The first 200 lines.
از وقتی یادمه، همیشه میخواستم یه قهرمان باشم
پرسئوس، آشیل، اولیس، هرکول
هزاران و هزاران بار راجب ماجراجوییاشون خوندم
ولی قهرمان مورد علاقهم از بین بقیهشون
جیسونه
چرا جیسون؟ چون سالها پیش، جیسون به یه ماجراجویی فوقالعاده رفت
اون با خدمه وفادارش توی دریاها سفر کرد آرگوناتهای مغرور
اونا جلوی خطرات خیلی زیادی شهامت به خرج دادن
توی سرزمین های متخاصم
اون ماجراجوییهای جالب و بیشماری داشت
توی طوفانهای بزرگ
با هیولاهای وحشتناک مبارزه کرد
و بهترین هدیههای خدایان رو به اینجا یولکس آورد
بفرما پشم زرین
یه طلسم شگفتانگیز که قدرتش رو از خود زئوس میگیره
یه وسیلهای که انقدر قدرتمنده، میتونه جلوی طوفانهای بد،
فجایع بزرگ و حتی جنگ رو بگیره
پشم زرین، حتی بین حیوونا هم باعث
رفاه و هماهنگی میشه آره، حتی حیوونا
هی، من خودم یه نمونهم
یه نگاه به سم بنداز اون من رو به فرزندی گرفت، من رو، یه موش کوچولو
خب، اون یه گیاهخوار سختگیره، ولی با این حال سم به خوبی از من مراقبت میکنه
ولی خیلی اهل ماجراجویی نیست
نه، اون بیشتر اهل تئاتر و شعره
هر کسی یه نظری داره، ها؟ هر کس علایق خودشو داره
بعضیا عاشق آشپزیان
بعضیا از موسیقی خوششون میاد
مثلا، رفیق صمیمیم، لوییجی اون واقعا میخواد که یه نینجا بشه
این رویای بزرگشه
و من، خب، من میخوام مثل جیسون باشم
یه جمع برای خودم دست و پا کنم و عازم
بهترین ماجراجوییایی که دنیا تا به حال داشته بشیم
"دمهای افسانهای"
هی، پتی، ببین
ماهی آورده
اینم بقیه پولتون خانوم
-بفرمایید -ممنون، بعدا میبینمت
هوم؟
همم
خب
-وای، اونا واقعا استادن -امیدوارم که نکته برداری کرده باشی
پتی؟ لوییجی؟ این سومین بار توی امروزه که مجبورم صداتون کنم
یکاری نکنید دوباره بپرسم
خیلی خب، کجا بودیم؟ آره
کی میتونهه بهم بگه جیسون توی ماجرایجوییش سوار کدوم کشتی بود؟
اوه خانوم، من من من، من میدونم
بفرما پتی
آسونه، اسم کشتی جیسون آرگوئه اون پایین توی موزه پورت میتونی ببینیش
الههها هرا و آتنا خودشون برای ساختنش کمک کردن
با آبخور کوتاهش و بادبانهای بزرگش...
آه، یکی اینو ساکت کنه
با اختلاف سریعترین کشتی توی کل مدیترانه بود
وقتی یه روز مثل جیسون قهرمان بشم از یه همچین کشتیای استفاده میکنم
یه قهرمان مثل جیسون
خیلی خوب، بسه، انقدر نخندین پتی داره شوخی میکنه
اوه، مامان باباها اینجان
مامانی، مامانی
فردا میبینمتون، بچهها
سلام، عزیزم، چیشده؟ ناراحتی؟
اهم، آقای سم، میشه چند کلمه راجب پتی باهاتون صحبت کنم؟
دوباره؟ عزیزم تو باید توی کلاس حواستو جمع کنی
بله؟
"یه قهرمان مثل جیسون" تاحالا خودتو دیدی چلغوز؟
میبینی تونی، نشونتون میدم
چیکار میکنی؟ پتی کجا میری؟
پتی، پتی، پتی؟
هوم؟
هومم
پتی؟
کجایی، پتی؟ اوه پتی
پتی
آماده باشدی افراد شجاع من
میریم برای ماجرایجویی
-یوهوو -ها؟
کمربندا رو ببندین
کمک
دووم بیار پتی
گرفتمت عزیزم
دووم بیار عزیزم
مامانی
اون گربه قراره منم بخوره؟
- تو خوبی عزیزم؟ - اوهوم
خوبه، من و تو قراره با هم صحبت کنیم
چی پیش خودت فکر میکردی، پتی؟
خیلی خطرناک بود ممکن بود غرق بشی، میفهمی؟
ولیمن فقط میخواستم با خدمهم برم به ماجراجویی
ببین چه بلایی سر خدمه بیچارهت اومد
-برای همیشه از بین رفتن - اونا فقط تربچه بودن سم
آره، ولی برای تربچهها هم ناراحت کنندهست
تازه، خیلی خطرناکه
باید عاقل باشی پتی نمیتونی کارایی که جیسون کرده رو بکنی
آره، میتونم
یه قهرمان یه انسان بزرگ و قویه پتی نه یه موش کوچولو مثل تو
هنوزم میتونم قهرمان بشم نه یه موش کوچولو
میخوای قهرمان باشی؟ ماجراجویی میخوای؟
اینجا رو ببین یه قایق
بیا، بفرما
اوه
اینم دریائه
داری برای ماجراجوییهای خفنت بادبانا رو میکشی
من یه طوفان بدم میخوام کشتیت رو غرق کنم
کاپیتان پتی منو زد، آخ
دارم میمیرم
میگم، ماجراجوییا حتی اگه الکی باشن هم بازم باحالن، موافق نیستی؟
اینجا تو زیرشیرونی میتونی به هر ماجراجوییای که دلت میخواد بری ولی نه تو دنیای واقعی، خیلی خطرناکه
بهم قول میدی پتی؟
میبینی
برای داستانایی میسازم که هیچ موش کوچولوی دیگهای نتونه خوابشو ببینه
قهرمان شدن
خدمه جمع کن
توی ماجراجویی رهبریشون کن
یه موش کوچولو، یه قهرمان؟
منطقی نیست
پتی، میشه لطفا بیای اینجا؟
بفرما
یه تئاتر چند ماهه دارم بهش فکر میکنم
با این وسایلی که ساختیم فکر کن چه داستانایی میتونیم بگیم
آره، جالب به نظر میرسه سم واقعا ایده خوبیه
ازش خوشت میاد
خودت همش بهم میگی که از حسابداری کردن برای موشای لنگرگاه خسته شدی
سلام
برای جشن آمادیاین؟
البته که آمادهایم، رونمایی از مجسمه جدید رو از دست نمیدم
و جیسون قراره اونجا سخنرانی کنه
هی، آزمون نینجاییت چیشد؟ قبول شدی؟
نه، دوباره گند زدم این دفعه 37م بود، تعداد زیادیه
نگران نباش لوییجی، دفعه بعد میتونی اینو میدونم
امیدوارم
قبل از اینکه یادم بره بلیطت برای این هفته است
شوخی میکنی، هنوزم شرکت میکنی؟
خیلی خوب میدونی که بیرون از شهر یه جنگله
اگه برنده سفر به اسکندریه بشی
باید جونت رو به خطر بندازی تا از دریا رد بشی
ولی سم، من فقط میرم که کتابخونه اعظم رو ببینم
همه کتابای اینجا رو هزار بار خوندم
و در ضمن، توی کتابخونه که هیچ خطری نیست
آره، خب، از بین هزار تا یه شانس داری
باید بریم درسته؟
فقط اول باید یه سر برم به فاضلاب
تا حسابای تونی رو بهش بدم
بعد از این حرکت سریع، میریم جیسون رو ببینیم ایول
جناب جیسون، از این طرف مردم برای شنیدن صداتون هیجانزدن
ممنون، خانوم جوان
واهای
اینجاست سم، باید عجله کنیم میشه لطفا تو ردیف اول برامون صندلی بگیری؟
-البته عزیزم، میگیرم، بعدا میبینمت - میبینمت
هومم
البته که خرخونمونه خیلی کوچولویی، ندیدمت
خب کتابخون، توی زیرشیروونی مشغول چه ماجراجویی خفنی بودی؟
یه کتاب بهت حمله کرد؟
به یه مسئله ریاضی وحشتناک شمشیر زدی؟
حسابای بابات
- به نظر من که خوبه -سر و ته گرفتی تونی
آهان، اینطوریم خوبه
بعدا بیا اینا رو هم ببر
یه ماجراجویی خیره کننده حسابداری دیگه
فردا بیشترم هست
باید برای بقیه عمرم هر روز همین کارو بکنم
ببخشید
-میشه؟ -ببخشید، متاسفم
منو ببخشید عالی شد
یه هشت داریم
و بعدی، داره میچرخه
یه هشت دیگه
- و دوباره میریم - هشت نه، هشت نه، هشت نه
و یه هشت دیگه
یه هشت دیگه888
خانوما و آقایون شماره برنده امروزمون 888ئه
ممنون که جامونو گرفتی سم عالیان، تو ردیف اولیم
آره آره
خودشه، قراره سخنرانی کنه قراره سخنرانی کنه سم، گوش بده
همشهریان و دوستان
هشتاد سال یا بیشتر از زمانی که از کولخیس
با پشم زرین زیبا برگشتم میگذره
که برامون محافظت زئوس رو به همراه داشته
از سفرهایی که از بین طوفانها توی دریا داشتم روی آرگو...
روی آرگو
ماجراجوییهایی که با خدمهم داشتم آرگونتها
و حالا، به شهر زیبای امروزمون نگاه کنید
هیچ وقت انقدر سرسبز نبوده
و حالا، باید به زئوس سپاسگزارم...
سپاسگزاریمون رو به زئوس نشون بدیم
ارباب المپوس
وای
فوقالعادهست، خیلی باحاله
این کلاسیکترین چیز توی یونانه، درسته سم؟
آره، آره، واقعا عالیه محشره، توپه
موندم زئوس راجبش چی فکر میکنه
هاها، خیلی خفنه
یوهوو
کی خفنترین مجسمه رو داره؟ من دارم، من زئوس
عالیه، فکر کنم قشنگترین چیزیه که تاحالا برام ساختن
نظر تو چیه؟
وای ببینیدش، ببین چجوری میدرخشه طلای خالصه
خیلی درخشانه، الماسم داره
و به جزئیات بدن دقت کنید
کپی برابر اصله
عزیزم، یکم آروم بگیر، میشه؟ داداشاتو که میشناسی
یکیشون ممکنه نتونه تحمل کنه
که البته به هر حال قابل پیش بینی بود
No comments yet. Be the first to leave one.