The first 200 lines.
MR. SUNSHINE «قسمت 16»
تقديم ميکند KT Team تيم ترجمه
را به خاطر بسپاریدKTTeam برای دریافت بهترین و با کیفیت ترین زیرنویس
این داستان براساس رویداد های تاریخی ساخته شده است
برخی سازمان ها و انجمن ها غیر واقعی و ساخته ی ذهن نویسنده میباشند
متاسفم
امیدوارم با یه دختر که از هر نظر از من بهتره اشنا بشی
به هم خوردن نامزدی فقط براى زنا بدی داره
ولی برای مردا چیزی نیست
نمیدونم تو این موقعیت چجوری حرفم برداشت میشه
ولی من با زنای زیادی بودم
حرف من بدتر بود
خیلی وقت پیش فهمیدم یه مرد دیگه تو قلبته
با اینکه میدونستم
کاری از دستم بر نمیومد
این نامه ی رسمی پدرم درباره ی ازدواجمونه
و دقیقا الان
تصمیم گرفتم که ادم بدی باشم و کارای بدی بکنم
شنیدم خدمتکار نامه رو داره میاره
ولی بجاش هی سونگ اومده
و تو حیاط جلوی اه شین زانو زده
هی ازدواجو به تاخیر مینداختن
و الانم اینطوری شده
بیشتر عمرشو تو ژاپن گذرونده
برا همین رسوم سنتی و قول و قرارای خونوادگی
براش هیچ معنی ای نداره
مطمئنم اه شین اعتراضی نکرده
,منو ببخشین که این حرفو میزنم
ولی اه شینو دوست ندارم
یه مرد دیگه تو قلب منه
حتی به خودتون زحمت ندید که برید بیرون نگاه کنید
چجوری جرئت میکنن قول و قرار ازدواج رو بشکنن؟
باید به جاش یه درس حسابی بهش بدین
منظورت از کار بد چیه؟
چرا نتونستی به من اعتماد کنی؟
باید حداقل
قول و قراری که گذاشتیم رو باور میکردی
نامه تو راه بود
باید هرطور شده متوقفش میکردم
با به خطر انداختن همه چی؟
این قول و قرار خانواده هامون بوده
باید برای به هم زدنش
وقت میزاشتیم و اروم پیش میرفتیم
پس منظورت از کارای بد
درباره ی ازدواج نبود؟
دو تا راه هس که گل ها رو ببینیم
یا تو گلدون بکاریشون
یا بیرون بکاریشون
تا تو مسیر ببینیشون
من اخریو
انتخاب میکنم
پایان ناخوشایندی برای منه
چون امکان نداره
هیچ گلی در مسیری که من انتخاب میکنم باشه
من نامزدیو به هم میزنم
احتمالا دارم تنبیه میشم
بخاطر اون همه انتظاری که تو کشیدی
متاسفم - فقط نگران خودت باش -
همین که تموم شه
به تو خرده میگیرن
این چیزیه که من میخوام
میتونی بهم وقت بیشتری بدی؟
دارم روی یه چیزی کار میکنم
وقتی انجامش دادم
همونطور که خواستی
تبدیل به یه زن عیب دار میشی
بهم اعتماد میکنی؟
پس اینجوری
اولین قبولیو ازت گرفتم
!ارباب جوان
وقتی نیومدین نگران شدم
وقتی قراره امروز
روز خوبی باشه این چه وضعیه پس؟
به پدر و مادرم بعدا خودم خبر میدم
پس بهشون بگو که
برگشتم هتل
چیزی که دیدی
بینمون میمونه. افتاد؟
... متوجهم ولی
پس برو
بله, ارباب جوان
باید باهاش بری
فراموش کردم که پدرو مادرت ممکنه نگران شن
اگه برم
تنبیه ات تموم نمیشه
بیا اول کار تورو تموم کنیم
و همچنین خانم هامان و آقای هنگرانگ
بزرگترا معمولا یه بهونه ی درست درمونو دوس دارن
همین که غش کردم
لطفا با صدای بلند خبرشون کن
میتونی بگیریم؟
!بانوی من! بانو چو
!ارباب جوان هی سونگ غش کردن
یه دقیقه پیش خوب بودن, یهو غش کردن
خاک بر سر شدیم
یه مرد نباید اینقدر ضعیف باشه
دول سو, درو باز کن
به خانم هامان بگو بره عطاری
...به آقای هنگرانگ بگو
ارباب جوانو ببره
مرسی
می تونم بی حسی پاهامو تحمل کنم
ولی گرسنگیو نه
هردوتون کارتون حرف نداشت
بزنین بر بدن
مطمئنین نمیخواین برین دکتر؟
گفتم که خوبم
به ارباب گو بگین که
دارو برام تجویز شده
و منو بردی هتل
بیا همین داستانو بگیم
ولی بانو چو هیچوقت باور نمیکنه
من اونقدر قوی نیستم که شما رو به هتل ببرم
باید بگین خانم هامان بوده
این باورکردنی تره
من واقعا تا هتل کولتون میکنم
حتما باید بکنم
انقدر دلت برام میسوزه؟
اینجوری نیس
فقط احساس میکنم آب تو هاون میکوبین
بانو اه شین, شما
و حتی اون آمریکاییه
همتون به چشم من تنهایین
خدای من, کلاهاشونو ببینین
اومدن
مراقب باشین
مراقب باشین بچه ها
بهاره و ما دنبال دانش آموزای جدیدیم
دست خطش خوبه, نه؟
اون یه نجیب زاده ی واقعا پراحساسه
یبار فرستادمش سفارت آمریکا تا یه کاریو انجام بده
یادمه
فکر کنم امروز اینجا نیس
به یه دلایلی اینجا نیس
گیاه حربا
اتفاقا منم سر راه میخواستم برم عطاری
افتادی تو زحمت، خودم میرفتم
مریضی؟ - همه جام درد میکنه -
و الان بدتر شدم
چون فکر کنم اون خبرای بد
ممکنه واقعا برای تو خبرای خوبی باشن
اولا
الان هر چیزی که تو میدونیو میدونم
میدونم خانواده ام چیکار کردن
و اتفاق غم انگیزی که برات افتاد
معذرت خواهی نمیکنم
لاقل هنوز نه
انتظارشم نداشتم
چرا نه؟
چون تو خونمه؟
نه,چون یه روزی معذرت میخوای حتی اگه امروز نباشه
گفتی "اولا," پس باید یه دوما هم در کار باشه
دوما
انگار من همیشه یه قدم تو اخبار بانو اه شین عقب بودم
ولی این بار ازت جلو زدم
ولی بهت نمیگم قضیه چیه
چون آرزو میکردم
تو آخرین نفری باشی که دربارش میفهمی
بدین داروتو بجوشونم
برای پاشویه کردنه
لطفا بدش به سومی
من چی؟
میتونی نصفشو بگیری
بخاطر دفعه ی پیش متاسفم
ممنونم که ازش چشم پوشی کردی
ارباب لی جونگ مون تهدیدت کرد؟
انگار همیشه کمکش میکنی
فکر کنم میشه همچین چیزی گفت
یا به عنوان یه رابطه ی سمبولیک بهش نگاه کرد
بزار من انجامش بدم. من سریعترم
مشکل چیه؟
میبینم باز دوستون اینجا تشریف دارن
مثل دفعه قبل بین من و دوستت
گفتم شاید درباره ی توافق ما کنجکاو بشی
اره بودم
از اینکه هردوتون یه پلکم نزدین ترسیدم
دوستت به زودی ازدواج میکنه
.... منظورت چیه نامه ای که دست هی سونگه -
نامه ایه که خانواده ی داماد به خانواده ی عروس میده
همیشه یادم میره که دوستم
نامزد داره
مرسی
یه بار ازم راجب
نامزدیم پرسیدی
راستش هیچوقت حس نمیکردم واقعیه
ولی با تو بودن منو به این فکر انداخت
که چی میشه اگه نامزدیو به هم بزنم؟
ممکنه طرد بشم
بعد میرم به شانگهای
حتی اونجا
حتی اونجام باید راهی برای محافظت از چوسان باشه
شاید بتونم چند تا از همرزمای پدرمو ببینم
من چی؟
تو احتمالا تا اون موقع
برگشتی آمریکا
تو هیچوقت جزو سناریوی"چی میشه اگه' ی زندگی من نبودی
ولی الان هستی
این برای من کافیه
اسم همو پرسیدن, دست دادن, بغل کردن
چیزی که بعدش میاد
No comments yet. Be the first to leave one.