The first 200 lines.
"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"
"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"
"پرنده ی کوچک را فرستادند"
"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"
"بر فراز جزایر پرواز میکند"
"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"
"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"
"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"
"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"
"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"
"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"
"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"
"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"
"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"
"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"
"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"
"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"
"وقتی احساس کردی عاشق شدی"
"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"بال های تنهام در نهایت"
"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"
"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"
"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"
"انتظار در پکن"
"اپیزود 5"
دارم میام کیه؟
!تویی تازه داشتم چمدونم رو میبستم
اومدم یه سری وسایل بهت بدم
فکر نکنم بتونی توی هواپیما ازینجور غذا ها ببری این چاشنی ها رو چی؟
با این میتونی یه سوپه خیلی خوشمزه درست کنی
رسیدی اونجا حتما اینو با آب بجوشون به شنگ شنگ شیا بده برای سلامتی خیلی خوبه
راستی ازش بپرس چیزی هست که دلش بخواد بخوره؛
میتونم توی این فرصت براش درست کنم
نیازی نیست نمیخوام وسایل زیادی ببرم
تازه اونجا همه اینارو توی سوپر مارکتای چینی دارن
همه اینارو دارن؟
مطمئنم با هم فرق دارن
من بهترینا رو برات جدا کردم یه سوپر مارکت به این اندازه خوبه؟
وقتی به این فکر میکنم که شنگ شیا اونجا تنهاست خیلی ناراحت میشم
هم از خونش دوره و هم نمیتونه غذا های کشورشم بخوره
در حال حاضر از اینکه نزاشتم ژنگ ژنگ بره خارج خیلی خوشحالم
اگه ژنگ ژنگ با شرایط آسم اش خارج بود الان سکته کرده بودم
تو خیلی خوشحالی ولی من برای ژنگ ژنگ خیلی متاسفم
باورم نمیشه مستمری ات رو برای طراحی لباس به ژنگ ژنگ میدی
اگه اینو میدونستم اون موقع ازت پول قرض نمیگرفتم
خب اون موقع برای نجات شرکت باید اینکار رو میکردی
این قضیه برای شنگ شیا هم اصلا راحت نبود
اگه اون پول نبود الان همه آرزو هاش به باد رفته بود
ژنگ ژنگ هم آرزو های خودش رو داره
وقتی شنگ شیا خواست برای ادامه دادن درساش؛
بره خارج . اونم برای خارج درس خوندن درخواست داد
چون نمیخواست از شنگ شیا عقب بمونه
توانایی های شنگ شیا بالاتر از ژنگ ژنگه
اگه این پول قرار بود برای کسی خرج بشه؛
اون شنگ شیا بود
...ژنگ ژنگ
بابا مگه نگفته بودی
صاحب کارت اون پول رو بهت نداد؟
...ژنگ ژنگ قضیه اینه که
ژنگ ژنگ بهم گوش کن
خاله مگه شما همیشه وضع مالیتون خوب نبود؟
چرا باید از بابای من پول قرض کنید؟
مگه آرزو های من، آرزو محسوب نمیشن؟
ژنگ ژنگ
شما فقط به شنگ شیا اهمیت میدید
همه چیز برای اونه
اگه اتفاقی براش بیوفته همه میخوان بهش کمک کنن
ولی من چی؟ اگه اتفاقی برای من بیوفته؛
تنها کاری که میکنین اینه که من رو نصیحت کنید هیچ وقت از من دفاع نمیکنید
ژنگ ژنگ همه اینا تقصیره منه
"اگه قرار بود انتخاب کنم؛ ترجیح میدادم هیچ وقت بزرگ نشم"
"چون وقتی بزرگ میشی باید با همه مشکلات بزرگسالا رو به رو بشی"
چرا داری بالا میاری؟
بهت گفته بودم بیرون غذا نخور
غذا های بیرون قابل اطمینان نیستن
چی شده؟
...داره بالا میاره. نکنه
سلام خاله
عمو. ژنگ ژنگ کجاست؟
بیشعور هنوزم جرئت گفتن اسمه ژنگ ژنگ رو داری؟
"متاسفانه همچین فرصتی هرگز پیش نمیاد"
"زندگی هرگز بهت اجازه برگشت رو نمیده"
"فقط تو رو به چلو هل میده"
شنگ شیا بالاست بهتره برین بالا
باشه بیا بریم بالا
سرمایه گذاریه خوبیه
نه اینجا برای خودشه خودش پوله اینجا رو داده
شنگ شیا اومدی؟
سلام لطفا بشینید
مشکلی با ضبط کزدنه صحبنامون نداری؟
مشکلی نیست
انگار اشتباه نکردم به نظر میاد کسی باشی که احساسه عدم امنیت داره
عدم احساسه امنیت؟ چرا همچین حرفی میزنید؟
به نظر کسی میای که نمیخواد درباره ی مشکلاتش با بقیه حرف بزنه. درسته؟
.این اخلاق نشون دهنده ی عدم احساسه امنیته
ولی باید باهام روراست باشی تا بتونم کمکت کنم
بهت اتهاماتی مثل حمله و فرار از صحنه ی جرم زده شده؛
فعلا میخوام روی این اتهامات کار کنم
چون تو درواقع داشتی از خودت دفاع میکردی
منظوره آیوی اینه که میتونه به نفع تو ادعای بی گناهی کنه
بی گناهی؟
ولی من واقعا زدمش
در هر صورت من اینجام که ؛
از حقوق تو دفاع کنم
این وظیفه ی منه
پس نباید توی دادگاه گناهت رو قبول کنی
باید دقیقا طبق توصیه های من حرف بزنید
این پرونده نباید به اینجا کشیده میشد؛
ولی حالا که این اتفاق افتاده طبق برنامه ی من در بدترین حالت
بهتون اتهام اقدام سهل انگارانه میزنن
در این صورت اتهام سبک تری بهت وارده
ولی اگه گناهم رو قبول کنم چه اتفاقی میوفته؟
اون دیگه بستگی به تصمیم قاضی داره
متاسفم که قبلش ازت اجازه نگرفتم؛
ولی خودم یکم تحقیق کردم
آیوی واقعا کارت درسته حتی عکسای بچگی منم گیر آوردی
افرادی که از عدم احساس امنیت رنج میبرن همیشه دنباله تایید و تصدیق دیگرانن
اونا همیشه دنبال ساختن تصویری کامل از خودشون هستن
به نظر میاد از بچگی تا الان بهترین دانش آموز بودی
و سخت کار کردی به لحاظ احساسات هم تو طلاق پدر و مادرت رو تجربه کردی
پس به ازدواج هم اعتمادی نداری همچین چیزی نیست
اگه چنین چیزی نیست پس چرا تا الان پیشنهاد ازدواج کوین رو قبول نکردی؟
یا وقتی دستگیر شدی؛
چرا نزاشتی کوین بهت کمک کنه؟
تو به صورت ناخودآگاه اونارو قبول نمیکنی
تو حتی راجع به ارتباطت هم مطمئن نیستی
بیا اینجا
قبل ازینکه دستت باد کنه اینو بزار روش
سرده؟ بیا بشین
عوضی
فنگ یین فکر میکنی با این وضع ژنگ ژنگ باید چیکار کنیم؟
اتفاقیه که افتاده دیگه نمیشه کاری کرد عصبی شدن چه فایده ای داره؟
از دیده مثبت بهش فکر کن
چطوری؟من تا حالا توی همچین شرایطی نبودم
وقتی همسرم حامله بود، من میرفتم سره کار مادرم بود که تمام مدت ازش مراقبت میکرد
وقتی شنید من به شنگ شیا برای رفتن به خارج پول دادم؛
دیدی چقدر عصبانی شد؟ خیلی عصبانی شده بود
اگه نتونه این موضوع رو هضم کنه؛
و اتفاقی واسش بیوفته من چطوری به زندگی ادامه بدم؟
اگه منم بمیرم کی قراره ازش مراقبت کنه؟
!من اینکارو میکنم
برو بیرون
فنگ یین اگه تو اینکارو بکنی خیلی خوب میشه
من؟ ولی اون میدونه که من بخاطر شنگ شیا پول گرفتم
اینطوری بیشتر عصبانی نمیشه؟
چرا باید عصبانی بشه؟ این من بودم که پول رو دادم
این موضوع ربطی به تو نداره چیزی که الان مهمه اینه که
من یه دیگه پیرم و چیزی درمورده چیزای زنونه نمیدونم
ازت خواهش میکنم بهم کمک کن
مگه من نمیخوام برم خارج شنگ شیا دادگاه داره
اون داره دادگاهی میشه تو که قرار نیست دادگاهی بشی
تو خارج همه انگلیسی صحبت میکنن تو انگلیسی بلدی؟
...نه
خواهش میکنم باید در این مورد بهم کمک کنی. باشه؟
من دیگه خیلی پیرم مگه من چند بار تا الان ازت کمک خواستم؟
دیگه هیچ راهی برام نمونده
ازت خواهش میکنم کمکم کن
چطور ممکنه این همه این اتفاقا با هم بیوفته؟
شیاو دو من دارم میرم یکم قدم بزنم
هی شنگ شیا
تو از آیوی بدت میاد؟
نه
خوب میدونم هر بار عصبانی ای میری قدم میزنی
مشکل از خودمه
وقتی داشت اون حرفا رو میزد احساس کردم در معرض دید قرار گرفتم
کدوم رو انتخاب میکنی؟ اینکه در معرض دید باشی؟
یا اینکه بری زندان؟
من دارم میرم قدم بزنم
مزاحم شدم؟
اومدم بهت یه چیزی بگم؛
من میخوام برگردم به دادگاه
میدونی که دفعه ی قبل چه اتفاقی افتاد بعده اون دیگه دادگاه نرفتم
راستش یکم استرس دارم
ولی این دفعه قضیه کاملا متفاوته؛
این دفعه مجبورم که برم
سلام
خاله
من شیاو دو ام
شیاو دو، شنگ شیا کجاست؟
چرا جواب تلفنام رو نمیده؟
رفته قدم بزنه
اون وقتی عصبیه برای قدم زدن میره
اتفاق دیگه ای افتاده؟
خاله جان نگران نباش کوین همه چیز رو برنامه ریزی کرده
الان...اونجا ساعت چنده؟
نباید تا الان فرودگاه باشید؟
من فعلا نمیتونم بیام یه اتفاقی افتاده
فقط میخواستم مطمئن شم اتفاق دیگه ای برای شنگ شیا نیوفتاده
خاله جان نیازی نیست انقدر نگران باشید
همه چیز رو بسپارید به کوین اون از پسش برمیاد
اون یکی از بهترین وکیلا رو پیدا کرده
تازه خانوادش مدته طولانیه که با این وکیل کار میکنن
خانواده ... کوین؟
"آره مگه شنگ شیا دربارش باهاتون حرف نزده؟"
خانواده کوین خیلی مرفه ان؛
...میشه گفت کمپانیشون
توی تمام جهان شعبه داره
No comments yet. Be the first to leave one.