The first 20 lines.
آيا شما غذا هستيد ؟ نه ، ما شکارچي هستيم ؟
کمان قرمز آتشين و تير
هيچکس نام گلهاي نابود شده رو نمي دانست
اين پرنده در حال سقوط در آرزوي آمدن باد مي باشد
مهم نيست که چقدر دعا کني هيچي تغيير نمي کنه
تنها چيزي که عوض ميشه اين مبارزه ي تعيين کننده است
خوک هايي که همه چيز را به سخره مي گرفتند در تلاش براي پيدا کردن راهي براي بالا رفتن از جسدها هستند که به پيش بروند
مثل چهارپايان آرامش داشته باش ، در رفاهي الکي زندگي کن و آزاد باش مثل گرگ هاي گرسنه
حقارت اسارت کشيدن تازه آغاز ضد حمله است در ميان ديوارها ، دعا کردن مثل سلاخي کردن با خنجر است
بدن اون با ميل به کشتار شديد، آتش گرفت ...او گرگ و ميش را با خون به قرمز تبديل مي کند
به همراه کمان خونين و تير هايش...
کمان رو بکش و رهاش کن نگذار دشمنت فرار کنه
تير را آتش بزن و هدف بگير هرگز نگذار دشمنت فرار کنه
زه را تا زماني بکش که ضربه محکم و ناگهاني وارد کند
باران تيراندازي را ادامه بده تا زماني که هدف نابود شود
اين نه اسلحه است نه مهارت
چيزي که باعث کشتار ميشه دعا کردن است
اما نداشتن اراده باعث خودکشي ميشه
ما شکارچي هستيم ، داغ تر از آتش
ما شکارچي هستيم ، سرد تر از يخ
No comments yet. Be the first to leave one.