The first 200 lines.
خواهر عزیزم، اصلا قرار نیست" .طوری باشد که انتظار داشتیم
این خانه قدیمی و خوش ساخت " و روی هم رفته دلپسند است
.آجر قرمز"
.سالن خودش عملا یک اتاق است"
از آنجا سمت راست یا چپ که بروی" .اتاق غذاخوری یا اتاق پذیرایی است
مستقیم به جلو پله هایی هست که به طبقه اول می رود"
،آنجا 3اتاق خواب وجود دارد" .و 3اتاق زیرشیروانی بالای آن
یک نارون خیلی بزرگ" .در زمین پشت خانه است
..از حالا عاشق این درختم"
،و البته درختهای معمولی بیشتر.."
،باغچه ها، گلهای استکانی، گلهای فراموشم مکن"
..گلهای صدتومانی، زنبق و آزالیا"
و یک ویستریا و شقایق پیچ.." .که در سراسر خانه رشد می کند
..و حال در مورد خود خانواده"
امروز صبح با یک صدای تق تق بیدار شدم"
"..که از باغ می آمد"
!اوه لعنت
،چارلز بود، پسر بزرگتر" .در حال تمرین کروکت در چمن
باید روی کلمه 'تمرین' تاکید کنم"
.کمی بعد صدای تق تق بیشتری شنیدم"
..اول فکر کردم مسابقه می دهند"
،اما نه، این آقای ویلکاکس.." .در حال تمرین کروکت خود بود
،آقای ویلکاکس سه حلقه را ترجیح میدهد" .چارلز، تک حلقه
.کمی بعد خانم ایوی ویلکاکس می آید"
روی یک دستگاه ورزش کالیستنیک که" .از یک سایبان آویزان است، تمرین می کند
،در آخر خانم ویلکاکس می آید"
..که یک موجود بسیار متفاوت است"
،چون، باوجود تمام کروکت و کالیستنیک"
،به نظر می آید خانم ویلکاکس، از بین همه آنها"
..به طور کامل متعلق به هاواردز اند است"
.و آن هم متعلق به اوست"
.پل، پسر کوچکتر، امروز صبح می آید"
"..عشق فراوان"
"به تیبی و خاله جولی درود و عشقم را برسان "
"..چقدر لطف دارد که آمده و نزد تو می ماند"
".اما چقدر برای تو خسته کنندست. این را بسوزان.."
".پنجشنبه نامه باز هم می نویسم. هلن"
اما این ویلکاکس ها چجور آدمایی ان، مارگارت؟
درک نمیکنم
منم بیشتر از تو نمیدونم. با اونا تو آلمان آشنا شدیم- اوه-
،سفر خیلی بدی از هیدلبرگ به اسپیر داشتیم
که اونجا کلیسای جامع قدیمی رو ببینیم
ویلکاکس ها رو تو باغهای عمومی دیدیم
هیچ قوم و خویشی داشتن و با هم چند جا رو سواره رفتیم
بعد وقتی برگشتیم خونه دعوتمون کردن که بریم دیدنشون
بعد تیبی آلرژی گرفت و هلن تنهایی رفت
این واقعا تنها چیزیه که میتونم بهت بگم
اوه، شما دخترا همیشه مستقل بودین
کلا ازش به عنوان چیز خوبی یاد نمیشه، خاله جولی؟
..مطمئنم نمیدونم
اما همیشه فکر میکردم که مراقبت از خواهر و برادرت
برای زن جوونی اونم توی همچین سن حساسی که هستی بار بزرگیه
جوونیت با اون استقلال عزیزت
عملا دور انداخته شده
!عملا
!بله، مارگارت عملا
،کیه که بگه این نتیجه تا الان چیو ثابت کرده
،و پدرت تو رو دست من سپرده
..که میدونم مادر عزیزت همین آرزو رو داشت، و منم
اوه، خاله جولی عزیز، بذار دوباره اینو شروع نکنیم
،مادر بیچاره گذاشت برای بابا که تصمیم بگیره ،بابا هم به من سپرده
..و با این همه فکر نکنم کارم بد بوده باشه
و من همیشه برای راهنماییت ارزش قائل بودم
بله، اما هیچوقت قبولش نمیکنی
اوه، نمیگم که کارت با هلن و تیبی بد بوده، عزیزم
فقط برای خودت- !خاله جولی-
ببخشید، خانوم، اما ارباب تیبی دوباره شما رو میخوان
ممنون، نانسی
آنی، فکر کنم حالا دیگه میتونی وسایل صبحونه رو جمع کنی
بله، خانوم
.مگ عزیز، ای کاش اینجا بودی"
.ویلکاکس ها به مجذوب کردن من ادامه می دهند"
اه خانوم شلیگل این برادرم پله
پل، خانوم شلیگل این هفته رو با ما هستن
از دیدنتون خوشوقتم- از دیدنتون خوشوقتم-
،پل، کوچکترین برادر از همه خوش قیافه تر است"
،اما نه ذره ای مغرور است"
.و نه بیش از حد جدی، مثل چارلز، برادر بزرگتر"
آقای ویلکاکس شرکت لاستیک سلطنتی" و غرب افریقا را اداره می کند
.و بسیار مودبانه ناخوشایندترین چیزها را می گوید"
وقتی گفتم به برابری جنسیت اعتقاد دارم"
.چنان مرا سر جایم نشاند که تا بحال تجربه نکرده بودم"
مثل همه آدم های قوی این کار را" ".بدون آزردن به من انجام داد
خانوم شلیگل عزیزم، هیچ برابری بین آدما وجود نداره
چطور ممکنه بین مردها و زن ها برابری وجود داشته باشه؟
چه تمدنی در شرایط برابری کامل عناصرش تا حالا وجود داشته؟
به همین ترتیب، چه خانواده ای؟
،فقط پل سعی کرد به نجات من بیاید"
".اما کاملا مغلوب بود"
اما اونوقت نباید اون افراد ضد حق رای زن هات
مخالف 63سال تحت حکومت یه زن باشن؟
چرند- 64- نه 63بود- اما چرا چرند؟-
..چون- خیله خب پس 63- و گفتن "چرند" خوب نیست-
وقتی یکی باهات مخالفه- اگه چرنده میشه گفت-
..چرنده چون این استثنا قانون رو ثابت میکنه
و بیهوده جستجو میکنی
چون دشمن شدید هواداران حق رای زن ملکه فقیده
اما، خب، این ریاکاریش نبود؟
اصلا
چرند
هیچ ریاکاری ای توش نبود
این بی طرفی کاملش رو توی این بحث نشون میداد
در عرض 5دقیقه همه چیزهایی که با اعتقاد به آنها"
.بزرگ شدیم را کاملا خرد کرد"
".دوست داشتنی بود" اوه خدا
یه مرد کاری درست از ده تا اصلاح طلب اجتماعیتون برای دنیا مفیدتره
!اوه
".اما بهترین قسمت را برای آخر نگه داشته ام"
!از شنیدنش میترسم
واقعا فکر میکنم بحثهای علیه حق رای زنان
به طرز ترسناکی سنگینن، خانوم ویلکاکس؟
واقعا؟
هیچوقت هیچ بحثی رو دنبال نمیکنم
فقط ممنونم که خودم نباید رای بدم
میشه قهوه بریزی لطفا؟- بله خانوم- ممنون-
.و ناگهان بحث تمام شد"
!تا به حال هرگز انقدر در زندگیم متعجب نبودم"
.پس می بینی، مگ، دوباره همه چیز را برعکس فهمیدم"
این آقای ویلکاکس نیست که هاورادز اند" .را اداره می کند بلکه همسرش است
او هیچ دری رو نمیکوبد، هیچ حقیقتی را" .بیان نمی کند، و هیچ ورزشی نمی کند
.او را ستایش و از او اطاعت می کنند"
".این باعث می شود من هم آنها را ستایش کنم"
اما هلنِ ما چرا باید انقدر مجذوب شده باشه که
،عمیقترین اعتقاداتش به راحتی درهم بشکنه
اصلا نمیتونم تصور کنم
فکر کنم شیفته ی همه چیز اونها شده
!رفتیم! به پیش
به نظر من که آدمای درستی برای هلن نیستن
اصلا با ما جور نمیان
بیشتر یه هوای تازه ان
،بعضی وقتا حس میکنم ما توی حرفای غیرصادقانه پیچیده شدیم
و برامون خوبه که ازش دربیایم
از چی دربیایم، عزیزم؟
،حرفای غیرصادقانه. حرف مفت. حرف بیمعنی دورویی، جانماز آب کشیدن
بعضی وقتا دلم یه آدم مسلط میخواد
،که بهم بگه افکارم خام و نظریه
..که برابری
چرنده- سوسیالیزم؟-
چرند خطرناک
..هنر و ادبیات
!..اوه، مارگارت
!چرند
این خیلی هضمش سخته
البته به جز زمانی که باعث تقویت شخصیت میشه
البته
شخصیت قوی ای داری، خانوم شلیگل
بله، با هنر و ادبیات تقویت شده
اها! منظور من رو ثابت میکنی
واقعا دختر خاصی هستی
،بله مگ عزیزم"
یکی یکی بت های اعتقاداتم سرنگون شدند"
مردان ویلکاکس همه چیز را با چنان تازگی "
".و وضوحی می بینند که به نظر می رسد چیزی آن را مختل نمی کند"
این خرابه ها از قرن یازدهمه
میتونیم نیم ساعت اینجا توقف کنیم
و هنوز برای کمی کریکت بازی بموقع برسیم
اما مطمئنا، مارگارت عزیز
برای اونجور فشار هیچ احساس پاسخ دادنی در خودت نمیتونی پیدا کنی؟
نه، اما الان یه مدتیه بعضی وقتا فکر میکنم که
دنیای واقعی از جلوی ما رژه میره و رد میشه
و هیچ اشکالی نداره هلن به این رژه ملحق بشه
..برای یکی دو هفته
ای کاش مطمئن میشدیم کاملا و کلا پشت سر گذاشته نشدیم
،خب من شخصا هیچوقت رژه نرفتم
و الانم هیچ دلم نمیخواد این کارو بکنم
البته تو و هلن میتونین هرجور دلتون میخواد تصمیم بگیرین
!اوه، بیا نگران هلن نباشیم
،شاید به راحتی تحت تاثیر قرار بگیره
،اما به تحت تاثیر قرار گرفتن ادامه میده اگه متوجه بشی منظورم چیه؟
به خاطر همینه که خیلی بیشتر از بیشتر مردم احساس و درک داره
حداقل بعضی وقتا اینطوره
..خانوم شلیگل
..من
..هلن- بله، انجام بده-
.مگ عزیز عزیزم. نمیدانم چه خواهی گفت"
".من و پل، کوچکترین پسر، عاشق هم هستیم"
اوه عزیزم
اما این مطمئنا خیلی ناگهانیه
مرد جوان پیشنهادی داده؟
نگفته
..هلن ما دختری نیست که بازیچه قرار بگیره
..و اگه اون پیشنهادی نداده
نگفته، خاله جولی- باید چی کار کرد؟-
فکر نکنم هیچ کاری لازم باشه اما باید برم دیدنش
مارگارت، عزیزم. کاملا رک و راست بهت برنخوره
حس میکنم بدرد این کار نمیخوری
این کار یه آدم بزرگتر رو نیاز داره
شما شلیگل ها، خیلی عجولین
عده خیلی زیادی رو اینجا میبینی نوازنده های ژولیده. حتی بازیگرای زن
..فامیل های آلمانی
!اوه، خاله جولی- آشناهایی که از هتل های خارجی سوار (وسیله نقلیه) شدن- ..واقعا-
فاجعه در پیش بود
چقدر شانس آوردیم که موقع این فاجعه من اتفاقی در محل بودم
یه چیز اشتباهی میگفتی حتما این کارو میکردی
،در اضطرابت برای خوشبختی هلن
با پرسیدن یکی از اون سوالای نسنجیدت
کل این ویلکاکس ها رو میرنجوندی
هیچ سوالی نمیپرسم
از هلن شنیدم که عاشق شده
تا وقتی به این ادامه بده سوالی برای پرسیدن وجود نداره
No comments yet. Be the first to leave one.