The first 200 lines.
آنچه گذشت
ازت ميخوام به اون چيزي که خودت هستي تبديلم کني
!نه، اصلاً نميدوني داري چه درخواستي ميکني
! اه
"سالي" - برادرت طوريش نميشه -
از حالا به بعد اگه با کسايي که قبلاً مي شناختي
رابطه داشته باشي به کشتنشون نميدي
ولي وقتي که بميري، روحت مالِ منه
داشتيم خون آشام هارو تعقيب مي کرديم و مي کشتيم
ايدين" مرد خوبيه"
بايد متوقف بشه
روابط گرگ ها عميق تره
اون تورو سلاح مخفي من مي کنه
زودتر مياد خونه
چشم ازش برندار
الاناست که برسم
اوه! خونِ تو بود. کار تو بود
!دست از پا خطا نکن
هوي! کدوم بخش از "من اوني ـم که چوب نوک تيز داره" رو
متوجه نميشي ؟
جاش" ، تف تو شانس"
صب کن، وايسا
! بمير ! زالو
! اوه
خب خب، کي واسه صبحونه اونم کله سحر با خامه آمادست ؟
"ايدين"
ارين" ؟"
"ارين"
اوه، خدايا
ارين" ، ميخوام چشماتو باز کني"
ارين" ؟"
"ارين"
AliRezA P. & Amin V. w W w . T E A M S T O T . I R
مارک استنفورد به بخش راديولوژثي
مارک استنفورد به بخش راديولوژثي
حالش چطوره ؟
خوب نيس
از وقتي که قبولش کردن هي بهوش مياد، هي از هوش ميره
نائورو" ميگه که حالش بهبود پيدا ميکنه" ولي از اونوقت به بعد
نميگن که تومور قراره چه
بلايي سر فعاليت هاي مغزيش بياره
توي همين بحبوحه با بخش آزمايشگاه سروکله ميزدم
و سعي ميکردم مطمئن بشم خونِ ـش به خونِ انسان تبديل ميشه
ولي دکترا فکر ميکنن که
بطور وحشتناکي افتاده زمين
خب اين همون جاييه که بهم ميگي
واقعاً چه اتفاقي افتاد
منظورم اينه که، چي شده ؟ از اون تغذيه کردي ؟
چه اتفاقي افتاد ؟ - !نه اينطور نبود -
...خب، پس چي شد
عمداً نبود
ببين، من اومدم خونه چندتا شيشه نمونه خون برداشتم
و چيز ديگه اي که ميدونم پخش شدم کف زمين
و هيچ حسي نداشتم ... تا اينکه
تا اينکه تو اومدي
خونِ گرگنما توي غذام بود
بايد اينجور بوده باشه
... آخه
غيرممکنه، آخه چطوري ؟
"خب، من نميدونم، "جاش
منظورم اينه که، يه خونه رو با
نه يکي، بلکه دو گرگنما شريک شديم
يکيش دوست دخترت
ولي بعد اين نوجوون وحشي خلافکار
که فهميدم علاقه شديدي به حملِ چوب هاي نوک تيز داره
چي ؟
"خودش اومد سراغم، "جاش
! واي ... نــــه
اون عددي دربرابر تو نيست
!تورو بيشتر از من دوست داره
ميدونم
انقدري دوستت داره که
!بدجور حسوديم ميشه
ميدونم، ولي از وقتي که کف زمين پهن شدم
.و خون از مردمک چشمام بيرون ميومد، فهميدم
کجاست ؟
توي اتاق 59
!"اون بچه ـست، "ايدين
!بچه اي که من و "جاش" درقبالش مسئوليم
داشتم از خودم دفاع مي کردم
داري ميگي تنها راه چارت دربرابر
يه نوجوون اين بود
که سرشو بکوبي توي ديوار ؟
بذار اون بخش از داستان که بهش مربوط ميشه رو بگه
"نه، اونا بهانه ان، "جاش و هميشه هم اينارو توي آستينش داره
حقيقت اينه که، هرجايي که تو بري خشونتم ميره
خب، منم يه چيزايي راجع به خشونت ميدونم
و اگه "ارين" صحيح و سالم از اين وضعيت در نياد
مجبوري که بهم جواب بدي
نورا" ؟"
بريج" ؟"
به اين اميد بودم که هنوزم همينجا شاغل باشي
"واقعاً خودمم، "بريج
فقط جو گير نشو، ميتونم توضيح بدم
کار کرد - خونسردي خودتو حفظ کن -
تونستم با اون عالم ارتباط برقرار کنم
چه کمکي از دستم برمياد، روح ؟
بذار من رابط اين دنيات باشم
باشه، خب نميدونم درمورد چي صحبت ميکني
باشه؟ ولي، فکر کردم بتونيم باهمديگه بريم و خرچنگ بزنيم توي رگ
و يکم شراب سفيد و اينا بخوريم
! اوه
! اوه خدايا
...خب، الان موجويت صورتم رو تاييد کردي
تو روح نيستي - !نه -
زنده اي ؟
زنده ام و درمورد خرچنگ خوردنم جدي هستم
همه اش دلم داره ضعف ميره
واي خدايا
... تو
خيلي خوب داري درکش ميکني
اوه
سلام
بايد به خواهرت زنگ بزني
قرار بود امروز ناهار بخوريم
آره، باشه رو چشمم عيبي نداره
و شايد برم خونه، يه سري از وسايلشو واسه موقعي که بهوش اومد بيارم
شايد چندتا لباس راحتي و مسواکش
"نورا"
الان دقيقاً اون کاري که نيازه رو داريم انجام ميديم
فقط بايد پيشش باشيم، خب ؟
اين بهترين کاريه که از دستمون ساختست
ميدونم که "ايدين" دوستمونه
جدي ميگم
و يه بخشي از وجودم واقعاً باور داره که اونم ميخواد باشه
... نميدونم
يه خون آشام بهتر ميخواد باشه
اگه همچين چيزي وجود داشته باشه
ولي خسارات جانبي زيادي داره
ايدين" فکر ميکنه که خونِ گرگنما"
باعث واکنشش بوده
خونِ "ارين" توي غذاش بوده
واسه يه دقه و نيم به گرگنما تبديل شده بوده
ميدونم، ميدونم
حتي اگه خبر داشت
که خونِ ـش چه تاثيري روي خون آشام داره
چرا بايد به "ايدين" صدمه برسونه ؟
نميدونم
آخه سابقه اين کارا هم داره
منظورم اينه که ... سرگذشت خشونت باري داره
آره، "ايدين" هم داره
ولي يخورده بيشتر از 200 سالشو مخفي کرده
خودت که ميدوني، "ارين" ول کرد و رفت
ليام" اون کسي بود که" پيداش کرد
ليام" بود که "ارين" رو برگردوند خونه"
و اين حقيقت که "ايدين" رو ميخواد
...رو به صراحت مخفي نکرد که ميخواد همه خون آشام ها کشته بشن
...چرا براي يک بارم که شده
قبول نمي کني که کار اشتباهي مرتکب شده
خودم ميدونم، ميفهمم چي داري ميگي
ولي فکر نمي کنم که ميخواسته به "ارين" صدمه برسونه
واقعاً اينطور فکر نميکنم
... بعضي وقتا تعجب ميکنم
...اگه يه روز برسه که
قرار باشه بين ما، فقط يک نفر رو انتخاب کني کدوممون رو انتخاب مي کني، "جاش" ؟
سلام رفيق
داشتي چيکار ميکردي ؟
ببخشيد، شما کي باشين ؟
ايدين"، طوري نيست"
اون چيزي نيست، چيز مهمي نيست
بايد يه مدرکي، گواهي چيزي ببينم
شنيدي چي گفتم ؟ کارت پرسونليت رو نشون بده
همين الان
اجازه بده به يه نهار دعوتت کنم
من "بليک" ام
دوستمون بلاخره 'سازنده' اش رو ملاقات کرد
چطوري پيداش کردي ؟
تورو تعقيب کردم
خب، تو و افراد کمي بازمانده هستين
ولي "ايدين ويت" شهرت بخصوصي داره
... و حالا که من و "کنت" بهتر باهم آشنا شديم
اسمش "کني"ـه
خب، راستش
با "کنت" هم حال مي کنم
بنظرم کار سرنوشت باشه تو اينجوري فکر نمي کني ؟
يه بار ديگه بگو
خون آشام ها بدون هيچ تاملي قبول مي کنن
به همين خاطر نسلمون داره منقرض ميشه
حالا که خوده "کنت" ميخواد به هديه جاودانگي نياز داره
و منم دل تو دلم نيس که بدم ـش
هديه جاودانگي... وايسا
! کني"، اين کارو نکن"
به هيچ وجه نه! امکان نداره
!فهميدي؟ هي، رفيق
اون گفت شما دو تا به هم نزديک بودين
هستيم
فکر ميکردم تو موافقي
اين يه نظم عادلانه و متمدنانه ـست
!شوخي ميکني؟
اون ازم تا سن 18 سالگي فرصت خواست
کني" ؟" - بعد هم نيش ـش رو بهش ميدم -
!بسه،به هيچ وجه
نه، نميخوام اين اتفاق بيفته، مخصوصاً واسه تو
ديگه نميتونم اينطوري زندگي کنم
تو ميدوني... چون بهت گفتم، يادته؟
ما قرارمون رو بستيم، تموم شده ـس
...آره، ولي اون بهت نگفته ارزش اون
"عمه "بليک" ـت بايد بره بيرون "کني
بايد يه نمونه ازت بگيرم
"بعد ميبينمت عمه "بليک
No comments yet. Be the first to leave one.