رفیق، بهش بگو گمشو!

از دست تو خسته شدم. ما صبح حرکت می‌کنیم.

تو می‌تونی خبرشو به مادرت بدی.

تکون بخور.

به زودی می‌ری زیر خاک،

و اونا می‌تونن هر طور که دلشون می‌خواد زندگی کنن.

بدترش نکن.

اوه، این هَگیس بوی فوق‌العاده‌ای میده.

پس این یه موجود بومی ارتفاعات اسکاتلنده،

درسته؟

جانورهای کوچولوی چاق و پشمالو که تو بوته‌های هدر وحشی پرسه می‌زنن.

گرفتن‌شون کار آسونی نیست، بهت بگم.

واقعاً؟ من... فکر می‌کردم این از گوسفند به دست میاد.

اِم...

تولدت مبارک!

الان داریم خودمون صبحونه درست می‌کنیم، مگه نه؟

فکر کردم امروز بهت مرخصی بدم.

پس، خدمات من لازم نیست.

متوجه‌ام.

راستش، من...

فکر کنم این یکم برام سنگینه.

متأسفم.

می‌تونم ازتون بخوام یه کم فرنی برام آماده کنید، خانم کلم؟

اصلاً زحمتی نیست.

فرنی عالیه.

اینا رو برات بسته‌بندی می‌کنم،

و می‌تونی با خودت ببری سر کار.

ممنون.

فکر کنم نمی‌دونه که اون جشن رقص گروهی لغو شده.

شاید بالاخره تونستن با جان کنار بیان.

بالاخره.

ما می‌تونیم بدون بابات هم انجامش بدیم. مگی به هر حال بهتر راهنمایی می‌کنه.

قشنگ‌ترم هست.

یه کیک سه طبقه‌ست با همه چیزای مورد علاقه ورا --

تهش کباب لقمه جگر و پیاز،

وسطش کیک پودینگ سیرابی و روشم دسر انگور فرنگی.

آخ!

قتلی اتفاق افتاده.

خواهر بانیفیس: چقدر عجیب.

چیزی پیدا کردید؟

خواهر بانیفیس: یه تکه چوب توی موهای قربانی.

ممکنه از کف زمین باشه وقتی که اونو زیر میز کشیدن.

نظریه‌ای تو اون سربند داره شکل می‌گیره؟

خب...

...کبودی اینجا، اطراف فک،

نشون‌دهنده یه ضربه به صورته،

اما جراحت کشنده اینجاست --

زخم چاقو به شکم.

مرگش به طرز خوشایندی سریع بوده.

مال قربانیه؟

که توی آزمایشگاه بررسی‌اش می‌کنم.

هوم. و یک بازه زمانی؟

خانم تیمبل تأیید کرد که به قربانی اجازه ورود داده،

حدود هشت و نیم صبح امروز،

تا وسایلش رو جمع کنه.

پس تو همین دو ساعت اخیر کشته شده.

خواهر بونیفیس:

بیشتر خونه؟

خواهر بونیفیس:

ممکنه این خون مال ضارب باشه.

خب، پس چند نفری با قربانی در ارتباط بودن.

فقط سه نفرشون موقع پیدا شدن جسد اینجا بودن.

باشه، من باهاشون حرف می‌زنم.

Sister Boniface Mysteries subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left